چرا مردها نباید گریه کنند؟

چرا مردها نباید گریه کنند؟

تحقیقات جدید نشان می‌دهد که زندگی احساسی مردان هم به اندازه زنان پیچیده و غنی است اما در اغلب موارد این امر از مردان- و همچنین از زنان – پوشیده باقی می‌ماند.

با اینکه احساسات همیشه از خصوصیات زنانه به شمار می‌رود ، اما مردان هم به اندازه زنان احساساتی می‌شوند و تجربیات عاطفی مشابهی را توصیف می‌کنند. در یک بررسی در رابطه با هوش عاطفی 500 هزار فرد بالغ ، ثابت شد که هوش عاطفی مردان به اندازه زنان است. مطالعاتی که بر روی زوج‌ها صورت گرفته نشان می‌دهد که مردان هم به اندازه زنان با میزان استرس همسرشان هماهنگ‌اند و به همان اندازه قادر به حمایت از آنها هستند.

مردان و زنان آه می‌کشند ، گریه می‌کنند ، شادی می‌کنند ، خشمگین می‌شوند و داد و فریاد راه می‌اندازند ، اما شیوه پردازش و ابراز احساسات در آنها متفاوت است.
دکتر کلمن، روان‌شناس و نویسنده می‌گوید: « احساسات در زندگی مردان در پشت سر و در زندگی زنان در پیش رو قرار دارند.» هورمون تستوسترون بر احساسات مردان تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود آنها بیشتر به طبقه‌بندی و تفکر منطقی بپردازند. به نظر می‌رسد زنان طبیعتاً با عواطف خود بیشتر در تماس هستند ، در حالی که مردان باید روی این قضیه کار کنند و اگر این کار را بکنند شرایط کاملا برابر می‌شود. آنها دارای روابط شادتر و زندگی سعادتمندانه‌تری خواهند بود.

چرا بسیاری از مردان از نظر احساسی ضعیف هستند؟ خوب این تقصیر مغزمردانه است. دکتر دیوید پاول، رییس مرکز بین‌المللی مطالعات سلامت می‌گوید: « سیم‌کشی مغز مردان متفاوت است.» او توضیح می‌دهد که ارتباط بین نیم‌کره چپ مغز، جایگاه منطق، و نیم‌کره راست مغز، محل عواطف و احساسات، در زنان قوی‌تر است: «ارتباط بین دو نیم‌کره در زنان شبیه یک بزرگراه است، بنابراین می‌توانند به راحتی بین دو نیم‌کره حرکت کنند. اما در مردان این ارتباط مانند یک کوره راه باریک است که باعث می‌شود دسترسی به احساسات برای ما مردها چندان آسان نباشد.»

این می‌تواند توضیحی برای نتایج 125 مورد مطالعه در فرهنگ‌های مختلف باشد: در این بررسی‌ها مشاهده شد که مردها و پسرها همواره در تفسیر پیام‌های غیرکلامی نهفته در ژست بدن، حالت صورت و لحن صدا دقت کمتری دارند.

هم‌چنین واکنش مردان نسبت به احساسات ضعیف‌تر است و زودتر هم آنها را فراموش می کنند. در آزمایشی که در دانشگاه استانفورد انجام گرفت، عکس‌هایی از صحنه‌های تکان‌دهنده یا ناراحت‌کننده باعث تحریک بخش گسترده‌تری در مغز زنان شد. پس از سه هفته، زنان در مقایسه با مردان جزییات بیشتری از این تصاویر را به خاطر داشتند. به همین صورت محققان گمان می‌کنند که یک زن ممکن است به خاطر بگو مگو یا بی‌اعتتنایی کوچکی که شوهرش مدت‌هاست فراموش کرده هم‌چنان ناراحت و عصبانی باشد.

پسرها در سن یک سالگی در مقایسه با دختران ارتباط چشمی کمتری برقرار می‌کنند و به اشیای متحرک مثل ماشین توجه بیشتری نشان می‌دهند تا چهره انسان‌ها. هم پدرها و هم مادرها با پسران‌شان کمتر در مورد عواطف و احساسات صحبت می‌کنند (به جز خشم)، و دایره لغات ذهن پسرها شامل تعداد کمتری از واژه‌های مربوط به احساسات می‌شود.

در زمین بازی- اگر نه در خانه- پسرها یاد می‌گیرند که جلوی اشک‌شان را بگیرند و ترسی از خود نشان ندهند. چهره آنها، که زمانی به اندازه دختران نشان دهنده احساس‌شان بود، با رسیدن به سنین دبستان جدی تر می‌شود.

در سنین بزرگ‌سالی مردان از کلمات کمتری استفاده می‌کنند و صحبت کردن را حداقل در جمع ابزاری برای بالا بردن موقعیت خود می‌دانند، برعکس خانم‌ها که برای نزدیکی به دیگران با آنها وارد صحبت می‌شوند. مردان حتی هنگام صحبت با دوستان‌شان هم در حال تبادل اطلاعات در مورد خرید ، ورزش، ماشین یا کامپیوتر هستند.

چرا مردان منفجر می‌شوند؟

اگر چه زنان هم به اندازه مردان عصبانی می‌شوند ، اما خشم هم‌چنان یک ویژگی مردانه به حساب می‌آید. دکتر کنث دیلیو کریستین، روان‌شناس و نویسنده می‌گوید: «خشم به این علت به وجود می‌آید که شخص به علت سرکوب کردن احساسات خودش دچار سرخوردگی شدید می‌شود با این وجود این کاری است که مردان انجام می‌دهند، چون می‌ترسند که اگر کمی به احساسات‌شان بها بدهند دیگر کنترل آن از دست‌شان خارج می‌شود. اگر شما همه ابعاد وجودتان را رشد ندهید اگر یاد نگرفته باشید که چه‌طور با احساسات‌تان کنار بیایید، تبدیل به سایه‌ای می‌شوید که فقط بخش کوچکی از شخصیت‌تان را نشان می‌دهد و طولی نمی‌کشد که این بنای سستی که از خود ساخته‌اید فرو می‌ریزد.»

6عمل نا پسند آقایون در روابطشان با خانمها

6عمل نا پسند آقایون در روابطشان با خانمها

آن روزها که تازه با او آشنا شده بودید، همیشه صورتتان را خوب اصلاح می کردید، لبخندهای زیبا می زدید، و در حضورش همیشه ادب را حفظ می کردید. اما حالا که دیگر آن روزهای اول به پایان رسیده است، دیگر هیچکدام از این مسائل را رعایت نمی کنید.


معمولاً وقتی یک رابطه طولانی می شود، مردها تنبل می شوند و دیگر آن کارهای کوچکی که به خاطر طرفشان انجام می دادند را کنار می گذارند. به جای آن شروع به انجام کارهایی می کنند که وقتی برای اولین بار طرفشان را ملاقات کردند، جرات انجام آن را نداشتند. بعضی از این تغییرات تا حدودی طبیعی هستند، ما بعضی دیگر واقعاً باعث عصبانیت و ناراحتی خانم ها می شود.

در اینجا به شش نمونه از این تغییرات که خانم ها دوست ندارند در رابطه شان با مردی ایجاد شود اشاره می*کنیم. این تغییرات برای آنها تاحدی ناراحت کننده هستند که حتی ممکن است باعث برهم خوردن رابطه از جانب آنها شود. درست است که با گذشت زمان و صمیمی شدن بیبشتر با او می*توانید احساس راحتی بیشتری در رفتارتان داشته باشید، اما حواستان باشد که این شش اشتباه را مرتکب نشوید


1. به وضعیت ظاهریتان رسیدگی نمی کنید
حال که مدتی طولانی از رابطه تان گذشته است، تصور می*کنید که اگر در بعضی کارهای مربوط به نظافت خود سهل انگاری کنید موردی نداشته باشد. البته درست است که اکنون که آشنایی کامل با یکدیگر دارید می*توانید راحت تر نزد او لباس بپوشید، اما خاطرتان باشد که مرتب و پاکیزه بودن باعث می شود که جذابیت خود را برای همیشه پیش او حفظ کنید. اگر به ظاهرتان اهمیت ندهید، او تصور خواهد کرد که برایتان مهم نیست او در رابطه با شما چه فکری می*کند. و باعث می شود که خیال کند دیگر به او اهمیت نمی*دهید.


2. واکنشهای بدی که از مردان سر می زند
اکثر مردها وقت به حدی از صمیمیت با زنی می رسند، به خود اجازه می دهند که واکنش های فیزیکی خود را بدون رودربایستی نزد او انجام دهند. البته ممکن است اگر این کار گهگاه انجام شود، او ناراحت نشود، اما اگر این کارتان شکل عادت بگیرد مطمئناً ناراحت خواهد شد و تصور خواهد کرد که برای شما مثل یکی از دوستان پسرتان است، نه فردی خاص.


3. تاریخ های مهمی مثل روز تولد و سالگردها را فراموش می کنید
اوایل برای روز تولدش بهترین سورپریزها و هدایا را تدارک می دیدید، اما حالا حتی یک زنگ هم به او نمی زنید. این کار شما برای او به این معناست که دیگر اهمیت برایتان ندارد و نادیده اش می گیرید. خاطرتان باشد که اگر باز هم مثل سابق تولدش را جشن بگیرید، باعث پایداری عشقتان خواهید شد.


4. دیگر تحسینش نمی کنید
آیا هنوز هم وقتی مدل موهایش را تغییر می دهد یا لباسی جدید می خرد متوجه می شوید؟ اگر متوجه می شوید پس به او بگویید. اگر دیگر تحسینش نکنید، تصور خواهد کرد که به کلی فراموشش کرده اید. زن ها نیاز دارند که از جانب مردشان مورد تمجید و تحسین قرار گیرند و اگر این کار صورت نگیرد، او جای دیگری به دنبال این تمجید و توجه خواهد گشت.


5. دمدمی مزاج می شوید
اگر سابقاً عادت داشتید که پیش او عصبانیتتان را کنترل کنید و حالا این کار را نمی کنید، پس حق دارد که ناراحت و رنجیده خاطر شود. او چون شما را فردی با ثبات شخصیت و اخلاق خوب دیده است، با شما آشنا شده، اما حال که به فردی عصبانی و بداخلاق تبدیل شده اید، حق ندارد که بهانه جویی کند؟


6. سازش ندارید
سابقاً از اینکه وقتتان را با خانواده ی او بگذرانید خوشحال بودید، اما حالا دیگر تمایلی به این کار ندارید. اگر قبلاً فردی سازش پذیر بودید و حالا دیگر قابلیت انعطاف ندارید، باید درمورد این تغییر رویه ی خود بیشتر فکر کنید. این از همه ی تغییراتی که گفته شد برای خانم ها آزار دهنده تر است چون زنها ذاتاً افرادی قابل انعطاف هستند.


بی احساسی را کنار بگذارید
یکی از مزایای رابطه های طولانی مدت این است که دیگر ناچار نیستید تلاش کنید تا بتوانید او را تحت تاثیر خود قرار دهید. اما زیاده روی نکنید. اگر بتوانید اشتباهاتی که در بالا ذکر شد را مرتکب نشوید، می توانید مطمئن باشید که از چنگتان نخواهد رفت و همیشه پیشتان خواهد ماند .

جالبه : زنان ایده‌آل از دید مردان اروپایی

جالبه : زنان ایده‌آل از دید مردان اروپایی

در پنج کشور اروپایی از جمله فرانسه، آلمان، اسپانیا، انگلیس و ایتالیا اطلاعاتی در رابطه با زنان ایده‌آل‌شان کسب کردند.


زنان ایده‌آل از دید مردان اروپایی
گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از خبرگزاری فرانسه ، محققان موسسه هاریس انتراکتیو در این تحقیق از ۵۰۹۰ فرد ۱۸ تا ۶۴ ساله در پنج کشور اروپایی از جمله فرانسه، آلمان، اسپانیا، انگلیس و ایتالیا اطلاعاتی در رابطه با زنان ایده‌آل‌شان کسب کردند.

زنان ایده‌آل از دید مردان اروپایی
مردان اروپایی زنان خوش‌اخلاق و بارور را می پسندند

نتایج یک نظرخواهی نشان می‌دهد مردان اروپایی زنانی را می‌پسندند که در درجه اول خوش‌اخلاق بوده و در درجه دوم بارور باشند.


به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از خبرگزاری فرانسه ، محققان موسسه هاریس انتراکتیو در این تحقیق از ۵۰۹۰ فرد ۱۸ تا ۶۴ ساله در پنج کشور اروپایی از جمله فرانسه، آلمان، اسپانیا، انگلیس و ایتالیا اطلاعاتی در رابطه با زنان ایده‌آل‌شان کسب کردند. آمار نشان داد ۵۱ درصد مردان فرانسوی خوش‌اخلاق بودن، ۴۹ درصد وفاداری و ۳۶ درصد مهربان بودن را ملاک زن ایده‌آل می‌دانند.
دو درصد مردان اسپانیایی، هشت درصد ایتالیایی‌ها و هفت درصد فرانسوی‌ها، لاغر بودن را ملاک زنان ایده‌آل می‌دانند.
اما به طور کل خوش‌لباس بودن، مدرن بودن و شوخ‌طبع بودن از جمله خصوصیاتی بود که مردان اروپایی برای زنان ایده‌آل می‌شمردند. در میان این کشورها سلیقه مردان اسپانیایی با دیگر کشورها کاملا متفاوت بود

چشم چرانی آقایون: سرگردان بودن چشم یا سرگردان بودن دل

چشم چرانی آقایون: سرگردان بودن چشم یا سرگردان بودن دلمردها در حضور زن ها مثل بچه هایی می مانند که داخل یک اسباب بازی فروشی شده باشند. قلبشان پیش یک چیز خاص است اما با اینحال هنوز هم هر چیز جذابی که دوروبرشان باشد را نگاه می کنند.

مردها موجوداتی بصری هستند

مردها به هیچ وجه نمی توانند از تحسین کردن زیبایی زنان خودداری کنند. اما آیا انجام اینکار وقتی پیش همسر یا معشوقه شان هستند درست است؟ مجله سلامت مردان اخیراً رای گیری در این مورد انجام داده است:

· 53 درصد گفتند که اگر موردی باشد حتماً نگاه می کنند.

· 28 درصد گفتند فقط در موارد بسیار خاص و حتماً با داشتن عینک آفتابی این کار را می کنند.

· 19 درصد گفتند که هیچوقت اینکار را نمی کنند چون نمی خواهند همسرشان از دست آنها ناراحت شود.

اما برای یک لحظه فکر کنید. زن ها هم از این بدشان نمی آید. درست است؟ منظورم این است که مثلاً آن 7 پرستاری که به خاطر نگاه کردن به پرونده پزشکی جورج کلونی تعلیق شدند لزوماً به خاطر مسائل پزشکی اینکار را نکرده بودند، درست است؟

واقعیت این است که مردها نگاه می کنند و زن ها هم نگاه می کنند. بیولوژی طوری ما را برنامه ریزی کرده است که به دنبال جفتی مناسب خودمان باشیم و کره چشممان یکی از ابزارهایی است که همه ما برای خرید از آن استفاده می کنیم.

اما دیگر وقتش رسیده واقعیت را ببینیم

اکثریت خانم ها و آقایون می توانند خیال پردازی بصری را از واقعیت متمایز کنند. درمورد مردها می توانیم بگوییم که بسیاری از مردها اگر وقتی با همسرشان هستند به زنان دیگر نگاه می کنند اصلاً قصد بی احترامی و توهین به او را ندارند. بسیاری از مردها اندام خانم ها را زیباترین دیدنی های دنیا می دانند، درمورد آبشار نیاگارا هم همین فکر را می کنند اما لزومی ندارد که تا آنجا بروند.

البته جای انکار نیست که برای بعضی از مردها چشم چرانی قدم اول برای درگیر شدن جدی با آن فرد است. اما چطور می توان مردهایی که هر از گاه چشم چرانی می کنند را از آنهایی که با هدفی خاص اینکار را می کنند تشخیص داد؟ چند نکته هست که باید به خاطر داشته باشید:

· یک نگاه صادقانه بهتر از دید زدن دزدکی است.

بسیاری از مردان قبول دارند که نگاه می کنند چون می دانند اگر گند کار در بیاید نشانه بی احترامی آنها به همسرشان خواهد بود. مطمئناً مردی که می گوید، خوب خانمه خیلی خوشگل بود ممکن است با خشم شدید اما موقتی همسرش روبه رو شود اما بعد از اینکه عصبانیت همسرش فروکش کرد، زن متوجه می شود که شوهرش آدم صادقی است پس خطری او را تهدید نمی کند. از این گذشته با اینکه می توانسته اما به هیچ وجه سعی نکرده چیزی را از او پنهان کند. باید نگران مردی بود که چشم چرانی خود را انکار می کند. اگر مرد چیزی را پنهان کند آنوقت باید نگران شد.

· تاریخ آینده را پیشگویی می کند.

وقتی بدانید که مردتان نامزد قبلی خود را چطور انتخاب کرده است می تواند شما را با عملکرد او اشنا کند. اگر او را در یک رستوران یا خیابان ملاقات کرده باشد خیلی ساده بیانگر این است که برحسب آنچه او را جذب کند وارد عمل می شود. اما اگر مردی نامزد خود را در محل کار یا بین دوستان ملاقات کرده باشد مطمئناً نشانه خوبی است. چنین فردی برای برقراری ارتباط نیاز به رابطه معنادار دارد به همین دلیل احتمال بسیار کمی وجود دارد که با دیدن یک زن زیبا جذب شود.

· آن زنی که مرد نگاهش می کند لزوماً زنی نیست که می خواهد با او باشد.

تفاوت بسیار عمیقی بین یک نگاه کردن ساده و آوردن یک نفر در دنیای خصوصی خود وجود دارد. اگر مردی در خیابان چشم چرانی می کند احتمال خیلی کمی وجود دارد که بخواهد به او نزدیک شود.

به نظر اکثر مردان، نگاه کردن به زنان زیبا اصلاً به معنای بی احترامی به همسر یا نامزدشان نیست، آنها با این کار فقط هنر را تحسین می کنند و زنی که بخواهد بیش از حد نسبت به چنین چشم چرانی هایی حساسیت نشان دهد فقط همسرش را به نزدیک شدن به یکی از همین زنان تحریک می کند.

خستگی از زندگی مشترک

خستگی از زندگی مشترک

کیفیت رابطه‏ی زناشویی هر کسی، نتیجه‏ی باورها، اندیشه‏ها، رفتار و کردار خویش بوده و به تصمیمات و عملکرد گذشته‏اش مربوط می‏شود. به عبارت دیگر، رابطه‏ی زناشویی مطلوب یا نامطلوب هر کسی، چه از زندگی مشترک راضی باشد و چه ناراضی، بازتاب باورها، اندیشه‏ها و کنش و واکنش‏ رفتار از بدو ازدواج خویش است و همان چیزی ا‏ست که یا خواستار آن بوده یا زیر بار آن رفته است.
برای ایجاد رابطه‏ بهتر و موثر با همسر و تقویت آن، چه باید کرد؟

مهارت‏های ضروری برای داشتن زندگی زناشویی موفق، یاد گرفتنی ا‏ست؛ به‏طوری که زوج‏ها با کسب آگاهی و مهارت‏های لازم می‏توانند زندگی مشترک مثبت و دلنشینی به وجود آورند.

برای داشتن زندگی مشترک خوب، متفاوت و متعهدانه لازم است از خود بپرسیم:

«چه کارهایی می‏توانیم انجام دهیم؟»

باید بدانیم در زندگی مشترک چه نقشی داریم؛ هر کس باید خود را موظف کند که: «من متعهد هستم یک زندگی مشترک خوب و رضایت‏بخش بسازم.»
با دانایی و عمل است که بر ذهن خود مدیریت کرده و احساس خود گردانی را تقویت می‏کنیم.

همه می‏دانیم که ایجاد هر گونه تغییر، دشوار و زمان‏بر است. هر فرد باید خود را برای داشتن زندگی زناشویی خوب، متعهد کند و بداند که هر گونه تغییر، از خود او شروع می‏شود. می‏دانیم که تغییرهای بزرگ، از تغییرهای کوچک شروع می‏شوند.

زوج‏های موفق، دست از خود محوری و بی‏تفاوتی برمی‏دارند، تغییرات را پیش‏بینی کرده و بر آنها مسلط می‏شوند و به منظور همراه شدن با رابطه‏های در حال تغییر، خودشان نیز تغییر می‏کنند.
رز بنفش

وقتی زن و شوهر، فاقد اطلاعات و مهارت‏ کافی برای زندگی مشترک باشند، در ایجاد هیجان، صمیمیت و روابط گرم بین خود، کم آورده، دچار مشکل می‏شوند، در طولانی مدت احساس‏های مثبت‏شان نسبت به هم، کاهش یافته و منفی‏اندیشی‏ جای مثبت‏‏اندیشی را گرفته و متقاعد می‏شوند که به آخر خط رسیده‏اند. در این شرایط، چگونه می‏توان بر افکار منفی غلبه کرد و احساس‏های خوب، مثبت، صمیمیت و مهر و محبت خود را نسبت به همسر ارائه داد؟

زوج‏های موفق، احساس مهر و محبت و حتی توقعات و انتظارات و نارضایتی‏ خود را به طور صریح بیان می‏کنند و به‏طور مداوم با هم به گفت و شنود می‏پردازند تا به توافق و درک متقابل برسند، در حالی که زوج‏های ناموفق، شفاف عمل نمی‏کنند و با پنهان‏کاری و نادیده گرفتن احساسات خود و همسرشان، از بیان نیازهای واقعی‏شان، طفره می‏روند.

باید توجه داشت کسب مهارت‏های لازم و ایجاد عادت‏های مثبت جدید برای ساخت زندگی مشترک، بسیار مفیدند اما مواقعی پیش می‏آید که با وجودی که تلاش شما و همسرتان در جهت تغییر است، ولی ذهن ناخودآگاه‏تان طبق عادت‏های گذشته عمل می کند و ممکن است باز هم رفتار ناخوشایند گذشته را برخلاف میل‏تان تکرار نماید!

وقتی مصمم به انجام کاری باشید، اگر با شجاعت به دنبال اهداف مشخص و روشن خود بروید حتماً موفق می‏شوید، بنابراین به اعمال ناخوشایند اهمیت ندهید، برای ایجاد عادت‏های جدید و رابطه‏ی مطلوب، به تلاش خود ادامه دهید و بدانید که با پی‏گیری برای تغییر عادت‏های منفی به مثبت، موقعیت‏تان در ساخت زندگی مشترک، بهتر خواهد شد.

وقتی زن و شوهر، فاقد اطلاعات و مهارت‏ کافی برای زندگی مشترک باشند، در ایجاد هیجان، صمیمیت و روابط گرم بین خود، دچار مشکل شده و در طولانی مدت احساس‏های مثبت‏شان نسبت به هم، کاهش یافته و متقاعد می‏شوند که به آخر خط رسیده‏اند.

با کسب مهارت و بالا بردن آگاهی‏هاست که متوجه می‏شویم در زندگی مشترک، بعضی از اختلاف‏ها، قابل حل هستند و برخی غیرقابل حل، تشخیص این دو از هم، به آگاهی و تجربه نیاز دارد. تفاوت‏های غیرقابل تغییر را بپذیرید نه اینکه آنها را تحمل کنید! زوج‏های موفق به جای توجه و تمرکز بر موارد غیر قابل تغییر، به نقاط مثبت همسرشان توجه می‏کنند به ویژه حرف‏ها و کردار همسر را بدون پیش‏داوری، سرزنش و انتقاد و به قصد فهمیدن مورد توجه قرار می‏‏دهند و در مورد اختلاف‏شان، با یکدیگر گفت و گو می‏کنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به یکدیگر داشته باشند نیز ارتباط بین خود را حفظ می‏کنند تا با مذاکره و تبادل افکار، به تفاهم برسند.

زوج‏ها باید بدانند که زندگی زناشویی خوب یا بد را خودشان می‏سازند و در ساخت آن، هر یک نقش ویژه‏ای دارند. زن و شوهر، هر یک به تنهایی بر حسب اینکه آگاه و مسوولیت‏پذیر باشند یا نه؛در ایجاد هیجان و حاکم ساختن مهر و محبت و یا در تداوم اختلاف‏ها و مشکلات زندگی مشترک، نقش مهمی بر عهده دارند.

به عبارت دیگر، هر یک از زوج‏ها بر حسب اینکه برای افزایش آگاهی‏های خود و انجام وظایف خویش، به صورت مسئوولانه تلاش کنند یا نه، می‏توانند نقشی سازنده یا مخرب بر عهده داشته باشند چرا که وقتی یکی از دو طرف، آگاهانه و مسوولانه کنش یا واکنش‏ احساسی و رفتاری اثربخش و مثبت را بارها از خود بروز دهد، پاسخ‏های دیگری را هم تغییر داده و رابطه‏ی بین خود و همسرش را در مسیر رضایت بخش و مطلوبی قرار می‏دهد. در واقع هر یک از زوجین آگاه در ساختن زندگی مشترک، حق انتخاب دارند و حتی می‏توانند به تنهایی، رابطه‏ی بین خود و همسر را در جهت مثبت و سازنده سوق دهند.
رز قرمز

زنان و مردان با مدیریت بر ذهن خود می‏توانند بر باورها، اندیشه‏ها و نگرش خود، نظارت کرده و آنها را کنترل کنند. در نتیجه، در بروز احساس‏ها و رفتارهای‏شان، حق انتخاب پیدا می‏کنند. به عبارت دیگر، با دانایی و عمل است که توانا می‏شویم. وقتی این مفهوم را بپذیریم که هر یک از زنان و مردان به تنهایی حق انتخاب دارند ومی‏توانند زندگی مشترکشان را کنترل کنند و به زندگی ‏شان، معنی و مفهوم مثبت و سازنده‏ای ببخشند، در این شرایط است که احساس خود گردانی در زوج‏ها تقویت می‏شود و این تصور و باور به وجود می‏آید که زندگی مشترک مطلوب می‏تواند حتی با هر یک از دو طرف شروع شود و ادامه یابد.

تأکید می‏ شود، یک زن و یک مرد زمانی می‏توانند به خود، همسر و فرزندان کمک کنند که مهارت و آگاهی‏های خود را در زمینه‏ی همسرداری به درستی بالا ببرند تا بتوانند با برقراری ارتباط موثر، وظایف و مسوولیت خود را به خوبی و به بهترین نحو انجام دهند. اگر همسران از فقر یا کمبود دانش همسرداری و فرزند‏پروری، در رنج باشند و به جای رفع علت‏ها، دچار بازی با معلول‏ها شوند، دیر یا زود در انجام وظایف مربوطه، با مشکلات حادی رو به رو خواهند شد و دچار انواع بیماری‏ها، افسردگی، اضطراب، خستگی، ناتوانی و بی‏تفاوتی شده و هیجان و صمیمیت زندگی مشترکشان، به آرامی از دست خواهد رفت.

اما بسیاری از زنان و مردان به علت ناآگاهی و باورهای غلط، تصور می‏کنند در زندگی مشترک، حق و قدرت انتخاب ندارند و نمی‏توانند بر اندیشه و نگرش خویش مدیریت کنند و به‏طور معمول می‏گویند: «من نمی‏توانم... من اراده ندارم... می‏خواهم ولی قدرت اجرا ندارم... من در رضایتمندی زندگی مشترک، نقشی ندارم... اگر همسرم یا دیگران تغییر کنند، زندگی‏ام بهتر می‏شود و...»

اگر موفقیت‏های به دست آمده را تجزیه و تحلیل کنیم، متوجه خواهیم شد که در میان انبوه آرمان‏ها و آرزوهای خود، فقط به آنچه که واقعاً و عمیقاً و با انگیزه‏ی قوی می‏خواستیم، رسیده‏ایم

در نتیجه خود را در مدیریت ذهن و کنترل احساس و رفتارشان ناتوان و درمانده می‏بیند و در نهایت، اسیر اندیشه‏های منفی شده و در ساختن زندگی مشترک، نقشی غیرمسئوولانه، منفعلانه و منفی بر عهده می گیرند و مدام با برچسب زدن، به سرزنش و انتقاد آشکار یا پنهان از خود، همسر و دیگران می‏پردازند، کارهای اشتباه خود را توجیه می‏کنند و در هر زمینه‏ای به داوری و پیش‏داوری می‏پردازند، انرژی خود را بیشتر در مسیر منفی و تخریب به کار می‏گیرند و بیشتر روی کمبودها و نقاط منفی خود، همسر و فرزندان تمرکز می‏کنند. در نتیجه خود و زندگی مشترک را در مسیر تلخی و بدبختی بیشتر قرار می‏دهند.

اگر هر زن و مردی عمیقاً بخواهد زندگی مشترک خود را در جهت مثبت‏ تغییر دهد، آن‏وقت مساله‏ی توافق پیش می‏آید و در واقع زوج با خواستن و انگیزه‏ی قوی، در مسیر توانستن قرار می‏گیرد.

اگر به گذشته‏ی خود توجه کنیم، همه‏ی ما در طول زندگی، موفقیت‏هایی داشته‏ایم. اگر موفقیت‏های به دست آمده را تجزیه و تحلیل کنیم، متوجه خواهیم شد که در میان انبوه آرمان‏ها و آرزوهای خود، فقط به آنچه که واقعاً و عمیقاً و با انگیزه‏ی قوی می‏خواستیم، رسیده‏ایم، بنابراین با انگیزه‏ی قوی و کافی، باید دست به کار شد و پذیرفت که زندگی مشترک مطلوب، با خود من شروع می‏شود و می‏بایست از هر فرصتی، برای رشد در جهت مثبت و سازنده استفاده کرد.