
کودکان موجودات در حال رشدی هستند و براساس این که در سال های اولیه زندگی چگونه تربیت شوند و آموزش ببینند، سبک خاص رفتاری پیدا می کنند. این سبک رفتاری الگویی تقریباً ثابت و دائمی برای آنها به وجود می آورد، و تعیین کنندهِ نحوه ارتباطات و برخوردهای آنان نیز می باشد. هر خانواده در ارتباط با فرزندان شیوه خاص خود را دارد؛ و این نحوه برخورد، در تلاقی با ساختار ژنتیکی هر فرد، باعث می شود که شخصیت هایی بسیار متفاوت و متمایز شکل بگیرند.
رشد اجتماعی کودکان یکی از حیطه های رشدی است که دقیقاً به ما نشان می دهد آیا فرزند مطابق با سن تقویمی یا شناسنامه ای خود رفتار می کند یا خیر؟ و اگر مطابق با سن شناسنامه ای رفتار نمی کند چه دلایلی برای این مسئله وجود دارد و رفتارهای او چگونه شکل گرفته است؟ یکی از سبک های غلط رفتاری کودکان، ناتوانی در ایجاد و برقراری رابطه سالم با همسالان است؛ یعنی کودکانی وجود دارند که راه های برقراری ارتباط سالم را نمی دانند. این گروه از کودکان بعضاً تحت عنوان «کودکان لوس» نامگذاری می شوند. آن چه در این نوشتار مورد بحث قرار می گیرد عوامل مؤثر در شکل گیری این گونه رفتارهاست.
چرا کودکان لوس می شوند؟
یکی از دلایل لوس شدن کودکان روش های غیرقابل قبول والدین به لحاظ تربیتی است؛ والدین محبت کنندهِ افراطی که معیارهای تربیتی و روش های یادگیری را در نظر نمی گیرند و صرفاً با محبت های بی حد و حساب مانع اجتماعی شدن رفتارهای کودکان می شوند. چنین کودکانی معنای صبر و تحمل را در زندگی نمی آموزند و انسان هایی عجول و شخصیت هایی متزلزل بار خواهند آمد.
چگونه کودکان لوس را اصلاح کنیم؟
چنانچه والدین از روش های غیر قابل قبول دست بردارند و در مورد فرزندان خود قوانین تربیتی درستی را اعمال کنند، و به شرط آن که روش های جدید ثابت و مستمر باشد، می توان امید داشت که این روش ها به تدریج مؤثر واقع شوند.
اگر کودک نوپا یا پیش دبستانی دارید که نشانه هایی از رفتار لوس مآبانه از خود
بروز می دهد، چندین روش برای متوقف کردن آن وجود دارد.
به لوس کردن کودک خاتمه دهید
جبهه متحد تشکیل دهید
شما، همسرتان و کسی که از بچه مراقبت می کند(مثلاً پرستاربچه) در مورد موقعیتهایی که نیاز به قاطعیت یا نرمش دارد، باید مقررات واحدی داشته باشید. کاپ می گوید: اگر یکی از والدین قاطع و دیگری بسیار مداراگر باشد، کودک در مورد آنچه می تواند داشته باشد و آنچه نمی تواند داشته باشد، بسیار گیج می شود. و وقتی کمی بزرگتر بشود، برای به دست آوردن چیزی که می خواهد، از سیاست یکی از والدین علیه دیگری سوءاستفاده می کند.
نقش تشویق و تنبیه در تربیت کودک
تشویق و تنبیه دو روش متفاوت تربیتی هستند و بایستی ویژگی هایی داشته باشند تا مؤثر واقع شوند. این دو روش چنانچه به موقع و با اصول درست اعمال گردند، می توانند از لوس شدن کودکان جلوگیری کنند. معمولاً کودکان لوس، والدین تسلیم شونده دارند. آنها در مقابل خواسته های کودک فوراً تسلیم می شوند و هر آن چه که او طلب کند، برایش فراهم می کنند. در خانواده ای که کودک لوس پرورش داده می شود، اثری از روش های تنبیهی مناسب دیده نمی شود. یعنی چنانچه کودک کار اشتباهی مرتکب شود یا این که بخواهد تعیین کننده باشد و به والدین خود دستور دهد یا این که با داد و فریاد و عصبانیت حرف خود را به کرسی بنشاند، در این خانواده هیچ گونه روش مناسبی برای جلوگیری از این رفتارها و جهت دهی به آنها وجود ندارد. این نوع خانواده ها از لحاظ روان شناسی به خانواده های محبت کنندهِ افراطی آزاد گذارنده معروف اند؛ خانواده هایی که بی نهایت توجه، محبت و محافظت در مورد فرزندان خود دارند و در عین حال آنها را برای انجام هرگونه عملی آزاد می گذارند. این مسئله بسیار اهمیت دارد که میزان مقاومت، ایستادگی و انعطاف خود را در برابر فرزندانمان مورد بررسی قرار دهیم. بعضی از والدین پس از مقاومتی کوتاه در مقابل تقاضاهای فرزند، تسلیم می شوند و خواسته های کودک را به همان شکلی که او می خواهد برآورده می کنند. محبت در حد متعادل، توجه به نیازها و برآوردن آن ها در حد معقول و داشتن روش های مناسب و علمی برای تشویق و تنبیه کودکان از جمله مواردی است که بایستی در خانواده وجود داشته باشد.
به لوس کردن کودک خاتمه دهید
والدینی محبت کننده و در عین حال قاطع باشیم
وقتی صحبت از قاطع بودن به میان می آید، برخی از والدین تصور می کنند که جدی و قاطع بودن به این معناست که مثلاً پرخاشگر هم باشیم و یا این که چنانچه فرزندمان از ما پیروی نکرد، با زور و خشونت مواردی را به او تحمیل کنیم. حال آن که در مقوله های تربیتی، قاطع و جدی بودن به این معناست که از اصولی پیروی کنیم و قوانینی برای فرزندانمان داشته باشیم، به علاوه، اصرار به اجرای آن قوانین در خانواده وجود داشته باشد. ثبات خُلق و ثبات اندیشه و رفتار در والدین ضروری است. چنانچه اصول تربیتی خود را تغییر دهیم و به گفته های خود چندان اعتقادی نداشته باشیم، فرزندان به اصول و قوانین خانواده پایبند نخواهند شد. پس جدی و قاطع بودن به معنای آن است که در اجرای اصول و قوانین خانواده باری به هر جهت رفتار نکنیم.
همه چیز به موقع و در زمان خود بایستی انجام پذیرد
چنانچه کودکان از قوانین خانواده پیروی نکنند و حتی خلاف آن عمل کنند، برای مثال در جمع فامیل رفتاری از آنها سر بزند که مطابق با موازین تربیتی نباشد، آیا لازم است که مثلاً در جمع مورد تنبیه یا سرزنش قرار گیرند؟ مسلماً نه؛ یادآوری نکات تربیتی و قوانین مورد نظر به کودک بایستی در منزل و به طور خصوصی صورت گیرد. کودکان برای قضاوت دیگران راجع به خودشان اهمیت فراوانی قائلند و چنانچه در حضور دیگران مورد توبیخ قرار گیرند رنجیده خاطر می شوند و در پاره ای موارد رفتارهای تلافی جویانه از آنها سر خواهد زد. چنانچه حریم خانواده امنیت و اطمینان لازم را برای کودک فراهم کند، او به راحتی می تواند اشتباهات خود را بپذیرد و هر موردی را که به او تذکر داده شود تغییر دهد.
نگران حرف مردم نباشید
بسیاری از مواقع، لوس شدن محصول موقعیتهایی است که بچه در محیطهای عمومی با والدین کلنجار می رود و مایه شرمساری آنها می شود. با خود عهد کنید که بلافاصله از چنین وضعیتهایی خارج شوید تا برای تسلیم شدن در برابر لوس کردن بچه و مدارای بیهوده با او، وسوسه نشوید. برای مثال، وقتی کودک از این که در جشن تولد دوستش شرکت کرده و هیچ هدیه ای نگرفته آشفته و در هم ریخته است، او را بیرون ببرید و مکانی آرام پیدا کنید تا بتوانید به او کمک کنید تا آرام شود. با بحث و مشاجره یا دادن توضیحات مفصل، او را بیش از پیش تحریک و برافروخته نکنید.مادرساشا شانزده ماهه، موافق این روش است: همیشه وقتی از پارک بیرون می آیم ساشا ناراحت می شه و می زنه زیر گریه و وقتی می خوام بذارمش توی کالسکه اش، با من دعوا می کنه، اما من باهاش بحث نمی کنم. فقط می ذارمش توی کالسکه و راه می افتم. غالباً هم بعد از چند دقیقه خودش ساکت می شه.
در خانواده های محبت کنندهِ افراطی آزاد گذارنده،کودک لوس پرورش داده می شود
از نقاط حساس دوری کنید
اگر می دانید که وقتی با کودک به خرید بروید حتماً برای اسباب بازی به شما التماس خواهد کرد، سعی کنید او را درخانه یک دوست، فامیل یا پیش پرستارش بگذارید و بعداًَ بدنبال او بروید. با اعمال این روش، ممکن است او پس از مدتی عادت خودش را مبنی بر درخواست همیشگی اسباب بازی در موقع خرید منزل به فراموشی بسپارد. دراین صورت، پس از مدتی می توانید در وضعیتی تازه، باز هم با هم به خرید بروید.دقت کنید که وقتی یکی از شما خسته است به محیط های حساسیت برانگیز نروید. وقتی روزی طولانی و سخت را پشت سر گذاشته اید، بیشتر احتمال دارد تسلیم بچه بشوید، بچه هم اگر خسته باشد یا به اندازه کافی استراحت نکرده باشد، احتمال تحریک شدن و بهانه گیری اش بیشتر است.
بتدریج تغییر رویه دهید
اگر کودک شما قبلاً رفتار لوس مآبانه ای داشته که می خواهید آن را تغییر دهید،
رویه ضد لوس کردن خودتان را به آرامی پیش ببرید که به بچه شوک وارد نشود. برای مثال،
اگر بچه شما عادت دارد وقتی با هم به سوپر مارکت می روید چندین شکلات و آبنبات چوبی
و بیسکویت بردارد، به مرور تعداد آبنبات هایی که اجازه می دهید بردارد کم کنید تا
زمانی که تنها اجازه داشته باشد یک شکلات یا آبنبات انتخاب کند.
به لوس کردن کودک خاتمه دهید
از تقویت مثبت استفاده کنید
دکتر تامسون می گوید: قبل از این که با هم به میهمانی یا خرید بروید، به کودک بگویید: "می دونم که وقتی من و تو با هم بریم خرید، تو پسر خیلی خوبی خواهی بود. و اگر بچه واقعاً رفتار خوبی داشت، او را تحسین کنید، و پیش دوستان و فامیل به نحوی که به گوش خودش برسد، از او تعریف و تمجید کنید، مثلاً به این شکل: نمی دونین مری توی سوپر مارکت چه قدر رفتارش خوب بود، من بهش افتخار می کنم.
بینش کودک را تقویت کنید
کمک کردن به بچه های نیازمند، باعث می شود آنها قدردان چیزهایی که دارند باشند.
خانم لی از سینسیناتی می گوید: من کودک دو ساله ام رو تشویق کردم تا با هم توی خانه چیزایی برای مؤسسه خیریه محله مون جمع کنیم، باور کنین حتی بچه های خیلی کوچیک هم می تونن بفهمن که چه قدر خوشبخت هستند.
نتیجه گیری
رفتارهایی که از کودکان سر می زند و در واقع سبک زندگی آنان را نشان می دهد، آموختنی و اکتسابی است. بنابراین آن چه در مورد شخصیت، عادات، تجربیات و یادگیری کودکان مشاهده می کنیم، همه نشأت گرفته و تأثیرپذیر از محیط زندگیشان است. روش هایی که والدین در قبال فرزندان اعمال می کنند، از جمله روش های تشویقی و تنبیهی، قوانین و مقررات در خانواده، نحوه اجرای قوانین خانواده، انعطاف داشتن، سختگیر، قاطع و یا تسلیم شونده بودن در ساخت فکری کودکان و رفتارهای آنان بسیار مؤثر است.

کودکان به طور طبیعی کنجکاو هستند، زیرا هرچه در این دنیا می بینند برای آنها
جالب و تازه است: خواه یک مورچه باشد که خرده نانی را که چند برابر خودش است به سمت
لانه می کشد، یا حلزونی باشد که در گوشه یک پیاده روی باران زده به راه خود ادامه
می دهد. البته این حس کنجکاوی طبیعی کودک شما، در صورتی که با یکی از کارهای فوری
شما (مثلا رساندن کودک به مهدکودک در اول صبح برای اینکه به موقع در محل کارتان
حاضر شوید) همزمان شود، ممکن است حواس شما را از کارهای اصلی تان غافل کند؛ علاوه
بر این شاید توجه به این نکته که در دنیای کودک، راه رفتن یک حلزون از کارهای شما
مهمتر است، برایتان چندان خوشایند نباشد! در اینجا چند راه برای بهره بردن از
کنجکاوی کودک و تبدیل کردن آن به یک تفریح شاد و هیجان انگیز، ارائه شده است:
سفرهای اکتشافی ترتیب دهید
وقتی می خواهید برای خرید یا انجام کاری از منزل بیرون بروید، به همراه بردن کودک ممکن است برایتان مصیبت باشد، اما از همین فرصت هم می توانید استفاده کنید و یک سفر اکتشافی هیجان انگیز و مفرح ایجاد کنید. نانوایی، میوه فروشی، قصابی، فروشگاه کفش و هر جای دیگر می تواند برای کودک دنیای تازه ای باشد که در آن افراد و موضوعات جالب را تجربه کند. می توانید از قبل او را برای رفتن به چنین جایی آماده کنید و بایدها و نبایدها را مشخص کنید؛ زمانی که در صف ایستاده اید یا منتظر تمیز کردن گوشت یا مرغ هستید، می توانید در مورد آنچه در محیط اتفاق می افتد با کودک خود حرف بزنید.
باران می آید؟ لازم نیست بداخلاقی کنید! بارانی و چکمه های پلاستیکی کودکتان را به او بپوشانید و برای خرید از خواروبار فروشی با هم بروید؛ در بین راه در چاله های آب لگد بزنید، شاخه های درختان را تکان دهید تا قطرات باران که روی آنها مانده اند بر سر و رویتان بپاشند و به کودکتان نشان دهید که چگونه می تواند قطره های باران را با زبانش بگیرد و به دهان ببرد! با هم به ابرها نگاه کنید؛ او ممکن است برای شما بگوید که چه شکلهای جالبی در ابرها می بیند و شما را شگفت زده کند. بعد به خانه بیایید، کاکائو درست کنید و با خامه هایی که به شکل ابر درآورده اید، روی آن را بپوشانید. برای شام هم می توانید پوره سیب زمینی ابری به او بدهید!
می توانید با تبدیل گردشهای بیرون شهر در پایان هفته به مسافرتهای هیجان انگیز و پرماجرا، حس ماجراجویی کودک خود را ارتقاء دهید. لباسهای مخصوص گردش بپوشید (می توانید کلاه ایمنی بچه گانه یا چراغ قوه به کودک خود بدهید) و خوراکیهای سبک مخصوص سفر را همراه ببرید (با به نخ کشیدن دانه های آجیل می توانید یک دستبند خوراکی درست کنید). اجازه دهید که کودکتان نیز یک عروسک را به عنوان همراه با خودش بیاورد. می توانید از سفر کوتاه خود، سوغاتی و یادگاری بیاورید (می توانید از این جعبه سوغاتیها برای سرگرم کردن کودک در یک روز بارانی استفاده کنید تا مجبور نشوید با او به خیابان بروید و خیس خیس برگردید!).
پدر و مادران شاغل معمولا از اینکه نمی توانند گردشها و فعالیتهای شاد و خلاقانه
با کودک خود داشته باشند، بیشتر احساس گناه می کنند؛ ممکن است بگوئید من فقط دخترم
را بعد از ظهرها می بینم، و ما دیشب تنها توانستیم برای شام و حمام در کنار هم
باشیم. اما با قدری تخیل، همه پدر و مادرها (حتی آنهایی که خسته از سر کار بر می
گردند) می توانند میز شام را به کلبه خوراکیها یا وان حمام را به یک اقیانوس
پرهیجان تبدیل کنند! و در واقع، آنچه کودک شما بدان نیاز دارد، فقط همین است.
برای بوئیدن گلها، کمی تامل کنید
همانگونه که احتمالا خود شما هم متوجه شده اید، بچه ها زیاد وقت تلف می کنند. این بدان خاطر است که آنها در همین لحظه زندگی می کنند (به قبل و بعد کاری ندارند) و تنها به چیزهایی که جلوی رویشان قرار دارد، توجه می کنند. طبیعی است که شما نتوانید همواره پا به پای کودک راه بروید و در هر کاری که او دوست دارد، همراهی اش کنید؛ اما بهتر است هر وقت می توانید، کمی بیشتر برایش وقت بگذارید. او یک کفشدوزک دیده است؟ کفشدوزک را روی دست او (یا اگر او می ترسد، روی دست خودتان) قرار دهید. خالهای سیاه رنگ او را بشمارید. درباره اینکه کفشدوزک چه می خورد، کجا زندگی می کند و شبها کجا می رود، با هم حرف بزنید. اگر باغبانی می کنید و به یک کرم یا حشره برخورد کردید، آن را به کودک خود نشان دهید. اجازه دهید با آرامی با آن بازی کند، یا اینکه آن را در یک شیشه بگذارید تا کودک شما بتواند برای چند دقیقه آن را ببیند. سپس با کمک کودک، کرم یا حشره را در باغچه رها کنید. اگر با کودک خود در حال قدم زدن در خیابانهای شهر هستید و به یک تابلوی تبلیغاتی یا دیوار نوشته برخورد کردید، چند لحظه صبر کرده و به آن نگاه کنید. می توانید یک بازی ساده را شروع کنید: از او بپرسید که آیا می تواند مردی را که کلاه خنده دار دارد پیدا کند؟ ماشین قرمز را چطور؟ سگ بزرگ را چطور؟
ممکن است گاهی اوقات چیزهایی برای کودک جذاب باشند که برای شما جذاب نیستند. شما
ممکن است در یک باغ وحش، شتر یا فیل را به او نشان بدهید، اما توجه او به کبوترها و
موشهایی که به قوطی های کنسرو در زباله ها حمله می کنند، جلب شود. اشکالی ندارد.
اجازه دهید تا به کبوترها و موشها نگاه کند. این حیوانات کوچکتر از فیل و شتر هستند
(با قد و اندازه خود کودک متناسبند!) و بالاخره بخشی از طبیعت محسوب می شوند که می
توانند همانند شتر یا فیل، علاقه او را به طبیعت تحریک کنند.
به تغییرات موجودات و محیط اطراف، توجه کنید
کودکان به تغییراتی که در دنیای اطراف ایجاد می شوند، علاقه نشان می دهند؛ که این شاید بدان خاطر است که خود آنها نیز به سرعت در حال تغییر هستند. از چیزهایی که در دسترس هستند شروع کنید: وقتی اولین ستاره شب در آسمان ظاهر شد، یک آرزو بکنید؛ یا ماه را در طول شبهای یک هفته، هر شب نگاه کنید و در مورد تغییر شکل آن با همدیگر صحبت کنید.
اما شما می توانید خودتان نیز چیزهایی را در خانه تولید کنید که دائم تغییر کنند. یک دانه لوبیا یا نخود فرنگی را که به سرعت رشد می کند در یک گلدان کوچک بکارید و تعداد روزهایی را که طول می کشد تا آن سبز شود، بشمارید. یا اینکه نور یک چراغ قوه قوی را داخل گلدان شیشه ای بیندازید تا او بتواند رشد ساقه و حرکت ریشه ها به سمت آب را ببیند. ساقه کرفس را در فنجانی که پر از آب است قرار دهید، رنگ قرمز خوراکی را به آب اضافه کنید و مدت زمانی را که طول می کشد تا رنگ قرمز به همراه آب وارد ساقه کرفس شود، اندازه گیری کنید. نشاسته ذرت را به آب اضافه کنید تا یک خمیر صدادار ایجاد شود، یا سرکه را به مایه کیک اضافه کنید و ایجاد حبابهای زیبا را در آن مشاهده کنید. با این حال بهتر است که خمیر کیک را به کیک تبدیل کنید؛ زیرا نتیجه آن برای کودک دوست داشتنی تر و خوشمزه تر است! وقتی هنوز شام آماده نیست بعضی از والدین، از حقه قدیمی ژلاتین استفاده می کنند: یک بسته پودر ژله یا دو ورقه ژلاتینی ساده را در آب حل می کنند، و آنگاه به کودک می دهند تا آن را آنقدر تکان دهد که ژله خودش را بگیرد. سپس کودک می تواند با دست یا قاشق به آن ضربه بزند و لرزش آن را نگاه کند! احتمالا در این مدت شام آماده می شود.
اگر بتوانید یک جوجه را در حال بیرون آمدن از تخم، یا یک پروانه را در حال پاره
کردن پیله اش، به کودکتان نشان بدهید، فوق العاده خواهد بود. اما اگر امکان این کار
را ندارید، نگران نباشید. آب شدن یک قالب یخ در یک پیاده روی گرم هم می تواند
همانقدر هیجان انگیز باشد.
طعم فصلها را به کودک بچشانید
به کودک خود کمک کنید تا با کمک آنچه می بیند، می شنود، لمس می کند و بو می کند، تغییر فصلها را درک کند. هنگام برگشتن به همراه کودک از مهدکودک به خانه، برگهایی را که روی پیاده رو ریخته اند کنار بزنید و صبح که دوباره به مهدکودک می روید، برگهایی را که تازه روی زمین ریخته اند بشمارید. حبابهای آب صابون را به هوا بفرستید و با کمک آنها، جهت حرکت هوا را تشخیص دهید. یک جعبه در حیاط یا بالکن خانه بگذارید و با کمک یک تکه چوب یا یک خط کش، مقدار برف یا باران را اندازه گیری کنید. به او کمک کنید تا صدای اولین پرنده های مهاجر بهاری را بشنود و به اولین کرمهای شب تاب تابستانی نگاه کند.
البته تنها دلیل مهم بودن فصلها، تغییراتی نیست که با خود به همراه می آورند؛
بلکه کارهای مختلفی که ما در آنها انجام می دهیم، نیز قابل توجه هستند. شروع بهار
با عید نوروز، مهمانی و شکلات و شیرینی همراه است. تابستان با طولانی شدن روزها،
هنگام رفتن به پارک و سفر است و زمان دریا و ماسه بازی. پائیز با ریزش برگ و باران
شناخته می شود و زمستان با برف بازی و جشن یلدا. البته ممکن است کودک شما هنوز
آنقدر بزرگ نشده باشد که همه کارهایی را که پارسال انجام دادید، به یاد بیاورد؛ اما
بچه ها از اینگونه مراسم خوششان می آید و بسیاری از متخصصین بر این باورند که حافظه
بسیار زود شروع به فعالیت می کند. خواندن کتاب و آواز خواندن دسته جمعی، به کودک
کمک می کند تا چیزهای بیشتری در مورد این مراسم یاد بگیرد و او هم به نوبه خودش،
این مراسم (کریسمس برای مسیحیان، پسح برای یهودیان، یا رمضان برای مسلمانان) را جشن
بگیرد. البته غذاهای هر فصل هم می توانند موجب جرقه زدن کنجکاوی او پیرامون بوها،
مزه ها و بافتهای جدید این غذاها شوند.
اجازه دهید دنیای کوچک خودش را داشته باشد
بچه ها از چیزهای کوچک خوششان می آید: دکمه ها، مهره ها، سنگریزه ها. کسی علت این را نمی داند (شاید این بدان خاطر باشد که کودک در دنیای خودش نمی تواند چیزهای بزرگتر را ببیند و درک کند). البته، اشیا بسیار کوچک هم خطرناک هستند. اشیا کوچکتر از 3 در 6 سانتی متر (اشیائی که از اندازه دهان کودک کوچکتر باشند)، خطر خفه کردن کودک را به همراه دارند. اما زمانی که خطری وجود نداشته باشد، شمردن و قرار دادن مهره های چوبی یا دکمه های پلاستیکی بزرگ در جعبه های مختلف (و یا شمردن و قرار دادن سنگریزه ها یا صدفها در سطلهای مختلف) می تواند برای مدتی طولانی، کودک شما را سرگرم کند.
همچنین شاید مشاهده کرده باشید که کودک شما از فضاهای کوچک و دنج (که احساس
خلوت، تنهایی و مالکیت را به او منتقل می کنند) خوشش می آید. می توانید چند پتو را
از بالای تخت خواب او آویزان کنید تا محل خواب او به یک غار کوچک تبدیل شود، یا چند
صفحه بزرگ را دور میز آشپزخانه قرار دهید تا آن را به یک چادر مسافرتی تبدیل کنید.
یا اینکه اگر حیاط دارید، می توانید شاخه های پایینی چند درخت یا بوته را ببُرید تا
یک مخفیگاه کوچک در وسط آنها درست کرده باشید؛ سپس اجازه دهید که کودکتان، مخفیگاه
کوچکش را با چند بشقاب کوچولو یا اسباب بازیهای دیگر تزیین کند. کودکان از اشیا
کوچک که بتوانند آنها را به راحتی نگه داشته و جابجا کنند خوششان می آید و این کار
می تواند نهایتا به انجام کارهای آشپزخانه یا ساخت و ساز منتهی شود.
آنچه را برای کودکتان جذاب است، دنبال کنید
ممکن است برای صدمین بار از خودتان بپرسید:چرا تراکتور؟ (یا چرا بازیکنان فوتبال، چرا لوازم پزشکی، چرا اسبها؟). شما پدر و مادر یک کوچولو هستید و البته توجه این کوچولو ممکن است به چیزهای مختلفی جلب شود. هیچ کسی به درستی نمی داند که چرا برخی چیزها توجه کودک را جلب می کنند؛ اما نکته مهم این است که این مسئله طبیعی است و همچنین فرصت مناسبی را برای یادگیری در اختیار کودک قرار می دهد. آیا کودک شما دائما در مورد آتش نشانها سوال می پرسد؟ او را به یکی از ایستگاههای آتش نشانی در نزدیکی محل سکونتتان ببرید؛ یا او را به فروشگاه تجهیزات آتش نشانی ببرید تا این وسایل را از نزدیک ببیند؛ یک کلاه آتش نشانی و یک شلنگ باغبانی برای او تهیه کنید تا بتواند در تابستان و در حیاط خانه از آن استفاده کند.
اگر کودک شما هر روز صبح به محض اینکه از خواب بیدار می شود، به سراغ کمد لباسهایش رفته و دامن چین دار محلی اش را می پوشد، می توانید او را برای تماشای تمرین یکی از گروههای رقص محلی ببرید.
کتابهای عکس دار بزرگ در انواع مختلفی وجود دارند که می توانند اطلاعات کافی در
مورد زندگی یک آتش نشان یا پرستار در اختیار کودک قرار دهند. اگر کتابهای مخصوص
کودکان در زمینه ای که مورد توجه کودک شما قرار گرفته است وجود ندارد، نگران
نباشید. یک کتاب که عکسهای بزرگ و رنگی داشته باشد نیز کافی است. به عنوان مثال،
اگر کودک شما به زندگی نهنگ ها علاقه پیدا کرده است، به دنبال یکی از کتابهای علمی
که عکسهای جذابی از این حیوان داشته باشد، یا یکی از کتابهای عکس دار مربوط به
دریانوردی، بگردید. یا می توانید برای صدمین بار، یکی از برنامه های مربوط به زندگی
ماهیان دریایی را که برای کودکان تهیه شده است، ببینید!
سوالهای او را به یک پروژه تحقیقاتی علمی تبدیل کنید!
کودکان ممکن است سوالات متعددی از قبیل اینکه «چرا آسمان آبی است؟» یا «چرا وقتی آب می جوشد، بخار از دهانه کتری بیرون می آید؟» و یا صدها سوال دیگر بپرسند که والدین آنها هم جواب این سوالات را ندانند. اگر کودک شما با سوالاتش شما را از پا درآورده است، نگران نباشید؛ به او بگویید که دونفری با هم می توانید جواب سوال را پیدا کنید. سوالات او را بر روی یک برگه کاغذ بنویسید و به گونه ای این کار را بکنید که او هم بتواند نوشتن شما را ببیند. سپس به همراه او، لیست سوالهایتان را به کتابخانه یا کتابفروشی ببرید.
کودکان درباره موارد بسیار زیادی سوال می پرسند؛ در نتیجه امروزه صدها کتاب به طور اختصاصی طراحی و آماده شده اند که به والدین کمک می کنند تا به اینگونه سوالات کودکانشان پاسخ دهند

تا به حال شده است که رفتار فرزندتان شما را به فکر وادارد که چرا او در بخشش
اموال خود به دوستان و همبازیهای خود تا این حد ممسک و خسیس است و هیچگاه به این
موضوع فکر کردهاید که چگونه میتوانید فرزندتان را در زندگی بخشنده و سخاوتمند بار
بیاورید، علیالخصوص که خود نیز از این خصلت برخوردار باشید؟
اکثر کارشناسان امور تربیتی معتقدند کودکان، سخاوتمندی را از والدین خود میآموزند.
کودکی که در یک خانواده بخشنده بزرگ شده باشد، به طور حتم یاد گرفته است که چگونه
در اجتماع و در جمع دوستان و محیط کار خود دست و دلباز باشد، ببخشد و چشمداشتی نیز
به داشتههای دیگران نداشته باشد.
اگرچه در دنیای بیعاطفه و خشن امروزه ما انسانها باید قدر نعمتهای خود را بدانیم ولی میتوانیم با تقسیم داراییهای خود با مردم نیازمند از زندگی بیشتر لذت ببریم. با این کار رضایت خاطر بیشتری احساس میکنیم و زندگی در تکتک لحظات آن برایمان زیباتر و دلپذیرتر میشود. حال چگونه میتوانیم در این دنیای پررقابت فرزندانمان را عاطفی، سخاوتمند و بخشنده بار بیاوریم؟ اگرچه پرورش این خصوصیات در عصر کنونی بسیار مشکل مینماید، اما امکانپذیر است.
کودک سخاوتمند
کودکان خیرخواه و سخاوتمند، کودکانی هستند که تنها به فکر خود و منافعشان نیستند، بلکه به احساسات، نیازها و خواستههای دیگر افراد خانواده و دوستانشان نیز اهمیت میدهند. این کودکان آموختهاند که با بخشش، نیکوکاری و خوشرفتاری میتوانند موجب شادی دیگران شوند. کودکان سخاوتمند از این که دیگر اطرافیانشان را نیز همچون خودشان، سرحال و بانشاط میبینند، لذت میبرند. آنها برای جمع و روابط اجتماعی ارزش و احترام قائلند و بخشش را یکی از ویژگیهای برتر شخصیتی میدانند.
برای آموزش سخاوتمند بودن به کودک، والدین میتوانند از همان دوران کودکی سعی کنند ارزشهای زندگی جمعی را به فرزندشان بیاموزند و به آنها یادآور شوند که هیچکس نمیتواند به تنهایی زندگی کند. هنگامی که فردی در انجام کارهای خیر و نوعدوستانه پیشقدم میشود، نهتنها خود را تواناتر و داراتر از قبل مییابد، بلکه موجب پرورش حس عزت نفس ارزشمندی در خود میشود. اغلب کودکان از حدود 3 سالگی احساسی از همدلی و مهربانی از خود نشان میدهند و طی آن به دلجویی از کودکان و افراد دیگر خانواده در هنگام ناراحتی میپردازند. در این زمان است که میتوان رفتارهای سخاوتمندانه را به کودک آموخت.
کودکان بخشنده و سخاوتمند خیلی زود یاد میگیرند که خوراکی، لباس و اسباببازیهایشان را با دیگر کودکان شریک شوند و دوستیها و روابط گروهی خود را بدین ترتیب گسترش دهند. البته به خاطر داشته باشید که هیچگاه نباید آنها را وادار به بخشش وسایلی که به آنها علاقه دارند، کنید.
اغلب کودکان همیشه خواهان بخشش و نیکوکاری نیستند، اما اگر خود برای این کار داوطلب شدند، بهتر است کمک آنها را بپذیرید.
زمان را فراموش نکنید
همه کودکان به طور طبیعی در دورهای خاص اسباببازیها و وسایل خود را در اختیار دیگران قرار نمیدهند. بنابراین خیلی متوقع نباشید و صبر کنید تا زمان مناسب فرابرسد. بسیاری بر این باورند که کودکان تا 43 سالگی مسائل را بدرستی نمیفهمند. به طور معمول، کودکان زیر 18 ماه در حین بازی وسایل خود را به دیگران میدهند و دوباره آن را پس میگیرند.
در واقع تقسیم وسایل در این مرحله صورت نمیگیرد و بچهها چیزی در مورد بخشیدن و سخاوتمندی نمیدانند. شما میتوانید با دادن وسیلهای به دست کودک و پس گرفتن آن از نوع واکنش او آگاه شوید. کودک به محض این که معنای مالکیت را میفهمد، دیگر آن وسیله را به شما برنمیگرداند.
بچهها وقتی با سخاوت وسایلشان را در اختیار همسن و سالان خود قرار میدهند که احساس امنیت کنند و بدانند که اختیار اموالشان را دارند.
وقتی بدون پرسش از کودک، اسباببازی او را در اختیار فرزند مهمانتان قرار میدهید، کودکتان احساس حقارت میکند؛ چون میپندارد کسی برای نظر او ارزش قائل نیست، اما زمانی که با پرسش از او و جلب موافقت و رضایت او چنین اقدامی بکنید، کودک احساس غرور میکند و از این عملکرد خرسند خواهد شد.
آموزش هدفمند
کودکان بتدریج یاد میگیرند که احساسها و عاطفههای دیگران را درک کنند و به آنها احترام بگذارند، ولی میتوان با آموزشی هدفمند و برنامهریزی شده ویژگیهای برتر شخصیتی را در آنها رشد و پرورش داد. برای مثال پدر و مادر میتوانند با رعایت آداب و رسومهای خانوادگی در دادن هدیههای تولد، دادن عیدی به دیگر کودکان خانواده، سهیم شدن یا بخشیدن اسباببازیها و کتابها با دیگر کودکان، کمک به افراد نیازمند و بازدید از مراکز نگهداری کودکان بیسرپرست کودکان را سخاوتمند و بخشنده بار آورند. برای آموزش سخاوتمندی به کودک و کاهش حس خودمحوری در او میتوان از راهکارهای عملی بهره جست.
کودک را با کودکان بزرگتر از خودش که رفتارهای ملایمتر و صبورانهتری دارند، همبازی کنند تا او نیز بتدریج این گونه رفتارها را بیاموزد. کودک زمانی مفهوم سهیم شدن با دیگران را یاد میگیرد که احساس امنیت درونی کند. بنابراین اگر کودک دریابد که از سوی بزرگترهایش مورد توجه و علاقه است و برای حمایت شدن نیازی به سرسختی و پافشاری ندارد، حس امنیت در او شکل خواهد گرفت و بتدریج میتواند به نیازهای دیگران هم توجه کند. اگر پدر و مادر متوجه شوند که کودک اسباببازیهایش را به دوستش میدهد تا او هم با آنها بازی کند، باید این رفتار او را مورد تحسین قرار دهند. کودکان خردسال به روشهای تند و خشن پاسخ میدهند. اگر پدر یا مادر مشاهده کردند که دو کودک بر سر یک اسباببازی خاص، کشمکش و دعوا دارند، بهتر است برای مدتی آن اسباببازی را بردارند و زمانی که بچهها توانستند مفهوم با هم بازی کردن و سهیم شدن را درک کنند، آن را بیاورند.
یادگیری رفتارهای اجتماعپسند نیاز به الگو، تمرین و زمان دارد. اگر کودک شاهد رفتارهای سخاوتمندانه والدینش باشد، بدیهی است که یاد میگیرد خود نیز از آنچه دارد، ببخشد. هر چند وقت یک بار به اتفاق فرزندتان، سر کمد اسباببازیها، کتابها و لباسهای کوچکشده او بروید و با انتخاب آنچه که لازم ندارد و دادن آنها به کودکان نیازمند، لذت بخشش و نیکوکاری را در دل او پرورش دهید. اگر فرزندتان علاقهای خاص به اسباببازی یا لباسش دارد، این اطمینان را به او بدهید که مجبور نیست آن را به دیگری بدهد. کودکان زمانی که دریابند میتوانند وسایل مورد علاقهشان را نگه دارند، برای بخشش سایر وسایلشان راحتتر اقدام میکنند. اگر متوجه شدید که کودکتان با دوستش سر یک اسباببازی دعوا میکند، سعی کنید خود را در ماجرای آنها درگیر نکنید، زیرا آنان زود متوجه خواهند شد که بدرفتاریشان با هم موجب دوری آنها از یکدیگر خواهد شد. کودکتان را به انجام بازیهای گروهی تشویق کنید؛ بازیهایی که چند نفر برای به دست آوردن هدفی مشترک فعالیت میکنند، موجب رشد و تقویت روحیه جمعی در آنها میشود.
بچهها باید یاد بگیرند که جز خودشان به کس دیگری هم فکر کنند. وقتی خودشان را در انجام کارهایی چون کمک به دیگران قادر و توانا میبینند، دیگر کمتر از اتفاقهای عجیب و غریب و حوادث ناگوار جهان احساس ترس و وحشت میکنند. وقتی آنها قادر باشند به دیگران کمک کنند، احساس خوبی نسبت به خودشان پیدا میکنند.
حتما تا به حال شاهد رفتارهای خودخواهانه فرزندانتان بودهاید. بعضی وقتها آنها از لغتهای بسیار خودخواهانه استفاده میکنند و دوست دارند به هر عنوانی دستور بدهند.
در این موارد بیشتر از این واژهها استفاده میکنند: «آن را بده به من» یا «آن مال من است». بچهها در سالهای نخستین زندگی یاد میگیرند که غذا یا لباس یا چیزهای اطرافشان را با دیگران قسمت کنند. این گونه بچهها بسیار با دیگران سازگار هستند. یکی از راههای بسیار سادهای که میتوان با آن بخشندگی کودکان را محک زد، مشاهده رفتار آنها در هنگام بازی کردن با دیگر بچههاست. بچهای که خودخواه باشد، نسبت به اسباببازیهایش احساس مالکیت بسیار میکند. در موارد اینچنینی، آنها حتی اجازه نمیدهند که بچههای دیگر به اسباببازیهایشان دست بزنند.
برای ذاتی کردن بخشش و نیکوکاری باید فرزندتان را دائما تشویق کنید. از آنجایی که مادران بیشتر وقت خود را با کودکان میگذرانند، تشویق آنها موثرتر واقع میشود. فراموش نکنید که زندگی در محیطی ناامن، بچهها را عصبیتر و خودخواهتر بار میآورد. بچههای یکییکدانه اغلب خودخواه و خسیس هستند و اگر برای از بین بردن این خصوصیات تلاش نکنید، به همین ترتیب بزرگ میشوند.
آموزش فرزندان خسیس
آموزش با مثال یکی از موثرترین راهها برای یاد دادن سخاوتمندی است. مثلا در طول ناهار به آنها بگویید من میخواهم غذای خود را با تو تقسیم کنم یا حتی اگر توانستید او را در فعالیتهای تفریحی شرکت دهید مثل آب دادن به باغچه. هرچه بیشتر در جملات خود از کلمه سهیم شدن استفاده کنید، او زودتر به معنای حقیقی قسمت کردن پی خواهد برد.
به فرزندتان یاد دهید که بخشش میتواند موقتی باشد؛ یعنی به آنها بگویید تو میتوانی اسباببازیات را برای چند ساعت به دوستت قرض دهی و دوباره آن را پس بگیری. به او بگویید که از خودخواه بودن بدتان میآید. به او بگویید دوست ندارید که او همه اسباببازیهایش را برای خودش نگه دارد.
هیچگاه آنها را برای خساستشان تنبیه نکنید. وقتی فرزندتان چیزی از اموال خود را
بخشید، از او تشکر کنید. اسباببازیهای مورد علاقه فرزندتان را جدا کنید و به آنها
یادآوری کنید که لزومی ندارد آنها را به دیگران ببخشد. بچهها وقتی بفهمند که
چیزهای مورد علاقهشان همچنان مال خودشان است، راحتتر بخشش میکنند.
هرگاه دیدید فرزندتان با همبازیاش بر سر اسباببازی دعوا کرد، در ماجرا مداخله
نکنید.
هر چند وقت یک بار سراغ کمد اسباببازیهای فرزندتان بروید و با کمک او برخی را برای اهدا به کودکان نیازمند انتخاب کنید و به او قول بدهید در ازای آن، یک اسباببازی جدید میخرید.

ابتدا باید مطمئن شوید که مشکل ساز اصلی خودتان نیستید. باید یقین کنید که اشتباه
نمیکنید. سپس سعی کنید خود را از این گمان که او شما را نالایق، بیعاطفه،
بیاعتنا و بیشعور میداند رها سازید و باور کنید که طغیان فرد پرخاشگر، ریشه در
مشکلات خودش دارد و رفتار شما سبب پرخاشگری وی نیست.
هر روز این موضوع را به خود یادآوری کنید. شاید باور این موضوع، در ابتدا برایتان مشکل باشد؛ ولی با تصمیم گیری مجدانه و ثبات قدم پیروز خواهید شد.برای موفقیت در معاشرت با همسر پرخاشگرتان شاید استفاده از تدبیر همدری کردن مؤثر واقع شود؛ اما مطمئناً بسیار دشوار و پردردسر خواهد بو.
اگر مطمئن شوید که پرخاشگری شریک زندگیتان ریشه در زندگی سخت گذشتهی او دارد و
یا به مسایل ژنتیکی و وراثتی مربوط است، آرامش بیشتری خواهید یافت و آگاهی شما به
اینکه عامل به وجود آمدن پرخاشگری همسرتان نبودهاید، سبب آرامش شما خواهد شد.
اما ممکن است وقتی به این نتیجه رسیدید که تقصیر با شما نیست، دیگر نتوانید تمام
رفتارهای پرخاشگرانهی او را به راحتی بپذیرید. زمانی که کشف کنید مشکل کجاست،
همدردیتان تا حدی کاهش مییابد و دیگر همهی بدرفتاری های او را قابل قبول
نمیدانید، حتی اگر پرخاشگری او دلیل بیولوژیکی داشته باشد.
راه دیگر نجات، از خود دفاع کردن است. آگاهی دقیق از میزان پرخاشگری همسرتان نسبت
به خودتان به شما کمک میکند از تهاجم او آسیب کمتری ببینید. همیشه آماده روبرویی
با یک حادثه یا مشکل جدید باشید.
هرگاه احساس کردید که تهاجم او دارد شکل میگیرد:
نشانههای پرخاشگری را که در رفتار او میبینید با او در میان بگذارید. برای
نمونه:?علی جان، تو هنوز از راه نرسیده شروع کردی به دخالت در کار من؟! من تصمیم
گرفتم برای شام چی درست کنم. خرید کردم، سبزیجات را آماده کردم و همهی کارها رو به
راه است. حالا تو تصمیم گرفتی به زور ماهی کباب کنی. چند دفعه باید تکرار کنم که من
ترجیح میدهم خودم به تنهایی آشپزی کنم؟?
احساس خودتان را آنطور که در واقع حس میکنید به او بگوئید. مثلاً?این مطلب برای
من بیمعنا و بیارزش است. ادامه نده! چون سبب رنجش من میشوی و در ضمن مرا سخت
عصبانی میکنی!?
از دوست خود بخواهید تا شما را از احساسات خشمگینانهتان رهایی بخشد مثلاً ?دلم
نمیخواهد وقتی به خانه میرسد با این حالت خشم با او روبرو بشوم، اصلاً دلم
میخواهد این موضوع کوچک را فراموش کنم و دیگر حرفی راجع به آن نزنم.?
نتایج به دست آمده را با نزدیکان خود در میان بگذارید. چنانچه همسرتان تمایلی به
تغییر رفتارش نشان نمیدهد شما برنامهی رفتاری بعدی خود را تنظیم کنید.چون ممکن
است در حین نشان دادن واکنش، ناگهان و به شدت احساس ترس، خجالت، حسد و یا بیپروایی
در شما شکل بگیرد.
پس باید پیش از شروع، عواقب اعمال خود را در نظر بگیرید و رفتار خود را کنترل کنید،
حتی اگر واکنش شما چندان هم جدّی نباشد. تغییر باید آرام انجام شود تا تأثیر مطلوب
را بجا گذارد. چنانچه این تغییرات محکم وحساب شده انجام گیرد، به تدریج میتواند
تأثیر مطلوب را بگذارد.
همیشه پیآمدهای احتمالی گفتار و رفتارتان را در نظر بگیرید و سپس به آسانی آنچه را
میخواهید بگویید:?اگر برای شام ماهی میخواهی، باید من برایت درست کنم. بنابراین
نباید دوروبر من بپلکی، نگران باشی و یا در کارم دخالت کنی. اگر این کارهایی را که
گفتم نکنی تا یکماه دیگر از خوراک ماهی خبری نیست!?
ضمن اینکه در مقابل فرد پرخاشگری که وجودش در زندگی شما مهم و مؤثر است، باید از
موضع خود حمایت کنید برای تغییر اوضاع نیز باید طوری عمل کنید و قدم پیش بگذارید که
پایه های اصلی زندگیتان استحکام خود را از دست ندهد.
یکی از این راهها، جلب حمایت اطرافیان است. سعی کنید با قبول مشکلات موجود در
ارتباط خود با فرد پرخاشگر، باور کنید که او قادر به بهبود رفتار خود نیست. بدین
ترتیب به تدریج روابط شما بهتر خواهد شد و اوضاع رو به بهبود خواهد گذاشت.
میتوانید برای تسکین احساسات برانگیختهی خود:
به دوستان دیگرتان توجه بیشتری کنید.
برای انجام امور روزمره وقت بیشتری صرف کنید.
در فعالیت اجتماعی شرکت کنید و بدین ترتیب برای به دست آوردن فرصت های طلایی و
چگونگی بهبود بخشیدن به روابط خود با دیگران تلاش کنید.
شاید گاهی تحمل از کف بدهید و فکر کنید که چرا باید این همه تحمل به خرج داد؟ اما
نتایج مفیدی که از این رهگذر به دست خواهند آمد، ارزش تحمل کردن را دارد. بنابراین،
پافشاری به خرج دهید تا پیشرفت کنید.
در اینجا دو نکتهی بسیار اساسی را یادآوری میکنیم :
اول، ابراز احساسات خوشبینانه و رفتار توأم با نرمش و دوم پافشاری معقول برای
مقابله با پرخاشگری نابجای او. مطمئن باشید زندگی توأم با سلامتی شما، ارزش شکیبایی
را دارد. به او فرصت دهید تا این ارزش را از چگونگی رفتارتان دریابد.
عشق یک طرفه شما برای برقراری روابط سالم و بهره مند شدن از سلامتی کافی نیست. او
نیز باید به طور مؤثر به شما علاقهمند باشد و عملاً آن را نشان دهد.
برای رسیدن به نتایج مورد نظر باید به موارد زیر توجه کنید:
قابلیت تغییر پذیری و انعطاف
آمادگی لازم برای اصلاح رفتار در هر زمان
اقدام به تمرین تدابیری که تا کنون برای کاهش بدبینی، خشم و پرخاشگری توصیه شده
است.
با وجود این اگر یکی از طرفین قبول نداشته باشد که تغییر روش امری لازم و ضروری
است، پافشاری در مورد این عدم پذیرش، مانعی جدی در راه برقراری ارتباط سالم و لذت
بخش خواهد بود.
توجه داشته باشید که اگر غالباً دنبال فرصتی است تا شما را سرزنش کند و حتی هربار
پس از آنکه در موردی از او عذرخواهی میکنید، دست بردار نیست و پس از گذشت یک ماه
به هیچ وجه از بردباری شما حسن استفاده را نکرده و تغییر روش نداده است، شما باید
تغییر رفتار دهید و به دنبال در پیش گرفتن چارهای دیگر باشید.
اکنون دیگر شاید لازم باشد به دنبال متخصصی باشید تا با اقدامات مناسب، روابط شما
را بهبود بخشد. فکر میکنم عاقلانهترین راه این است که هر دو نفر به اتفاق از
مشاوری با تجربه مانند روانپزشک، مددکار اجتماعی، روانشناس و یا یک روحانی کمک
بگیرید و با او مشورت کنید.
اگر همسر شما موافق باشد چه بهتر از این فوراً درمان را با کمک فردی متخصص شروع
کنید ؛اما اگر موافق نباشد، که اغلب نیز چنین است، چه باید کرد؟
پافشاری کنید به او بگوئید: مدت ها پیش دوستت داشتم و هنوز هم چنین است اما
نمیدانم چه شده است که روابط، ما چون گذشته صمیمانه و گرم نیست. چندی است که به
دنبال پیدا کردن مشکل هستم، بیا با هم آن را بیابیم و حل کنیم. بیا به یک مشاوره
مراجعه کنیم به این امید که او بتواند مشکل کوچک ما را حل کند و اوضاع مثل سابق
شود.
وقتی تو قبول نمیکنی، احساس خفقان میکنم مثل اینکه در تلهای گرفتار شده باشم.
بدون هیچ امیدی به بهبود روابطمان، بنابراین به موافقت و همراهی تو نیاز دارم، حتی
برای یک بار هم که شده باید از وجود یک متخصص استفاده کنیم. اگر قبول کنی حتماً این
مشکل را حل خواهم کرد. من آمادهام تا در این راه اقدامات مؤثرتری انجام دهم و
بیشتر تلاش کنم.
ولی اگر باز هم لجاجت نشان دهی و حاضر به همکاری نشوی، به این نتیجه میرسم که حتی
قادر به تصمیم گیری درست برای حل مشکلمان نیستی بنابراین ترکت خواهم کرد.??
چنانچه تمام این مراحل را پیمودید و در حل مشکل پیشرفتی حاصل نشد و از مراجعه به
روان درمانگر نیز نتیجهای به دست نیامد، یا آنچنان که هست او را بپذیرید و یا ترکش
کنید.