
شما هم شب ها تا دیر وقت بیدار می مانید و نگران این هستید که رقیب، عشقتان را از چنگتان درآورد؟ مظنون هستید که همسرتان، نامزدتان یا عشقتان به جز شما با کس دیگری هم رابطه دارد؟ می خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور بر رقیبتان پیروز شوید و عشقتان را برای همیشه به دست آورید.
1) به او نشان دهید که برای انتخاب او بیشتر از هر چیز دیگری احترام قائلید.
کاری نکنید و چیزی نگویید که طرفتان را مجبور کند آنطور که شما می خواهید زندگی کند
و همه چیز را مثل شما ببیند. اگر او دوست دارد که خودش انتخاب کند، حال این انتخاب
شما باشید یا کس دیگری، به او نشان دهید که برای نظرش احترام قائلید. اگر بتوانید
به او ثابت کنید که آزادی انتخاب به او می دهید و برای نظر او احترام قائلید، مطمئن
باشید که انتخاب او شما خواهید بود.
2) سعی نکنید رقابت کنید.
سعی نکنید با رقیبتان رقابت کنید. وقتی رقابت می کنید یعنی با او وارد مبارزه شده
اید و وقتی وارد مبارزه شوید، انرژی منفی خیلی زیادی تولید می کنید و منجر به تجربه
های ناخوشایندی با اطرافیانتان می شود. درعوض، سعی کنید فرصت هایی ایجاد کنید که
منجر به تجربه های مثبت شوند، به ویژه با عشقتان. اجازه بدهید طرفتان وقتی باشماست
احساس راحتی بیشتری کند.
3) از بحث کردن درمورد مسائل مربوط به رقیبتان خودداری کنید.
وقتی کنار عشقتان هستید، سعی نکنید مداوماً از او درمورد مسائل مربوط به رقیبتان
سوال کنید: مثلاً دیروز کجا رفتی؟ چرا فلانی اینکار را می کند؟ چرا فلان چیز را به
او دادی و ...پرسیدن چنین سوالاتی فقط او را به حالت دفاعی می کشاند و پاسخ هایی که
می دهد هم صادقانه نخواهد بود.چنین بحث هایی اکثر اوقات تجربه های ناخوشایندی ایجاد
می کند و باعث می شود هر دو شما سر یک موضوع کوچک و بی ارزش به بجث و جدل بپردازید.
پس به طرفتان آزادی انتخاب بدهید. اجازه بدهید هر کاری که دوست دارند انجام دهند و
بعد می بینید که از این درک شما قدردانی خواهند کرد. اگر طرفتان متوجه شود که وقتی
با شماست می تواند راحت تر از وقتی که با رقیبتان است نفس بکشد، مطمئن باشید که به
سمت شما می آید، بدون اینکه ت برای آن کرده باشید.
4) سعی نکنید مثل سیریش به طرف مقابلتان بچسبید.
خودتان را به یاد بیاورید که تازه با طرفتان آشنا شده بودید. آن فردی که آنموقع
بودید همان کسی است که طرفتان عاشقانه و عمیقاً دوست می دارد. پس همان آدم باشید.
وقتی آن آدم بودید، کسی بودید که مثل سییش به طرفش نمی چسبید. فردی مستقل، بی خیال،
و سرشار از انرژی زندگی بودید. این خود واقعی شماست که طرفتان عمیقاً دوستش دارد و
می خواهد که با او باشد. پس همه آن وابستگی ها را دور بریزید و سعی کنید استقلال
فردیتان را حفظ کنید. اگر رابطه تان رو به انهدام است، افراد دیگر به شما خواهند
گفت،طرفت عوض شده یا آدم ها عوض می شوند، زندگی همینه. درعوض لحظه ای مکث کنید
و از خودتان بپرسید ایا طرف من واقعاً تغییر کرده است؟ یا این خودم هستم که تغییر
کرده ام؟ آیا به کسی تبدیل شده اید که خیلی از رابطه تان توقع دارید؟ عشق شما، شما
را به خاطر آن که هستید دوست دارد، پس همان آدم مستقلی باشید که یک روز بودید.
نکات بالا را همیشه در خاطر داشته باشید و با رعایت این نکات مطمئن باشید که قلب کسی را که دوستش دارید به دست خواهید آورد، بدون اینکه تلاش زیادی کرده باشید.
(تو پرانتز ولی اصولا اگه کسی کنار شما دنبال کسی دیگه هم هست، عطاشو به لقاش ببخشید، قحطی که نیفتاده)

استرسهای شغلی، هیجانات، خستگی، تضادهای بین فردی، بیماریها و عوارض جانبی برخی داروها، درد و تغییرات ایجاد شده در تصور فرد از خودش، از دلایل شایع تغییر فعالیت جنسی هستند.
استرسها و هیجانهایی که فرد طی زندگی روزمره با آن مواجه میشود، میتواند بر علاقه فرد به رابطه زناشویی تاثیر گذاشته و اختلالاتی را موجب شود. گاهی افرادی که با فشارهای روزمره ناشی از کار و مسوولیتهای خانوادگی دست و پنجه نرم میکنند، در اثر خستگی و نداشتن انرژی کافی، به این رابطه صرفا به عنوان یک وظیفه مینگرند و آن را با نوعی اجبار انجام میدهند.
اغلب زوجها در طول زندگی با مشکلاتی در مسایل جنسی مواجه میشوند. به علاوه،
بسیاری از اختلافات زناشویی در میان زوجها نیز به صورت اختلالات جنسی بروز میکند.
بیماری نیز از علل شایعی محسوب میشود که به کاهش تمایل فرد به برقراری رابطه
زناشویی یا مشارکت نکردن او در این امر منجر میشود.
بسیاری از بیماریها بهطور مستقیم بر فعالیت جنسی تاثیر نمیگذارند اما برخی از
بیماریها مانند دیابت یا مصرف داروهای فشارخون و الکل میتوانند به اختلال نعوظ
مردان منجر شوند.
اختلالات عصبی، بیماریهای قلبی، بیماریهای مفصلی مانند آرتریت، برخی جراحیها
مانند ماستکتومی (برداشتن سینه در خانمها) و کولوستومی (برداشتن کولون) نیز میتوانند
موجب مشکلاتی در این زمینه شوند.
بسیاری از زوجین با وجود این مشکلات میتوانند رابطه زناشویی خود را ادامه دهند.
اظهار صمیمیت و معاشقه، نخستین ویژگیهای مثبتی هستند که آنها میتوانند در یکدیگر
ایجاد کنند. این موارد میتوانند جایگزینهای خوبی برای فعالیتهای جنسی معمول
زوجین باشند.

با صرف نظر از سن، جنسیت و ... اگر بخواهیم زندگی موفقتری داشته باشیم، باید از این گاو صندوق خاکستری استفاده بهتری کنیم. این توصیههای 20 گانه کمک مان می کند قدر این گاو صندوق را بیشتر بدانیم.
مغز آدمیزاد فقط چند صد گرم است. اما با همین چند صد گرم، کلیدهای بسیاری از رازهای زندگی گشوده شده است و میشود؛ معماهایی که حتی تصور حلشدنشان سخت است. این جسم خاکستری میتواند بزرگترین موفقیتها و تواناییها را برای رویایی با سختیها در ما ایجاد کند.
با این حال، خیلی از ما به این قدرت واقف نیستیم و از این پتانسیل فوقالعاده
استفاده مطلوبی نمیکنیم.
با این همه و صرفنظر از سن، جنسیت، مذهب و اعتقادتان، اگر بخواهیم زندگی موفقتری
داشته باشیم، باید از این گاو صندوق خاکستری استفاده بهتری کنیم. این توصیههای 20
گانه قرار است کمک مان کند قدر این گاوصندوق را بیش از پیش بدانیم.
1.نفس عمیق بکشید
هوای بیشتر یعنی اکسیژن بیشتر در خون و اکسیژن بیشتر در خون یعنی به کار افتادن
موتور مغز. هوا به اندازه کافی در اطراف همه ما وجود دارد، کافی است بینی خود را
باز کنید و ششهایتان را پر از هوا کنید. چند نفس عمیق میتواند علاوه بر روشن
کردن موتور مغز به شما آرامش ببخشد و کمک کند در فضای مناسبتری فکر کنید.
2.تمرکز را یاد بگیرید
فکر نکنید قرار است کار خیلی سختی انجام بدهید. کافی است همین الان چشمهایتان را
ببندید و تمام حواستان را بدهید به تنفستان. عضلههایتان را در حالت انقباض قرار
دهید و بعدش کمکم با بیرون دادن هوا، این عضلهها را از همدیگر باز کنید. وقتی ذهن
شما بین مسایل مختلف سرگردان است، نمیتواند درست کار کند؛ در حالی که 5 یا 10
دقیقه تمرکز میتواند شما را آرام کند و ذهن شما را از گرد و غبارهای سرگردان پاک
کند و شما را آماده کند برای تفکر کردن درست.
3.درست بنشینید و دلتان را بدهید به محاسبات ذهنی
این عمل را با چند بار در روز انجام دادن برای خودتان تبدیل به عادت کنید. وقتی که
توی اتوبوس، محل کار و در صف انتظار بیکار هستید، شروع کنید به جمع، تفریق، ضرب و
تقسیم اعداد. اگر جذر بلدید، جذر بگیرید یا روزی یک اتحاد ریاضی را برای خودتان
دوره کنید. شاید بگویید من از ریاضی در زمان مدرسه هم متنفر بودم، حالا چه طور این
کار را بکنم؟ نمیدانم چهطور اما با این کار ذهنتان را ورزش میدهید و آماده
تجزیه و تحلیل مسایل میکنید.
تا حالا شده احساس کنید ذهنتان قفل کرده و تبدیل به یک تکه سنگ شده که همه
داراییتان ( منظور دارایی ذهنی است ) را درون خودش ضبط کرده... خب! اگر زیاد دچار
این حالت میشوید، خاطرات کودکی را کنار بگذارید و با درس ریاضی صلح کنید.
میتوانید از عملیات ساده شروع کنید و بعد از مدتی از تاثیر این کار بر قوای
فکریتان متحیر شوید!
4.فسفر و ویتامین B6 را به خاطر بسپارید
در تحقیقات آزمایشگاهی ثابت شده است که برای بالا بردن میزان هوشیاری، ویتامین B6 و
فسفر نقش مهمی دارند. آنها ارتباط بین سلولی را فعال میکنند. بر میزان رشد سلولها
اثر میگذارند و سلولها را برای فعالیت آماده میکنند. به زبان دیگر این دو
میتوانند به قدرت ذهن شما کمک کنند، در حالی که عوارض جانبی این دو تا به امروز
ثابت نشده است.
5.به حل مساله عادت کنید
همه ما در زندگیمان مشکل داریم. این جمله به خودی خود خیلی زیبا و آرامشدهنده
است اما خیلی هم احمقانه است، چرا که زندگی کردن با مشکلات مثل راه رفتن در یک ساحل
سنگی با پای برهنه میماند. وقتی مشکلی هست، یعنی باید راهحلی هم باشد و راه حل از
ذهن شما زاییده میشود؛ ذهنی که قدرت حل کردن مسایل را دارد اما ما با تنبلی و
فلسفههای پوچ و بیهوده ساختن -چیزی شبیه جمله بالا- از آن میگذریم. اگر
میخواهید زندگی بهتری داشته باشید، روی حل مشکلات تمرکز کنید؛ نه زندگی با
مشکلات.
6.اوقات مردهتان را احیا کنید
شاید بگویید این موضوع چه ربطی دارد به پرورش قوای ذهنی؟! خب، تصور کنید در یک اتاق
انتظار هستید یا در حال جمع و جور کردن وسایل اتاق. آیا ذهن شما خاموش است؟ یعنی
فقط به باز شدن در اتاق فردی میاندیشید که منتظرش هستید و یا تنها در ذهنتان
لباسهایتان را نظم و ترتیب میدهید؟ بدون شک این طور نیست. شما در حال فکر کردن
هستید و متاسفانه خیلی وقتها در حال مرور حرفهای دیگران؛ و این یعنی اتلاف وقت!
در حالی که با گوش کردن به یک نوار زبان یا یک کتاب صوتی میتوانستید مغزتان را در
جهت مثبت حرکت بدهید. شما در هر سال، حداقل 200 ساعت را در ماشین میگذرانید. فکر
نمیکنید در این 200 ساعت میتوانید حداقل چند آلبوم موسیقی، کتاب صوتی و... گوش
کنید؟
7.زبان یاد بگیرید
تحقیقهای مختلف نشان داده است که یادگیری یک زبان جدید میتواند عمر فعالیت ذهنی
را بالا ببرد؛ میتواند دریچه نگاه را عوض کند و این میتواند یک تمرین عالی برای
ذهن به خواب رفته خیلی از ما باشد.
8.رز ماری استشمام کنید
استشمام بوی گیاه رزماری میتواند باعث تمرکز شود و این چیزی است که تجربه بسیاری
از افراد به علاوه تحقیقات بر آن صحه گذاشته است. امتحان کنید! رزماری در قفسه
ادویه آشپزخانه خیلی از خانهها پیدا میشود.
9.آگاهی را تمرین کنید
کلمه و حالت مقابل تمرکز کردن، گیج زدن است. شما وقتی تمرکزتان را از دست میدهید
گاهی قادر به انجام دادن کارهای خیلی عادی خود هم نیستید؛ مثلا یک روز برای پارک
ماشینتان دچار مشکل میشوید و هر کاری میکنید نمیتوانید یک پارک ساده را انجام
بدهید. چرا؟ چون ذهن شما مغشوش است و نمیتواند تجزیه و تحلیلهای درست داشته باشد.
باید یاد بگیرید چگونه ذهن شلوغتان را که مدام به هر طرف سرکی میکشد، متوقف
کنید. موضوعی را که باعث این به هم ریختگی شده است را پیدا کنید.
گاهی دلیل این اغتشاش ذهنی شما خیلی پیش پا افتاده است. شما در ذهنتان به دنبال یک
شماره تلفن میگردید یا ذهنتان مشغول این قضیه شده که چک شما پاس شده یا نه؟ یا
حقوقتان واریز شده؟ همین اغتشاشهای کوچک گاه باعث مصیبتهای بزرگ میشود چون جلوی
دید درست مغزتان، یعنی همان گاوصندوق خاکستری ارزشمندتان، را میگیرد و آن را تیره
و تار میکند.
10.نوشتن را جدی بگیرید
نوشتن به دلایل بسیاری برای فعالیت ذهنی شما مفید است. با نوشتن میتوانید به ذهنتان
بگویید چه چیزی مهم است، چه کاری را باید انجام بدهید، چه کاری را میتوانید به
آینده واگذار کنید و گاهی احساس واقعیتان را بروز بدهید. داشتن یک دفترچه کارهای
روزانه خیلی مهم است. فرقی هم نمیکند شما اهل نوشتن حساب و کتاب ریاضی در آن باشید،
شعر بنویسید، برنامه فردایتان را یادداشت کنید، داستانی را بنویسید یا نقلقولی را.
نوشتن در هر شاخهای که باشد میتواند ذهن شما را رشد دهد.
11.موتزارت گوش کنید
نتیجه تحقیقی در دانشگاه کالیفرنیا نشان داده است بچههایی که در حال آموزش پیانو
هستند و یا به هر حال، ساز دیگری دارند؛ در حل معما بهتر از بچههای دیگری هستند که
کلا با موسیقی رابطهای ندارند و هنگامی که تستی از آنها گرفته شده، بچههای گروه
موسیقی درصد هوشیشان 80 درصد بالاتر از بچههای دیگری بود که به کل با موسیقی
رابطهای نداشتند.
در یک تحقیق و بررسی دیگر هم به 36 دانشآموز در سه مرحله تستهای روان داده شد و
قبل از اولین تست یکی از سونات موتزارت پخش شد. قبل از تست دوم یک موسیقی آرام و
قبل از تست سوم هیچ موسیقی پخش نشد. نتیجه جالب بود. میانگین نمرات افراد در اولین
تست: 119، دومین: 111 و سومین: 110 بود، یعنی گوش دادن به موسیقی موتزارت چیزی حدود
9 نمره روی بچهها تاثیر گذاشته بود.
12.حس ششمتان را تقویت کنید
داشتن حس ششم یکی از مهمترین قدرتهای ذهنی است. آدمهای بزرگ بسیاری دلیل
موفقیتشان را در اعتماد کردن به این احساس میدانستند. افرادی مثل اینشتین که به
این قدرت خود باور داشتهاند. ساده از کنار این حس نگذرید. اگر فکر میکنید ذهنتان
در حال گوشزد کردن مطلبی به شماست، آن را جدی بگیرید.
13.موذیهای آلرژیزا را بشناسید
اطرافتان را به دقت زیر نظر داشته باشید و مواد غذاییای را که برای شما مشکل
ایجاد میکنند، بشناسید. بیماریهای گوارشی میتواند تاثیر زیادی روی فعالیت مغزی
شما داشته باشد و خلل در فعالیت مغز؛ یعنی آدمی که مدام گیج میزند و به در و دیوار
میخورد و نمیتواند درست عمل کند.
14.قدرت خواب را دستکم نگیرید
مدت زمانی که باید در طول شبانهروز بخوابید به طور متوسط 7 ساعت است اما آنچه
مهمتر از کمیت زمان خواب است، کیفیت خواب است. گاهی 10 ساعت خوابیدهاید اما خسته
و کسل هستید و گاهی تنها 3 ساعت خوابیدهاید اما نه احساس خوابآلودگی دارید، نه
خستگی! اگر خواب راحتی ندارید، حتما به دنبال حل مشکل باشید چون خواب بد مساوی است
با گریپاژ کردن موتور مغز.
نکته مهم دیگری هم که بسیاری از محققان به اهمیت آن اشاره میکنند، خواب کوتاه
عصرگاهی است! یک چرت سبک میتواند مغز شما را برای ادامه روز شارژ کند. بهتر است
کمی دور از چشم همکارها گاهی سرتان را روی میز بگذارید و...
15.تاثیر کافئین را روی خودتان آزمایش کنید
درباره کافئین و تاثیرات آن روی قدرت ذهن هم بررسیهای زیادی انجام گرفته است.
این بررسیها دو گروه را کاملا از هم متمایز کردهاند؛ گروهی که کافئین باعث
هوشیاری بیشترشان میشود و گروهی که کافئین، آنها را دچار کرختی و سردرد میکند.
شما با توجه به خصوصیات خودتان میتوانید کافئین را مورد استفاده قرار بدهید اما
بسیاری از تحقیقها در این نقطه با هم موافق هستند که کافئین در زمان کوتاه مثبت و
در بلندمدت روی فعالیت ذهنی بیاثر است.
16.از مصرف قندها بکاهید
کربوهیدراتها میتوانند در فعالیت ذهنی شما اختلال ایجاد کنند تا جایی که به شکر
صفت افسردهکننده دادهاند؛ به طور مثال بررسیها درباره انسولین نشان داده وقتی
انسولین وارد رگ میشود، موجب انقباض رگها و عدم خونرسانی درست میشود. این
موارد را هم به شکر و اثرات منفیاش اضافه کنید: پاستا، نان سفید، چیپسهای
سیبزمینی!
17.تندخوانی را یاد بگیرید
برخلاف خیلی از باورها، بیشتر ذخیرههای ذهنی ما همانهایی هستند که در زمان
کوتاهتری خوانده شدهاند. تلاش کردن برای کوتاه کردن زمان یادگیری - به نوعی
تندخوانی و تندفهمی- سرعت ذهن را بالا میبرد.
18.ورزش کنید
بررسیها نشان داده است که بعد از 10 دقیقه ورزش ایروبیک فعالیت ذهنی سرعت بیشتری
میگیرد. اگر احساس میکنید ذهنتان خسته شده از جایتان بلند شوید و تنها 10 دقیقه
پیادهروی کنید و یا حداقل درجا بزنید.
19.با دوستخیالیتان حرف بزنید
حتما با خواندن دو کلمه دوستخیالی خندهای به لبتان آمده چون یاد کودکی و
دوستهای خیالیتان افتادهاید.
بعد از مرور این خاطره جالب است بدانید صحبت کردن و راهحل گرفتن از دوست خیالی
میتواند راه خوبی باشد برای انتقال اطلاعات از ذهن ناخودآگاه به خودآگاه. برای
رسیدن به این حالت - اگر این عادت را سالها است ترک کردهاید- خودتان را در حالت
مکالمه با فردی قرار دهید که بسیار باهوش و فهمیده است.
از او سوال بپرسید و خوب به راهحلهایش گوش کنید! تعجب نکنید؛ مغز شما در حال جواب
دادن به شما است!
20.نکتهبرداری کنید
وقتی در حال یادگیری هستید، یادداشتبرداری کنید و بعد از تمام شدن برنامه در
مقابل جملههایی که نوشتهاید یک چرا؟ بگذارید و سعی کنید به آنها جواب بدهید؛
آنها را رد کنید یا برای قبول کردنشان دلیل بیاورید. با این کار در درجه اول باعث
ثابت شدن مطلب در ذهنتان و در درجه دوم باعث بالا رفتن قدرت تحلیل خودتان میشوید.
در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل
خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و
یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند
میل به ازدواج احساس می شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد تشکیل
خانواده می دهند… حال شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان
بشناسیم تا ازدواج کنیم… آیا اصلاً چنین احساسی در ما به وجود می آید یا نه؟ تست
های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟
۱- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۲- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۳-آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۴- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید،به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۵-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۶- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۷-آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۸- آیا شما موسیقی های آرام گوش می دهید؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۹- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۱۰- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۱۱- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۱۲- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۱۳- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات
۱۴- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟
الف)بله ب)خیر ج)گاهی اوقات نتیجه:
اگر از ۱۴ پرسش بالا به ده گزینه پاسخ بلی داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است.
اگر به ده گزینه پاسخ خیر داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است .
اگر به هفت گزینه پاسخ گاهی اوقات داده اید به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی دانید که باید ازدواج کنید یا نه، همچنان مجرد بمانید.

درک و قبول شریک زندگی مانع دلسردی، ناامیدی، بغض و کینه میشود به علاوه این تفاهم و درک مطلوب، باعث میشود نیازهای طرف مقابل نیز کاملا تامین شود.
با علم به این موضوع زن میداند که اگر همسرش همه حواس خود را به او ندهد، بدین معنا نیست که به او اهمیت نمیدهد بلکه علتش این است که توجه او قبلا به جای دیگری معطوف شده است؛ مثلا اگر مرد در حال تماشای برنامه اخبار تلویزیون است، هرگز عاقلانه نیست که در همان زمان، انجام کاری را از او بخواهید. در این زمان میتوانید از او بپرسید: «کی میتوانیم با هم حرف بزنیم؟» اگر جواب بدهد که همین حالا و در ضمن تلویزیون را خاموش نکند، معلوم میشود که او به اشتباه گمان میکند که میتواند دو کار را به طور همزمان انجام بدهد. بیجهت فریب نخورید و بعدا او را به خوب گوش ندادن متهم نکنید.
زنها نیاز به احساس امنیت دارند
یکی از اساسیترین نیاز زنها در روابط صمیمی این است که احساس امنیت کنند. احساس
عمیق و درونی از اینکه رابطه محکم و استوار و ماندگار است و اینکه نامزد یا
همسرشان در عشق خود جدی و ثابتقدم است و به او نیز متعهد و پایبند. به طوری که به
عشق او اعتماد کنند و بنابراین بتوانند به خود نیز اجازه دهند تا تمام و کمال عشق
بورزند و جز عشق پاسخ نگیرند. این امنیت عاطفی کلید گشایش دل و جان زن محسوب میشود.
هنگامی که زنان احساس امنیت میکند میتواندآرامش خاطر داشته باشد.
همسرتان را بپذیرید!
طی چند سال گذشته، طرز تفکر زنان و مردان بسیار عوض شده است. در بسیاری از موارد،
زن و مرد تمایل دارند کارها و رفتارهایشان شبیه طرف مقابل باشد. این امر را بزرگترین
علت شکست روابط زناشویی در دنیای امروز میدانند.
در واقع میبایست همسرمان را همانگونه که هست، بپذیریم نه اینکه قصد داشته باشیم او را به طور کامل تغییر دهیم. زن مرد آنقدر با هم تفاوت دارند که گویی هرکدام متعلق به یک سیاره دیگر هستند. روشهای برقراری ارتباط، تفکر، ابراز علاقه و... در زنان و مردان کاملا متفاوت است. مردان، موفقیت، استقلال، سود، کارآیی و قدرت را تحسین میکنند و بیشتر به هدف و نتیجه میاندیشند تا روابط افراد، در حالی که زنان طالب تغییر و تنوع، ابراز احساسات، هدیه و روابط صمیمانه هستند. زنان بیش از هر چیز شیفته توجه، گوش کردن، تفاهم، احترام، محبت و علاقه، قدردانی، پذیرش احساسات و تغییرات رفتاریشان از طرف مقابل هستند. تمایلات مردان نیز به گونهای دیگر است؛ آنها بیشتر تمایل دارند مورد تعریف و تمجید قرار گیرند، همسرشان به آنها اعتماد کند و او را همانطور که هست، بپذیرد بدون اینکه قصد تغییر او را داشته باشد. در این صورت شانس زندگی زناشویی را بالا بردهایم.
مردان، موفقیت، استقلال، سود، کارآیی و قدرت را تحسین میکنند و بیشتر به هدف و نتیجه میاندیشند تا روابط افراد، در حالی که زنان طالب تغییر و تنوع، ابراز احساسات، هدیه و روابط صمیمانه هستند.
درک و قبول شریک زندگی مانع دلسردی، ناامیدی، بغض و کینه میشود به علاوه این تفاهم و درک مطلوب، باعث میشود نیازهای طرف مقابل نیز کاملا تامین شود. در سایه چنین ارتباطات متقابلی، زن و شوهر یک گام به جلو برمیدارند، در نتیجه خود را برای پیشرفت زندگی آماده میکنند و کوچکترین فرصتها را برای ایجاد روابطی رضایتبخش و کاملا استوار غنیمت میشمارند.