
به جواب این سؤالها فکر کنید و جوابتان را به خاطر داشته باشید. آخر مقاله دوباره این جواب کار داریم.شخصیت ما قبل از هر جای دیگری روی صورتمان بروز پیدا میکنند. حالات و تغییرات چهره، هرچند
جزئی و خفیف، پیام شفاف، سریع و کارآمدی است که میتواند یک زبان جهانی هم باشد،
به شرطی که شما بتوانید حالات چهرههای مختلف را تشخیص بدهید و بدانید که هر
چهرهای چه چیزی میگوید. دانستن این نکات از بهترین ابزارهای برقراری ارتباط با
دیگران است.
دانستن اینکه طرف مقابل چه شخصیتی دارد و چه واکنشهای احساسی از خود نشان میدهد،
میتواند نقش مهم و حیاتی در رابطه ما و آن فرد داشته باشد. اگر ما بتوانیم احساسات
مردم را زود تشخیص بدهیم، بهتر میتوانیم در موقعیتهای مختلف با آنها برخورد
کنیم. مثلاً اگر ما بتوانیم تشخیص بدهیم که فردی غمگین است، شاید بتوانیم واکنش
درستی نسبت به ناراحتی او نشان بدهیم.
برای فهمیدن برخی از حالات چهره نیازی به آموزش نیست، چون شناسایی آنها ساده است و
حتی آنطور که روانشناسان میگویند ما از یک توانایی ذاتی برای انجام این کار
برخورداریم. داروین گفته است روزی مادری هنگام مراقبت از کودک خودش شروع به گریه
کرد. کودک با اینکه هیچوقت با چنین صحنهای مواجه نشده بود اما جلو رفت و به
عنوان همدردی روی شانه مادرش زد. بعد داروین نتیجه میگیرد که این کودک تا آن موقع
ندیده بوده کسی گریه بکند، پس نمیتوانسته این احساسات را یاد گرفته باشد. بنابراین
تشخیص یک صورت گریان امری ذاتی و غریزی است. با این حال نکات ظریفی هم هست که توجه
بیشتر به آن میتواند به ما در درک بهتر از چهره خودمان و دیگران کمک کند.
قبل از شروع بحث باید دو نکته را مد نظر داشت. اول اینکه همانطور که گفتیم
چهرهخوانی یک علم دقیق و ثابتشده نیست و حتی با گذراندن دروههای آموزشی دقیق و
پیشرفته نیز نمیتوان بهطور قطع در مورد شخصیت و درون افراد صحبت کرد. نتایج شما
در سنجش شخصیت، بستگی به تجربه، مهارت و تعداد دفعات تحلیل قبلی دارد. نکته دوم که
اهمیت بسیار زیادی هم دارد اینکه چهره را باید به طور کامل و دقیق مورد تجزیه و
تحلیل قرار دهید و تا رسیدن به همه حقایق، از قضاوتهای شتابزده اجتناب کنید. با به
یاد داشتن این نکات میتوانید قبل از صحبت کردن با افراد تا حدی متوجه شخصیت آنها
شوید.
صورتم مثل هلو
شکل صورت، اولین نکتهای است که در هنگام تعبیر چهره باید به آن دقت کرد. فرم کلی
صورت و شکل هندسی آن این نکات را به ما میگوید:
- صورت دراز و کشیده: صبور
افرادی که دارای چنین صورتی هستند عموماً صبر و تحمل زیادی دارند و توانایی حل
مشکلات در آنها بیشتر است. جذابیت و خوشترکیب بودن افراد با چنین صورتی نشانگر
این است که آنها معمولاً کارهای خود را نیمهتمام رها نمیکنند و عادت به انجام
امور به شکل تمام و کمال دارند.
- صورت مربعی: سختکوش
طرفدار استقلال فردی و فردگرایی، سختکوشی برای دستیابی به آرزوها، زیرکی و فعال
بودن از ویژگیهای این افراد محسوب میشود.
- صورت پهن: دانا و مهربان
اینگونه اشخاص بردبار و مهربان هستند. معمولًا افراد درس خوانده و روشنفکر به حساب
میآیند.
- صورت گرد: پرانرژی
این شکل دلالت بر امیدواری، زندهدلی و انرژی دارد. این افراد میتوانند اتاقی
دلگیر و ساکت را به بمبی از خنده و شادی تبدیل کنند.
بختت بلند باشد
پیشانی شما تابلویی است برای یادآوری طرز فکر شما و نشانهای از چگونگی تصمیمات و
تاثیرات آن بر رفتارتان و شاید هم به این دلیل بوده که پیشانی را اکثر ادیان مکانی
برای به خاک گذاشتن انتخاب نمودهاند.
- پیشانی محدب و بیرون زده: مبتکر
این پیشانی نشاندهنده علاقه فرد به استفاده از تخیل و راهحلهای مبتکرانه است، چه
در کار و چه در زندگی.
- بالای ابروها روی پیشانی، یک برآمدگی استخوانی باشد: قاطع، منظم
مجری درجه یک قانون از هر نوع که باشد؛ چه قوانین علمی چه اجتماعی. این فرد برای
اطمینان به راهحلها نیازمند یک بار امتحان کردن آنها است. در زندگی نیز راحت
اطمینان نمیکند، اما راحت هم شک نمیکند.
- یک برجستگی گوشتی میان ابروها: سختکوش
این برجستگی روی ناحیه اراده روییده است، پس این خصوصیت نشانه سخت کوشی و همت اعلای
فرد است، از کودکی تا کهنسالی. او را در زندگی و کار جدی بگیرید.
- پیشانی صاف و بدون گره: افکار منظم
این اشخاص عموماً دارای افکاری منظم و قدرت تصمیمگیری در زمان حال هستند. ایشان
پذیرای عقاید روشن و تازه نیز میباشند و نگرش و برخوردی معقول و متعادل دارند.
- پیشانی چروکیده: پریشان
وجود خطوط در سطح پیشانی نشان میدهد که این افراد به سرعت هیجانزده و احساساتی
میشوند و سریع آشفته و پریشانحال میگردند.
ابرو عین کمونچه
هنگامی که پیشانی بیانگر افکار است، پس عجیب نیست ابروها که مرز پیشانی و چشم هستند
را سمبل و بیانگر احساسات بدانیم. فاصله زیاد ابروها تا چشم نشانه صبوری و
مشکلپسندی است و فاصله کم آن نیز نشانه عجول بودن و قدرت تصمیمگیری سریع است. این
را هم به یاد داشته باشید که معمولاً ابروها قرینه نیستند، حتی در صورت خودتان.
- ابروی بسیار کمپشت و کمرنگ: اجتماعی
تشخیص اندیشه این فرد مانند ابروانش مشکل است. اما مردم با او خیلی راحت ارتباط
برقرار میکنند. او بیشتر سعی در شنیدن دارد تا گفتن، پس همصحبت خوبی است.
- ابروهای پیوسته: متفکر و خلاق
پیوستگی ابروها نشانگر این است که فرد دایماً در حال تفکر و اندیشه است و در مواقع
رویارویی با مشکل ایدههای جالبی در سر دارد.
- ابروی دم باریک (در وسط پهن و در انتها نازک): خلاق
کارهای بزرگتان را به این شخص بسپارید زیرا برای آنها راه حلهای خوبی ارایه
میدهد. اما هرگز سعی نکنید در اجرا نیز کار را به او بسپارید زیرا او یک طراح و
خلاق بزرگ است و ذهن خود را برای کارهای عملی آماده نکرده است.
- ابروی نازک و نخی: دهنبین
این افراد معمولًا دارای اعتماد به نفس کمی هستند. خود را بیش از مقداری که واقعاً
تحت نظرند مورد توجه میدانند. آنقدر نسبت به حرف دیگران حساس هستند که که دچار
وسواس میشوند .
- ابروی پرپشت و پهن: دوراندیش
از نظر ذهنی فعال و منبعی برای افکار و عقاید است. این فرد در بیان تفکرات نیز
مانند زمان پردازش آنها قدرتمند است.
- ابروی صاف: متفکر
صافی و مستقیمی ابروها نشانگر اندیشه، تفکر و ایدهگرایی فرد هستند.
- ابروی کمانی: واقعگرا
افرادی که دارای ابروهای خمیده و کمانی هستند از حکایتها و داستانهای واقعی لذت
میبرند.
با پلکهای باز
وقتی میخواهید با مردم رابطه برقرار کنید اولین کاری که لازم است انجام دهید
بازکردن پلکها است. پلک بالا که خیلی هم تحرک دارد نشانه سطح روابط اجتماعی است.
- هنگام باز بودن چشم قسمت زیادی از پلک قابل رویت است: نیازمند صمیمیت
صاحب این پلکها نیازمند واقعی صمیمیت است و اغلب دلشوره دارد، تعهد او در کارها هم
از همین خصلت ناشی میشود و گاهی به خاطر توجه زیاد، اطرافیان را تحت فشار قرار
میدهد.
- هنگام بازبودن چشم، قست باریکی از پلک بالا قابل مشاهده است: مستقل
این فرد به علت این که دارای حد معقولی از صمیمیت است روابطی عادی و خوب دارد. یعنی
نه تکروی را دوست دارد و نه وابستگی را. برای خودش وقت صرف میکند و مراقب آزادی
شخصی خویش است.
- هنگام باز بودن چشم، پلک بالا مخفی است: متمرکز
این افراد برای پستهایی مناسب هستند که که نیازمند تمرکز بالا و کماشتباهی است.
این افراد معمولاً محدودیتهای عاطفی ندارند و حتی به مسائل عاطفی هم اجازه
نمیدهند تمرکزشان را به هم بزنند.
دماغ نگو، تربچه
رکورد جراحی بینی در دنیا متعلق به ایران است. این عضو مورد توجه، نقش مهمی در صورت
دارد و حرفهای زیادی برای گفتن. از نظر چهرهشناسی، بینی نشانگر توانایی ما در حفظ
مقام، قدرت و نفوذ بین مردم و همچنین بیانگر توانایی و عکسالعمل ما در برابر پول
است.
- بینی بسیار بزرگ: عزم راسخ
در محیط کارش رئیس است، حتی اگر صندلی ریاست نداشته باشد. اگر کارش در خور استعدادش
باشد شکوفایی چشمگیری خواهد داشت ولی از انجام کارهای کوچک کراهت دارد.
- بینی خیلی کوچک: ساعی
گفته میشود اشخاصی که بینی کوچکی دارند، ذاتاً افرادی ضعیف و اغلب غیرقابلاتکا
هستند و در تصمیمهایشان استوار و ثابتقدم نیستند.
- بینی بلند و کشیده: مسلط بر کار و محیط
کارها را جدی و منطقی برای بلند مدت برنامهریزی میکند و نظریات جدید را در حل
مشکلات کشف می کند .
- انحنائی مقعر روی بینی در نیمرخ: احساساتی و نیازمند توجه
از محیط تاثیر زیادی میگیرد و اگر شغل یا محل تحصیل مطابق میل او نباشد در انجام
وظایفش درمیماند. ضمناً برای کارهایی که انجام میدهد انتظار تشکر و قدردانی دارد.
- برآمدگی روی بینی در نیمرخ: مبتکر
زیباییشناس و از آن بهتر استاد حل مشکلات است. خلاقیت بالایی هم دارد.
- بینی دارای پهنای بسیار زیاد: حامی دوستان و علاقهمند دوستی
هم حمایت میکند و هم دوست دارد حمایت شود. اگر چیزی داشته باشد با دیگران به
اشتراک میگذارد.
- یک افتادگی پایین بینی درنیمرخ: تحلیلگر
اگر مشکلی بزرگ دارید که از پس تحلیل آن برنمیآیید این شخص را خبر کنید. او استاد
تجزیه و تحلیل مسائل پیچیده است، آن هم بدون درگیر شدن با جزئیات.
نوک بینی و حفرههای آن، درست مانند شماره حساب بانکی افراد، نشانه سرمایهدوستی
ویا برعکس، ولخرجی آنهاست:
- نوک بینی پهن و گوشتالو: تضمین سرمایهگذاری
حداکثر امنیت مالی را میخواهد و با پول جدی برخورد میکند. در کل به دنبال یک حامی
میگردد که علاقهاش به پولهم به همین دلیل است.
- یک برجستگی گرد در نوک بینی: هنردوست
اگر یک اثر هنری خلق کردید اول به او نشان دهید چون قدر آن را میداند.
- بینی لاغر و باریک و پره های کناری آن نازکند: ولخرج
به پول وابستگی ندارد و برای روز مبادا پسانداز نمیکند.
- یک شیار واضح روی نوک بینی: نگرش عاطفی به دنیا
مدام از خود این سوال را میکند که آیا شغل مورد نظر من پیدا خواهد شد وآیا این شغل
مناسب من است؟ در کل دنبال کار است نه پول.
- حفره های بینی گشاد: خلاق و بخشنده
اگر طرحی در سر دارید که نیازمند اجرایی خلاق است به او بدهید، چراکه با جسارت و
خلاقیت آن را انجام میدهد. اگر هم چیزی داشته باشد با شما قسمت میکند.
- حفره های بینی تنگ و روبه داخل: حسابدار
چنین شخصی اول پول جیبش را میشمارد بعد خرج میکند یا به بیان بهتر دخل وخرج را با
هم تنظیم میکند.
زاویه بینی نشانهای برای میزان سنجیدگی رفتار فرد است. این زاویه را میتوان با
خطی که از پایه بینی یعنی از محل اتصال به صورت شروع شده و در نیمرخ دیده میشود
تعیین کرد.
- بینی سربالا با نوک گرد: اعمال نسنجیده و سرعت پایین تجزیه وتحلیل اطلاعات
شخصی. خوشگذران با اعمالی نسنجیده و مبتنی بر افکار سطحی است. رازدار نیست و به
گذشته نگاه نمیکند و فقط حال را درنظر دارد.
- بینی سر بالا و نوکتیز: کنجکاو و ولخرج
درباره دیگران بیش از حد کنجکاو است و به جزئیات هم زیاد اهمیت میدهد. پول برای او
حکم چیزی را داردکه باید خرج شود. خود را مقید به رعایت آداب و رسوم ندانسته و با
اطرافیان به راحتی برخورد میکند. خودش را باور دارد.
- بینی کاملا بدون زاویه: عاقل و مطمئن
بدون اینکه اقوا یا شیفته شود، اعتماد میکند و قابل اعتماد نیز هست.
- بینی با زاویه رو به پایین: حسابگر و شکاک
او به کار دیگران به گونهای مینگرد که گویی خطایی در آن رخ داده. زیادتر از چیزی
که لازم است شک میکند.
رد پای خندهها
حتماً توی روزنامهها و مجلهها چشمتان به آگهیهایی که داروهای ضدچروک صورت را
تبلیغ میکنند، افتاده است. این داروها قرار است معجزه بکنند و برای شما پوستی
بسازند بهتر وتازهتر از پوست روز سوم تولدتان. اما واقعاً این چروکها اینقدر بد
هستند؟ یعنی هیچ چیزی برای ما ندارند؟ مارک تواین میگفت: «چروکهای صورت، رد پای
خندههاست.»
- یک چاله روی چانه: شوخ و بخشاینده
مشکلات زندگی او را از پا در نمیآورد چون آنها را جدی نمیگیرد. برعکس، دوستانش
را جدی میگیرد و همواره آنها را شاد نگه میدارد.
- تورفتگی گونهها: سازگار
تورفتگی گونه به خصوص در موقع خندیدن، علاوه بر جذابیت و زیبایی، دلیلی بر
خوشمشربی و سازگاری فرد میباشد.
- خطهای عمودی کوچک میان ابروها: وجدان کاری
در زندگی شخصی و کاری تمرکز را حاکم کرده و نسبت به خود سختگیر است. حتی در
سختترین شرایط، دقت خود را برای انجام کار حفظ میکند.
- خطوط گوشه دهان که به طرف چانه پایین آمدهاند: دلسوز
این فرد به علت شکستها و سختیهای زندگی، به یک همدرد عالی و دلسوز واقعی تبدیل
شده است. از دست دادن عزیزان و مشکلات کاری میتواند این خطوط را به یکباره ایجاد
کند.
- خطوط عمودی در اطراف لب: غلبه غالب برمشکلات
این خطوط گواهی مبارزات طولانی وسخت در برابر مصائب زندگی است. او در تمام زندگی از
نیروی درونی خود کمک میگیرد که شاید خودش نیز از آن خبر نداشته باشد اما اکنون
مانند سدی در برابر مشکلات محکم شده.
- چانه فشرده و لایه لایه: روحیه آهنین در زندگی
از زندگی انتظار رویایی ندارد و برای بدترین روزها آماده است. سرسخت و یکدنده است
و از مشکلات فرار نمیکند.
- چانه برآمده: از خود راضی
اینگونه افراد، اشخاصی خودستا هستند و تصور میکنند هیچ چیزی جز خود آنها اهمیت
ندارد و جز خودشان حرف کس دیگری را قبول ندارند و خود را عقل کل میدانند.
- قبقب زیر چانه: پرحرف و خوش برخورد
حرف کم نمی آورد و اگر سکوت کنند احتمالا دارند به یک گفتگوی جدید فکر میکنند. به
راحتی ارتباط برقرار میکنند و برخورد خوبی دارند.
دماغ و دهن، یه گردو
جز اینها که گفتیم، باقی اجزای صورت هم میتوانند به شناخت خصوصیات روحی صاحب چهره
کم کنند.
- لب قلوهای: بخشنده و خودنما
لبهای قلوهای، نشانه بخشش و گشادهدستی هستند. معمولا اینگونه افراد تمایل دارند
در مورد خودشان صحبت و گفتگو کنند.
- لب بالایی نازک، لب پایین قلوهای: قدرت توجیه
نشانه این است که فردی متقاعدکننده و مجابکننده میباشد.
- لب نازک: توی خود
نازک بودن لب بیانگر خویشتنگرایی ذاتی در اشخاص است.
- گوش کوچک: احساس خطر
کوچکی گوش نشانه تزلزل و احساس ناامنی در افراد است، هرچند اینگونه افراد میدانند
که چه میخواهند و معمولاً سخت کوش و کاری هستند.
- گوش بزرگ و دراز: جوشی
این قبیل افراد معمولا انعطافپذیر نیستند و به سختی آرام و بیخیال میشوند.
- گوش پرمو: وسواسی
افرادی که دارای گوشهایی پرمو هستند معمولًا وسواسی و نکتهبین بوده و وقت زیادی
را برای چیزهای بی اهمیت تلف میکنند.
- فک چهارگوش: سرسخت
افراد با فک مربعی انسانهای تسخیرناپذیر و سرکش هستند. آنها توانایی تبدیل
رویاهایشان به واقعیت را دارند.
خب حالا که دیدید، یک وجب صورت چقدر حرف و حدیث و راز دارد، به جواب سؤال اول مقاله
دوباره فکر کنید. صورت شما، صورت خود شما است. یک جور شناسنامه. باز هم از آن
ناراضی هستید و میخواهید آن را عوض کنید؟ به قول شکسپیر «خداوند به شما یک چهره
اعطا کرده و شما میخواهید چهره دیگری برای خود بسازید»؟!
اشتباه اتللو
جایی در پایان داستان اتللو، اثر معروف شکسپیر، اتللو همسر خود دزدمونا را به عشق
به مرد دیگری متهم میکند و او را میکشد. اما دزدمونا واقعاً خیانتکار نبوده است.
پس چرا اتللو اشتباه میکند؟
به این آخرین گفتگوی اتللو و دزدمونا دقت کنید. اتللو به همسرش میگوید اعتراف کند،
چون میخواهد او را به خاطر خیانتش بکشد. دزدمونا جواب میدهد که کاسیو، همان مردی
که متهم به داشتن رابطه با او است، بر بیگناهی او شهادت خواهد داد. اتللو میگوید
کاسیو را کشته. دزدمونا میفهمد که دیگر نخواهد توانست بیگناهی خود را ثابت کند و
اتللو او را خواهد کشت. پس میگوید: « دریغ، به او خیانت شد، و من تباه شدم!»
اتللو: «دور شو، بدکار! در مقابل چهره من به خاطر او اشک میریزی؟» دزدمونا: «آه،
سرورم! مرا از خویش بران، اما مکُش!» اتللو: «خاموش شو، بدکار!»
از این صحنه چه میفهمیم؟ اشتباه اتللو چه بود؟ اتللو ناراحتی و ترس را در چهره
دزدمونا به درستی تشخیص داده بود. اشتباه او آن بود که فکر میکرد ناراحتی دزدمونا
به خاطر مرگ کاسیو و ترس او، ترس همسر بدکاری است که خیانتش آشکار شده است. او
دزدمونا را کشت بدون اینکه فکر کند حالات چهره او مربوط به حس ترس و ناراحتی زن
بیگناهی است که میداند همسر بسیار حسودش میخواهد او را بکشد واو نمیتواند
بیگناهی خود را ثابت کند.
پلکم دارد میخارد
در عقاید عامه، پیشبینیهایی هم در مورد اجزای صورت وجود دارد:
پیشانی بلند علامت اقبال و دولت است.
قوز روی دماغ خوششانسی میآورد.
بینی که بخارد، به مهمانی خواهی رفت.
چشم که تیر بکشد، مهمان خواهد آمد.
سق (سقف دهان) اگر سیاه باشد، نفرین گیرا است.
کسی زبانش را گاز بگیرد، معلوم است جایی دارند غیبتش را میکنند.
پلک چشم چپ بپرد، نشانه خبر خوش است وپریدن پلک راست، نشانه غم و غصه.
مژه افتاده را اگر درست حدس بزنی که مال کدام چشم است، آرزویت برآورده میشود.
از کجا معلوم؟
جز چهرهخوانی، علمها یا به عبارت درستتر شبه علمهای متعددی در ارتباط با چهره
در طول تاریخ به وجود آمده، که امروزه (جز چهرهخوانی) تمامشان از نظر علمی رد
شدهاند. با این حال وجود چنین تفکراتی نشان میدهد که به هرحال یک خط ارتباطی بین
چهره و فرد، وجود دارد که اینقدر همه به دنبال کشفش بودهاند.
جمجمهخوانی (Phrenology) نظریهای است که میگوید شخصیت، امیال و احساسات افراد را
میشود از روی شکل جمجمه آنها تشخیص داد. بیشتر، پستی و بلندیهای سر مورد توجه
جمجمهخوانها است. این افراد ادعا دارند که بزهکار بودن یا نبودن اشخاص را هم
میتوان از قرائن روی جمجمه ایشان دید. ایده جمجمهخوانی در سال 1800 پیدا شد و در
قرن نوزدهم گاهی برای تحقیقات پلیسی هم از آن استفاده میشد.
پیشانیخوانی (Metoposcopy) دانش پی بردن به سیرت و درون آدمها از روی خطوط پیشانی
است. بیشتر با فالگیری ارتباط دارد تا علم، و در قرن شانزدهم خیلی طرفدار داشت.
حسخوانی (Pathognomy) به بررسی و مطالعه احساسات درونی و بازتاب این احساسات در
ظاهر فرد، مثلآ در حرف زدن یا حرکات بدن کار دارد. حسخوانها سعی میکنند از روی
حرکات و سکنات افراد به احساسات درونی آن لحظه فرد پی ببرند.
شخصشناسی (Personology) شکل نو علم چهرهخوانی است که در اوایل قرن بیستم ارایه
شد. پیسنهاددهندگان این روش مدعی بودند میشود بین شکل ظاهری چهره و بدن افراد و
رفتار و منش آنها ارتباط و پیوندی پیدا کرد.
منششناسی (Characterology) از روشهای تشخیص شخصیت است که در دهه 1920 ساخته شد. و
ترکیبی است از روشهای چهرهشناسی، جمجمهخوانی و حسخوانی با دانشهای نژادشناسی،
جامعهشناسی و مردمشناسی.
جمع آوری کمکهای نقدی و غیر نقدی هموطنان با حضور اهالی سینما عصر پنج شنبه در سینما آزادی تهران برگزار شد.




























1 _ بارانی
به گزارش سیمرغ ، بارانی لباس اصلی زنان با سلیقه و طرفداران کیت موس (Kate Moss
) ، کتی هولمز (Katie Holmes ) و آلکسا چانگ ( Alexa Chung ) است . چرا ؟
دلیلش این است که در بین لباسهای رویی بارانی تکه ایده آلی برای هوای گول زننده
بین فصلی است و زیبایی کت های شبیه این به دلیل وجود انواع برش و مدلهای متنوعی آن
است. بنابراین می توان براب هر نوع اندامی یک بارانی خوب پیدا کنید .
کریستوفر بیلی ( Christopher Bailly ) مدیر خلاق برند باربری ( Burberry ) همواره
در تولیداتش یک نمونه کلاسیک از انواع بارانی را قرار می دهد .
2 _ کت مدل بلیزر
این مدل کت یک پوشش خوب برای طول شبانه روز است . این نوع کت ها یک تکه ظریف آستر
دار هستند که می توان آن را به عنوان یک لباس رسمی یا غیر رسمی مورد استفاده قرار
داد . جسیکا آلبا ( Jessica Alba ) به هنگام قرار نهار با دوستش با پوشیدن یک کت
بلیزر با یک پیراهن حریر تیپی شیک و رسمی زد .
انتخاب یک رنگ مات مثل آبی تیره یا مشکی برای لباس روزانه کاملاً رنگ مناسبی است
اما گاهی اوقات برای تنوع از رنگهای روشن و تند و لباسهای طرحدار استفاده نمایید
.
3 _ ساعتهای بسیار بزرگ مدل مردانه
بستن یک ساعت بزرگ مدل مردانه بر روی مچ های ظریف زنانه شاید نوعی قانون شکنی باشد
اما اگر با ناخنهای لاک خورده و النگوهای نازک و حلقه های نیمه رسمی ست گردد خیلی
جلوه خوبی خواهد داشت .
4 _ کت چرم
در بین لباس ها داشتن یک کت چرم یک جور سرمایه گذاری است . دهه 1950 جیمز دین (
James Dean ) برای اولین بار کت چرم پوشید و تا حالا که به عنوان یک پوشش پر
استفاده در تیپ های خیابانی مورد استفاده قرار می گیرد . فرقی نمی کند از کتهای
چرمی مدل خلبانی استفاده کنید یا از مدلهای خیلی کوتاه ، در هر صورت با پوشیدن کت
چرم تیپ متفاوت و چالش براگیزی خواهید داشت .
5 _ پیراهن گلدار
این نوع پیراهن ها مناسب بهار و تابستان می باشند اما یک پیراهن گلدار قشنگ را می
توان در همه فصول سال مورد استفاده قرار داد . اگر در ماههای گرم سال هستید این
پیراهن را با کفشهایی که لژ بلند و یکسره دارند ست نمایید . در پاییز این پیراهن
هایتان را در گوشه کمد تلنبار نکنید چرا که می توانید یک پیراهن سبک و لخت را با
بافتنی های درشت باف با رنگ روشن و یا لباسهای سنگین زمستانی هم بپوشید .
6 _ کفش پاشنه بلند
این مدل کفشها بسیار شیک و خوش پوش هستند و با پوشیدنشان احساس خوبی خواهید داشت .
اگر چه یافتن کفشهای پاشنه بلندی که علاوه بر شیک بودن با آنها راحت هم باشید بسیار
مهم است . اما اگر پوشیدن این کفشها باعث شود که از درد لنگ لنگ کنان راه بروید
دیگر خیلی به شیک بودنشان فکر نخواهید کرد .
به مانند دوشس کمبریج به هنگام پوشیدن کفشهای پاشنه بلند جوراب نپوشید . این کار
باعث می شود خط پاهای تان بلندتر دیده شود و بدون هیچ عذری پاشنه های کفش بیشتر به
چشم می آیند
7 _ کفش راحتی برزنتی سفید
این نوع از کفشها را هر خانمی می بایست داشته باشد ( حتی گاهی اوقات بیش از یک جفت
هم باید داشت ) . به مانند سارا جسیکا پارکر ( Sarah Jessica Parker ) چند جفت کفش
راحتی داشته باشید تا در روزهای تنبیه شدن بتوانید سریع پا کرده و فرار کنید . با
پوشیدن این کفشها شیک به نظر خواهید رسید و از همه مهم تر این که پس از خرید های
طولانی پا درد نخواهید گرفت.
8 _ روسری
این وسیله تزیینی تنها برای گرم نگه داشتن بدن مورد استفاده قرار نمی گیرد. با
طرحهای متنوع از نقشهای بته جقه ای شاد تا طرح جمجمه های مک کویین می توانند با
تغییر تیپ، جلوه و شادابی خاصی ایجاد نماید .
در قسمت پوشاک، روسری ها آن چنان جای خود را باز کرده اند که فروشگاه بزرگ لیبرتی (
Liberty ) برای روسری ها یک غرفه مخصوص در نظر گرفته است .
خب! حالا وقت انتخاب لباس عروستان رسیده! هیجان دارید نه؟ احتمالا احساسات نوستالژیک زیادی هم دارید، در مواقعی هم اشک در چشمهایتان حلقه میزند؛ بیشتر در مواقعی که چشمتان به عکسهای دوره کودکیتان میافتد که معمولا در مظلومانهترین حالت ممکن انداخته شده! آن دختر کوچولویی که برای دفاع از عروسکهایش میتوانست موی دختر همسایه را بکشد و جلوی دوربین به مظلومانهترین شکل ممکن لبخند بزند دارد عروس میشود. (الان اشک بیشتری در چشمتان حلقه زد، نه؟) حالا برای اینکه در شب جشن جلوی دوربین عکاسهای محترم بتوانید یک لبخند زیبا تحویل بدهید و همه تایید کنند که «بهبه! چه عروسی شده!» باید همهچیز از جمله لباستان در بهترین شکل ممکن باشد. لباس عروس و آن آقایی که بهعنوان داماد کنار شما میایستد تنها وجه تمایز شما با بقیه است. داماد را که قبلا انتخاب کردهاید اما برای لباس عروستان برنامه ویژهای داریم!
کی بخریم؟
قبل از انتخاب لباس عروس از خودتان چند سوال منطقی بپرسید: عروسی در چه فصلی قرار است برگزار شود و در چه فضایی؟ باغ یا سالن؟ پاسخی که به هر کدام از این سوالات میدهید به انتخاب مناسبتان کمک خواهد کرد مثلا اگر جشن در باغ برگزار میشود بهتر است از لباس عروسهای اصطلاحا مخملنما استفاده کنید یا اگر یک سالن کوچک میزبان جشن شماست، بهتر است مدلهایی با دامنهای مواج را انتخاب کنید تا شکوه لباستان کوچک بودن فضا را خنثی کند. اگر قصد دارید لباس مورد نظرتان را به خیاط بدهید بهتر است هرچه سریعتر اقدام کنید چون دوختن یک لباس عروس معمولا زمانی بین 4 تا 6 ماه را بهخودش اختصاص میدهد. در مواردی که قرار است کار زیادی روی لباس انجام شود این زمان میتواند بیشتر هم شود. سعی کنید حداکثر 8ماه قبل از جشن سراغ انتخاب لباستان بروید.
در مزونها چه خبر است؟
فضایی رمانتیک و زیبا و خیالی فقط میتواند متعلق به یکجا باشد: مزون لباس عروس! معمولا شما را به داخل اتاق لباسها راهنمایی میکنند. به یاد داشته باشید در روز بازدید از مزون، عکس مدلهایی که دوست دارید را همراهتان ببرید و به فروشنده نشان دهید. او تعدادی لباس را برایتان خواهد آورد. قبل از پوشیدنشان خوب نگاهشان کنید و اگر دوست نداشتید از چرخه انتخابها حذف خواهند شد. اگر به فروشنده مزون اطمینان دارید از او هم نظر بخواهید. در صورتی که به سراغ افراد حرفهای رفته باشید از شنیدن پیشنهادهایشان حیرت خواهید کرد!
وقت بگیرید
بیشتر مزونهای لباس عروس وقت قبلی تعیین میکنند. دلیلش هم ساده است: هنگامی که شما با وقت قبلی به مزون میروید تمام حواس فروشندهها به شما معطوف است و تمام حواس شما هم به لباسها، نه به مقایسه با سایر عروسها! پس قبل از اینکه به مزون مورد نظرتان بروید، وقت بگیرید. وقت ملاقات را در ساعات ناهاری یا ساعات بعد از بدنسازی نگذارید. قرار نیست خسته و کوفته یکی از بهترین تجربههای زندگیتان را داشته باشید. سعی کنید این تجربه را با کسانی که خوشحالتان میکنند، تقسیم کنید. مثلا از مادر یا دوستان صمیمیتان بخواهید همراهتان بیایند البته بردن این افراد یک ریسک بزرگ هم دارد: ممکن است یک عالمه نظر بدهند که فقط شما را گیج کند؛ ریسکپذیر باشید، به دیدن چهرههای خندانشان میارزد!
یعنی خودشه؟
«یعنی خودشه؟» یکی از سوالهایی است که در 2 مقطع اساسی زندگی دختر خانمها خودش را نشان میدهد: 1. زمانی که برایشان خواستگار میآید به این معناست که آیا این مرد، همان مرد آرزوهای من است؟ 2. وقتی برای خرید لباس عروس میروند: یعنی دیگر نگردم؟ این لباس همانی است که من میخواستم؟ برای اینکه مطمئن شوید این لباس خودش است باید به چند نکته توجه کنید؛ اول از همه لباس مناسب لباسی است که همزمان از نظر منطقی و از نظر احساسی با آن کنار بیایید. جور در آمدن لباس با بودجهتان هم که جای خودش را دارد.
زمان خرید لباس دستهایتان را در آن بالا و پایین کنید. چندبار با لباس بلند شوید و بنشینید چون در روز جشن این کار را به کرات انجام خواهید داد. مطمئن شوید بندهایش روی پوستتان جا نمیاندازد یا قسمت قفسه سینهاش تنگ نیست. جنس قسمت داخلی لباس باید نرم و با لطافت باشد تا به پوست خدشهای وارد نکند. اگر جزو آن دسته دخترهایی هستید که به فلزات حساسیت دارند مراقب باشید بند لباستان فلزی نباشد. لباس عروسهایی که خیلی سنگین باشند هم شما را اذیت میکنند. اگر لباسی هست که همه چیزش را دوست دارید و متناسب است جز یک بخشش، مثلا یقهاش بلند است یا آستینهایش کمی پف دارد با خیاط مزون صحبت کنید. معمولا برای اینکه لباس را به شکل دلخواهتان دربیاورند معجزه میکنند!
تعیین بودجه
اگر از ما بپرسید میگوییم بودجه از جیب میآید! یعنی چیزی که به جیبتان وابسته است، حالا درست است که لغتنامهها چیز دیگری میگویند اما ما واقعیت را میگوییم. به جیبتان نگاه کنید! آنقدر دقیق نگاه کنید که امکان رویاپردازیهای پرنسسگونه را از خودتان بگیرید. وقتی میدانید فلان مزون لباسهایش قیمت بالایی دارد و شما هم پولتان به این لباسها نمیرسد، پایتان را در آن مزون نگذارید. چه کاری است؟ اگر بروید و دلتان پیش یکی از این لباسها گیر کند، کار تمام است. هر مدل دیگری را ببینید خوشتان نمیآید و احساس نارضایتی خواهید کرد. در نهایت قرار نیست هرچه پول دارید را خرج لباستان بکنید. شما در هر حال در شب جشن میدرخشید. پس خودتان را مقید به خرید گرانترین مدل نکنید؛ به زیبایی خودتان حتی با یک لباس ساده هم ایمان داشته باشید.
چقدر بپردازم؟
بعد از اینکه تصمیمتان قطعی شد و لباس دلخواهتان را انتخاب کردید وقت گرفتن اندازهتان میرسد. ممکن است قصد داشته باشید وزن کم کنید، یادتان باشد از آن جایی که کوچک کردن اندازه لباس آسانتر از بزرگ کردن اندازه آن است و شما هم از میزان دقیق وزنی که کم خواهید کرد خبر ندارید بهتر است طبق سایز فعلیتان اندازهها گرفته شوند. 50درصد از هزینهها را بهصورت ودیعه بپردازید. لباس معمولا 6تا 8 هفته قبل از روز جشن آماده است. مزونتان با شما تماس خواهد گرفت و شما باید برای پرو بروید. اگر قرار است مدتی قبل از جشن برای گرفتن عکس آماده باشید بهتر است با خیاطتان هماهنگ کنید تا لباس را در وقت مورد نظر آماده کند.
سایر خریدنیها
بعد از اینکه لباستان انتخاب شد و نفس راحتی کشیدید پیش بروید به سوی آرایشگاه!
از آرایشگرتان در مورد مدل مویی که به شما میآید سوال کنید. با توجه به مدل مو و
ایده او و سلیقه خودتان به سراغ انتخاب تاج مناسب بروید؛ تاجهای مختلف را روی
سرتان امتحان کنید تا ببینید کدام یک بیشتر به شما میآیند.
بعد از تاج نوبت به انتخاب کفش میرسد. بهتر است در ساعات پایانی روز یا بعد از
فعالیت زیاد به سراغ خرید کفش بروید اینطوری خیالتان راحت میشود که کفشتان در
ساعات پایانی روز عروسی پایتان را نخواهد زد. سعی کنید همه این کارها را قبل از روز
پرو اصلی انجام دهید تا در آن روز بتوانید همه چیز را در کنار هم ببینید!
بعد از تحویل لباس
نحوه بستن دکمهها و جمع کردن دنباله لباس و... را که خوب یاد گرفتید، لباس را لای مقدار زیادی زرورق گذاشته و تحویلتان میدهند. میتوانید محض احتیاط یکی از دوستانتان را همراه خود ببرید تا با نحوه مراقبت از لباس و بستن دکمهها و... آشنا شده و روز جشن به شما کمک کند.
برای لباستان از قبل یک جای عالی در نظر بگیرید. از آن جایی که قد لباس بلند است یکچوبلباسی مرتفع برایش مناسب خواهد بود. لباس را در یک فضای خالی و تمیز آویزان کنید و مراقب باشید از جاسوسیهای نامزدتان دور بماند. سعی کنید تا لحظهای که دم در آرایشگاه دنبالتان نیامده چشمش به لباس نیفتد، اینطوری حسابی سورپرایز خواهد شد و قیافهاش دیدنی!
مادرها گوش به زنگ باشند
فرقی نمیکند مادر عروس باشید یا مادر داماد، در هر دو صورت نقش شما در جشن عروسی فرزندتان خیلی مهم و پررنگ است آنقدر که کافی است اعلام کنند این هدیه را مادر داماد داده تا همه چشمها با وسواس و دقت به سمت شما نگاه کنند: مادر عروس یا داماد چه پوشیده؟ لباسش با سن و سالش مطابقت دارد؟ رنگش چطور؟ مدلش برای این مراسم به اندازه کافی رسمی هست؟ تمام این سوالها را باید با یک انتخاب عاقلانه و زیبا جواب بدهید. ازدواج فرزندتان بعد از ازدواج خودتان مهمترین جشنی است که در آن شرکت میکنید؛ پس حسابی بهخودتان برسید! با عروس حرف بزنید! از او بخواهید در مورد لباسی که دوست دارد در آن روز بر تن شما ببیند نظر بدهد. فکر کنید جشن ازدواج او مثل یک فیلم سینمایی است و او وظیفه کارگردانی این فیلم را دارد. پس شما بهعنوان بازیگر این پروژه بزرگ سینمایی باید طبق نظر کارگردان لباس بپوشید.
* البته چند نکته را نباید فراموش بکنید:
* وقت شما گنج شماست! فراموش نکنید باید هر چه سریعتر لباستان را انتخاب کنید! البته یک استثنا هم هست: قبل از اینکه عروس لباس خودش و ساقدوشش را انتخاب نکرده خرید نکنید. ممکن است شباهتهایی بین رنگ یا حتی مدل پیش بیاید که اصلا خوب نیست. بعد از اینکه لباس مورد نظرتان را خریدید، مراقب وزن خود باشید؛ مبادا روز جشن دستتان را توی حنا بگذارد!
* سبک لباس عروس و ساقدوشها را در نظر داشته باشید. توجه به میزان رسمیت و مدل لباسها خودبهخود با شما حرف میزند و مثلا میگوید: لباس من تا چه حد باید زیبا باشد؟ عروس چه سبکهایی را میپسندد و... .
* انتخاب رنگ لباس برای مادر عروس و داماد خیلی مهم است؛ توصیه اول ما به شما دور ماندن از رنگهای سفید، عاجی و کرم است. کسی که در جشن لباسهایی با این رنگها را بپوشد دقیقا مثل کسی است که با خودنمایی سعی میکند توجهها را از عروس بهخودش معطوف کند! قطعا قصد شما خودنمایی نیست و دلتان میخواهد روز ازدواج دختر یا عروستان یکی از بهترین روزهای زندگیاش باشد؛ پس مراقب باشید.
پیشنهادهای تکمیلی
درست است که انتخاب لباس بخش اساسی کار است اما دلمان نیامد چند توصیه زیبایی را ضمیمه این گزارش نکنیم. این پیشنهادهای زیبایی بهخصوص به کار عروسهای بهاره میآید. از این پیشنهادها به خوبی استفاده کنید و نتایجشان را ببینید.
بطری آب را از خودتان جدا نکنید. آشامیدن آب کافی میزان انرژی شما را چند برابر میکند و انرژی دقیقا همان چیزی است که در روزهای شلوغ نامزدی و عروسی به آن نیاز دارید. معجزه دیگر آب با طراوت کردن پوستتان است. اصطلاح آب زیر پوستش رفته از همین جا آمده. طراوت و شادابی را از پوستتان دریغ نکنید.
اگر نوشیدن آب برایتان سخت است نگران نباشید؛ به جایش از سوپهای کم نمک و سبزیها و میوههای آبدار استفاده کنید. تاثیر این خوراکیها بیشتر از نوشیدن آب نباشد، کمتر نیست.
بیشتر دختر خانمها قبل از ازدواج خودشان را در روز عروسیشان تصور میکنند. برای مدل مو و آرایش سعی کنید ترکیبی از تخیلات قبل از ازدواج و آنچه واقعا به شما میآید را انتخاب کنید. هر چقدر زودتر متوجه شوید چه چیزی بیشتر به شما میآید به نفع آرایشگر و خودتان است.
زیبایی پوست شما تاثیر بینظیری در آراسته نشان دادن ظاهرتان دارد. برای داشتن پوستی شفاف استفاده از لایهبردارها را فراموش نکنید.
با داروخانه یا پزشک پوستتان برای انتخاب لایهبردار مناسب مشورت کنید. برای آرنجها و سرزانوها هم از این کرمها استفاده کنید تا تیرگیشان را از بین ببرد. در کنار لایهبردار استفاده از کرم مرطوبکننده مناسب را هم فراموش نکنید. در نهایت به یاد داشته باشید پف زیرچشمها یا حلقه تیره دور چشم میتواند برایتان دردسرساز باشد. از رولهای مناسب ضدتیرگی دور چشم استفاده کنید یا خیار را بهصورت حلقهحلقه شده روی چشمتان بگذارید تا آبرسانی کند. این کارها زیباییتان را چندبرابر خواهد کرد.
بعد از اینکه تاریخ عروسی مشخص شد، معمولا یکی از نخستین کارهایی که همه عروسخانمها انجام میدهند مراجعه به داروخانهها و خریدن این موارد است: نوار سفیدکننده دندان، محصولات آبرسانی پوست و انواع و اقسام شامپوها و ماسکهای ترمیمی مو اما چند درصد از آنها از این موارد استفاده میکنند؟ خیلی کم! فقط آنهایی که همت آهنین دارند. خب استفاده کنید! این همه هزینه کردهاید که روز ازدواجتان به زیباترین شکل ممکن بدرخشید! مسلما وقتی شبها دیر میخوابید استفاده از نوار سفیدکننده دندان یا مرطوبکنندهها کار سختی است اما با تمام خستگیها خودتان را مقید به استفاده از این محصولات بکنید. یک بار دیگر دستورالعملشان را بخوانید و اینبار محض رضای خدا از باز کردن در آنها فقط برای لذت بردن از بوی خوبشان استفاده نکنید! یک بار هم استفاده کنید تا تاثیر کنند.
توصیه هایی برای مادر یا مادرشوهر
از دوستان صمیمی و خیرخواهتان نظر بخواهید و بپرسید کدام رنگ به شما بیشتر میآید. رنگ لباستان را طبق نظر عروس و آنها انتخاب کنید.
* درست است که روز جشن، روز اختصاصی عروس است اما به این معنا نیست که اگر عروس یا دخترتان لباسی برای شما انتخاب کرده که دوستش ندارید او را باخبر نکنید. میتوانید از او بخواهید عکس مدلهایی که مد نظرش است را به شما نشان بدهد و درنهایت خودتان انتخابکننده باشید؛ لباسی را انتخاب کنید که به شما احساس راحتی و آرامش میدهد. به قدر کافی فشار کارهای روز جشن روی دوشتان خواهد بود، نگذارید لباستان باعث ناراحتیتان شود.
* معمولا رسم اینگونه است که اول مادر عروس لباسش را انتخاب میکند. بعد از اینکه لباس مورد نظرش را خرید به مادر داماد رنگ و مدل را اطلاع میدهد. مادر داماد نباید لباسی همرنگ لباس مادر عروس انتخاب کند. بهترین گزینه برای مادر داماد پوشیدن کتودامنهای رسمی و زیباست.
توصیههایی برای ساقدوشها
چند سالی است که مراسم انتخاب ساقدوش در ایران هم باب شده و عروسها از صمیمیترین دوستانشان میخواهند ساقدوش آنها شوند. ساقدوشها لباسهایی یک مدل و یکرنگ بر تن دارند که البته در مواقعی میشود به داشتن رنگ یکسان اکتفا کرد و خیلی بهدنبال مدل یکجور نبود. رنگ و مدل لباس شما بهعنوان ساقدوش با مشورت عروس انتخاب خواهد شد.
در اینجا فقط یک نکته اساسی هست: با حفظ احترام تمام و کمال برای همه عروسخانمها، باید به ساقدوشها بگوییم فکر نکنند روز جشن تمامی بخشهای شخصیتی دوستشان عوض خواهد شد.
اگر دوستتان بهعنوان عروس پایش را در یک کفش کرده که باید رنگی را انتخاب کنید که بهتان نمیآید جلوی این خودخواهی را بگیرید!
درست است که روز عروسی متعلق به عروس و داماد است اما به این معنی نیست که شما باید بد لباس بپوشید تا عروس خوب به چشم بیاید!
همه ساقدوشها سر رنگ با هم توافق کرده و رنگ مناسب را انتخاب کنند.
بهترین رنگ برای لباس شما صورتی ملایم، یاسی، آبیآسمانی و در نهایت قرمز لاکی است.
با توجه به رنگ پوستاکثرتتان سراغ رنگ مناسب بروید. مثلا اگر رنگ پوستتان سفید نیست از انتخاب رنگهایی مثل لیمویی و زرد جدا خودداری کنید.

طی این 53سال زندگی مشترک، حتی یکبار به همدیگر «تو» نگفتیم. خوشبختیمان را مدیون احترام و فرهنگ بالای همسرم میدانم.
بسیاری از ما از زندگیهایی که به مشکل برخوردند و نهایتاً به طلاق منجر شدهاند کم
و بیش چیزهایی میدانیم؛ اما در خصوص زندگی افراد موفق چطور؟
در تلاشیم در سلسله گزارشهایی به زندگی چند زوج موفق و عاشق بپردازیم و فاکتورهایی
که منجر به شکلگیری یک زندگی عاشقانه و آرامش بخش شده پیدا کنیم شاید که بتواند
الگویی باشد ارزشمند برای جوانترها...
این بار با زنی آشنا میشوید که در زندگی خود بسیار سختی کشیده و خوشبختی خود را مدیون درک همسرش است. فاطمه 83ساله به برنا میگوید: از وقتی که چشمهایم را باز کردم، خودم را در حال کارکردن در یک کارخانه ریسندگی دیدم.
به دلیل اینکه پدرم ناتوان بود و مادرم هم به امور خانه و کارهای کشاورزی مشغول
بود، فقر در زندگی ما بیداد میکرد و فقط از دار دنیا یک آلاچیق در وسط جنگل
داشتیم.
من به دلیل اینکه دختر بزرگ خانواده بودم و خود را مسوول میدانستم، شروع به کارکردم. زمانیکه به خودم آمدم که30سالم بود و هنوز ازدواج نکرده بودم ، تا اینکه با پسری به نام کمال که فقط 20سال داشت، آشنا شدم.
مادرکمال در سن 17سالگی با یک پیرمرد 50ساله که در گذشته زنش به دلیل بیماری فوت
کرده بود، ازدواج کرد. کمال که فقط 7سال داشت پدرش فوت کرد، او هم مانند من مسوولیت
خانوادهاش را قبول کرده بود. کمال زندگی خوبی نداشت و بارها با افراد آلمانی که با
او در دوران پهلوی در معدن زغال سنگ کار میکردند رابطه صمیمانهای برقرار کرده بود
و قصد مهاجرت به آن کشور را داشت؛ اما به عشق من و مادرش در ایران ماند.
با تمام مخالفتهای مادر و اطرافیان،کمال با من که 10سال از او بزرگتر بودم، ازدواج
کرد. من چهره خوبی نداشتم و سبزه بودم؛ اما او بسیار زیبا و خوش اندام بود. در
گذشته به چهره و سن خیلی اهمیت میدادند و هر موقع در جمعی قرار میگرفتیم، همه
کمال را سرزنش میکردند که این چه زنیه که گرفتی؟! البته این حرف و حدیثها و دخالتها
هیچ گاه در زندگی من تاثیری نداشتند؛ زیرا با اینکه کمال سواد دانشگاهی نداشت؛ اما
مدام کتابهای فراوانی را مطالعه میکرد و از سطح فرهنگی بالایی برخوردار بود.
کمال از همه برادرهایش و همین طور خواهرش بزرگتر بود و پدرش را از دست داده بود، و
حکم پدر را برای آنها داشت. مشکلات خودمان یک طرف، مشکلات خانوادههایمان هم طرفی
دیگر. با اینکه از لحاظ مالی بسیار در تنگنا قرار گرفته بودم، ولی 4دختر و 2پسر به
دنیا آوردم.
نمی دانم درگذشته چرا انقدر فقر فرهنگی زیاد بود؟(باخنده) با اینکه مردم وضع مالی
خوبی نداشتند؛ اما بازهم مردم چند تا چند تا بچه به دنیا میآوردند.
با تمام سختی روزگار، شبانهروز در کارگاه ریسندگی کار میکردم، گاهی اوقات برای
فرزندان یک تکه بادمجان و یا سیب زمینی کباب میکردم تا گرسنه نمانند.
خدا را شکر این وضعیت طولانی نبود و بعد از چند سال بخت با ما یار بود و همسرم
توانست با تعمیر ساعتهای مردم، که از همان آلمانیها یاد گرفته بود، یک مغازه کوچک
اجاره کند. من هم بعد از 30سال بازنشسته شدم و دیگر هیچ سهمی در خرج خانه نداشتم و
تمام پولهایم را پس انداز میکردم.
به تدریج همسرم مغازهاش را فروخت و ساعت فروشی بزرگی در میدان شهر خرید. بعد زمین
و خانه و مغازه ها اضافه شدند که ما را به ثروت میلیاردی رساند و از این طریق پدر و
مادر و خواهر و برادرهایم را هم زیر بال و پر خود قرار دادم.
خدارا شکر میکنم فرزندانم در شرایط خوبی بزرگ شدند و همه آنها مدارک دانشگاهی
گرفتند و در زندگی زناشوییشان بسیار موفق هستند و هیچ دغدغه ای از جانب آنها ندارم.
طی این 53سال زندگی مشترک، حتی یکبار به همدیگر «تو» نگفتیم.
خوشبختیمان را مدیون احترام و فرهنگ بالای همسرم میدانم. او همیشه مرا درک میکرد.
کمال در زندگی خیلی زحمت کشید و همیشه دستش به خیر بود. کل آشنایان و بستگان و
اطرافیان همه دوستش دارند.
چون همیشه بزرگ هر مجلس است و هر کس کار بزرگی می خواهد انجام دهد، با او مشورت میکند
و بارها بین زوجینی که اخلاف داشتند، واسطه شده است و آنها را به یک زندگی خوب دعوت
کرده است. درست است که من و همسرم در زندگیمان سختی زیادی را تحمل کردیم، اما یکی
از عوامل موفقیت ما دعای خیر مادر کمال و اطرافیان بود، زیرا بیشتر از خودمان به
فکر اطرافیان بودیم.
تا آنجایی که از دستمان برمیآمد از لحاظ مالی و یا پشتیبانی به مردم کمک میکردیم.
همسرم بسیار دست و دلباز بود و هیچگاه مرا از لحاظ مالی در تنگنا قرار نداد. تا به
حال 5دفعه با همسرم به خانه خدا رفتیم و به خاطر این همه خوشبختی از او سپاسگزاری
کردیم.
زندگی پستی و بلندی، سرد و گرمی و زشتی و زیبایی دارد. انسان اگر سختی نکشند، قدر آسایش را نمیدانند و پیشرفتی نخواهد کرد.