بسیاری از افراد بر این باورند که افراد کوتاه قد در مقایسه با بلندقدها درآمد
کمتری دارند و اغلب روسای این گروه از افراد قدبلند هستند.بررسیهای انجام شده حاکی
از آن است که بیش از نیمی از افراد در کشور آمریکا به عنوان سرپرست ادارات و سازمانها
منصوب میشوند و بیش از 183 سانتیمتر قد دارند.

اگر تاکنون از شنیدن این همه نتایج غم انگیز درباره عاقبت زندگی افراد کوتاه قد
نا امید نشدهاید،این را هم بدانید که براساس نتایج به دست آمده از تحقیقات انجام
شده توسط محققان دانشگاه جانهاپکینز،در قدبلندها بویژه زنهای قدبلند در مقایسه
احتمال ابتلا به بیماریهای ناشی از زوال عقل کمتر است.
همان طور که محققان دانشگاه جانهاپکینز اعلام کردهاند، آنچه در ابتدا بیان شد موضوعی است که تحقیقات علمی نیز آن را مورد تایید قرار دادهاند.درصورتیکه تغذیه فرد در دو سال اول تولد مناسب نباشد،توانمندیهای ذهنی و جسمی او در زندگی آینده به شدت تحت تاثیر قرارگرفت.بر این اساس به ازای هر 5/2 سانتیمتر افزایش طول زانو احتمال زوال عقل و ابتلا به بیماریهایی نظیر آلزایمر 16 درصد کاهش خواهد یافت،گر چه در مردان نیز احتمال ابتلا به این گروه از بیماریها با افزایش قد،کاهش خواهد یافت اما با توجه به اینکه مردان و زنان از نظر رژیم غذایی بهینه با هم متفاوت هستند،کاهش میزان ابتلا به بیماریها در میان آنها متفاوت خواهد بود.
جالب است بدانید که افرادی که حتی در سن نوجوانی در مقایسه با دیگر همسالان
خود،کوتاه قدتر بودهاند نیز از این قاعده مستثنی نخواهند بود.بنابراین اگر دو فرد
هم قد را مورد مقایسه قرار دهیم متوجه میشویم که درآمد یکی از آنها که در سن
نوجوانی کوتاهقدتر بوده است 5/1 تا 2 درصد کمتر از دیگری خواهد بود.شاید این طور
به نظر برسد که معمولا افراد کوتاه قد کمتر در فعالیتهای اجتماعی مشارکت داشته و
بنابراین مهارتهای اجتماعی کمتری را کسب خواهند کرد.
اما باید پذیرفت که علیرغم وجود شواهد علمی برای تایید این نـظـریـه، راهـکـارهـای
مـخـتـلـفی نظیر رژیم غذایی مناسب،فعالیتهای فیزیکی و برقراری روابط اجتماعی در
زندگی وجود دارند که میتوان از آنها برای کاهش خطر احتمال ابتلا به بیماریهای
ذهنی و آلزایمر استفاده کرد.این در حالی است که در برخی از افراد کوتاه قد،جهش
ژنتیکی نادری رخ میدهد که منجر به افزایش طول عمر آنها خواهد شد. این ناهنجاری
روشی که سلولهای بدن آن را برای استفاده از عامل رشد هورمون شبیه به انسولین به
کار میبرند تحت تاثیر قرار میدهد.در حالی که این عامل رشد،نقش بسیار مهمی در رشد
فرد در دوران کودکی داشته و از آن به عنوان یک راهکار منحصر به فرد برای افزایش حجم
ماهیچهها و عضلات بدن، جلوگیری از مرگ سلولها و کاهش تجمع چربی در بدن استفاده میکنند.
زنی که با سوء استفاده از اعتماد خواستگارش اقدام به دزدی از حساب بانکی وی کرده بود، دستگیر شد.
رییس پلیس فتا استان مازندران گفت: در پی شکایت یکی از شهروندان مبنی
بر کم شدن مبلغ چشمگیری از حساب بانکی وی، دستور رسیدگی پرونده به تیم مجربی از
کارشناسان این پلیس داد.
وی افزود: پس از اقدامات فنی و تخصصی مشخص شد، سرقت در یکی از کافی نت های استان
مازندران انجام و در همان کافی نت با مبلغ به سرقت رفته خرید اینترنتی صورت گرفته
است.
سرهنگ احمدرضا رستمی اضافه کرد: پس از شناسایی و کشف آدرس متهمه و دریافت دستور
قضایی مبنی بر دستگیری وی، تیم عملیات ویژه پلیس فتا، وی را دستگیر و به این پلیس
ارجاع دادند.
متهمه پس از رو در رویی با ادله و مستندات این پلیس لب به اعتراف گشود و اظهارداشت:
شاکی خواستگار من بود که با سوء استفاده از اعتماد وی، کارت عابر بانکش را برای
خرید گرفتم و بطور پنهانی با فعال کردن رمز دوم کارت، هنگامی که می دانستم مبلغ
مورد نظرم در حساب نامزدم وجود دارد، دست به سرقت زدم.
رییس پلیس فتا استان مازندران به شهروندان هشدار داد: از اعتماد به اطرافیان و دادن
اطلاعات حساب یا کارت عابر بانک جدا خودداری کنند.
جام جم آنلاین
شناختن آدم ها در همان نگاه اول یا چند دقیقه اول ، مثل راه رفتن گربه روی شیروانی داغ می ماند، سخت است خیلی هم سخت است ، اما اتفاق می افتد! راه و چاهی که اصول روانشناسی پیش پای ما می گذارد، دقیقاهم راه دارد هم چاه !
چون ساده انگاری و تصمیم گیری عاجلانه ، از طریق داده های روانشناسی هم گاهی باعث اشتباهات عجیب و غریب می شود که تنها از طریق تمرین و تلاش شخص و داشتن یک دید عمیق و جست وجوگر، قابل پیشگیری است .
الف) بگویید طرفتان چی پوشیده تا بگوییم
چگونه است .
این جمله از
شکسپیر نیست ، فقط جمله آشنایی است
که یک محقق بسادگی می گوید و اثبات می کند که حقیقت هم دارد. اینکه لباس پوشیدن
، کفش ها و حتی موبایل و خودکار آدمها شخصیت اجتماعی و فرهنگ خانوادگی شان را
بازگو می کند، هرچند بازی ساده یی نیست اما می تواند واقعی و روزمره باشد، مثلا
شما هیچ وقت به جوراب های طرف مقابلتان دقت کرده اید؟
لازم نیست آن طرف مقابل ، حتما رییس شرکت شما، مدیر مدرسه فرزندتان یا شخصی
باشد که با او قرار کاری دارید، می توانید دفعه اول داده های ذهنی تان را روی
جوراب مرد یا زنی که در اتوبوس یا
مترو روبرویتان نشسته است ، آزمایش کنید!
ب ) بگویید جورابش چه رنگی و چه جنسی است تا بگوییم چطور زندگی می کند.
رنگها نقطه های روشنی هستند که یک محقق روانشناسی را در تاریکی به مقصد می
رسانند، مثل همین رنگ قرمز که اگر احیانا
رنگ جوراب فرد مقابل شما بود، می
تواند نشانه تمایل بیمارگونه به جلب محبت و توجه دیگران باشد. علاوه بر این
استفاده از رنگ قرمز نشانه بیماری های نهفته گوارشی و عصبی است و بیشترین تاثیر
را روی اطرافیان دارد.
در ضمن اگر طرف مقابل شما مرد بود و جوراب قرمز پوشیده بود، روانشناسی را بی
خیال شوید و صندلی تان را عوض کنید.
در مورد استفاده از رنگ های دیگر هم می شود براحتی تک نگاری کرد، مثل رنگ خاکستری که رنگ آدم هایی است که می خواهند کمتر دیده شوند یا رنگ سیاه که گرچه معمول است رنگ دلمردگی و عدم تسکین است .
ج ) جورابهایش تمیزند؟ خوب نگاه کنید!
قبول دارید که
جوراب های تمیز، سالم و خوشرنگ مشخصه
آدم هایی است که زندگی سالم و محیطی آرام برای لباس پوشیدن دارند، گرچه آدم های
وسواسی را باید از این قاعده جدا کرد، آنها علی رغم داشتن جوراب های تمیز و
خوشرنگ و درخشان ، آدم هایی عصبی و کم طاقت هستند که با این پا و آن پا شدن و
ناخن جویدن یا نگاه های مستاصل و بی
قرارشان قابل تشخیص اند.
د) جوراب هایش مارک دارند؟
آدم هایی که
جوراب های مارک دار می پوشند، بشدت
کم اعتماد به نفس و ظاهربین هستند، میل به جلب توجه و خودنمایی در آنها به قدری
بالاست که پوشیدن یک جوراب ساده و تمیز را فدای یک جوراب بوگندوی صدبار پوشیده
مارک دار می کنند، قبول کنید که جوراب چهارهزارتومنی را هر روز نمی شود نو کرد!
د) از جورابهایش ، کارش را حدس می زنیم
!
تا اینجا شما
محیط خانوادگی طرف مقابل ، شخصیت
تقریبی و سطح اعتماد به نفس اش را از طریق جوراب هایش حدس زدید، اما اگر می
خواهید بدانید چه کاره است ، یا تقریبا در چه محیط کاری وقت می گذارد، دوباره
به جوراب هایش دقت کنید.
آدم هایی که کار بدنی می کنند کمتر حوصله دارند هر روز جورابهایشان را بشویند یا تعویض کنند، آنها جورابهایی سوراخ و چرک دارند و تمایلی هم به پوشاندن انگشت پایشان نشان نمی دهند، در بعضی موارد بخصوص این گروه جورابهایشان را به کل دور می اندازند که به اندازه دسته اول قابل تشخیص اند. کسانی هم که کار شرکت و دفتری می کنند بیشتر اوقات جورابهای کم رنگ و با کمترین جلب توجه در محیط کار می پوشند که هرچند تمیز و مرتب است از یکنواختی زندگی شان حکایت می کند
بسیاری از افراد بر این باورند که افراد کوتاه قد در مقایسه با بلندقدها درآمد
کمتری دارند و اغلب روسای این گروه از افراد قدبلند هستند.بررسیهای انجام شده حاکی
از آن است که بیش از نیمی از افراد در کشور آمریکا به عنوان سرپرست ادارات و سازمانها
منصوب میشوند و بیش از 183 سانتیمتر قد دارند.

اگر تاکنون از شنیدن این همه نتایج غم انگیز درباره عاقبت زندگی افراد کوتاه قد
نا امید نشدهاید،این را هم بدانید که براساس نتایج به دست آمده از تحقیقات انجام
شده توسط محققان دانشگاه جانهاپکینز،در قدبلندها بویژه زنهای قدبلند در مقایسه
احتمال ابتلا به بیماریهای ناشی از زوال عقل کمتر است.
همان طور که محققان دانشگاه جانهاپکینز اعلام کردهاند، آنچه در ابتدا بیان شد موضوعی است که تحقیقات علمی نیز آن را مورد تایید قرار دادهاند.درصورتیکه تغذیه فرد در دو سال اول تولد مناسب نباشد،توانمندیهای ذهنی و جسمی او در زندگی آینده به شدت تحت تاثیر قرارگرفت.بر این اساس به ازای هر 5/2 سانتیمتر افزایش طول زانو احتمال زوال عقل و ابتلا به بیماریهایی نظیر آلزایمر 16 درصد کاهش خواهد یافت،گر چه در مردان نیز احتمال ابتلا به این گروه از بیماریها با افزایش قد،کاهش خواهد یافت اما با توجه به اینکه مردان و زنان از نظر رژیم غذایی بهینه با هم متفاوت هستند،کاهش میزان ابتلا به بیماریها در میان آنها متفاوت خواهد بود.
جالب است بدانید که افرادی که حتی در سن نوجوانی در مقایسه با دیگر همسالان
خود،کوتاه قدتر بودهاند نیز از این قاعده مستثنی نخواهند بود.بنابراین اگر دو فرد
هم قد را مورد مقایسه قرار دهیم متوجه میشویم که درآمد یکی از آنها که در سن
نوجوانی کوتاهقدتر بوده است 5/1 تا 2 درصد کمتر از دیگری خواهد بود.شاید این طور
به نظر برسد که معمولا افراد کوتاه قد کمتر در فعالیتهای اجتماعی مشارکت داشته و
بنابراین مهارتهای اجتماعی کمتری را کسب خواهند کرد.
اما باید پذیرفت که علیرغم وجود شواهد علمی برای تایید این نـظـریـه، راهـکـارهـای
مـخـتـلـفی نظیر رژیم غذایی مناسب،فعالیتهای فیزیکی و برقراری روابط اجتماعی در
زندگی وجود دارند که میتوان از آنها برای کاهش خطر احتمال ابتلا به بیماریهای
ذهنی و آلزایمر استفاده کرد.این در حالی است که در برخی از افراد کوتاه قد،جهش
ژنتیکی نادری رخ میدهد که منجر به افزایش طول عمر آنها خواهد شد. این ناهنجاری
روشی که سلولهای بدن آن را برای استفاده از عامل رشد هورمون شبیه به انسولین به
کار میبرند تحت تاثیر قرار میدهد.در حالی که این عامل رشد،نقش بسیار مهمی در رشد
فرد در دوران کودکی داشته و از آن به عنوان یک راهکار منحصر به فرد برای افزایش حجم
ماهیچهها و عضلات بدن، جلوگیری از مرگ سلولها و کاهش تجمع چربی در بدن استفاده میکنند.
دختر جوانی به دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۵ تهران رفت و گفت مرد جوانی به او تعرض کرده و اموالش را هم به سرقت برده است. نجمه توضیح داد: چند روز قبل وقتی از محل کارم به خانه میرفتم، مردی به من نزدیک شد و گفت چند روزی است مرا تحت نظر دارد. او خودش را دکتر علیرضا سعادتی معرفی کرد و چند سربرگ پزشکی هم به من نشان داد و گفت پزشک است و میخواهد با من ازدواج کند. وقتی به من اصرار کرد، به او اعتماد کردم. چند روز بعد مرا به خانهای برد و در آنجا با من رابطه برقرار کرد، بعد هم دستبند گرانقیمتم را از من گرفت تا نمونه آن را برایم بخرد، اما دیگر از او خبری نشد. دختر جوان سپس مشخصات متهم را در اختیار مأموران گذاشت تا اینکه بعد از چند روز، شکایت مشابهی مطرح شد. شاکی این بار دختر جوانی به نام سیما بود.
او گفت: هنگام عصر میخواستم از
جامجم به میدان انقلاب بروم که مرد جوانی با ظاهر آراسته به من نزدیک شد. او گفت
چند روز است مرا زیرنظر دارد و از من خوشش آمده و میخواهد با من ازدواج کند. آن
مرد خودش را دکتر علیرضا سعادتی معرفی کرد و چند سربرگ پزشکی هم به من نشان داد. من
هم به او اعتماد کردم و آدرس خانه مان را به او دادم و قرار شد چند روز بعد به
همراه خانوادهاش به خواستگاریام بیاید. او روز موعود به تنهایی با گل و شیرینی به
خانهمان آمد و در حضور خانوادهام از من خواستگاری کرد. دکتر سعادتی گفت که برای
اعضای خانوادهاش مشکلی پیش آمده و مجبور شده است به تنهایی به خواستگاریام بیاید.
بعد از اینکه خانوادهام با او حرف زدند، قرار شد درباره کارش تحقیق کنیم، به خاطر
همین آدرس مطب و بیمارستانی را که آنجا کار میکرد به پدرم داد. روز بعد وقتی پدرم
به نشانیهایی که او داده بود مراجعه کرد متوجه شد آدرسها جعلی است. به خاطر همین
با او تماس گرفتم و ماجرا را برایش توضیح دادم. او بار دیگر به خانهمان آمد و این
بار ادعا کرد دانشجوی پزشکی است.
بعد هم گفت ماشین گرانقیمتش خراب شده و باید به تعمیرگاه برود. از پدرم ۵ میلیون
تومان پول گرفت تا هزینه تعمیرگاه را بدهد. بعد هم از خانهمان رفت و دیگر به تماسهایمان
جواب نداد.
بعد از طرح این شکایت، مأموران تحقیقات خودشان را برای پیدا کردن نشانی از پزشک
قلابی ادامه دادند، اما نتوانستند سرنخی از او پیدا کنند تا اینکه دختر جوانی به
نام ثریا شکایت مشابهی مطرح کرد. او گفت من از محل کارم خارج شدم تا به خانه بروم.
کنار خیابان منتظر تاکسی بودم که مرد جوانی به من نزدیک شد و گفت چند روز است مرا تحتنظر دارد و دربارهام تحقیق کرده و میخواهد با من ازدواج کند. او شناسنامه و اوراق پزشکی را به من نشان داد و گفت پزشک اطفال است. من به او اعتماد کردم و او چند روز بعد به خانهمان آمد و در حضور اعضای خانوادهام از من خواستگاری کرد. یک روز هم من را به خانهای دعوت کرد و گفت خانه متعلق به یکی از دوستانش است. بعد هم آنجا با من رابطه برقرار کرد، چون فکر میکردم سرانجام همسر او میشوم. اما دیگر از او خبری نشد و زمانی که به نشانیهایی که داده بود مراجعه کردیم، فهمیدیم او من و خانوادهام را فریب داده است.
شاکی بعدی اما مرد جوانی بود که به پلیس گفت از دکتر سعادتی شکایت دارد. این مرد توضیح داد: چند روز بود همسرم ناراحت بود. امروز به من گفت مردی به نام دکتر سعادتی مدام در خیابان مزاحم او میشود و پیشنهاد داده از من طلاق بگیرد و با او ازدواج کند. شکایت این مرد هم نتوانست در دستگیری مرد فریبکار به پلیس کمک کند، چراکه همان روز دختری به نام هدیه شکایت مشابهی طرح کرد. او گفت چند روز قبل در خیابان آزادی سوار ماشین مردی شدم که خودش را پزشک اطفال معرفی کرد. با مدارکی که به من نشان داد فهمیدم ادعای او درست است. او گفت میخواهد به همراه خانوادهاش به خواستگاریام بیاید. به او گفتم اگر ادعای تو درست است، همین الان با خانوادهات تماس بگیر و امشب به خواستگاریام بیا. آن مرد گفت پدرش فوت شده، اما با مادرش تماس گرفت و شروع به صحبت کرد. البته من صدایی از تلفن او نشنیدم و بعد فهمیدم تماس او ساختگی بود. اما آن شب با گل و شیرینی به خانهمان آمد و در حضور خانوادهام از من خواستگاری کرد.
چند روز هم با هم به گردش رفتیم و چند بار هم با من رابطه برقرار کرد تا اینکه ۱۰ میلیون تومان از پس اندازم را گرفت تا مقدمات عروسیمان را فراهم کند، اما دیگر از او خبری نشد. مشخصاتی که این دختر از متهم در اختیار پلیس گذاشت، با مشخصاتی که شاکیان دیگر ارائه کرده بودند، مطابقت داشت. مأموران متوجه شده بودند که پزشک قلابی به همین شیوه و پس از شناسایی دختران جوانی که وضع مالی خوبی دارند، به خواستگاری آنها میرود و پس از کلاهبرداری، متواری میشود.
تلاش مأموران برای دستگیری متهم باز هم ناکام ماند، چراکه دوباره شکایتهای مشابهی مطرح شد. این بار دختر جوانی به پلیس مراجعه کرد و از مأموران خواست متهم را دستگیر کنند. نشانیهایی که او در اختیار مأموران گذاشت، همان مشخصاتی بود که شاکیان دیگر اعلام کرده بودند. دختر جوان گفت متهم چند بار به او تعرض کرده، اما به خاطر آبروی خانوادگیاش از شکایت خودش منصرف شده است.
سرانجام در حالی که تعداد شکات به
۲۶ نفر رسیده بود، متهم دستگیر شد. هفت نفر از شاکیان از پزشک قلابی به اتهام تجاوز
به عنف و شش نفر به اتهام رابطه نامشروع شکایت داشتند.
کیا ۴۲ ساله وقتی در پلیس آگاهی مقابل شاکیان قرار گرفت، به جرم خودش اقرار کرد و
گفت قبول دارم که دختران جوان را با وعده ازدواج فریب داده و اموالشان را سرقت
کردهام و با چند نفر از آنها هم رابطه برقرار کردهام. بررسیهای نهایی پلیس مشخص
کرد متهم ۶۹ میلیون و ۶۵۵ هزار تومان از دختران جوان کلاهبرداری کرده است. بعد از
انجام تحقیقات، پرونده با صدور کیفرخواست علیه کیا به اتهام کلاهبرداری و تعرض به
برخی از شکات به شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در بخشی از
کیفرخواست آمده بود: از آنجاکه تعداد شاکیان زیاد است و تحقیقات نشان میدهد که
متهم به برخی از آنها تجاوز کرده است، تشخیص مفسدفیالارض بودن متهم به عهده دادگاه
کیفری خواهد بود.
سرانجام بعد از انجام تحقیقات
مقدماتی در دادگاه، جلسه رسیدگی برگزار شد. شاکیان در ابتدای جلسه یک به یک مقابل
هیئت قضات قرار گرفته و شکایتهای خود را همانگونه که در تحقیقات اولیه مطرح کرده
بودند، بیان کردند. متهم اما در دفاع از خود اتهام کلاهبرداری را قبول و اتهام
تجاوز به دختران جوان را انکار کرد و گفت با دخترانی هم که رابطه برقرار کرده با
رضایت خودشان بوده است.
سرانجام هیئت قضات بعد از مشاوره و بررسی اوراق، پرونده کیا را از اتهام تجاوز به
عنف تبرئه و به اتهام رابطه نامشروع به تحمل ۹۹ ضربه شلاق و دو سال تبعید به زابل
محکوم کردند. وی همچنین به اتهام کلاهبرداری به هفت سال حبس و ردمال محکوم شد. رأی
دادگاه از سوی قضات شعبه ۳۰ دیوان عالی کشور تأیید و برای اجرا به شعبه اجرای احکام
دادسرای امور جنایی فرستاده شد.