اگر در پایان روز احساس خستگی و بیحالی میکنید احتمالا مصرف یک وعده ناهاری سنگین و پرچرب شما را خوابآلوده و خسته کرده و یا اینکه با انجام کار زیاد انرژی خود را مصرف کردهاید.
با توجه به اینکه اغلب ما در طول روز این وضعیت را تجربه میکنیم معمولا به فکر چارهای برای رفع خستگی و خوابآلودگی خود میافتیم و به دنبال راهحلی برای کسب مجدد انرژی هستیم. سایت اینترنتی هلث می آپ، در یک مقاله جدید فهرستی از انرژیزاترین میوهها را منتشر کرده است که میتوانند انرژی و چابکی را به سلولهای شما بازگردانند. این میوههای انرژیزا عبارتند از:
موز:
تمام مربیان ورزشی توصیه میکنند که پیش از شروع تمرینات، یک عدد موز بخورید. موز منبع غنی از کربوهیدراتهاست و در راس فهرست میوههای انرژیزا قرار دارد.
هندوانه:
خوردن این میوه، طراوت و شادابی ایجاد میکند و منبع غنی از ویتامین C است. همچنین هندوانه ذخیره آب فوقالعادهای است که مانند یک آبادی در وسط بیابان، امیدوارکننده است.
سیب:
این میوه از منابع غذایی بسیار مهمی است که میتواند به آرامی انرژی در بدن آزاد کند و همچنین سرشار از ویتامین C، B و پتاسیم که انرژی مورد نیاز بدن را تامین میکند.
پرتقال:
این میوه نیز «نیروگاه» انرژی و ویتامین C است. به علاوه پرتقال حاوی مقادیر قابل توجهی فسفر، مواد معدنی و فیبر خوراکی است که به بهبود فعالیتهای سالم بدن کمک میکند.
انبه:
این میوه اصطلاحا شاهمیوهها نامیده شده است و سرشار از ویتامینهای B و C، کلسیم، پتاسیم، روی، فولیت و پروتئین است.
آووکادو:
این میوه نیز هر چند حاوی ذخایر قابل توجه چربی است اما چربی آن از نوع خوب است و از جمله میوههایی است که به عنوان یک تقویتکننده انرژی، میتوان روی آن حساب کرد.

پدر و مادر، معلم، پرستار کودک یا هر فرد دیگری که با کودکان در تماس است، خوب می داند که ارتباط برقرار کردن با کودکان کار دشواری است...
دنیای کودکان و برداشت هایی که از صحبت های ما بزرگ تر ها دارند، بسیار متفاوت با آن چیزی است که ما در ذهن داریم. کودکان نمی توانند مفهوم جملات ما بزرگ ترها را خوب درک کنند و به خاطر همین گاهی از ما فاصله می گیرند. اگر شما از آن پدرومادرهایی هستید که می خواهند کودک شان به بهترین شکل رشد پیدا کند و تربیت شود، بهتر است از به کار بردن عبارات دوپهلو و نامفهوم در برخورد با کودک تان اجتناب کنید. برای مکالمه با او کلمات آسانی را انتخاب کنید و با کلمات سخت، باعث سردرگمی او نشوید. اگر نمی دانید چگونه می توانید این کار را انجام بدهید، با ما همراه شوید. این مطلب نگاهی می اندازد به ۷ عبارت رایجی که والدین در ارتباط با کودکان خود از آنها استفاده می کنند و تعبیری که کودکان از این ۷ عبارت دارند و البته طرز درست تر بیان کردن هر کدام از این عبارات را نیز ذکر می کند.
۱) وقتی به کودک می گویید: «تو بهترینی»؛ او این طور می شنود: «همیشه همین طور باش تا من از تو راضی باشم!»
پس بهتر است به او این را بگویید که: «تو باید به خودت افتخار کنی که این قدر سخت برای رسیدن به هدفت تلاش می کنی.» سال هاست که اعتقاد بیشتر ما بر این پایه استوار است که افزایش حس اعتماد به نفس در کودک نقش مهمی در پیشرفت و موفقیت او دارد. اما امروزه نظر بیشتر متخصصان و روان پزشکان کودک این است که تعریف و تمجید بیش اندازه نتیجه عکس دارد و اگر شما بیش از اندازه از استعدادها و کارهای خوب فرزندتان تعریف کنید، او به مرور زمان تبدیل به فردی بی عرضه و خودخواه می گردد و اعتبار خود را در بین گروه هم سالانش از دست می دهد. اگر شما به دخترتان بگویید: «تو زیباترین دختر کلاس تان هستی» از او فردی خودپسند و مغرور ساخته اید ولی در صورت گفتن این جمله که: «تلاش های فراوان تو برای رسیدن به هدف ها و قله های موفقیت از تو الگویی مناسب برای دیگر دانش آموزان ساخته و من برای کوشش تو در زندگی ارزش قایل هستم.»، شما می توانید حس اعتماد به نفس مثبت و پویا را در فرزندتان تقویت کنید.
۲) وقتی به کودک می گویید: «این چه طرز از حرف زدن است؟»؛ او این طور می شنود: «اصلا نمی خواهم حرف های تو را بشنوم!»
پس بهتر است بگویید: «من خوشحال می شوم وقتی تو برای حرف زدن پیش من می آیی اما این کلماتی که تو برای صحبت کردن از آنها استفاده می کنی نامناسب و اهانت آمیز هستند؛ لطفا دیگر از آنها استفاده نکن.» لازمه اینکه فرزندان از کلمات معقول و مناسب در خانه یا محیط های دیگر استفاده کنند، این است که والدین شان از به کار بردن جملات و کلمات رکیک نسبت به آنها یا دیگران خودداری کنند. شما نمی توانید توقع داشته باشید در حالی که خودتان به زمین و زمان بد و بیراه می گویید فرزندتان کاملا مؤدب و متین باشد. بنابراین اولین قدم در راستای اصلاح گفتاری فرزندان، والدین هستند.
۳) وقتی به کودک می گویید: «من نمی توانم این را برای تو بخرم»؛ او این طور می شنود: «پول چاره همه مشکلات است!»
بهتر است بگویید: «فروشگاه ها پر از اسباب بازی های مختلف و بزرگ و کوچک هستند که ما خیلی از آنها را در خانه مان داریم و دیگر جایی برای نگهداری چیزهای جدید برای مان باقی نمانده. اینکه ما تصمیم بگیریم هر چیز قشنگی که دیدیم بخریم و با خودمان به خانه ببریم درست نیست. آن وقت دیگر جایی برای خودمان در خانه باقی نمی ماند.» آیا فرزند شما واقعا به یک بازی کامپیوتری یا عروسک بیشتر نیاز دارد؟ البته که نه. اما با تکرار اینکه پول کافی برای خرید کالای مورد علاقه فرزندتان را ندارید، کم کم به او القا می کنید که پول منبع رسیدن به تمام چیزهای خوب و دوست داشتنی در زندگی است. حتی اگر شما شرایط مالی مناسب برای برآورده کردن تمام نیازهای مادی کودک تان را هم داشته باشید، نباید این کار را بکنید زیرا با این کار افراط و زیاده روی را به فرزندتان آموخته و داشتن حس سپاس گزاری و تشکر را از او سلب نموده اید. هیچ گاه هم این نکته مهم را فراموش نکنید که مسایل مادی نباید تنها پل ارتباطی بین فرزندان با شما باشد.
۴) وقتی به کودک می گویید: «نگران نباش، درست می شه»؛ او این طور می شنود: «قیافه ات داد می زند که نگرانی!»
بهتر است بگویید: «من که بالاخره می فهمم چه اتفاقی افتاده است. پس بهتر است بیایی تا در موردش با هم حرف بزنیم، شاید بتوانیم به نتیجه ای برسیم که تو را آرام کند.» وقتی که کودکی ناراحت و غمگین از شکست در یک مسابقه محلی یا درگیر شدن با یکی از دوستانش به خانه برمی گردد، وظیفه والدین اش دلداری دادن و ابراز هم دردی با اوست. هر چند که شما بدانید مشکلی که برای فرزندتان به وجود آمده بی اهمیت و کوچک است و او خیلی آن را مهم شمرده، باز هم نباید مشکل اش را بی ارزش به حساب آورید و با گفتن جملاتی مانند: «بی خیال بابا، حالا مگه چی شده؟!»، ناراحتی او را به تمسخر بگیرید؛ بلکه باید شرایطی را فراهم آورید تا فرزندتان بتواند احساسات خودش را برای شما شرح دهد و بتواند از طریق صحبت کردن و درد دل با شما کمی بار غم و غصه را از روی دوش خودش بردارد. به عبارتی دیگر، والدین هرگز نباید بگذارند فرزندشان در غم و افسردگی غوطه ور شود. سوالاتی مانند: «فکر می کنی چرا این اتفاق افتاد؟» یا «نظری در مورد اینکه دفعه بعد بتوانی بهترین کار را انجام بدهی، نداری؟»، می تواند به کودک شما یادآوری کند که او به صحبت کردن در مورد وضعیتی که به وجود آمده نیاز دارد.
۵) وقتی به کودک می گویید: «با غریبه ها حرف نزن»؛ او این طور می شنود: «همه غریبه ها قصدشان صدمه زدن به توست!»
بهتر است بگویید: «با کسانی که احساس راحتی با آنها نمی کنی و ضرورتی برای هم کلام شدن با آنها وجود ندارد، حرف نزن.» امروزه کودکان برای پیشبرد امور خود نیاز دارند که با افراد غریبه زیادی مانند مغازه دار، صندوق دار فروشگاه، راننده اتوبوس یا تاکسی یا حتی دکتر یا دندانپزشک شان صحبت کنند. بنابراین گفتن این جمله که با غریبه ها حرف نزن، کاملا بیهوده و غیرعملی است چون شما نمی توانید لیست خاصی از افراد تهیه کنید و به فرزندتان بگویید که مثلا با این گروه از افراد می توانی صحبت کنی و با این گروه نه. پس چاره چیست؟ اول اینکه، یک نگاه واقع بینانه و آماری نشان می دهد تعداد کودکانی که در خیابان توسط به اصطلاح بچه دزدها ربوده شده اند، یک درصد و حتی کمتر از آن است. مطالعات نشان داده اند که اذیت و آزاری که برخی کودکان می بینند بیشتر از جانب آشنایان به خصوص والدین یا خواهر و برادرهای بزرگ تر شان است (نه غریبه ها)، بنابراین به جای منع کردن فرزندتان از حرف زدن با افراد ناآشنا بهتر است به او آموزش دهید که با افرادی که احساس راحتی با آنها نمی کند و ضرورتی برای هم کلامی با آنها ندارد، صحبت نکند. دومین و مهم ترین نکته هم این است که والدینی که فرزندشان زیاد با اینترنت کار می کند و وارد چت روم ها شده و با دوستان جدیدی آشنا می شود باید هشدارهای لازم را به کودک شان بدهند که اطلاعات ضروری مانند نام خانوادگی، آدرس منزل یا مدرسه یا شماره تلفن خود را در اختیار دیگران قرار ندهند تا از آنها سوءاستفاده نشود.
۶) وقتی به کودک می گویید: «اسباب بازی های ات را با پسرعموی ات تقسیم کن»؛ او این طور می شنود: «تو باید حق خودت را به دیگران ببخشی!»
بهتر است بگویید: «پسر عموی تو دوست دارد چند دقیقه با ماشین مسابقه ای تو بازی کند اما چون متعلق به توست و تو صاحب اش هستی، حتما آن را به تو پس خواهد داد.» اگر کمی واقع بین باشید می بینید که شما به هیچ عنوان سوییچ ماشین خود را به بیرون پرتاب نمی کنید یا روی آن جا نمی گذارید تا هر کسی که دوست داشت بتواند از آن استفاده کند. پس چه طور توقع دارید که فرزندتان به راحتی از کنار قطار، هواپیما، خرس یا عروسک مورد علاقه اش بگذرد و آن را به دیگران ببخشد؟ اگر تقاضای مکرر شما برای تقسیم کردن وسایل کودک تان با دیگران زیاد باشد، فرزندتان به نوعی دچار حس گریز از جمع می شود و از بچه ها و افراد دیگر متنفر می گردد. او خود را با بچه های دیگر وفق نمی دهد تا مجبور نباشد وسایل اش را با آنها تقسیم کند و این یک امر طبیعی برای بچه های تا سن ۸ سال و حتی بیشتر است. با تمام این حرف ها، شما دو راه پیش رو دارید: اول اینکه فرزندتان را مطمئن کنید که دوستش بعد از کمی بازی وسیله اش را به او بازخواهد گرداند و دوم اینکه روی اسباب بازی های فرزندتان اسم بگذارید. با این حساب شما به جای اینکه مثلا بگویید: «آرش، خرس ات را بده.»، می گویید: «آرش، تدی را چند لحظه به نیما قرض می دهی؟» در این صورت فرزندتان دیگر احساس نمی کند که حق و حقوق و مالکیت اش نسبت به اموالش پایمال شده.
۷) وقتی به کودک می گویید: «این چه کارهایی است که می کنی؟»؛ او این طور می شنود: «باز هم اشتباه کردی!»
بهتر است بگویید: «من فکر می کنم دیر آمدن تو به خانه به خاطر این باشد که به تو خیلی در مهمانی خوش گذشته و بنابراین زمان را فراموش کرده ای اما عزیزم، این کار درستی نیست. ما خیلی نگران شدیم.» برخی از والدین با سوالات زیاد و گوناگون فرزندان خود را در مقابل اشتباه شان به طور مستقیم مورد سرزنش قرار می دهند: «فکر نمی کنی وقتی به خانه می آیی باید لباس هایت را روی جالباسی قرار دهی؟... ببین با خواهرت چه کرده ای؟» می تواند از شما پدر یا مادری دیکتاتور در ذهن کودک بسازد. بهتر است اشتباه فرزندتان را با آرامش به او گوشزد کنید تا او نسبت به انجام آن کار پشیمان و شرمنده باشد، نه گستاخ. مثلا بگویید: «درست است که خواهرش بدون اجازه اسباب بازی او را برداشت ولی نمی دانم کتک زدن یک دختربچه آن هم توسط برادر بزرگ ترش که باید حامی اش باشد، کار درستی بوده یا نه؟» مطمئن باشید که با این جملات فرزند عصبانی شما شرمگین شده و برای عذرخواهی اقدام خواهد کرد اما همیشه هم فرزندتان را در همه امور مقصر ندانید تا از کینه ای یا سرخورده شدن او جلوگیری به عمل آورید.

خوابیدن نوزادان در کنار پدر و مادر هم جنبه مثبت دارد و هم جنبه منفی. جنبه مثبت آن این است که تحقیقاتی هستند که ثابت می کند خوابیدن بچه ها و پدرومادرشان در یک تخت (یا حداقل یک اتاق) در شب فوایدی دارد. جنبه منفی آن این است که، فرای تحقیقاتی که به رابطه بین همخوابی کودکان و والدینشان و جلوگیری از SIDS (مرگ ناگهانی کودک) می پردازد، تحقیقات چندانی از جهت کیفی و جنبه های دراز مدت این مسئله انجام نگرفته است. تا وقتیکه این نوع تحقیق انجام شود، باید به جنبه مثبت آن در فرهنگ کشور خودمان و کشورهای خارجی بپردازیم.
تحقیقات چه می گوید:
فواید همخوابی برای نوزادان
همخوابی تنظیم فیزیولوژیکی را ارتقاء می دهد
نزدیک بودن والدین کمک می کند که سیستم عصبی نابالغ نوزاد در طی خواب تنظیم و تعدیل شود. همچنین با پیشگیری از وارد شدن نوزاد به خواب بسیار عمیق، به جلوگیری از SIDS (مرگ ناگهانی کودک) کمک می کند. علاوه بر این، تنفس خود والدین به نوزاد یادآور می شود که او هم باید نفس بکشد.
والدین و نوزادان بهتر می خوابند. به خاطر نزدیک بودن نوزاد، نیاز نیست که نوزادان کاملاً بیدار شوند و گریه کنند تا پاسخ دریافت کنند. درنتیجه، مادر به نوزاد نزدیک میشود بدون اینکه هر دو آنها کاملاً بیدار شوند. درنتیجه، مادران ارزیابی مثبت تری از خواب شبانه شان خواهند داشت، چون به این طریق خواب بهتری داشته و کمتر مجبور می شوند که از خواب بیدار شوند.
نوزادان مراقبت و توجه بیشتری دریافت می کنند. خوابیدن مادر در کنار نوزاد، شیردهی را افزایش می دهد. این می تواند یکی از بهترین فواید و مزایای خوابیدن مادران در کنار نوزاد باشد. تحقیقات نشان می دهد مادرانی که شب ها کنار فرزندانشان می خوابند دوبرابر مادرانی که جدا از نوزادانشان می خوابند شب ها به فرزندانشان شیر میدهند. علاوه بر فواید شیردهی، عمل مکیدن نوزاد جریان اکسیژن را افزایش می دهد که هم برای رشد و هم برای سیستم ایمنی بدن نوزاد مفید است. همچنین نوزادانی که شب ها کنار مادرانشان می خوابند، مراقبت و توجه بیشتری دریافت می کنند. تحقیقات نشان می دهد مادرانی که شب ها کنار نوزادانشان می خوابند، 5 برابر بیشتر به آنها توجه و مراقبت دارند. این مادران همچنین حساسیت بیشتری نسبت به حضور نوزادانشان در بستر دارند.
فواید دراز مدت
بالا بردن اعتماد به نفس. تحقیقات نشان میدهد که پسربچه هایی که از زمان تولد تا 5 سالگی پیش پدرومادرهایشان می خوابیده اند، اعتماد به نفس بالاتری داشته و احساس گناه و اضطراب کمتری را تجربه می کنند. همچنین تحقیقات نشان داده که دختربچه هایی که در زمان کودکی نزد والدینشان می خوابیده اند، در زمان بزرگسالی کمتر درمورد ارتباطات فیزیکی خود احساس ناراحتی می کنند. خوابیدن به همراه والدین، اعتماد و عزت نفس، و همچنین صمیمیت را ارتقاء می دهد.
رفتارهای مثبت بیشتر. در تحقیقات انجام گرفته مشخص شد که بچه هایی که به همراه والدین خود می خوابند، نسبت به بچه هایی که تنها می خوابند، بیشتر مورد تحسین معلمین خود قرار می گیرند. در تحقیقی که اخیراً در انگلستان انجام گرفت، مشخص شد که بچه هایی که هیچوقت در تختخواب پدر و مادرشان نخوابیده اند، کنترل ناپذیرتر، ناراحت تر، کج خلق تر، هستند و این بچه ها نسبت به بچه هایی که پیش پدر و مادرشان می خوابند، ترسو تر هستند.
ارتقاء سطح رضایت از زندگی. در یک تحقیق بسیار گسترده که بر روی 5 نژاد مختلف در ایالات متحده امریکا انجام گرفت، مشخص شد که در میان همه این گروه های قومی، مردمانی که شب ها پیش هم می خوابند احساس رضایت بیشتری از زندگی دارند.
تصور والدین
والدین تصور می کنند خوابیدن بچه ها پیش آنها، حساسیت را ارتقاء می دهد. خیلی از پدر و مادرهایی که شب ها پیش فرزندان خود می خوابند، احساس می کنند که هماهنگی بیشتری به فرزندان خود پیدا می کنند. آنها احساس می کنند که حساسیت آنها به نیازهای فرزندانشان هنگام شب، در طول روز نیز ادامه پیدا می کند.
کشمکش های موقع خواب را کاهش می دهد
والدینی که شب ها فرزندانشان را پیش خود می خوابانند می دانند که بچه هایی که شب ها در اتاق والدینشان می خوابند، ترس از به خواب رفتن ندارند. این بچه ها هرچه بزرگتر می شوند و به اتاقهای خود منتقل می شوند، تصویری بسیار مثبت تر و مطمئن تر از خواب شبانگاه دارند. دیگر دلیل ندارد که خوابیدن را مساوی با تنها شدن بپندارند.
محیطی پذیرا ایجاد می کند
در زیر خوابیدن بچه ها در کنار والدینشان، میلی به قبول نیاز آنها به پدر و مادر در طول روز و شب وجود دارد. در این شرایط وقتی بچه ها کوچک هستند و به والدینشان نیاز دارند، پدر و مادر در کنارشان هستند تا به آنها کمک کنند و نیازهایشان را برآورده سازند. والدینی که شب ها پیش فرزندانشان می خوابند باور دارند که این میل به پاسخگویی به نیازهای بچه ها، در طول روز نیز ادامه خواهد یافت و رابطه آنها را با فرزندشان قوی تر خواهد ساخت.
مشکلات تحقیقات موجود
تعصبات فرهنگی
تحقیقاتی که تاکنون حول خوابیدن بچه ها در کنار والدینشان انجام گرفته است هم مثل همه تحقیقات دیگر، تحت تاثیر فرهنگ محققان و شرکت کننده های آنان بوده است. تحقیقاتی که حول این موضوع در ایالات متحده انجام گرفته است، به شدت تحت تاثیر ارزش بسیار بالایی که امریکایی ها برای استقلال، تکنولوژی، مصرف گرایی، و نیازهای والدین به زمان و داشتن حریم خصوصی قائلند، می باشد. از طرف دیگر، تحقیقاتی که در دیگر فرهنگ ها انجام گرفته، نیاز نوزادان را به خانواده و عملکردهای اجتماعی به اثبات می رساند.
تمرکز بر نتایج کوتاه مدت و خاص
تحقیقات بالینی به بررسی نتایج دراز مدت، پیچیده و کیفی این موضوع نمی پردازد. فواید خوابیدن نوزادان در کنار والدینشان، همانطور که بسیاری از این والدین می دانند، فقط کوتاه مدت نبوده و به سادگی ارزیابی نمی شوند. این فواید بالقوه فراتر از پیشگیری از مرگ های ناگهانی نوزادان، افزایش خواب کودک و مادر، و افزایش میزان شیردهی در ماه های اولیه زندگی نوزادان است. مثلاً ممکن است نتایح دراز مدتی مثل تاثیر مثبت بر رابطه کودک با والدین خون، ارتقاء اعتماد به نفس، و از این قبیل را نیز عنوان کنند. بخشی از آنچه این گونه تحقیقات و بررسی فواید دراز مدت این مسئله را دشوار می سازد، این است که رابطه اینها با خوابیدن بچه ها نزد والدینشان به سختی قابل جدا شدن از رابطه آن با سایر کارها و اقداماتی است که این والدین برای فرزندان خود انجام می دهند. خواباندن بچه ها نزد خود، تنها یک بخش از انتخاب های پیچیده والدین است.
برای انجام تحقیقات بهتر و معتبرتر در این زمینه، محققان باید سوالاتی از قبیل زیر را بپرسند: خوابیدن بچه ها در کنار والدینشان جه نتایجی را در دراز مدت در بر خواهد داشت؟ آیا والدینی که انتخاب می کنند که فرزندانشان شبها نزد خودشان بخوابند، سایر رفتارهایی که بر نتایج مورد تحقیق اثر دارد را نیز انتخاب می کنند؟
عقاید و باورهای غلط
خفه شدن بچه ها
اخیراً در تحقیقی که توسط کمیسیون امنیت لوازم خانگی انجام گرفت، مشخص شد که تخت های بزرگسالان برای بچه ها خطرناک است. این گفته تاحدودی گمراه کننده و اشتباه است. والدین باید بدانند که این تحقیق توسط اسپانسرهای انجمن تولیدی لوازم و تختخواب های کودکان و نوجوانان انجام گرفته است و دلیل جز ترغیب والدین به خرید تختخواب جداگانه برای فرزندانشان نداشته است. همچنین والدین باید بدانند که سالانه میلیون ها نفر از پدر و مادرها در کنار فرزندانشان می خوابند و هیچ اتفاقی هم برای آنها نمی افتد.
آنچه مهم است و همه متخصصین تصدیق می کنند این است که نوزادان باید روی سطحی سفت، تمیز، عاری از دود، زیر یم پتوی سبک بخوابند و سرهایشان هم هیچوقت نباید کشیده شود. هیپگونه حیوان یا بالش اضافی نباید در کنار نوزاد گذاشته شود. از خواباندن نوزادان بر روی مبل های راحتی و نیمکت ها هم باید خودداری شود چون هر آن احتمال افتادن آنها وجود دارد.
والدین از این واهمه دارند که اگر در نوزادی فرزندانشان را پیش خود بخوابانند دیگر نتوانند وقتی بزرگتر شدند آنها را به تنها خوابیدن ترغیب کنند. البته هیچ تحقیقی تا به حال روی این موضوع انجام نگرفته است اما خیلی از والدینی که شب ها فرزندانشان را پیش خود می خوابانند گزارش کرده اند که بچه هایشان وقتی به سن دو، سه سالگی می رسند و از نظر جسمی، احساسی و شناختی رشد می کنند، خیلی راحت تحت والدین را ترک کرده و مستقل می خوابند.
این والدین به این مسئله مثل عادتی که باید شکسته شود نگاه نمی کنند، آنها این را الگوی رفتاری می دانند که می توان آنرا ایجاد کرد اما با گذشت زمان رشد کرده و تغییر می کند. این خانواده ها، برای ایجاد زیربنای امنیت و نزدیکی، این وابستگی اولیه را انتخاب می کنند.

پدر و مادر، معلم، پرستار کودک یا هر فرد دیگری که با کودکان در تماس است، خوب می داند که ارتباط برقرار کردن با کودکان کار دشواری است...
دنیای کودکان و برداشت هایی که از صحبت های ما بزرگ تر ها دارند، بسیار متفاوت با آن چیزی است که ما در ذهن داریم. کودکان نمی توانند مفهوم جملات ما بزرگ ترها را خوب درک کنند و به خاطر همین گاهی از ما فاصله می گیرند. اگر شما از آن پدرومادرهایی هستید که می خواهند کودک شان به بهترین شکل رشد پیدا کند و تربیت شود، بهتر است از به کار بردن عبارات دوپهلو و نامفهوم در برخورد با کودک تان اجتناب کنید. برای مکالمه با او کلمات آسانی را انتخاب کنید و با کلمات سخت، باعث سردرگمی او نشوید. اگر نمی دانید چگونه می توانید این کار را انجام بدهید، با ما همراه شوید. این مطلب نگاهی می اندازد به ۷ عبارت رایجی که والدین در ارتباط با کودکان خود از آنها استفاده می کنند و تعبیری که کودکان از این ۷ عبارت دارند و البته طرز درست تر بیان کردن هر کدام از این عبارات را نیز ذکر می کند.
۱) وقتی به کودک می گویید: «تو بهترینی»؛ او این طور می شنود: «همیشه همین طور باش تا من از تو راضی باشم!»
پس بهتر است به او این را بگویید که: «تو باید به خودت افتخار کنی که این قدر سخت برای رسیدن به هدفت تلاش می کنی.» سال هاست که اعتقاد بیشتر ما بر این پایه استوار است که افزایش حس اعتماد به نفس در کودک نقش مهمی در پیشرفت و موفقیت او دارد. اما امروزه نظر بیشتر متخصصان و روان پزشکان کودک این است که تعریف و تمجید بیش اندازه نتیجه عکس دارد و اگر شما بیش از اندازه از استعدادها و کارهای خوب فرزندتان تعریف کنید، او به مرور زمان تبدیل به فردی بی عرضه و خودخواه می گردد و اعتبار خود را در بین گروه هم سالانش از دست می دهد. اگر شما به دخترتان بگویید: «تو زیباترین دختر کلاس تان هستی» از او فردی خودپسند و مغرور ساخته اید ولی در صورت گفتن این جمله که: «تلاش های فراوان تو برای رسیدن به هدف ها و قله های موفقیت از تو الگویی مناسب برای دیگر دانش آموزان ساخته و من برای کوشش تو در زندگی ارزش قایل هستم.»، شما می توانید حس اعتماد به نفس مثبت و پویا را در فرزندتان تقویت کنید.
۲) وقتی به کودک می گویید: «این چه طرز از حرف زدن است؟»؛ او این طور می شنود: «اصلا نمی خواهم حرف های تو را بشنوم!»
پس بهتر است بگویید: «من خوشحال می شوم وقتی تو برای حرف زدن پیش من می آیی اما این کلماتی که تو برای صحبت کردن از آنها استفاده می کنی نامناسب و اهانت آمیز هستند؛ لطفا دیگر از آنها استفاده نکن.» لازمه اینکه فرزندان از کلمات معقول و مناسب در خانه یا محیط های دیگر استفاده کنند، این است که والدین شان از به کار بردن جملات و کلمات رکیک نسبت به آنها یا دیگران خودداری کنند. شما نمی توانید توقع داشته باشید در حالی که خودتان به زمین و زمان بد و بیراه می گویید فرزندتان کاملا مؤدب و متین باشد. بنابراین اولین قدم در راستای اصلاح گفتاری فرزندان، والدین هستند.
۳) وقتی به کودک می گویید: «من نمی توانم این را برای تو بخرم»؛ او این طور می شنود: «پول چاره همه مشکلات است!»
بهتر است بگویید: «فروشگاه ها پر از اسباب بازی های مختلف و بزرگ و کوچک هستند که ما خیلی از آنها را در خانه مان داریم و دیگر جایی برای نگهداری چیزهای جدید برای مان باقی نمانده. اینکه ما تصمیم بگیریم هر چیز قشنگی که دیدیم بخریم و با خودمان به خانه ببریم درست نیست. آن وقت دیگر جایی برای خودمان در خانه باقی نمی ماند.» آیا فرزند شما واقعا به یک بازی کامپیوتری یا عروسک بیشتر نیاز دارد؟ البته که نه. اما با تکرار اینکه پول کافی برای خرید کالای مورد علاقه فرزندتان را ندارید، کم کم به او القا می کنید که پول منبع رسیدن به تمام چیزهای خوب و دوست داشتنی در زندگی است. حتی اگر شما شرایط مالی مناسب برای برآورده کردن تمام نیازهای مادی کودک تان را هم داشته باشید، نباید این کار را بکنید زیرا با این کار افراط و زیاده روی را به فرزندتان آموخته و داشتن حس سپاس گزاری و تشکر را از او سلب نموده اید. هیچ گاه هم این نکته مهم را فراموش نکنید که مسایل مادی نباید تنها پل ارتباطی بین فرزندان با شما باشد.
۴) وقتی به کودک می گویید: «نگران نباش، درست می شه»؛ او این طور می شنود: «قیافه ات داد می زند که نگرانی!»
بهتر است بگویید: «من که بالاخره می فهمم چه اتفاقی افتاده است. پس بهتر است بیایی تا در موردش با هم حرف بزنیم، شاید بتوانیم به نتیجه ای برسیم که تو را آرام کند.» وقتی که کودکی ناراحت و غمگین از شکست در یک مسابقه محلی یا درگیر شدن با یکی از دوستانش به خانه برمی گردد، وظیفه والدین اش دلداری دادن و ابراز هم دردی با اوست. هر چند که شما بدانید مشکلی که برای فرزندتان به وجود آمده بی اهمیت و کوچک است و او خیلی آن را مهم شمرده، باز هم نباید مشکل اش را بی ارزش به حساب آورید و با گفتن جملاتی مانند: «بی خیال بابا، حالا مگه چی شده؟!»، ناراحتی او را به تمسخر بگیرید؛ بلکه باید شرایطی را فراهم آورید تا فرزندتان بتواند احساسات خودش را برای شما شرح دهد و بتواند از طریق صحبت کردن و درد دل با شما کمی بار غم و غصه را از روی دوش خودش بردارد. به عبارتی دیگر، والدین هرگز نباید بگذارند فرزندشان در غم و افسردگی غوطه ور شود. سوالاتی مانند: «فکر می کنی چرا این اتفاق افتاد؟» یا «نظری در مورد اینکه دفعه بعد بتوانی بهترین کار را انجام بدهی، نداری؟»، می تواند به کودک شما یادآوری کند که او به صحبت کردن در مورد وضعیتی که به وجود آمده نیاز دارد.
۵) وقتی به کودک می گویید: «با غریبه ها حرف نزن»؛ او این طور می شنود: «همه غریبه ها قصدشان صدمه زدن به توست!»
بهتر است بگویید: «با کسانی که احساس راحتی با آنها نمی کنی و ضرورتی برای هم کلام شدن با آنها وجود ندارد، حرف نزن.» امروزه کودکان برای پیشبرد امور خود نیاز دارند که با افراد غریبه زیادی مانند مغازه دار، صندوق دار فروشگاه، راننده اتوبوس یا تاکسی یا حتی دکتر یا دندانپزشک شان صحبت کنند. بنابراین گفتن این جمله که با غریبه ها حرف نزن، کاملا بیهوده و غیرعملی است چون شما نمی توانید لیست خاصی از افراد تهیه کنید و به فرزندتان بگویید که مثلا با این گروه از افراد می توانی صحبت کنی و با این گروه نه. پس چاره چیست؟ اول اینکه، یک نگاه واقع بینانه و آماری نشان می دهد تعداد کودکانی که در خیابان توسط به اصطلاح بچه دزدها ربوده شده اند، یک درصد و حتی کمتر از آن است. مطالعات نشان داده اند که اذیت و آزاری که برخی کودکان می بینند بیشتر از جانب آشنایان به خصوص والدین یا خواهر و برادرهای بزرگ تر شان است (نه غریبه ها)، بنابراین به جای منع کردن فرزندتان از حرف زدن با افراد ناآشنا بهتر است به او آموزش دهید که با افرادی که احساس راحتی با آنها نمی کند و ضرورتی برای هم کلامی با آنها ندارد، صحبت نکند. دومین و مهم ترین نکته هم این است که والدینی که فرزندشان زیاد با اینترنت کار می کند و وارد چت روم ها شده و با دوستان جدیدی آشنا می شود باید هشدارهای لازم را به کودک شان بدهند که اطلاعات ضروری مانند نام خانوادگی، آدرس منزل یا مدرسه یا شماره تلفن خود را در اختیار دیگران قرار ندهند تا از آنها سوءاستفاده نشود.
۶) وقتی به کودک می گویید: «اسباب بازی های ات را با پسرعموی ات تقسیم کن»؛ او این طور می شنود: «تو باید حق خودت را به دیگران ببخشی!»
بهتر است بگویید: «پسر عموی تو دوست دارد چند دقیقه با ماشین مسابقه ای تو بازی کند اما چون متعلق به توست و تو صاحب اش هستی، حتما آن را به تو پس خواهد داد.» اگر کمی واقع بین باشید می بینید که شما به هیچ عنوان سوییچ ماشین خود را به بیرون پرتاب نمی کنید یا روی آن جا نمی گذارید تا هر کسی که دوست داشت بتواند از آن استفاده کند. پس چه طور توقع دارید که فرزندتان به راحتی از کنار قطار، هواپیما، خرس یا عروسک مورد علاقه اش بگذرد و آن را به دیگران ببخشد؟ اگر تقاضای مکرر شما برای تقسیم کردن وسایل کودک تان با دیگران زیاد باشد، فرزندتان به نوعی دچار حس گریز از جمع می شود و از بچه ها و افراد دیگر متنفر می گردد. او خود را با بچه های دیگر وفق نمی دهد تا مجبور نباشد وسایل اش را با آنها تقسیم کند و این یک امر طبیعی برای بچه های تا سن ۸ سال و حتی بیشتر است. با تمام این حرف ها، شما دو راه پیش رو دارید: اول اینکه فرزندتان را مطمئن کنید که دوستش بعد از کمی بازی وسیله اش را به او بازخواهد گرداند و دوم اینکه روی اسباب بازی های فرزندتان اسم بگذارید. با این حساب شما به جای اینکه مثلا بگویید: «آرش، خرس ات را بده.»، می گویید: «آرش، تدی را چند لحظه به نیما قرض می دهی؟» در این صورت فرزندتان دیگر احساس نمی کند که حق و حقوق و مالکیت اش نسبت به اموالش پایمال شده.
۷) وقتی به کودک می گویید: «این چه کارهایی است که می کنی؟»؛ او این طور می شنود: «باز هم اشتباه کردی!»
بهتر است بگویید: «من فکر می کنم دیر آمدن تو به خانه به خاطر این باشد که به تو خیلی در مهمانی خوش گذشته و بنابراین زمان را فراموش کرده ای اما عزیزم، این کار درستی نیست. ما خیلی نگران شدیم.» برخی از والدین با سوالات زیاد و گوناگون فرزندان خود را در مقابل اشتباه شان به طور مستقیم مورد سرزنش قرار می دهند: «فکر نمی کنی وقتی به خانه می آیی باید لباس هایت را روی جالباسی قرار دهی؟... ببین با خواهرت چه کرده ای؟» می تواند از شما پدر یا مادری دیکتاتور در ذهن کودک بسازد. بهتر است اشتباه فرزندتان را با آرامش به او گوشزد کنید تا او نسبت به انجام آن کار پشیمان و شرمنده باشد، نه گستاخ. مثلا بگویید: «درست است که خواهرش بدون اجازه اسباب بازی او را برداشت ولی نمی دانم کتک زدن یک دختربچه آن هم توسط برادر بزرگ ترش که باید حامی اش باشد، کار درستی بوده یا نه؟» مطمئن باشید که با این جملات فرزند عصبانی شما شرمگین شده و برای عذرخواهی اقدام خواهد کرد اما همیشه هم فرزندتان را در همه امور مقصر ندانید تا از کینه ای یا سرخورده شدن او جلوگیری به عمل آورید.