ناگفته های خنده!؟

ناگفته های خنده!؟

بر اساس آخرین تحقیقات، در هنگام خندیدن حداقل میزان ۴ هورمون که در زمان استرس و ناراحتی ترشح می شوند، در بدن ما کاهش می یابد.

ماجرا مربوط است به ابتکار و خلاقیت یک پزشک قدرتمند و خوش ذوق هندی به نام دکتر مالان کاتریا که برای اولین بار در سال ۱۹۹۵میلادی در حوالی شهر بمبئی دست به ابتکار جالبی زد و یک سخنرانی بزرگ در مورد فواید خنده ترتیب داد. از همان موقع، روز دهم ژانویه به عنوان روز جهانی خنده انتخاب شد. در سال ۱۹۹۹ میلادی، این پزشک، باشگاه جهانی خنده را افتتاح کرد و هر سال به تعداد اعضای این باشگاه در سرتاسر دنیا افزوده می شود.اما سوال این است که آیا واقعا خنده تاثیری برسلامت روان دارد یا نه؟ در این باره با دکتر حسین اسعدی، روان شناس و عضو هیات علمی دانشگاه شیراز و یکی از اعضای باشگاه خنده ایران به گفتگونشسته ایم...

▪ آقای دکتر! خنده چه تاثیری بر سلامت روان دارد؟

ـ حوادث زندگی گاهی ما را به عکس العمل هایی وامی دارد که گهگاه شرایط زمانی و مکانی، اجازه بروز این عکس العمل ها را به ما نمی دهد. در نتیجه، مقدار زیادی انرژی در بدنمان ذخیره می شود که می توانیم با خنده آزادش کنیم. در واقع، خنده پدیده ای است که غالبا برای ابراز شادمانی به کار می رود و در بین موجودات زنده فقط انسان است که از این توانایی به صورت کامل برخوردار است. روان شناسان بر این باورند که مقدار زیادی انرژی به واسطه خنده در بدن ذخیره می شود و این انرژی به همراه استرس های دورنی از طریق خنده از ذهن و بدن ما تخلیه می شود. به همین دلیل است که همیشه بعد از خنده، احساس آرامش و تمرکز ذهنی به وجود می آید.

▪ بعضی ها می گویند خنده می تواند به برقراری تعادل روانی مان کمک کند. شما با این حرف موافقید؟

ـ بله، خنده در روان شناسی دارای جایگاه ویژه و پرارزشی است و موجب کاهش هورمون های استرس زا (کورتیزول، آدرنالین، دوپامین و هورمون رشد) می شود و افزایش مقدار هورمون هایی مانند آندورفین را به همراه دارد که نوعی حس آرامش و تعادل روانی را القا می کند. کسی که می خنداند بیشتر از آن که می خندد، اثر مفید خنده را بر بدن خود به جا می گذارد و آستانه تحمل خود را در برابر بروز خشم و عصبانیت بالا می برد. حتی اگر شما یک دقیقه بخندید، آن خنده می تواند گاهی تا ۴۵ دقیقه باعث آرامش شما شود و فشار روانی تان را کمتر کند.

▪ چیزی به عنوان خنده درمانی در بحث سلامت روان داریم یا نه؟

ـ خب، بسیاری از روان شناسان خنده درمانی را به عنوان یکی از روش های درمانی موثر در برطرف کردن اختلالات رفتاری می دانند و حتی برخی تحقیقات نشان می دهد این روش در بیماران مبتلا به افسردگی تاثیر مثبت زیادی دارد. در عین حال، لبخند روی لب اطرافیان موجب القای حس آرامش ما می شود و در کاهش استرس های روزمره مان موثر است. زود فهمیدن، حافظه قوی، قدرت استدلال و منطق بیشتر و سازگاری مطلوب اجتماعی از دیگر مزایای خندیدن است. اصولا چهره خندان جذابیت را بیشتر می کند و از نظر علم روان شناسی افراد جذاب، تاثیرگذارترند. در مقابل، عبوس بودن به روابط اجتماعی لطمه می زند و استرس را به مخاطبان القا می کند.

▪ بعضی ها خیلی سخت می خندند و بعضی ها با کوچک ترین اتفاق خنده دار قهقهه می زنند. آیا خنده هم راه و روش متعادلی دارد؟

ـ ببینید؛ افرادی که خیلی سخت می خندند معمولا از نظر روانی افراد پرتنش و پر استرسی هستند و باید از مزایای خندیدن آگاه شوند، با دوستان و خانواده دور یک میز بنشینند و وقایع خنده دار برای هم بازگو کنند، فیلم ها یا تئاترهای خنده دار ببینند و... هر موقعیت بدی واقعا آن طور که ما فکر می کنیم، نیست و می توانیم شکل خنده داری از آن را هم تعریف کنیم. با این روش می توانیم سختی ها را تحمل کنیم و یا از آنها عبور کنیم و اجازه ندهیم استرس و خشم و عصبانیت بر ما غلبه کند.

▪ حرف آخر؟

ـ بر اساس آخرین تحقیقات، در هنگام خندیدن حداقل میزان ۴ هورمون که در زمان استرس و ناراحتی ترشح می شوند، در بدن ما کاهش می یابد. هر انسان بالغ به طور متوسط روزی ۱۷ بار می خندد و به سلامت روان خود کمک می کند. مشکلات مختلفی مثل مشکلات اقتصادی، صنعتی شدن زندگی، ترافیک، مشکلات خانوادگی، استرس های شغلی و... تاثیر منفی بر سلامت روان دارند و خنده یکی از مهم ترین عوامل برطرف کننده تنش ها و استرس هاست. محققان معتقدند بیش از ۸۰ درصد بیماری های متداول در زندگی، بیماری های روان تنی هستند؛ یعنی بیماری هایی که منشأ عصبی و فکری دارند اما متاسفانه بیشتر مردم این نوع بیماری ها را با بیماری های جسمی اشتباه می گیرند و فقط از دارودرمانی استفاده می کنند. این در حالی است که خنده و بهره بردن از یک روحیه شاداب در درمان حداقل به میزان ۳۰ درصد بر این نوع بیماری ها تاثیرگذار است.

● رکود خنده شکست

مسابقه بین المللی خنده که به بهانه روز جهانی خنده در تایلند برگزار شد، با پیروزی یک معلم تایلندی در کتاب رکوردهای جهانی گینس به ثبت رسید. در این مسابقه ۱۳۶ نفر به رقابت پرداختند و سرانجام یک معلم ۵۴ ساله تایلندی به نام «جیتارات وانگ» توانست ۱۲ دقیقه و ۲۶ ثانیه از ته دل بخندد و صاحب بلندترین، طولانی ترین و زیباترین خنده جهان شود و سه هزار دلار جایزه بگیرد.

و ۶ نکته «خنده» دار

▪ صدای خنده زنان، آهنگین تر از مردان است.

▪ زنان ۱۲۶ درصد بیشتر از مردان می خندند.

▪ اولین خنده انسان ها در رحم مادر اتفاق می افتد.

▪ کودکان گاهی تا ۳۰۰ بار در روز و بزرگسالان به طور متوسط ۱۷ بار در روز می خندند.

▪ جری لوییس، کمدین سرشناس آمریکایی در روز جهانی خنده امسال به عنوان خوش خنده ترین چهره هالیوود برگزیده شد.

▪ با یک دقیقه خندیدن از ته دل می توانید به اندازه ۱۰ دقیقه پیاده روی، کالری بسوزانید.

اینکه «خنده، خنده می آورد» و «شادی مسری است» از یافته های جدید محققان است.

نود نکته آموزنده ، جالب وخواندنی

۹۰ نکته آموزنده ، جالب وخواندنی

● بخوانیم و عمل کنیم.

۱) اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی

۲) لذتی که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بیم فراغ

۳) آغاز کسی باش که پایان تو باشد

۴) پرستویی که به فکر مهاجرت هست از ویرانی آشیانه نمی هراسد

۵) کمی سبکسری لازم است تا از زندگی لذت ببری و کمی شعـــور، تا مشکلی برایت پیش نیاید

۶) دوست واقعی کسی است که اگر ساعتها در کنار او ساکت بشینی و صحبتی بین تان ردوبدل

نشه بعد از خداحافظی احساس کنی که ساعتها باهاش درد و دل کردی

۷) چون می گذرد غمی نیست

۸) انسان باید سعی کند در زندگی چیزهایی که دوست دارد را بدست آورد ، و گرنه مجبور میشود چیزهایی را که بدست آورده است دوست بدارد

۹) فرصتها در سختی ها بوجود می آیند بدون جاذبه، پرواز معنی ندارد

۱۰) کاش میشد سرنوشت را از سرِِ نوشت

۱۱) برای تمام دردها دو علاج وجود دارد گذر زمان وسکوت

۱۲) اگر شیر درنده ای در برابرت باشد بهتر است از اینکه سگ خائنی پشت سرت باشد

۱۳) همیشه از سکوت چگونه فریاد زدن رو بیاموز

۱۴) مورد اعتماد بودن بهتر از دوست داشتنی بودن است

۱۵) با یه چوب کبریت میشه هزاران درخت رو سوزوند و از یه درخت هزاران چوب کبریت به وجود می آید

۱۶) محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمیدارد

۱۷) هر چیزی که تو را نکشد مطمئناً قوی ترت میکند

۱۸) این جهان پر از صدای پای مردمی است که همان طور که تو را می بوسند طناب دار تو را می بافند

۱۹) آنکه می گرید یک درد دارد و آنکه می خندد هزار و یک درد

۲۰) گذشت زندگی یک چیز را بارها ثابت می کند و آن این است که گاهی احمق ها درست میگویند

۲۱) هر انسان بیشتر از آنکه از دشمنان خود ضربه ببیند از دوستان نادان خود میبیند

۲۲) چرا همیشه بدنبال این هستیم که بدانیم چرا گل خار دارد؟ بیایید گاهی بدنبال آن باشیم که بدانیم چرا خار گل دارد؟

۲۳) خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت

۲۴) جامعه مثل آب نمک است شنا کردن در آن بد نیست اما بلعش وحشتناک است

۲۵) دو تراژدی دردناک در زندگی وجود دارد : یکی اینکه در عشقت ناکام شوی و دیگر اینکه به وصال عشقت برسی

۲۶) چه فکر کنی می توانی و چه فکر کنی نمی توانی ، درست فکر میکنی

۲۷) اگر مردم را به حال خود گذاشتی تو را به حال خود خواهند گذاشت

۲۸) در نمک باید چیز غیب و مقدسی وجود داشته باشد چیزی که هم در اشک و هم در دریاست

۲۹) من هرگز نمی نالم...قرنها نالیدن بس است...میخواهم فریاد بزنم...!اگر نتوانستم سکوت میکنم

۳۰) بادها می وزند، عده ای در مقابل آن دیوار می سازند و تعدادی آسیاب به پا می کنند

۳۱) پریدن کار دل است و قدم زندن کار عقل، اگر لذت جهان خواهی با دل همسفر شو و اگر مقصد خواهی آهسته رو

۳۲) زندگی همانند هنر نقاشی کردن است با مداد مشکی ولی بدون پاک کن

۳۳) زندگی درس حساب است، خوبیها را جمع، بدیها را کم ، خوشی ها را ضرب و شادیها را تقسیم کنیم

۳۴) زندگی نکن برای مردن، بمیر برای زندگی کردن

۳۵) زندگی تفریح است میان تولد و مرگ

۳۶) خشم با دیوانگی آغاز میشود و با پشیمانی پایان میپذیرد

۳۷) آزادی تنها ارزش جاودانه تاریخ است

۳۸) مسیر را به خاطر بسپار که مقصد همان مسیر است

۳۹) با خودت صادق باش و نگران آنچه دیگران درباره ات فکر می کنند نباش . تعریفی را که آنها از تو دارند نپذیر ، خود ، خودت را تعریف کن

۴۰) دنیا از آن کسی است که برای تصاحب آن با خوش خلقی و ثبات قدم گام برمیدارد

۴۱) زندگی سفر است پس بیایید همسفران خوبی برای دیگران باشیم

۴۲) بزرگترین آزادی بشر ، توانایی تصمیم گیری و انتخاب نگرش های خویشتن است

۴۳) خانمها با گوشهایشان عاشق می شوند و آقایان با چشم هایشان ...

۴۴) ما همان میشویم که تمام روز به آن می اندیشیم

۴۵) مبارزه هر قدر صعب, صعود را ادامه بده. شاید قله تنها در یک قدمی تو باشد

۴۶) هر کار بزرگی در آغاز محال به نظر میرسد

۴۷) در زندگی خوشبختی به سراغ کسی نمی آید، انسان باید سراغ خوشبختی برود

۴۸) دنیا آنقدر بزرگ است که برای همه جایی برای زیستن دارد . پس سعی کنیم بجای اینکه جای دیگران را بگیریم و یا خود را جای دیگران جا بزنیم جایگاه واقعی خود را بدست بیاوریم

۴۹) عظمت مردمان بزرگ از طرز رفتارشان با مردمان کوچک آشکار میشود

۵۰) جستجوی حقیقت شیرین تر از پیدا کردن آن است

۵۱) در زندگی خانوادگی،شوم ترین کلمات این دو هستند:مال من،مال تو

۵۲) پروردگارا به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم و دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم. بینش ده تا تفاوت ایندو را دریابم مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتارکنند

۵۳) برای جبران اشتباهات، به دوستانت همانقدر زمان بده که برای خودت فرصت قائل میشوی

۵۴) ظرفیت عشق وجودت را با دوست داشتن همه انسان ها و تمامی زندگی افزایش بده

۵۵) امکان تغییر در زندگی هست.دیگران این کار را کرده اند

۵۶) از درخت سکوت میوه آرامش آویزان است

۵۷) آن چه را در روشنایی دیده ای در تاریکی به فراموشی نسپار

۵۸) خدایا کمکم کن همه رو از ته دل دوست بدارم نه ظاهری و نه گفتاری !

۵۹) هیچ انسانی دوست یا دشمن تو نیست بلکه انسانها معلم تو هستند

۶۰) کوچک که بودم فکر می کردم آدمها چقدر بزرگند ! و ترس برم میداشت بزرگ که شدم دیدم چقدر بعضی آدمها کوچکند و باز ترسیدم

۶۱) هیچ مشکلی نیست که محبت کافی نتواند بر آن غلبه کند

۶۲) شما میتوانید بهترین بذر جهان را در اختیار داشته باشید،ولی اگر محل مناسبی برای رشد آنها نداشته باشید،فایده ای نخواهد داشت

۶۳) در حساب عشق یک به اضافه یکی برابر است با همه چیز و دو منهای یک برابر با هیچ

۶۴) عشق همانند پروانه ایست که اگر سفت بگیری له می شود و اگر سست بگیری می گریزد

۶۵) مردها همواره میخواهند اولین عشق یک زن باشند و زن ها دوست دارند آخرین عشق یک مرد باشند

۶۶) وقتی به دنیا اومدی، تو تنها کسی بودی که گریه می کردی و بقیه می خندیدن. سعی کن یه جوری زندگی کنی که وقتی رفتی، تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن

۶۷) دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه بخاطر شخصیتی که من از تو میگیرم

۶۸) یک همسر فقط همراه آدم نیست، او کل تقدیر ماست

۶۹) انسان، عاشق زیبایی نمی شود. بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست

۷۰) گاهی اوقات در زندگی خیلی زود، دیــــــــــــر می شود

۷۱) برای اینکه بزرگ باشی، نخست کوچک بودن را تجربه کن

۷۲) هیچ مردی،زن را نمی فهمد، هیچ زنی، مرد را نمی فهمد، زیبایی با هم بودنشان همین است

۷۳) از این که زندگی شما تمام شود نترسید، از آن بترسید که هرگز آغاز نشود

۷۴) پیری مانع از عشق نیست . اما عشق تا حدی مانع از پیریست

۷۵) ما واقعاً تا چیزی را از دست ندیم، قدرش را نمی دونیم، ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره بدست نیاریم، نمی دونیم چیزی را از دست دادیم

۷۶) رویایی رو ببین که میخوای. جایی برو که دوست داری چیزی باش که میخوای باشی. چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی

۷۷) روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده، شکل میگیره. نمیشه تا وقتی که دردها و رنجها را دور نریختی، توی زندگی به درستی پیش بری

۷۸) دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند

۷۹) زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری

۸۰) کسی که برای محبت حدود قائل می شود ، معنی محبت را نفهمیده است

۸۱) تنها بنایی که اگر بلرزد ، محکمتر می شود ، دل است

۸۲) هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی حداقل یادش بدین که وقتی شکست لبه تیزش دسته اونی رو که شکستش نبره

۸۳) سعی کن خودت باشی. گمشده واقعی تو ،تو را آنطور که هستی دوست می دارد نه آنطور که خود می پسندد

۸۴) هیچ صیادی نمی تواند در جوی حقیری که به گودالی می ریزد مرواریدی صید کند

۸۵) دنبال کسی نباش که باهاش بتونی زندگی کنی دنبال کسی باش که بدون اون نتونی زندگی کنی

۸۶) خدایا به من تلاش در شکست، صبر درنومیدی، رفتن بی همراه، فداکاری در سکوت،خدمت بی نان، مناعت بی غرور، عشق بی هوس و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند روزی کن

۸۷) برای رسیدن به دوردست ها, باید از نزدیکی ها گذشت , اما رسیدن به نزدیکی ها به سهولت میسر نیست

۸۸) جای کشتی در ساحل بسیار امنتر است ولی برای این ساخته نشده

۸۹) سعی کن عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه که بدان می نگری

۹۰) بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید. هرچند آن بجز معنی رنج و پریشانی نباشد. اما کوری را هرگز بخاطر آرامش تحمل مکن

پرسشنامه:از دنیای درونی همسرتان چه می‌دانید؟

پرسشنامه:از دنیای درونی همسرتان چه می‌دانید؟

به این پرسشنامه پاسخ دهید/ از دنیای درونی همسرتان چه می‌دانید؟

روان درمانگری می‌گوید: راز موفقیت زندگی مشترک این است که زوج ها مدام از یکدیگر بپرسند«چه خبر؟»

در روابط زناشویی، هر چه بیشتر با دنیای درونی یکدیگر آشنا باشید، روابط شما راضی کننده‌تر و عمیق‌تر خواهد شد.

پرسشنامه ای در زیر مطرح می کنیم به این پرسشها در کمال آرامش پاسخ دهید و سپس دفترچه‌هایتان را با هم مبادله کنید. بعد از آن می توانید با هم بحث و گفت وگو کنید.

موفقیت‌ها و تلاش‌های من

1. به کدام رویداد زندگی خود افتخار می‌کنید؟

2. این موفقیت‌ها چگونه زندگی شما را شکل بخشیده‌اند؟ چطور بر مسیر تفکرتان درباره خود و توانایی‌هایتان اثر گذاشته است؟

3. به خود بالیدن در زندگی شما چه نقشی دارد؟ آیا در کودکی والدین شما احساس سربلندی خود را از شما ابراز کرده‌اند؟

4. آیا والدین شما، علاقه خود را به شما نشان داده‌اند؟

5. سربلندی از پیشرفت‌هایتان چه نقشی در زندگی مشترک شما داشته است؟

آسیب‌ها و التیام‌های من

1. از چه رویدادها یا دوره‌های دشواری عبور کرده‌اید؟

2. چگونه این ضربه‌های روانی پشت سر گذاشته‌اید؟

3. چگونه دوباره نیرو گرفتید و خود را التیام دادید؟

4. چگونه از خود در برابر وقوع مجدد این حوادث حفاظت کردید؟

5. این آسیب‌ها و روش‌های حفاظتتان، چه تاثیری در زندگی مشترک فعلی شما داشته است؟

دنیای عاطفی من

1. در دوران کودکی، والدین شما عواطف خشم، ترس، غم و اندوه، مهر و محبت، علاقه به یکدیگر را چگونه ابراز می‌کردند؟

2. آیا در دوران کودکی مشکل عاطفی خاصی داشتید؟

3. آیا احساساتتان را راحت بیان می‌کنید؟

4. در ابراز احساسات، چه تفاوت‌هایی میان شما و همسرتان وجود دارد؟

رسالت و میراث من

1.تصور کنید بالای سر قبر خود ایستاده اید، دوست دارید دیگران شما را چگونه توصیف کنند؟

2. هدف و معنای زندگی شما چیست؟ برای چه چیزی تلاش می‌کنید؟

3. علاقه دارید پس از مرگ‌تان چه میراثی به جای بگذارید؟

4. چه اهداف مهمی هنوز پیش رو دارید؟

دوست دارم چه کسی باشم؟

1. فردی که می‌خواهید باشید، توصیف کنید.

2. برای رسیدن به این آرمان، چه کمکی می‌توانید به خود کنید؟

3. چه تلاش‌هایی برای خودِ آرمانی‌تان کردید؟

4. چه ویژگی‌هایی را باید در خودتان از بین ببرید؟

5. چه رویاهایی را از خود دریغ کرده‌اید؟

6. دوست دارید زندگیتان در پنج سال آینده چگونه باشد؟

همه ی این تمرینات و پرسشها به شما در به دست آوردن بینش فردی عمیق‌تر و نقشه دقیق‌تر از زندگی و دنیای یکدیگر کمک می‌کند. کسب آگاهی و آشنایی بیشتر با همسر خود و در میان گذاشتن دنیای درونی خود با شریک زندگی، فرآیندی جاری است. این در واقع فرآیند زندگی است. بنابراین هر چند وقت یکبار اطلاعات خود را به روز کنید. روان درمانگری می‌گوید راز موفقیت زندگی مشترک این است که زوج ها مدام از یکدیگر بپرسند«چه خبر؟»

شناخت یکدیگر اولین گام و مبنایی برای داشتن زندگی خوشبخت است.

بعد از طلاق خود را به زمان نسپارید

بعد از طلاق خود را به زمان نسپارید

واژه ای به اسم «زمان» در دنیای درمان وجود ندارد بنابراین باید با قاطعیت به جنگ استرس‌های بعد از طلاق رفت.


امروزه یکی از استرس‌های حاکم بر زندگی زناشویی پدیده طلاق است.بعضی از پژوهشگران طلاق را آسیب اجتماعی و برخی هم راه‌حل می‌دادند.

کارشناسان می‌گویند انسان‌ها وقتی با فردی زمان طولانی و یا حتی دقایقی را سپری می‌کنند از بعد اجتماعی و روحی تعاملاتی ایجاد می‌شود که در ذهن فرد رسوباتی تشکیل می‌دهد و نهایتاً یک عادت رفتاری و روانی در ذهن فرد شکل می‌گیرد.

حتی اگر خاطرات خوش و یا ناخوشایند هم بین این افراد باشد از بین رفتنی نیست و نمی‌توان گفت افراد به راحتی از هم جدا شده اند و دیگر هیچ خاطره مشترکی با هم ندارند. چرا که پدیده طلاق و زندگی بعد از آن تاثیرات خاص روانی و اجتماعی دارد که فرد را واقعا در مضیغه قرار می‌دهد.

«رسوبات عاطفی» که ما از دوران کودکی نسبت به دیگران مثل مادر و پدر داشته‌ایم در زندگی زناشویی نیز با آن روبرو هستیم و بطور کاملا طبیعی زن و مرد نسبت به هم وابسته می‌شوند و همدیگر را دوست می‌دارند.

وقتی زن و شوهر در زندگی از هم جدا و بریده می‌شوند این سلول های هیجانی با توجه به پژوهش‌های فیزیکی و روانشناسی، حافظه دارند و باعث می‌شوند حافظه سلول‌های مغزی تمام خاطرات زوج را در اتاق خود انبار کند و به تناسب به طوراتوماتیک در زندگی بعدی و یادآوری خاطرات و رنجهای گذشته، آسیب‌های زندگی قبلی، آسیب‌های روانی، آسیب‌های زیستی، آسیب‌های بدنی و آسیب‌های اجتماعی و... در موقعیت‌ها تداعی می‌شود و این تاثیر بسیار بزرگی را در سیستم روانی فرد به جا می‌گذارد.

با این حال نمی توان گفت که با گذشت زمان فرد می تواند تمام خاطرات خود را با زوج قبلی فراموش کند.

واژه ای به اسم «زمان» در دنیای درمان وجود ندارد و بنابراین باید با قاطعیت به جنگ استرس‌های بعد از طلاق رفت؛ زیرا اثرات راه حلی به نام «گذشت زمان» بسیار کوتاه است و بعد از مدتی این رسوباتی که از قبل در ذهن ایجاد شده، باقی خواهد ماند.


تمام خاطرات و آسیب های بعد ازطلاق زندگی زناشویی می‌ماند و در زندگی مشترک بعدی برمی‌گردد و افرادی که در زندگی اشان مجبور به طلاق می شوند، نیاز به جلسات متعدد «روان درمانی» فردی دارند تا بتوانند آن خاطرات را تخلیه و یا آن بینش‌ها و راه حل هایی که در خصوص تعارض هایی که به ارث بردند و در ذهن آنها تداعی می شود را پیدا کنند.

در نتیجه باید با مشاوره یک متخصص روانشناس تمام ذهن خود را متمرکز کنند و با سپردن تمام دغدغه هایشان به دست زمان خود را رها نکنند، شاید این راه حل در مقطعی از زمان مشکل را حل کند، ولی در زندگی مشترک مجددا آن رسوبات خود را نشان می دهند؛ زیرا زخم‌های دوران زندگی بعد از طلاق بدون شک نیاز به بخیه‌هایی دارد که نیازمند دست‌های روانشناسان و مشاوران است که به این دوستان کمک کنند مشکلات روانی را به حداقل برسانند تا در انتخابات بعدی با کشمکش و آسیب این مسیر را طی نکنند.

همچنین فشارهای غیر منطقی و باورهای اجتماعی و خانواده بسیار در این امر مهم بوده تا فرد مطلقه به سرعت اقدام به ازدواج دوباره کند و با مشاوره و متخصصین می‌توان دنیا و مسیر زندگی فرد آسیب دیده را به سمت امیدواری های بیشتر سوق داد.

در ضمن خود روانشناسان در لابه لای برنامه خود طبق روحیات فرد طلاق گرفته، می‌توانند با محوریت اوقات فراغت، شرکت در فعالیت های ورزشی، روابط اجتماعی، باهم بودن و از این قبیل برنامه‌ها به فرد بدهد که بتواند در فشار قرارنگیرد و در گروه‌های اجتماعی شرکت و از استعدادهای خود استفاده کنند.

چرا رنگ مشکی؟

چرا رنگ مشکی؟!

از سال‌ها قبل، در واقع از وقتی موضوع حجاب زن به صورت جدی در دنیا مطرح شد، مخالفین حجاب، سعی می‌کردند حجاب را با موضوع رنگ آن طرد کنند. برای موافقین هم رفته رفته این شبهه قوت گرفت که «چرا رنگ مشکی؟». در واقع هر کس می‌خواست چادر را زیر سوال ببرد، رنگ مشکی را زیر سوال می‌برد.

چادر مشکی

معمولاً مشکی رنگ افسردگی، عزا و اندوه و غم است. افسردگی به عنوان یک بیماری پاتولوژیک، عزا به مفهوم یک سنت، و غم و اندوه هم به معنی یک فرآیند زمینه‌ساز برای تخلیه هیجان. همه این موارد هم درست و هم غلط است. درست است از این جهت که رنگ مشکی به عنوان نمادی برای همه این موارد است و به این‌ها کمک می‌کند، اما محدود به این مفاهیم نیست. در واقع نمی‌شود تنها این مفاهیم را از رنگ مشکی برداشت کرد.

رنگ تیره موجب استتار و اختفای اشیاء و مانع از دیدن آنهاست. چشم در تاریکی جایی را نمی‌بیند و پارچه یا پرده سیاه مایه احتجاب اشیایی است که در پس پرده قرار دارند. لذا بانوان عفیف مسلمان، رنگ لباس‌های ظاهر ـ اعمّ از چادر، مانتو و روسری ـ را از رنگ‌های تیره برگزیده‌اند تا اندامشان از چشم نامحرمان پوشیده‌تر باشد و بدین وسیله «گوهر عفاف» خود را محفوظ‌تر بدارند و استفاده از رنگ‌های شاد و مهیّج و هرگونه مجلس‌آرایی را به خلوت خانه و در جمع محارم خویش اختصاص می‌دهند.

در روانشناسی رنگ‌ها، همان گونه که نوع رنگ در ایجاد گرسنگی، سیری، خشم و آرامش تأثیر مستقیم دارد، در شعله‌ور شدن غرایز جنسی نیز دخالت مستقیم دارد. رنگ سیاه باعث کاهش شهوت است؛ چنان که امام صادق ـ علیه‌السلام ـ در این زمینه خطاب به «حنّان بن سُدَیر» که نعلین سیاه پوشیده بود، فرمودند: «آیا نمی‌دانی رنگ سیاه مایه تقلیل شهوت است». (وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 3، ص 386)
رنگ تیره موجب استتار و اختفای اشیاء و مانع از دیدن آنهاست. چشم در تاریکی جایی را نمی‌بیند و پارچه یا پرده سیاه مایه احتجاب اشیایی است که در پس پرده قرار دارند. لذا بانوان عفیف مسلمان، رنگ لباس‌های ظاهر ـ اعمّ از چادر، مانتو و روسری ـ را از رنگ‌های تیره برگزیده‌اند تا اندامشان از چشم نامحرمان پوشیده‌تر باشد و بدین وسیله «گوهر عفاف» خود را محفوظ‌تر بدارند و استفاده از رنگ‌های شاد و مهیّج و هرگونه مجلس‌آرایی را به خلوت خانه و در جمع محارم خویش اختصاص می‌دهند

نگاه مثبت به رنگ مشکی
از طرف دیگر رنگ سیاه، رنگ تشخص و هیبت است و در میان رنگ‌ها ابهت بیشتری دارد. در ریشه‌یابی لغات رنگ سیاه در عربی به نام اسود است و به معنی آقایی، برتری و سیادت است. – به جز آن سیادتی که ما به طور اخص استفاده می‌کنیم. سودت ریشه مشترک سیاه و سیادت است. خانه کعبه با آن پرده سیاه و تیره‌ای که دارد، پر از شکوه و ابهت و جذبه است. در روایاتی که برخی علائم و نشانه‌های ظهور حضرت مهدی (عج) را بیان می‌کنند، می‌خوانیم که آن حضرت (عج) با بیرق رسول خدا خروج می‌کند که از پارچه مخمل سیاه و چهارگوش بوده و در آن صلابت است. (الملاحم و الفتن، سید بن طاووس، ترجمه محمد جواد نجفی، ص 57)
چنان که امام صادق ـ علیه‌السلام ـ در این زمینه خطاب به «حنّان بن سُدَیر» که نعلین سیاه پوشیده بود، فرمودند: «آیا نمی‌دانی رنگ سیاه مایه تقلیل شهوت است

رنگ مشکی در یک نگاه دیگر رنگ وقار و اقتدار و از رنگ‌های صامت است که نگاه را سریع به سمت خود جذب نمی‌کند. از هنگام نزول آیه جلباب، زنان با پوشش تیره در جامعه حضور می‌یافتند و رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز آن‌ها را نهی نمی‌کرد و این نهی نکردن رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ خود بیانگر مقبولیت این عمل است؛ چنان که در روایتی از امام صادق ـ علیه‌السلام ـ آمده است که فرمودند: «لباس سیاه مکروه است مگر در خَف، عمامه و عبا» (وسایل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج 8، ص 382) و خف نوعی کفش چرمی است.

این، نشان دهنده آن است که استفاده معقول از رنگ سیاه، نه تنها مکروه نیست، بلکه پسندیده و مورد قبول خدا، رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ می‌باشد. البته رنگ سیاه به عنوان زمینه و متن زندگی، هرگز پسندیده نیست و اسلام نیز آن را قبول نمی‌کند و در برابر آن، رنگ‌های باز و روشن و فرح بخش را توصیه می‌کند، امّا از این که این رنگ در حاشیه متن اصلی و دائمی زندگی به کار رود، مانع نمی‌شود؛ بلکه بعضاً ترغیب هم می‌کند.
در روایتی از امام صادق ـ علیه‌السلام ـ آمده است که فرمودند: «لباس سیاه مکروه است مگر در خَف، عمامه و عبا» (وسایل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج 8، ص 382) و خف نوعی کفش چرمی است.

اصرار و تشویق پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر پوشیدن لباس سفید و توصیه امام صادق ـ علیه‌السلام ـ به «حنّان بن سُدیر» به پوشیدن نعلین زرد (سیاه پوشی در سوگ ائمه نور ـ علیهم السّلام ـ، علی ابوالحسنی ص 280) و دیگر تشویق‌ها و دستورات پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ بیانگر این است که استفاده از رنگ‌های مختلف ـ اعم از تیره و روشن ـ صبغه مذهبی دارد.


کراهت رنگ مشکی

آنچه در باب رنگ مشکی بسیار مطرح است، کراهت رنگ مشکی است. کراهت یک مفهوم درون دینی است، بنابراین وقتی در باب کراهت این رنگ به منابع دینی رجوع می‌کنیم، می‌بینید به 5 دلیل مستحب است که رنگ حجاب، رنگ مشکی باشد. و کراهت آن به عنوان یک تبصره است.
چادر مشکی

در روایات داریم افرادی که غاصب حق ولایت اهل بیت (ع) هستند، از بنی‌امیه و بنی‌عباس، رنگ مشکی را به عنوان نماد مخالفت با پذیرش وصایت بلا فصل امیرالمؤمنین علی(ع) و مخالفت با جانشینی اهل بیت بعد از پیامبر استفاده می‌کردند.

زمانی که امام رضا به اجبار به عنوان ولیعهد انتخاب می‌شوند، مأمون به عنوان نماد پذیرش این ولایتعهدی، اعلام می‌کند که همه پوشش‌های سیاه را به رنگ سبز علوی تغییر دهند. او با تغییر نماد، اختلال اجتماعی را برای طرفداران بنی‌عباس، ایجاد کرد. بنابراین، در زمان امام رضا آن نماد کاملاً تغییر کرد. تا زمانی که رنگ مشکی رنگ مخالفت با خوبی‌ها بود، ائمه با انتخاب آن به عنوان رنگ پوشش مخالفت می‌کردند. در واقع هر زمان رنگ، مفهوم غیر ارزشی و ضد ارزشی پیدا کرد، آن رنگ مطرود خواهد بود؛ چرا که رنگ گناه ویژه‌ای ندارد.

در مورد عدم کراهت استفاده از کفش و عبا و عمامه سیاه در روایتی به نقل از امام صادق(ع) آمده است: «رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ استفاده از رنگ سیاه را در پوشش‌ها ناخوش داشت؛ مگر در سه چیز: در کفش و عبا و عمامه.»
دین مبین اسلام، با توجه به آیات تکوینی خداوند در پهنه طبیعت و آیات تشریعی موجود در قرآن کریم، بهره گیری از پوشش‌های رنگی را جز در موارد ذیل مجاز دانسته است:

یکی از ایرادات ما در مباحث فرهنگ دینی این است که برخی موادی را که مشروط است، مطلق می‌کنیم و دچار خطا می‌شویم. یا گاهی موارد مطلق را مشروط می‌کنیم. مثلاً بارها شنیده‌اید وضو گرفتن با آب گرم مکروه است. این را شرح می‌دهند که آب سرد نشاط می‌آورد و یا... بله، این موارد صحیح است، اما در متن دین ما آمده که وضو با آبی که با نور خورشید گرم شود، مکروه است. به عبارت دیگر در ابتدا باید بدانیم دین چه گفته و بعد برای آن تحلیل علمی بیاوریم. این‌ها خطاهای فرهنگی- دینی جامعه عامیانه ماست که گاهی به خواص هم کشیده می‌شود.

دین مبین اسلام، با توجه به آیات تکوینی خداوند در پهنه طبیعت و آیات تشریعی موجود در قرآن کریم، بهره گیری از پوشش‌های رنگی را جز در موارد ذیل مجاز دانسته است:

1. پوشش‌های رنگینی که شعار و علامت دشمنان اسلام است. استفاده از این پوشش‌ها تا وقتی که ویژگی این گروه است، مجاز نیست.
چادر

2. پوشش‌های رنگینی که موجب انگشت نما شدن فرد در نزد دیگران می‌شود (لباس شهرت).

3. پوشش‌های رنگینی که اثر روحی نامطلوبی بر انسان یا اعمال عبادی او می‌گذارد.

4. پوشش‌های رنگینی که برخلاف شؤونات اجتماعی اسلام و عرف مذهبی است. امام صادق(ع) خطاب به عبید بن زیاد فرمود: ایاک ان تزینّ إلاّ فی أحسن زی قومک«خود را تزیین مکن مگر مثل قوم خود.» و نیز فرمود: «خیر لباس کل زمان، لباس اهله»؛ «بهترین پوشش هر عصری لباس مردم همان زمان است.» البته در این موارد مؤمنین اهل تقوا معیار محسوب می‌شوند.
امروز لباس به خودی خود نقش یک رسانه را بازی می‌کند. مثلاً اگر یک دختر فرانسوی تنها یک روسری به لباس‌هایش اضافه کند و در کنار او خانم را هبه‌ای هم باشد، راهبه اجازه ورود به استادیوم ورزشی را دارد، اما دختر محجبه فرانسوی خیر. هر چند در ظاهر پوشش راهبه کامل‌تر هم به نظر می‌رسد. اما پوشش دختر فرانسوی مفهوم ویژه‌ای را منتقل می‌کند
5. پوشش‌های رنگین زن در عده وفات شوهر.

6. پوشش‌های رنگین و جذاب زن و مرد برای نامحرمان.

7. پوشش‌های رنگین مخصوص زنان از سوی مردان و بالعکس.

لباس در فرآیند اجتماعی جدی‌تر از آن است که فکر می‌کنیم. فرانسه، مهد آزادی، با پوشش اسلامی دختران مسلمان مشکل دارد. در واقع امروزه مفهوم لباس بسیار جدی‌تر و حساس‌تر از گذشته است، چرا که پیام‌هایی را که منتقل می‌کند بسیار مؤثرتر است.به عبارت دیگر امروز لباس به خودی خود نقش یک رسانه را بازی می‌کند. مثلاً اگر یک دختر فرانسوی تنها یک روسری به لباس‌هایش اضافه کند و در کنار او خانم راهبه‌ای هم باشد، راهبه اجازه ورود به استادیوم ورزشی را دارد، اما دختر محجبه فرانسوی خیر. هر چند در ظاهر پوشش راهبه کامل‌تر هم به نظر می‌رسد. اما پوشش دختر فرانسوی مفهوم ویژه‌ای را منتقل می‌کند.

استفاده از رنگ ها در اسلام
بنابراین وقتی قرار است حضور اجتماعی مقتدرانه و رسمی باشد، رنگ مشکی را انتخاب می‌کند. این رنگ نوعی اقتدار و «دورباش» را به مخاطب القا می‌کند. گاهی نوع پوشش ما به دیگران این اجازه را می‌دهد که حریم خصوصی‌مان را بشکنند. یعنی رنگ انتخابی ما به قدری دورباش کمی دارد، که احتمال دارد دیگران به این حریم وارد شوند

اسلام در خصوص رنگ دو دسته‌بندی، یکی برای حضور اجتماعی، و دیگری حضور در خلوت محارم دارد. رنگ اول اسلام در خلوت، سفید است و برای آن دلایل متعددی بیان می‌شود. سفید نماد پاکی، شادی و آرامش است. برای مثال، در آداب یک مسلمان شیعی هست که وقتی به زیارت یک امام می‌روی، لباس نو سفید رنگ بخر یا در اعیاد ذکر می‌شود که لباس نو سفید به تن کنید، شاید که با تاکید بر این فرآیند که پاکی بیرون به پاکی درون هم منتقل بشود. اما در عرصه فعالیت‌های اجتماعی، رنگ اول اسلام به عنوان «پوشش نهایی» رنگ سیاه است. بنابراین وقتی قرار است حضور اجتماعی مقتدرانه و رسمی باشد، رنگ مشکی را انتخاب می‌کند. این رنگ نوعی اقتدار و «دورباش» را به مخاطب القا می‌کند. گاهی نوع پوشش ما به دیگران این اجازه را می‌دهد که حریم خصوصی‌مان را بشکنند. یعنی رنگ انتخابی ما به قدری دورباش کمی دارد، که احتمال دارد دیگران به این حریم وارد شوند.

در بحث حجاب هم رنگ مشکی این دورباش را به نامحرم می‌دهد، ضمن اینکه به دلیل صامت بودنش جلب توجه هم نمی‌کند. نکته‌ای را هم که در روایات‌مان بدان اشاره می‌شود این است که رنگ مشکی، شهوت را کم می‌کند. رنگ مشکی به عنوان نماد اجتماعی برای زن و مرد یکسان است، اما به دلیل اینکه حجاب ظاهری زن ظرافت‌های بیشتری دارد، اولویت با خانم‌ها خواهد بود.