
به جواب این سؤالها فکر کنید و جوابتان را به خاطر داشته باشید. آخر مقاله دوباره این جواب کار داریم.شخصیت ما قبل از هر جای دیگری روی صورتمان بروز پیدا میکنند. حالات و تغییرات چهره، هرچند
جزئی و خفیف، پیام شفاف، سریع و کارآمدی است که میتواند یک زبان جهانی هم باشد،
به شرطی که شما بتوانید حالات چهرههای مختلف را تشخیص بدهید و بدانید که هر
چهرهای چه چیزی میگوید. دانستن این نکات از بهترین ابزارهای برقراری ارتباط با
دیگران است.
دانستن اینکه طرف مقابل چه شخصیتی دارد و چه واکنشهای احساسی از خود نشان میدهد،
میتواند نقش مهم و حیاتی در رابطه ما و آن فرد داشته باشد. اگر ما بتوانیم احساسات
مردم را زود تشخیص بدهیم، بهتر میتوانیم در موقعیتهای مختلف با آنها برخورد
کنیم. مثلاً اگر ما بتوانیم تشخیص بدهیم که فردی غمگین است، شاید بتوانیم واکنش
درستی نسبت به ناراحتی او نشان بدهیم.
برای فهمیدن برخی از حالات چهره نیازی به آموزش نیست، چون شناسایی آنها ساده است و
حتی آنطور که روانشناسان میگویند ما از یک توانایی ذاتی برای انجام این کار
برخورداریم. داروین گفته است روزی مادری هنگام مراقبت از کودک خودش شروع به گریه
کرد. کودک با اینکه هیچوقت با چنین صحنهای مواجه نشده بود اما جلو رفت و به
عنوان همدردی روی شانه مادرش زد. بعد داروین نتیجه میگیرد که این کودک تا آن موقع
ندیده بوده کسی گریه بکند، پس نمیتوانسته این احساسات را یاد گرفته باشد. بنابراین
تشخیص یک صورت گریان امری ذاتی و غریزی است. با این حال نکات ظریفی هم هست که توجه
بیشتر به آن میتواند به ما در درک بهتر از چهره خودمان و دیگران کمک کند.
قبل از شروع بحث باید دو نکته را مد نظر داشت. اول اینکه همانطور که گفتیم
چهرهخوانی یک علم دقیق و ثابتشده نیست و حتی با گذراندن دروههای آموزشی دقیق و
پیشرفته نیز نمیتوان بهطور قطع در مورد شخصیت و درون افراد صحبت کرد. نتایج شما
در سنجش شخصیت، بستگی به تجربه، مهارت و تعداد دفعات تحلیل قبلی دارد. نکته دوم که
اهمیت بسیار زیادی هم دارد اینکه چهره را باید به طور کامل و دقیق مورد تجزیه و
تحلیل قرار دهید و تا رسیدن به همه حقایق، از قضاوتهای شتابزده اجتناب کنید. با به
یاد داشتن این نکات میتوانید قبل از صحبت کردن با افراد تا حدی متوجه شخصیت آنها
شوید.
صورتم مثل هلو
شکل صورت، اولین نکتهای است که در هنگام تعبیر چهره باید به آن دقت کرد. فرم کلی
صورت و شکل هندسی آن این نکات را به ما میگوید:
- صورت دراز و کشیده: صبور
افرادی که دارای چنین صورتی هستند عموماً صبر و تحمل زیادی دارند و توانایی حل
مشکلات در آنها بیشتر است. جذابیت و خوشترکیب بودن افراد با چنین صورتی نشانگر
این است که آنها معمولاً کارهای خود را نیمهتمام رها نمیکنند و عادت به انجام
امور به شکل تمام و کمال دارند.
- صورت مربعی: سختکوش
طرفدار استقلال فردی و فردگرایی، سختکوشی برای دستیابی به آرزوها، زیرکی و فعال
بودن از ویژگیهای این افراد محسوب میشود.
- صورت پهن: دانا و مهربان
اینگونه اشخاص بردبار و مهربان هستند. معمولًا افراد درس خوانده و روشنفکر به حساب
میآیند.
- صورت گرد: پرانرژی
این شکل دلالت بر امیدواری، زندهدلی و انرژی دارد. این افراد میتوانند اتاقی
دلگیر و ساکت را به بمبی از خنده و شادی تبدیل کنند.
بختت بلند باشد
پیشانی شما تابلویی است برای یادآوری طرز فکر شما و نشانهای از چگونگی تصمیمات و
تاثیرات آن بر رفتارتان و شاید هم به این دلیل بوده که پیشانی را اکثر ادیان مکانی
برای به خاک گذاشتن انتخاب نمودهاند.
- پیشانی محدب و بیرون زده: مبتکر
این پیشانی نشاندهنده علاقه فرد به استفاده از تخیل و راهحلهای مبتکرانه است، چه
در کار و چه در زندگی.
- بالای ابروها روی پیشانی، یک برآمدگی استخوانی باشد: قاطع، منظم
مجری درجه یک قانون از هر نوع که باشد؛ چه قوانین علمی چه اجتماعی. این فرد برای
اطمینان به راهحلها نیازمند یک بار امتحان کردن آنها است. در زندگی نیز راحت
اطمینان نمیکند، اما راحت هم شک نمیکند.
- یک برجستگی گوشتی میان ابروها: سختکوش
این برجستگی روی ناحیه اراده روییده است، پس این خصوصیت نشانه سخت کوشی و همت اعلای
فرد است، از کودکی تا کهنسالی. او را در زندگی و کار جدی بگیرید.
- پیشانی صاف و بدون گره: افکار منظم
این اشخاص عموماً دارای افکاری منظم و قدرت تصمیمگیری در زمان حال هستند. ایشان
پذیرای عقاید روشن و تازه نیز میباشند و نگرش و برخوردی معقول و متعادل دارند.
- پیشانی چروکیده: پریشان
وجود خطوط در سطح پیشانی نشان میدهد که این افراد به سرعت هیجانزده و احساساتی
میشوند و سریع آشفته و پریشانحال میگردند.
ابرو عین کمونچه
هنگامی که پیشانی بیانگر افکار است، پس عجیب نیست ابروها که مرز پیشانی و چشم هستند
را سمبل و بیانگر احساسات بدانیم. فاصله زیاد ابروها تا چشم نشانه صبوری و
مشکلپسندی است و فاصله کم آن نیز نشانه عجول بودن و قدرت تصمیمگیری سریع است. این
را هم به یاد داشته باشید که معمولاً ابروها قرینه نیستند، حتی در صورت خودتان.
- ابروی بسیار کمپشت و کمرنگ: اجتماعی
تشخیص اندیشه این فرد مانند ابروانش مشکل است. اما مردم با او خیلی راحت ارتباط
برقرار میکنند. او بیشتر سعی در شنیدن دارد تا گفتن، پس همصحبت خوبی است.
- ابروهای پیوسته: متفکر و خلاق
پیوستگی ابروها نشانگر این است که فرد دایماً در حال تفکر و اندیشه است و در مواقع
رویارویی با مشکل ایدههای جالبی در سر دارد.
- ابروی دم باریک (در وسط پهن و در انتها نازک): خلاق
کارهای بزرگتان را به این شخص بسپارید زیرا برای آنها راه حلهای خوبی ارایه
میدهد. اما هرگز سعی نکنید در اجرا نیز کار را به او بسپارید زیرا او یک طراح و
خلاق بزرگ است و ذهن خود را برای کارهای عملی آماده نکرده است.
- ابروی نازک و نخی: دهنبین
این افراد معمولًا دارای اعتماد به نفس کمی هستند. خود را بیش از مقداری که واقعاً
تحت نظرند مورد توجه میدانند. آنقدر نسبت به حرف دیگران حساس هستند که که دچار
وسواس میشوند .
- ابروی پرپشت و پهن: دوراندیش
از نظر ذهنی فعال و منبعی برای افکار و عقاید است. این فرد در بیان تفکرات نیز
مانند زمان پردازش آنها قدرتمند است.
- ابروی صاف: متفکر
صافی و مستقیمی ابروها نشانگر اندیشه، تفکر و ایدهگرایی فرد هستند.
- ابروی کمانی: واقعگرا
افرادی که دارای ابروهای خمیده و کمانی هستند از حکایتها و داستانهای واقعی لذت
میبرند.
با پلکهای باز
وقتی میخواهید با مردم رابطه برقرار کنید اولین کاری که لازم است انجام دهید
بازکردن پلکها است. پلک بالا که خیلی هم تحرک دارد نشانه سطح روابط اجتماعی است.
- هنگام باز بودن چشم قسمت زیادی از پلک قابل رویت است: نیازمند صمیمیت
صاحب این پلکها نیازمند واقعی صمیمیت است و اغلب دلشوره دارد، تعهد او در کارها هم
از همین خصلت ناشی میشود و گاهی به خاطر توجه زیاد، اطرافیان را تحت فشار قرار
میدهد.
- هنگام بازبودن چشم، قست باریکی از پلک بالا قابل مشاهده است: مستقل
این فرد به علت این که دارای حد معقولی از صمیمیت است روابطی عادی و خوب دارد. یعنی
نه تکروی را دوست دارد و نه وابستگی را. برای خودش وقت صرف میکند و مراقب آزادی
شخصی خویش است.
- هنگام باز بودن چشم، پلک بالا مخفی است: متمرکز
این افراد برای پستهایی مناسب هستند که که نیازمند تمرکز بالا و کماشتباهی است.
این افراد معمولاً محدودیتهای عاطفی ندارند و حتی به مسائل عاطفی هم اجازه
نمیدهند تمرکزشان را به هم بزنند.
دماغ نگو، تربچه
رکورد جراحی بینی در دنیا متعلق به ایران است. این عضو مورد توجه، نقش مهمی در صورت
دارد و حرفهای زیادی برای گفتن. از نظر چهرهشناسی، بینی نشانگر توانایی ما در حفظ
مقام، قدرت و نفوذ بین مردم و همچنین بیانگر توانایی و عکسالعمل ما در برابر پول
است.
- بینی بسیار بزرگ: عزم راسخ
در محیط کارش رئیس است، حتی اگر صندلی ریاست نداشته باشد. اگر کارش در خور استعدادش
باشد شکوفایی چشمگیری خواهد داشت ولی از انجام کارهای کوچک کراهت دارد.
- بینی خیلی کوچک: ساعی
گفته میشود اشخاصی که بینی کوچکی دارند، ذاتاً افرادی ضعیف و اغلب غیرقابلاتکا
هستند و در تصمیمهایشان استوار و ثابتقدم نیستند.
- بینی بلند و کشیده: مسلط بر کار و محیط
کارها را جدی و منطقی برای بلند مدت برنامهریزی میکند و نظریات جدید را در حل
مشکلات کشف می کند .
- انحنائی مقعر روی بینی در نیمرخ: احساساتی و نیازمند توجه
از محیط تاثیر زیادی میگیرد و اگر شغل یا محل تحصیل مطابق میل او نباشد در انجام
وظایفش درمیماند. ضمناً برای کارهایی که انجام میدهد انتظار تشکر و قدردانی دارد.
- برآمدگی روی بینی در نیمرخ: مبتکر
زیباییشناس و از آن بهتر استاد حل مشکلات است. خلاقیت بالایی هم دارد.
- بینی دارای پهنای بسیار زیاد: حامی دوستان و علاقهمند دوستی
هم حمایت میکند و هم دوست دارد حمایت شود. اگر چیزی داشته باشد با دیگران به
اشتراک میگذارد.
- یک افتادگی پایین بینی درنیمرخ: تحلیلگر
اگر مشکلی بزرگ دارید که از پس تحلیل آن برنمیآیید این شخص را خبر کنید. او استاد
تجزیه و تحلیل مسائل پیچیده است، آن هم بدون درگیر شدن با جزئیات.
نوک بینی و حفرههای آن، درست مانند شماره حساب بانکی افراد، نشانه سرمایهدوستی
ویا برعکس، ولخرجی آنهاست:
- نوک بینی پهن و گوشتالو: تضمین سرمایهگذاری
حداکثر امنیت مالی را میخواهد و با پول جدی برخورد میکند. در کل به دنبال یک حامی
میگردد که علاقهاش به پولهم به همین دلیل است.
- یک برجستگی گرد در نوک بینی: هنردوست
اگر یک اثر هنری خلق کردید اول به او نشان دهید چون قدر آن را میداند.
- بینی لاغر و باریک و پره های کناری آن نازکند: ولخرج
به پول وابستگی ندارد و برای روز مبادا پسانداز نمیکند.
- یک شیار واضح روی نوک بینی: نگرش عاطفی به دنیا
مدام از خود این سوال را میکند که آیا شغل مورد نظر من پیدا خواهد شد وآیا این شغل
مناسب من است؟ در کل دنبال کار است نه پول.
- حفره های بینی گشاد: خلاق و بخشنده
اگر طرحی در سر دارید که نیازمند اجرایی خلاق است به او بدهید، چراکه با جسارت و
خلاقیت آن را انجام میدهد. اگر هم چیزی داشته باشد با شما قسمت میکند.
- حفره های بینی تنگ و روبه داخل: حسابدار
چنین شخصی اول پول جیبش را میشمارد بعد خرج میکند یا به بیان بهتر دخل وخرج را با
هم تنظیم میکند.
زاویه بینی نشانهای برای میزان سنجیدگی رفتار فرد است. این زاویه را میتوان با
خطی که از پایه بینی یعنی از محل اتصال به صورت شروع شده و در نیمرخ دیده میشود
تعیین کرد.
- بینی سربالا با نوک گرد: اعمال نسنجیده و سرعت پایین تجزیه وتحلیل اطلاعات
شخصی. خوشگذران با اعمالی نسنجیده و مبتنی بر افکار سطحی است. رازدار نیست و به
گذشته نگاه نمیکند و فقط حال را درنظر دارد.
- بینی سر بالا و نوکتیز: کنجکاو و ولخرج
درباره دیگران بیش از حد کنجکاو است و به جزئیات هم زیاد اهمیت میدهد. پول برای او
حکم چیزی را داردکه باید خرج شود. خود را مقید به رعایت آداب و رسوم ندانسته و با
اطرافیان به راحتی برخورد میکند. خودش را باور دارد.
- بینی کاملا بدون زاویه: عاقل و مطمئن
بدون اینکه اقوا یا شیفته شود، اعتماد میکند و قابل اعتماد نیز هست.
- بینی با زاویه رو به پایین: حسابگر و شکاک
او به کار دیگران به گونهای مینگرد که گویی خطایی در آن رخ داده. زیادتر از چیزی
که لازم است شک میکند.
رد پای خندهها
حتماً توی روزنامهها و مجلهها چشمتان به آگهیهایی که داروهای ضدچروک صورت را
تبلیغ میکنند، افتاده است. این داروها قرار است معجزه بکنند و برای شما پوستی
بسازند بهتر وتازهتر از پوست روز سوم تولدتان. اما واقعاً این چروکها اینقدر بد
هستند؟ یعنی هیچ چیزی برای ما ندارند؟ مارک تواین میگفت: «چروکهای صورت، رد پای
خندههاست.»
- یک چاله روی چانه: شوخ و بخشاینده
مشکلات زندگی او را از پا در نمیآورد چون آنها را جدی نمیگیرد. برعکس، دوستانش
را جدی میگیرد و همواره آنها را شاد نگه میدارد.
- تورفتگی گونهها: سازگار
تورفتگی گونه به خصوص در موقع خندیدن، علاوه بر جذابیت و زیبایی، دلیلی بر
خوشمشربی و سازگاری فرد میباشد.
- خطهای عمودی کوچک میان ابروها: وجدان کاری
در زندگی شخصی و کاری تمرکز را حاکم کرده و نسبت به خود سختگیر است. حتی در
سختترین شرایط، دقت خود را برای انجام کار حفظ میکند.
- خطوط گوشه دهان که به طرف چانه پایین آمدهاند: دلسوز
این فرد به علت شکستها و سختیهای زندگی، به یک همدرد عالی و دلسوز واقعی تبدیل
شده است. از دست دادن عزیزان و مشکلات کاری میتواند این خطوط را به یکباره ایجاد
کند.
- خطوط عمودی در اطراف لب: غلبه غالب برمشکلات
این خطوط گواهی مبارزات طولانی وسخت در برابر مصائب زندگی است. او در تمام زندگی از
نیروی درونی خود کمک میگیرد که شاید خودش نیز از آن خبر نداشته باشد اما اکنون
مانند سدی در برابر مشکلات محکم شده.
- چانه فشرده و لایه لایه: روحیه آهنین در زندگی
از زندگی انتظار رویایی ندارد و برای بدترین روزها آماده است. سرسخت و یکدنده است
و از مشکلات فرار نمیکند.
- چانه برآمده: از خود راضی
اینگونه افراد، اشخاصی خودستا هستند و تصور میکنند هیچ چیزی جز خود آنها اهمیت
ندارد و جز خودشان حرف کس دیگری را قبول ندارند و خود را عقل کل میدانند.
- قبقب زیر چانه: پرحرف و خوش برخورد
حرف کم نمی آورد و اگر سکوت کنند احتمالا دارند به یک گفتگوی جدید فکر میکنند. به
راحتی ارتباط برقرار میکنند و برخورد خوبی دارند.
دماغ و دهن، یه گردو
جز اینها که گفتیم، باقی اجزای صورت هم میتوانند به شناخت خصوصیات روحی صاحب چهره
کم کنند.
- لب قلوهای: بخشنده و خودنما
لبهای قلوهای، نشانه بخشش و گشادهدستی هستند. معمولا اینگونه افراد تمایل دارند
در مورد خودشان صحبت و گفتگو کنند.
- لب بالایی نازک، لب پایین قلوهای: قدرت توجیه
نشانه این است که فردی متقاعدکننده و مجابکننده میباشد.
- لب نازک: توی خود
نازک بودن لب بیانگر خویشتنگرایی ذاتی در اشخاص است.
- گوش کوچک: احساس خطر
کوچکی گوش نشانه تزلزل و احساس ناامنی در افراد است، هرچند اینگونه افراد میدانند
که چه میخواهند و معمولاً سخت کوش و کاری هستند.
- گوش بزرگ و دراز: جوشی
این قبیل افراد معمولا انعطافپذیر نیستند و به سختی آرام و بیخیال میشوند.
- گوش پرمو: وسواسی
افرادی که دارای گوشهایی پرمو هستند معمولًا وسواسی و نکتهبین بوده و وقت زیادی
را برای چیزهای بی اهمیت تلف میکنند.
- فک چهارگوش: سرسخت
افراد با فک مربعی انسانهای تسخیرناپذیر و سرکش هستند. آنها توانایی تبدیل
رویاهایشان به واقعیت را دارند.
خب حالا که دیدید، یک وجب صورت چقدر حرف و حدیث و راز دارد، به جواب سؤال اول مقاله
دوباره فکر کنید. صورت شما، صورت خود شما است. یک جور شناسنامه. باز هم از آن
ناراضی هستید و میخواهید آن را عوض کنید؟ به قول شکسپیر «خداوند به شما یک چهره
اعطا کرده و شما میخواهید چهره دیگری برای خود بسازید»؟!
اشتباه اتللو
جایی در پایان داستان اتللو، اثر معروف شکسپیر، اتللو همسر خود دزدمونا را به عشق
به مرد دیگری متهم میکند و او را میکشد. اما دزدمونا واقعاً خیانتکار نبوده است.
پس چرا اتللو اشتباه میکند؟
به این آخرین گفتگوی اتللو و دزدمونا دقت کنید. اتللو به همسرش میگوید اعتراف کند،
چون میخواهد او را به خاطر خیانتش بکشد. دزدمونا جواب میدهد که کاسیو، همان مردی
که متهم به داشتن رابطه با او است، بر بیگناهی او شهادت خواهد داد. اتللو میگوید
کاسیو را کشته. دزدمونا میفهمد که دیگر نخواهد توانست بیگناهی خود را ثابت کند و
اتللو او را خواهد کشت. پس میگوید: « دریغ، به او خیانت شد، و من تباه شدم!»
اتللو: «دور شو، بدکار! در مقابل چهره من به خاطر او اشک میریزی؟» دزدمونا: «آه،
سرورم! مرا از خویش بران، اما مکُش!» اتللو: «خاموش شو، بدکار!»
از این صحنه چه میفهمیم؟ اشتباه اتللو چه بود؟ اتللو ناراحتی و ترس را در چهره
دزدمونا به درستی تشخیص داده بود. اشتباه او آن بود که فکر میکرد ناراحتی دزدمونا
به خاطر مرگ کاسیو و ترس او، ترس همسر بدکاری است که خیانتش آشکار شده است. او
دزدمونا را کشت بدون اینکه فکر کند حالات چهره او مربوط به حس ترس و ناراحتی زن
بیگناهی است که میداند همسر بسیار حسودش میخواهد او را بکشد واو نمیتواند
بیگناهی خود را ثابت کند.
پلکم دارد میخارد
در عقاید عامه، پیشبینیهایی هم در مورد اجزای صورت وجود دارد:
پیشانی بلند علامت اقبال و دولت است.
قوز روی دماغ خوششانسی میآورد.
بینی که بخارد، به مهمانی خواهی رفت.
چشم که تیر بکشد، مهمان خواهد آمد.
سق (سقف دهان) اگر سیاه باشد، نفرین گیرا است.
کسی زبانش را گاز بگیرد، معلوم است جایی دارند غیبتش را میکنند.
پلک چشم چپ بپرد، نشانه خبر خوش است وپریدن پلک راست، نشانه غم و غصه.
مژه افتاده را اگر درست حدس بزنی که مال کدام چشم است، آرزویت برآورده میشود.
از کجا معلوم؟
جز چهرهخوانی، علمها یا به عبارت درستتر شبه علمهای متعددی در ارتباط با چهره
در طول تاریخ به وجود آمده، که امروزه (جز چهرهخوانی) تمامشان از نظر علمی رد
شدهاند. با این حال وجود چنین تفکراتی نشان میدهد که به هرحال یک خط ارتباطی بین
چهره و فرد، وجود دارد که اینقدر همه به دنبال کشفش بودهاند.
جمجمهخوانی (Phrenology) نظریهای است که میگوید شخصیت، امیال و احساسات افراد را
میشود از روی شکل جمجمه آنها تشخیص داد. بیشتر، پستی و بلندیهای سر مورد توجه
جمجمهخوانها است. این افراد ادعا دارند که بزهکار بودن یا نبودن اشخاص را هم
میتوان از قرائن روی جمجمه ایشان دید. ایده جمجمهخوانی در سال 1800 پیدا شد و در
قرن نوزدهم گاهی برای تحقیقات پلیسی هم از آن استفاده میشد.
پیشانیخوانی (Metoposcopy) دانش پی بردن به سیرت و درون آدمها از روی خطوط پیشانی
است. بیشتر با فالگیری ارتباط دارد تا علم، و در قرن شانزدهم خیلی طرفدار داشت.
حسخوانی (Pathognomy) به بررسی و مطالعه احساسات درونی و بازتاب این احساسات در
ظاهر فرد، مثلآ در حرف زدن یا حرکات بدن کار دارد. حسخوانها سعی میکنند از روی
حرکات و سکنات افراد به احساسات درونی آن لحظه فرد پی ببرند.
شخصشناسی (Personology) شکل نو علم چهرهخوانی است که در اوایل قرن بیستم ارایه
شد. پیسنهاددهندگان این روش مدعی بودند میشود بین شکل ظاهری چهره و بدن افراد و
رفتار و منش آنها ارتباط و پیوندی پیدا کرد.
منششناسی (Characterology) از روشهای تشخیص شخصیت است که در دهه 1920 ساخته شد. و
ترکیبی است از روشهای چهرهشناسی، جمجمهخوانی و حسخوانی با دانشهای نژادشناسی،
جامعهشناسی و مردمشناسی.
1 _ بارانی
به گزارش سیمرغ ، بارانی لباس اصلی زنان با سلیقه و طرفداران کیت موس (Kate Moss
) ، کتی هولمز (Katie Holmes ) و آلکسا چانگ ( Alexa Chung ) است . چرا ؟
دلیلش این است که در بین لباسهای رویی بارانی تکه ایده آلی برای هوای گول زننده
بین فصلی است و زیبایی کت های شبیه این به دلیل وجود انواع برش و مدلهای متنوعی آن
است. بنابراین می توان براب هر نوع اندامی یک بارانی خوب پیدا کنید .
کریستوفر بیلی ( Christopher Bailly ) مدیر خلاق برند باربری ( Burberry ) همواره
در تولیداتش یک نمونه کلاسیک از انواع بارانی را قرار می دهد .
2 _ کت مدل بلیزر
این مدل کت یک پوشش خوب برای طول شبانه روز است . این نوع کت ها یک تکه ظریف آستر
دار هستند که می توان آن را به عنوان یک لباس رسمی یا غیر رسمی مورد استفاده قرار
داد . جسیکا آلبا ( Jessica Alba ) به هنگام قرار نهار با دوستش با پوشیدن یک کت
بلیزر با یک پیراهن حریر تیپی شیک و رسمی زد .
انتخاب یک رنگ مات مثل آبی تیره یا مشکی برای لباس روزانه کاملاً رنگ مناسبی است
اما گاهی اوقات برای تنوع از رنگهای روشن و تند و لباسهای طرحدار استفاده نمایید
.
3 _ ساعتهای بسیار بزرگ مدل مردانه
بستن یک ساعت بزرگ مدل مردانه بر روی مچ های ظریف زنانه شاید نوعی قانون شکنی باشد
اما اگر با ناخنهای لاک خورده و النگوهای نازک و حلقه های نیمه رسمی ست گردد خیلی
جلوه خوبی خواهد داشت .
4 _ کت چرم
در بین لباس ها داشتن یک کت چرم یک جور سرمایه گذاری است . دهه 1950 جیمز دین (
James Dean ) برای اولین بار کت چرم پوشید و تا حالا که به عنوان یک پوشش پر
استفاده در تیپ های خیابانی مورد استفاده قرار می گیرد . فرقی نمی کند از کتهای
چرمی مدل خلبانی استفاده کنید یا از مدلهای خیلی کوتاه ، در هر صورت با پوشیدن کت
چرم تیپ متفاوت و چالش براگیزی خواهید داشت .
5 _ پیراهن گلدار
این نوع پیراهن ها مناسب بهار و تابستان می باشند اما یک پیراهن گلدار قشنگ را می
توان در همه فصول سال مورد استفاده قرار داد . اگر در ماههای گرم سال هستید این
پیراهن را با کفشهایی که لژ بلند و یکسره دارند ست نمایید . در پاییز این پیراهن
هایتان را در گوشه کمد تلنبار نکنید چرا که می توانید یک پیراهن سبک و لخت را با
بافتنی های درشت باف با رنگ روشن و یا لباسهای سنگین زمستانی هم بپوشید .
6 _ کفش پاشنه بلند
این مدل کفشها بسیار شیک و خوش پوش هستند و با پوشیدنشان احساس خوبی خواهید داشت .
اگر چه یافتن کفشهای پاشنه بلندی که علاوه بر شیک بودن با آنها راحت هم باشید بسیار
مهم است . اما اگر پوشیدن این کفشها باعث شود که از درد لنگ لنگ کنان راه بروید
دیگر خیلی به شیک بودنشان فکر نخواهید کرد .
به مانند دوشس کمبریج به هنگام پوشیدن کفشهای پاشنه بلند جوراب نپوشید . این کار
باعث می شود خط پاهای تان بلندتر دیده شود و بدون هیچ عذری پاشنه های کفش بیشتر به
چشم می آیند
7 _ کفش راحتی برزنتی سفید
این نوع از کفشها را هر خانمی می بایست داشته باشد ( حتی گاهی اوقات بیش از یک جفت
هم باید داشت ) . به مانند سارا جسیکا پارکر ( Sarah Jessica Parker ) چند جفت کفش
راحتی داشته باشید تا در روزهای تنبیه شدن بتوانید سریع پا کرده و فرار کنید . با
پوشیدن این کفشها شیک به نظر خواهید رسید و از همه مهم تر این که پس از خرید های
طولانی پا درد نخواهید گرفت.
8 _ روسری
این وسیله تزیینی تنها برای گرم نگه داشتن بدن مورد استفاده قرار نمی گیرد. با
طرحهای متنوع از نقشهای بته جقه ای شاد تا طرح جمجمه های مک کویین می توانند با
تغییر تیپ، جلوه و شادابی خاصی ایجاد نماید .
در قسمت پوشاک، روسری ها آن چنان جای خود را باز کرده اند که فروشگاه بزرگ لیبرتی (
Liberty ) برای روسری ها یک غرفه مخصوص در نظر گرفته است .

حتماً آدم های بسیار باهوش و توانمندی را میشناسید که هیچ کار مفیدی انجام نمیدهند. آنها ساعت های طولانی کار میکنند، به خودشان استرس وارد میکنند اما هیچ پیشرفت خوبی نمیکنند.
همه ما در طول زندگی عادت های غیر مفیدی پیدا میکنیم که ما را از رسیدن به هدف اصلی زندگیمان دور میکند. و معمولاً در این دنیا که با سرعت شگرفی پیش میرود، حتی متوجه نمیشویم که همان اشتباهات را دوباره و دوباره مرتکب میشویم. برای اینکه زندگی متوازن و مفید داشته باشید باید طولانی مدت در کاری که راضیتان میکند تلاش نموده و از اشتباهاتی که در زیر عنوان میگردد دوری کنید.
این 8 اشتباه انسانهای باهوش است و نشانتان میدهیم که چطور از این اشتباهات در امان بمانید:
1. آنها مشغول بودن را با مفید بودن اشتباه میگیرند.
سرعتتان را کندتر کنید و این را به یاد بیاورید: بیشتر چیزها هیچ اهمت خاصی ندارند. مشغول بودن معمولاً یک شکل تنبلی ذهنی است—تنبل فکر کردن و با تنبلی عمل کردن. بخاطر همین است که میگویند عاقلانه تر کار کنید نه سختتر.
فقط کافی است که یک نگاه به اطرافتان بیندازید. آنها که از همه مشغول ترند بازده کمتری دارند.
افراد پرمشغله همیشه وقت کم میآورند. همیشه در تلاش برای رسیدن به سر کار، کنفرانس، میتینگ، جلسات کاری و از این قبیل هستند. معمولاً کم پیش میآید که وقت کافی برای خانواده و دور هم بودن داشته باشند، حتی برای خوابیدن هم وقت ندارند.
برنامه پرمشغله شان باعث میشود احساس مهم بودن کنند اما این فقط یک توهم است.
راهحل: سرعتتان را کمتر کنید. نفس بکشید. تعهداتتان را مرور کنید. کارهای مهم را اول برنامه بیاورید. هر زمان فقط یک کار را انجام دهید. از همین حالا شروع کنید. هر دو ساعت یکبار یک وقفه کوتاه برای استراحت داشته باشید. بعد تکرار کنید.
2. وقتشان را صرف دنبال کردن یک دستاورد ساختگی میکنند.
رشد شخصی مسئله ای سالم است. رشد شخصی یک دستاورد است. اما تا زمانیکه واقعی باشد. مشکل اینجاست که فشار برای رشد کردن به همراه خود، انگیزه برای راحتتر کردن آن رشد میآورد. یا اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، برای ساده تر به نظر رسیدن رشد.
بازیهای رشد که دستاوردهای ساختگی دارند را در اینترنت بارها میبینید. خیلی از آنها حاوی محصولات و خدماتی هستند که توسط اسامی معروفی مثل Facebook و Twitter فراهم میشوند. هرکدام یک زیربنای روانی دارند که از یک بازی رشد پر از دستاوردهای ساختگی حمایت میکنند—جمع آوری امتیازهایی که به فایده موردنظر آن محصول یا خدمات نزدیک باشد.
در Facebook لیست دوستان و در Twitter دنبالکنندگان آن.
بله، هرکدام از آنها اگر به تعادل و باهدف استفاده شوند، یک هدف منطقی به دنبال دارد. اما بیشتر افراد اینقدر خود را درگیر سیستم امتیازهای آن بازی میکنند که آن دلیل اصلی و قانونی که بخاطر آن شروع به استفاده از آن محصول یا خدمات کردند را به کلی فراموش میکنند.
اگر این بازی را فقط برای سرگرمی انجام میدهید، و از آن آگاهید، عالی است و هیچ اشکالی ندارد. اما اگر هدفتان به دست آوردن دوستان بیشتر و بیشتر و بالا بردن تعداد دوستان و دنباله روهایتان فقط برای دست یافتن به آن است، دستاوردهایتان کاملاً ساختگی است.
به همین دلیل خیلی مهم است که ذهنتان را روی کاری که میکنید و دلیل انجام آن تمرکز دهید.
راهحل: از خودتان بپرسید: آیا این فعالیت یک تغییر مثبت و محسوس در زندگی من یا فردی دیگر ایجاد میکند؟ آیا لازمه یک هدف واقعی است؟ آیا به نظرم اشکالی ندارد که اینکار را فقط به خاطر اینکه از انجام آن لذت میبرم انجام میدهم، فارغ از اینکه فکر کنم برای خودم یا دیگری فایده دارد یا نه؟
3. یاد میگیرند یک کار را چطور انجام دهند اما هیچوقت انجامش نمیدهند.
متاسفانه تعداد کمی از آدمها طوری زندگی میکنند که به آن موفقیتی که همیشه در رویاهایشان بوده دست پیدا کنند. و این یک دلیل ساده دارد:
هیچوقت وارد عمل نمیشوند!
علمآموزی به این معنا نیست که رشد میکنید. رشد زمانی اتفاق میافتد که چیزهایی که میدانید زندگیتان را تغییر دهند. بیشتر آدمها در سردرگمی کاملند. درواقع آنها زندگی نمیکنند. فقط روزها را میگذرانند و هیچوقت کاری که لازم است را انجام نمیدهند—یعنی دنبال کردن آرزوهایشان.
مهم نیست که نابغه باشید یا دکترای فیزیک کوانتوم داشته باشید، اگر عمل نکنید نمیتوانید کوچکترین تغییری در زندگیتان ایجاد کنید. بین دانستن خالی و دانستن و عمل کردن تفاوت زیادی وجود دارد. دانش و هوش بدون عمل هر دو بی ارزش هستند. به همین سادگی!
راهحل: موفقیت در تصمیم به زندگی کردن—جذب خودتان در فرایند دنبال کردن اهدافتان— نهفته است. پس تصمیم بگیرید و وارد عمل شوید.
4. برای بررسی پیشرفتشان معیار سنجش درستی ندارند.
نمیتوانید چیزی که به درستی آنرا نسنجیده اید را کنترل کنید و چیزی که میسنجید آینده شما را تعیین میکند. اگر چیزهای درستی را بررسی نکنید نسبت به فرصتهایی که برایتان پدیدار میشود کور میشوید.
تصور کنید که در کار تجاری کوچکی که انجام میدهید، مقرر کنید که میزان مدادها و گیره های کاغذ که مصرف کردید را حساب کنید. آیا این منطقی است؟ خیر! چون مدادها و گیره های کاغذ معیار خوبی از چیزهای مهم برای یک تجارت نیستند. مدادها و گیرههای کاغذ هیچ تاثیری در درآمد، رضایت مشتری، رشد بازار و از این قبیل نیستند.
اجازه بدهید بعنوان یک مثال عینی از فروشگاه اینترنتی اسم ببریم. بیشتر صاحبین این سایتها که از آن راه زندگی خود را میگذرانند، تعداد مشترکین RSS خود را اولین معیار موفقیت سایتشان قلمداد کرده و به دقت آن را بررسی میکنند اما نمیدانند که تعداد مشترکین RSS یک معیار حیاتی نیست زیرا بیشتر این مشترکین درصد فعالیت بسیار پایینی در سایت میزبان و تولید کننده درآمد آن دارند.
اینکه چه چیز را بسنجید آینده شما را پیشبینی میکند. باید چیزهایی را بسنجید که مستقیماً به هدف اولیه شما مرتبط باشد.
راهحل: رویکرد مناسب این است که بفهمید هدف اصلیتان چیست و بعد چیزهایی که مستقیماً در رسیدن به آن هدف دخیل هستند را بسنجید. درمورد مثال سایت تجاری، هدف باید "اخذ درآمد از طریق سایت" باشد. و چیزهای کمی که ارزش بررسی را دارند تعداد کلیکهایی است که روی تبلیغات، نرخهای تبدیل مرتبط، نرخهای تبدیل محصولات داخل و فیدبک مشتری/خواننده و از این قبیل میباشد.
توصیه ما این است که برای تعیین هدف اصلیتان وقت بگذارید، بعد مهمترین موارد برای بررسی کردن را تعیین کرده و بعد بلافاصله شروع به بررسی کنید. به طور هفتگی اعداد را یادداشت کرده و از آن اطلاعات برای ایجاد یک نمودار روند رشد هفتگی یا ماهانه استفاده کنید تا پیشرفتتان را ارزیابی کنید. بعد عملکردهایتان را بنا به پیشرفت بیشتر توسعه دهید.
5. درگیر ایدآلسازی همه چیز میشوند.
خیلی از ما ایدآلگرا هستیم. معیارهای بالایی برای خودمان در نظر میگیریم و بیشترین تلاشمان را میکنیم. زمان و توجه زیادی را صرف کار/علاقه مان میکنیم تا استانداردهای شخصیمان را بالا نگه داریم. عشق ما به بهترینها باعث میشود دست به تلاشهای بیشتر بزنیم، هیچ وقت دست از کار نکشیم و هیچ وقت از پا ننشینیم. و این اختصاص دادن کامل خود به ایدآلها به ما کمک میکند به نتیجه دلخواهمان برسیم. البته تازمانیکه این روش ما را اسیر خود نکند.
اما وقتی اسیر ایدآلگرایی شدیم چه اتفاقی میافتد؟
وقتی نتوانیم به استانداردهایی که برای خودمان تعیین کردهایم برسیم، ناامید و دلسرد میشویم و نمیتوانیم با چالش های جدید روبهرو شویم و یا حتی کاری که شروع کردهایم را تمام کنید. اصرار ما برای رساندن همه چیز به منتهای درجه عالی بودن باعث تاخیرهای زیاد در کارها، استرش شدید و نتیجه نامطلوب میشود.
ایدآلگراهای واقعی کارها را سخت شروع میکنند و برای اتمام آنها هم بسیار سختی میکشند.
راهحل: دنیای واقعی هیچ پاداشی به ایدآلگراها نمیدهد. دنیا به کسانی پاداش میدهد که کارها را انجام میدهند. و تنها راه برای انجام کارها این است که 99% مواقع ایدآل انجام ندهیم. فقط با سالها تمرین و غیرایدآل انجام دادن کارهاست که میتوانیم به بارقههایی از ایدآل دست پیدا کنیم. پس تصمیم بگیرید. وارد عمل شوید. از نتیجه کار درس بگیرید. و این روش را بارها و بارها انجام دهید. این بهترین راه برای دست یافتن به ایدآلهاست.
6. قبل از اینکه برای یک فرصت وارد عمل شوند صبر میکنند تا 100% برای آن آماده گردند.
این مورد تا حدودی به مورد بالا مرتبط است اما نکاتی دارد که باید جداگانه درمورد آن بحث شود.
یکی از مهمترین چیزهایی که میبینیم افراد باهوش را عقب میاندازد بیمیلی خودشان برای قبول کردن فرصتها فقط به این دلیل است که تصور میکنند برای آن آمادگی ندارند. به عبارت دیگر، تصور میکنند که به دانش، مهارت و تجربه بیشتری نیاز دارند تا بتوانند برای آن فرصت اقدام کنند. متاسفانه، این طرز فکر جلوی پیشرفت را میگیرد.
واقعیت این است که وقتی موقعیت و فرصتی پیش میآید هیچکس هیچوقت 100% آماده نیست. چون بیشتر فرصتهای زندگی ما را مجبور میکند از نظر احساسی و عقلی رشد کنیم. این فرصتها باعث میشود از منطقه امنمان پا را فراتر بگذاریم و این یعنی اول کار احساس راحتی چندانی نخواهیم داشت. و وقتی احساس راحتی نکنیم، احساس آمادگی هم نمیکنیم.
راه حل: یادتان باشد که فرصتهای استثنایی برای رشد و پیشرفت فردی بارها و بارها در طول زندگی اتفاق میافتد. اگر میخواهید در زندگیتان تغییر مثبت ایجاد کنید، باید از این موقعیتها استفاده کنید، حتی اگر 100% احساس آمادگی برای آن نکنید.
7. خود را با انتخابهای زیاد اشباع میکنند.
اینجا در قرن 21 که اطلاعات با سرعت نور حرکت میکند و فرصتهای تغییر و پبشرفت بهنظر بی انتها میرسد، برای انتخاب روند زندگی و کار با موقعیتهای مختلفی روبهرو هستیم. اما متاسفانه، زیاد بودن گزینههای انتخاب معمولاً موجب بیتصمیمی، سردرگمی و بیحرکتی میشود.
تحقیقات مختلفی درمورد کار و بازاریابی نشان داده است که وقتی مشتری با انتخاب های مختلفی از محصولات روبهرو باشد، خرید کمتری میکند. مطمئناً انتخاب از بین سه گزینه بسیار راحتتر از بین سیصد گزینه است. اگر تصمیم برای خرید کردن سخت باشد، بیشتر افراد خسته شده و دست از خرید میکشند.
به همین ترتیب اگر شما هم خودتان را درمعرض تعداد گزینه های انتخاب زیادی قرار دهید، ذهن ناخودآگاهتان خسته میشود.
راهحل: اگر یک خط تولید را میفروشید، سعی کنید ساده باشد. و اگر سعی دارید درمورد چیزی در زندگیتان تصمیم بگیرید، وقتتان را صرف ارزیابی آخرین جزئیات هر انتخاب نکنید. چیزی را انتخاب کنید که فکر میکنید برایتان مناسب است و آن را امتحان کنید. اگر موثر نبود، چیز دیگری را انتخاب کنید و پیش بروید.
8. در زندگی خود تعادل ندارند.
اگر از آدمها بخواهید آنچه که از زندگی میخواهند را برایتان خلاصه کنند، آن را در کلماتی مثل "عشق"، "موفقیت"، "خانواده"، "شناخت"، "آرامش"، "خوشبختی" و امثال آن خلاصه میکنند. اما همه اینها چیزهایی کاملاً متفاوت هستند و بیشتر آدمها همه آن را در زندگیشان میخواهند. متاسفانه، تعداد زیادی از آدمها برای رسیدن به این اهداف زندگیشان را درست متعادل نمیکنند.
کسی را میشناسم که سال گذشته یکصد میلیون تومان از تجارت خود درآمد کسب کرد اما وقتی با من دردودل میکرد میگفت که افسرده است. وقتی از او دلیلش را پرسیدم گفت چون تنها و خسته است و وقت کافی برای خودش اختصاص نداده است.
یک نفر دیگر را هم میشناسم که همیشه و تقریباً همه روز را در ساحل مشغول موج سواری است. او از آندسته آدمهای مثبتاندیش بسیار شاد است که همیشه نیشش تا بناگوشش باز است. اما در یک وَن میخوابد و واقعاً محتاج نان شبش است. نمیتوانم با اینکه این مرد همیشه شاد به نظر میرسد داستان زندگیش را یک زندگی موفق بدانم.
اینها دو سبک زندگی تقریباً نامتعادل هستند. میلیونها زندگی دیگر هم مثل اینها وجود دارد.
راهحل: وقتی زندگی کاریتان (یا زندگی اجتماعیتان، خانوادگیتان و از این قبیل) پرمشغله باشد و همه انرژیتان در آن نقطه متمرکز شده باشد، خیلی راحت تعادل زندگیتان برهم میخورد. بااینکه انگیزه اهمیت زیادی دارد اما اگر میخواهید کارها درست انجام شود، باید ابعاد مختلف زندگیتان را متعادل کنید. اینکه یک بُعد زندگی را فراموش کرده و بیشتر وقتتان را صرف یک بُعد زندگی کنید، فقط برایتان خستگی و استرس به همراه خواهد داشت.

ی شرتها هیچ زمان از مد خارج نمی روند؛ اما آیا شما زمانی که لباس دلخواه خود را میپوشید، به فشن هم توجه میکنید؟
تی شرتها هیچ زمان از مد خارج نمی روند؛ اما آیا شما زمانی که لباس دلخواه خود را میپوشید، به فشن هم توجه میکنید؟
احتمالا وقتی شما در حال خرید تی شرت هستید، واقعا به تیپ بدن خود توجه نمی کنید؛
و فکر میکنید که تی شرتها لباسهای غیر رسمی هستند و همه افراد میتوانند آنها را
بپوشند، درسته؟
اشتباه میکنید، هر سایز و هر مدل تی شرت لزوما بر تن همه اشخاص عالی و خوب به نظر
نمی رسد؛ سبکها و مدلهای مختلفی برای اندامهای مختلف وجود دارد. پس به نکات ما
دراین باره توجه کنید.
تی شرت یقه هفت(وی شکل)
این مدل خاص معمولا همه جا موجود است و خرید مطلوبی محسوب میشود، اما باید بدانید که این نوع تی شرت مناسب همه افراد نیست.
تی شرتهای یقه هفت برای زنانی خوب است که بالاتنه بزرگ و سنگینی دارند و سعی میکنند تا ظاهری کوچکتر و با وزن کمتر را نشان بدهند.
هرچه یقه هفت پایین تر باشد، شما لاغرتر به نظر میرسید. این نوع یقه، سایز سینه
شما را کوچکتر نشان میدهد و همچنین موجب میشود که بیشتر به روی صورت شما توجه و
تمرکز بشود تا بالاتنه شما.
از طرف دیگر اگر شما بالاتنه صاف و بدون برجستگی مشخص دارید، مطمئنا این نوع لباس
سبک مناسب اندام شما نیست، زیرا لباسهای یقه هفت همیشه باعث میشود که بالاتنه شما
کوچکتر به نظر برسد. لباس زیر بادکرده و بزرگ هم به شما کمک نمی کند و تنها موجب میشود
که ظاهری غیر طبیعی پیدا کنید.
تی شرت یقه گرد
در حالی که تی شرتهای یقه هفت مناسب زنانی است که بالاتنه بزرگ و سنگین وزنی دارند، تی شرتهای یقه گرد اینطور نیست.
این مدل یقه برای کسانی مناسب است که میخواهند در محدوده سینه خود، ظاهری درشت تر، پرتر و فریبنده تر داشته باشند. اگر شما چندان از ظاهر و اندام طبیعی خود راضی نیستید، یقه گرد به شکلی شگفت انگیز و جادویی باعث میشود که شما بزرگتر دیده شوید.
خانمی یا سینههای بزرگ با پوشیدن لباس یقه گرد، به طور ناخواسته توجه را به آن قسمت از بدنش جلب میکند، زیرا یقه گرد موجب میشود تا شما از آنچه که واقعا هستید، بزرگتر به نظر برسید.
تی شرت کوتاه روی ناف
این نوع تی شرتها برای زنان چاق و تپل مناسب نیست. تی شرتهایی که ناحیه شکم را
نمیپوشاند و تا زیر سینه یا قسمت ناف ادامه دارد، برای کسانی که شکم صاف و کوچکی
دارند مناسب است تا این ارزش خود را نمایش بدهند و لباس ایده آلی برای آنها محسوب
میشود.
اما اگر شما شکم خوش فرمی ندارید و چاقی شما از زیر یک تی شرت کوتاه به چشم
میخورد، یقینا این حالت جذاب و خوشایند نخواهد بود و این نوع تی شرت مناسب اندام
شما نیست.
تی شرت بلند
تی شرت بلند در حال حاضر بسیار رایج و مد شده است، اما برای همه افراد مناسب و جالب نیست.
این نوع تی شرت بهتر ازهمه بر تن زنانی که بدن آنها فریبندگی و برجستگی اندکی دارد، جالب به نظر میرسد، زیرا اندام آنها را برجسته و مشخص میکند. اغلب اوقات این مدل تی شرت از پارچه ای که به بدن میچسبند تهیه میشوند؛ و اگر شما سینه صاف و رانهای باریک و لاغری دارید، با پوشیدن این نوع تی شرت، به احتمال زیاد به قیافه ای که همانند کسی است که آخرین غذای واقعی خود را نیم دهه قبل خورده است! پایان میبخشید.
اگر شما رانهای لاغری دارید، تی شرت بلندی را انتخاب کنید که متناسب با بدن شما است؛ نه اینکه به بدن شما بچسبد؛ این نوع تی شرت برجستگیهای بدن شما را برجسته نشان خواهد داد.
همچنین یک کمربند پهن و ضخیم که بر روی قسمت ران پوشیده بشود، وسیله بسیار خوبی است که به یک تی شرت بلند افزوده بشود، و باعث میشود که به ظاهر معمولی کل بدن شما تاثیر فریبنده ای ببخشد.

خیلی خوب می شد اگر شما هم یک عصای جادویی داشتید و در یک چشم برهم زدن لاغر می شدید ! اما متاسفانه عصای جادویی وجود ندارد .. اما بعضی لباسها شما را کوچکتر و لاغرتر از آنچه که هستید نشان می دهند! پس برای اینکه لاغرتر به نظر برسید ، لباس مناسب انتخاب کنید.
لباسهای بلند انتخاب کنید
قد بلند ، شما را لاغرتر نشان می دهد پس سعی کنید لباسهایی بپوشید که قد شما را بلندتر نشان دهند. برای مثال اگر یک دامن و یا پیراهن بلند با کفشهای پاشنه بلند بپوشید کمی بلندتر از آنچه که هستید به نظر می رسید و در نتیجه بقیه بدن شما لاغرتر به نظر می رسد. استفاده از تزئینات عمودی و یا حتی یک گردنبند و یا شال بلند و عمودی سبک نیز به بلندتر نشان دادن قدتان کمک می کند.
لباسی بپوشید که در قسمت کمر تنگتر شود
اگر لباسی بپوشید که در قسمت کمر تنگتر شود کمی لاغرتر به نظر می رسید و بقیه تصور می کنند که چند پوند وزن کم کرده اید. به دنبال لباسهایی باشید که شبیه ساعت شنی هستند و در قسمت وسط باریکتر می شوند . این نوع لباسها همه قسمتهای چاق بدن شما را می پوشانند و کمرتان را باریکتر نشان می دهند و به این ترتیب باعث می شوند که بقیه بدن شما لاغرتر به نظر برسد. اگر لباس شما چنین خصوصیتی ندارد و در قسمت کمر باریکتر نمی شود از یک کمربند استفاده کنید.
به رنگ لباس توجه کنید
شاید باور نکنید اما چیزهای ساده مثل رنگ و طرح لباس هم در ظاهر شما تاثیر بسیار زیادی دارد.اگر می خواهید لاغرتر و کوچکتر به نظر برسید از رنگهای تیره مات و طرحهای عمودی رو به پایین استفاده کنید. البته منظورمان این نیست که شما باید همیشه لباسهای تیره و سیاه بپوشید . اگر قسمت پایین بدنتان چاقتر از قسمت بالای بدنتان است لباسی انتخاب کنید که قسمت پایین آن رنگ مات و تیره داشته باشد و قسمت بالای آن طرح دار باشد و بر عکس.
لباسهای یکسره بپوشید
لباسهای یکسره مثل پیراهن سایز واقعی شما را نشان نمی دهند و باعث می شوند لاغرتر به نظر برسید. پس به جای پوشیدن بلوز و دامن و یا شلور از پیراهنهای یکسره استفاده کنید. این نوع پیراهنها شکم و بقیه قسمتهای چاق بدن شما را می پوشانند.