حل مشاجره خانوادگی با ۱۰ راهکار

حل مشاجره خانوادگی با ۱۰ راهکار
 

گاهی اوقات اختلافات آن قدر بالا می گیرد که تصور می شود برای از پیش بردن یک رابطه نمی توان کاری کرد. اما کارشناسان می گویند که حل مشکلات ارتباطی کار چندان دشواری نیست و به مهارت نیاز دارد. اگر می خواهید برای بهبود رابطه خود کاری بکنید، بهتر است ۱۰ راهکار مشاوران خانواده را مطالعه کنید.*وقتی درگیر یک مشاجره جدی با همسرتان هستید، احساساتتان را کنار بگذارید.وقتی عصبی هستید نمی توانید منطقی باشید اگر نمی توانید احساساتتان را کنترل کنید بهتر است از ادامه گفت و گو صرف نظر کنید. زیرا ممکن است کلمات و جملات غیر منطقی به زبان آورید که مشکل ساز شود، بنابراین بلافاصله صحبت خود را قطع کنید و پس از این که آرام گرفتید. در شرایط ایده آل گفت و گو را از سر بگیرید.

*یادتان باشد وقتی مشاجره می کنید به دنبال این نباشید که حق با چه کسی است. اگر بخواهید همسرتان را مقصر جلوه دهید، راهی برای حل مشکل پیدا نخواهید کرد. ممکن است در ابتدا با مقصر جلوه دادن او خیالتان آسوده شود اما به طور اساسی به حل مشکل نپرداخته اید.

*به دنبال سازش باشید و آن چه به نفع هر دوی شماست. هرگز تصور نکنید چیزی غیر از انصاف و برابری می تواند هر دوی شما را راضی کند. هر آن چه شما انجام می دهید باید دو طرفه و به مصلحت خانواده باشد.

*متواضع باشید و سعی نکنید همسرتان را سرزنش کنید. اگر احساسات به خوبی ابراز شود هر یک از زوج ها که موضع خصمانه ای گرفته باشد، راحت تر با مشکل خود کنار خواهد آمد.

*گاهی لازم است برای به توافق نرسیدن با هم توافق کنید! گاهی لازم نیست صد در صد موافق هم باشید. اگر بدون حصول نتیجه موضوع را کنار نگذارید، ممکن است دچار دردسرهای بعدی شوید. بنابراین در پایان یک بحث طولانی بگویید که به دیدگاه طرف مقابل احترام می گذارید.

*همواره مباحث جدی را در خلوت مطرح کنید اگر بچه دارید یادتان باشد که طرح موضوعات اختلاف برانگیز درمقابل آن ها به حس بی اعتمادی و ناایمنی آن ها منجر می شود. بنابراین در خلوت و با صدایی آهسته با هم صحبت کنید.

*قبل از تصمیم گیری برای حل یک مشکل مطمئن شوید که همه گزینه ها را مدنظر قرار داده اید. به نتیجه رساندن یک موضوع اختلاف برانگیز و پیدا کردن راه حلی که سریع و در عین حال نتیجه بخش باشد، به همکاری و همفکری نیاز دارد. اگر این کار را درست انجام دهید، می توانید اختلافات را در طول زمان کنار بگذارید.

*برای قضاوت کردن عجله نکنید. ممکن است بلافاصله نتوانید راه حل مناسبی پیدا کنید بنابراین آرام بگیرید و سعی کنید بخوابید.

*مطمئن باشید همیشه برای جلب رضایت هر دوی شما راه حلی وجود دارد.ازجملات و افعال منفی استفاده نکنید و سعی کنید خوش بین باشید.

*ممکن است در ابتدا همه چیز را صد درصدی بخواهید اما در زندگی مشترک گذشت و ایثار گاهی به نتایج بسیار مطلوب تری می انجامد که در طول زمان حاصل می شود.

زن و شوهر سنتی یا مدرن

زن و شوهر سنتی یا مدرن
 

منظور از یک زن سنتی ،زنی نیست که بافتنی می بافد ،بلکه زنی است که بافتنی بافتن را یکی از کارهای لازم زنانه می داند که چنانچه زنی آن را بلد نباشد در خور سرزنش است.اما زن مدرن بافتنی می بافد تا یک کار هنری کرده باشد.

زن و شوهر سنتی یا مدرن

زن و شوهر مدرن

بین دو روش سنتی و مدرن ،هیچ کدام نه تایید شده اند و نه قابل رد و تکذیب .بلکه هر دو معایب و محاسنی دارند که اگر از هر کدام خوبهایش را اتخاذ کنیم بهتر است .

سنتی و مدرن بودن ربطی به گذشته و حال ندارد .لزوما کسانی که در قدیم زندگی می کردند، همه سنتی نبودند و کسانی که امروزه مثلا در یک برج بلند در تهران زندگی می کنند ،مدرن نیستند.ضمن آنکه نه سنتی بودن ارزشمند است نه مدرن بودن .بلکه خوشبخت بودن و درست زیستن ارزش است.

هدف از این مقاله نیز طرح دو نوع طرز فکر در زندگی است تا با قیاس آن بتوانیم بهترین راههای زیستن را انتخاب کنیم.

 

سنتی ها بیشتر اسیر غالبها و رسم و رسوماتند. انعطاف پذیری کمتر ولی جدیت و مقاومت بیشتری دارند .در بین سنتی ها کمتر کسی پیدا می شود که جرات غالب شکنی و ابداع طرحی نو برای زندگی داشته باشد .اما مدرنها جسورتر و خلاق ترند .همین جسارت، اگر چه توانسته خیلی از قید و بندهای غیر ضروری را از دست و پای زندگیشان باز کند تا راحتتر به فعالیتهای مفید بپردازند ،از میزان خویشتنداری و مدارای آنها با دیگران نیز کاسته است .لذا قطع روابط فامیلی و عدم رسیدگی به اقوام را در بین مدرنها بیشتر شاهدیم.

مدرنها باید ضرورت با هم زیستن و مدارا را درک کنند تا از پیوندهای فامیلی بهتری برخوردار باشند.می توانند به جهت حفظ احترام دیگران و پرهیز از اختلافات تفرقه افکن ،در رسیدن به خواسته های غالب شکن خود با احتیاط و آهستگی حرکت کنند تا دیگرانی که هنوز به درک و رشد کافی در آن زمینه نرسیده اند به جای آنکه مقابلشان بایستند ،همراهشان شوند.

سنتی ها به تفکیک کارهای زنانه و مردانه اهمیت زیادی می دهند.نمی گوییم مرد سنتی در خانه به همسرش کمک نمی کند .می کند اما آن را لطفی به همسر می داند .در حالیکه در خانواده مدرن معمولا کارها ،جنبه ی زنانگی و مردانگی ندارند ، هر کدام به اندازه ی همت و حوصله خود در انجام کارهای خانه دخالت می کنند. لذا اگر در یک خانواده سنتی ،مرد منتظر است همسرش برای او چای بیاورد، در یک خانواده به روز، چای آوردن نوبتی یا امتیازی است؛ یعنی روزی که کار مرد زیاد بوده، زن خود را موظف به آوردن چای می داند.

لذا اگر چه در این زمینه مدرنها بهتر از سنتی ها رفتار می کنند،اما همین عدم تفکیک و تشخیص وظایف باب جدیدی برای اختلاف و بحث و جدل در زندگی مدرنها باز کرده است .

از مقایسه ی این دو مدل می توان نتیجه گرفت سنتی ها در تفکیک نقشها بهتر عمل کرده اند و مدرنها در داشتن ارتباطهای عاطفی تر.
از زن و شوهر های مدرن هم باید یاد بگیریم چگونه از نیروی کلمات در جهت داشتن گفتگوهای موثر استفاده کنیم.و یاد بگیریم با رعایت برخی مراسم عاطفی مثل تولد ها و روزهای خجسته زندگی لحظاتی را برای ابراز محبت در زندگی به وجود بیاوریم و زندگی را با همین عشق ورزیهای کوچک ،زیبا و دلنشین کنیم

تفکیک نقشها در بین سنتی ها در جهت تقویت ویژگیهای زنانگی و مردانگی پیش رفته است. با رعایت فاصله های زنانگی و مردانگی می توان از فاصله های عاطفی کم کرد و یکدیگر را در جهت بازسازی نقش مخصوص خود در زندگی یاری کرد.هر اندازه که زن به داشتن نقشهای زنانه و مادرانه خود بیشتر اهمیت بدهد ،مرد هم نقشهای مردانه اش را جدی تر می گیرد و به وظایفش مقید تر می شود. زنی که مثل یک مرد به انجام فعالیتهای شغلی می پردازد و به خانه داری توجهی با ظرافتهای فکری زنانه ندارد ،خانه اش جز یک ساختمان نیست.

مرد با کلاس امروزی ،اگر چه از ادبیات کلامی موثرتری برای برقراری ارتباط با زنها برخوردار شده است اما آن هیبت و اقتدار
زن و شوهر سنتی

مرد سنتی را از دست داده است مرد امروزی انعطاف پذیری بیشتری نسبت به همسر خود نشان می دهد اما مانند مرد سنتی خود را مسئول حمایت و تامین نیازهای زن نمی داند و بعضا از زنش انتظار کار کردن و پول درآوردن دارد.

بهتر این است که اولویت در انجام کارهای خانه با زنان باشد و اولویت در تامین خرجی خانواده با مردان باشد .اما مرد هر وقت فرصت دارد به زن کمک کند و زن هم به تناسب توان مالی اش برای خانواده اش فداکاری کند.

از زن و شوهر های مدرن هم باید یاد بگیریم چگونه از نیروی کلمات در جهت داشتن گفتگوهای موثر استفاده کنیم.و یاد بگیریم با رعایت برخی مراسم عاطفی مثل تولد ها و روزهای خجسته زندگی لحظاتی را برای ابراز محبت در زندگی به وجود بیاوریم و زندگی را با همین عشق ورزیهای کوچک ،زیبا و دلنشین کنیم.


بدیها و ظلمهای خانوادگی سنتی ها و مدرنها هم با هم تفاوتهای آشکاری دارد.در خانواده های مد روز ،خیانت به همسر و فرار از زیر بار مسئولیت خانواده بیشتر دیده می شود در عوض خرده جنایت های خانواده های سنتی بیشتر در محدوده خشونت نسبت به همسر و فرزندان و کم کردن آزادی آنهاست ..... .

با ترک این ۸ عادت بد، ازدواجی موفق داشته باشید

با ترک این ۸ عادت بد، ازدواجی موفق داشته باشید
 

همه ما می خواهیم ازدواج و زندگی خوشبخت و سعادتمندانه ای داشته باشیم. درست است؟ ساری

هارر و ریتا دماریا دو نفر از روانشناسان معروف مدعی اند که خوشبختی نتیجه از بین بردن این ۸ عادت

است که یک ازدواج خوب را زیر و رو می کند. اگر حتی یکی از این عادتها را دارید مقاله زیر را بخوانید.

آیا از عادات بد ازدواج آگاهی دارید؟

در این مقاله، ساری هارر و ریتا دماریا، عادتهایی که شما باید از آن دوری کنید را متذکر می شوند تا یک ازدواج پایدار و مملو از عشق داشته باشید.

۱. دلیل و برهان را کنار بگذارید.
زندگی، میدان جنگ نیست. نه تنها این کار باعث از بین بردن احساساتتان می شود بلکه حتی همسرتان به طرز زیرکانه ای می فهمد که احساساتش برایتان مهم نیست.

۲. محیط خانه را امن نگه داشتن همیشه اثر نمی کند.
اگرچه جمله « هرچه تو بگویی عزیزم » محیط خانه را آرام و امن می کند اما شما را در نقش یک همسر فداکار نشان می دهد. شما بایستی گاهی اوقات عصبانی، گاهی اوقات حالت تدافعی و گاهی اوقات هم فداکارانه رفتار کنید. این جالبتر نیست؟

۳. حواس پرتی و گیج بودن را دور بریزید.
بیش از اندازه فعال بودن و تمرکز نداشتن، در مکالمه بین تان یا در زندگی، صمیمیت و علاقه بین تان را از بین می برد.

۴. دست از سرزنش بردارید.
می دانیم که خانمها جیغ جیغو هستند. اما با صدای بلند گله و شکایت کردن فقط برای مدت کوتاهی مفید است و باعث نارضایتی و عصبانیت همسرتان می شود.

۵. از عیب جویی، انتقاد و مسخره کردن دوری کنید.
این تکنیک ها،فردی که به او عشق ورزیدید را تحقیر می کند. به جای آن، با او محترمانه برخورد کنید، و اجازه دهید با شما مثل یک فرشته برخورد کند، و مسئولیتهایی که هر دو شما موظف به انجام آن هستید را برای داشتن زندگی شاد با هم تقسیم کنید.

۶. قلدری نکنید.
این کار زشت به همسر شما می فهماند که او در نظر شما هیچ ارزشی ندارد.

۷. تدافعی برخورد نکنید.
تدافعی برخورد کردن، صحبتها و بحثهای سازنده تان را سرد می کند. اگر اینگونه رفتار کنید، همسرتان دیگر حق صحبت کردن در مورد موضوع مورد بحث را ندارد.

۸. یک جانبه تصمیم گیری نکنید.
گاهی اوقات، شما می خواهید رنگ حمام تان را به سلیقه خودتان انتخاب کنید. این مانعی ندارد اما اگر بخواهید درمورد پول، زمان، بچه ها و زندگی تان به تنهایی تصمیم گیری کنید، به این معنی است که همسرتان را نادیده گرفته اید و یک طرفه و از جانب او تصمیم گیری کرده اید .

حضور همسر در هنگام زایمان خوب یا بد

حضور همسر در زمان زایمان موجب کاهش افزایش اعتماد به نفس میشود
حضور شوهر ترس از درد زایمان را کمتر می کند
اخیرا بیمارستانی در ایران به یک شوهر اجازه داد در اتاق زایمان همسرش حضور داشتته باشد.

انگیزه مسئولان بیمارستان صارم تهران، کمک به کاهش آمار رو به افزایش زایمان های سزارین در شهرهای بزرگ ایران بوده است.

ابوطالب صارم، رییس این بیمارستان، معتقد است دلهره و ترس از درد زایمان علت این افزایش بوده و بیمارستان صارم برای مقابله با این روند با استفتا از مراجع دینی طرح حضور شوهر در زمان زایمان را راه اندازی کرده است.

دکتر صارم به روزنامه گاردین، چاپ لندن، گفت زمانی که در بیمارستان های آلمان و اتریش کار می کرده، متوجه شده است که زنانی که همسر آنها در زمان زایمان حضور داشتند، درد را فراموش می کردند و حال وهوای آرامی بر اتاق زایمان حکمفرما بوده است.

انگیزه و استدلال مقامات بهداشتی ایران و یا هر کشور دیگر برای ترویج زایمان طبیعی و کاهش سزارین هر چه هست، حضور شوهر در اتاق زایمان برای زن فقط می تواند یک دلیل موجه داشته باشد: این که "تنها" نباشد و شوهرش در زمان زایمان در کنار او باشد.

مادری معتقد است اگر ماوقع دو زایمانش را تعریف کند اهمیت حضور شوهر و "تنها" نبودن زن در حین زایمان بهتر درک می شود:

رویایی از یک خاطره

شهریور 73 بیمارستان دی تهران ساعت هفت صبح.

با نگرانی منتظرم برم زیر چاقو. مشکلات سزارین قبلی یادم می افته و رنگ به رو ندارم.

دفعه پیش سلاخی شدم. چهل روز از جای جراحی 5487خون می آمد. اصلا آمادگی یک تجربه مشابه رو ندارم. دکتر تو بیمارستان لندن فکر کرده بود داره شکم گوسفند را می دوزه. دکترهای ایران بهترن، خیلی بهترن. لااقل این بار می دونم چه کسی قراره منو جراحی کنه...

در اتاقی تنها دراز کشیدم. به پشت مجبورم بخوام؛ بغل تختم میله داره و نمی تونم بچرخم. سنگینی شکمم کلافه ام کرده.

بسه دیگه چرا نمیان منو ببرن. کابوس زایمان قبلی جلوی چشممه. دکتر تو لندن چند بار سعی کرد بچه رو سر و ته کنه. پای بچه قلقلک می شد و لگد می زد. پرستاری که بالای سرم بود اینو بهم گفت. شاید هم الکی گفته بود.

خیلی ها میان و میرن، فکر کنم ساعت از نیمه شب گذشته. نگاه شوهرم وحشت زدس. چشماش رو به دستگاه مونیتور دوخته. اوج گرفتن هر درد را تو صورتش می بینم. اپیدورال به نخاعم وصله اما من شتاب گرفتن دردها را حس می کنم. بهم گفتن اگه بی حست نکنیم از شدت درد دیوار صاف رو می گیری می ری بالا.

اصلا نمی دونم قراره چه اتفاقی بیافته. تنها دفعه ای که زایمان را با تمام جزئیاتش دیدم توی تلویزیون لندن بود. چقدر از ترس گریه کردم. تنهایی گریه کردم تا خوابم برد ... می ترسم. از زایمان می ترسم ...

هر کدام از پرستارها یک دستی به شکم بی حسم می زنن. مثل گوشت قربونی شدم. چرا تموم نمی شه. داره هوا روشن می شه. خسته ام. هیچ اطمینانی توی صورت اطرافیانم نمی بینم. انگار زایمان ساده ای نیست. ته دلم آرزو می کنم دکتر به سزارین راضی بشه.

کدام جوک بود که می گفت دفعه بعد که زایمان داشته باشم شوهرم باید روی تخت بغلی بخوابه و همزمان تمام تنش اپیلاسیون بشه. خندم نمیاد.

شیفت ماماها عوض شده. درد شدت گرفته. به شوهرم می گن بچه تحت استرس هست باید به طور اورژانسی سزارین کنند. هورا ...

دارم از روی تخت جراحی می افتم چرا انقدر باریکه. چادری سبز رنگ جلوم درست کردن. از پشتش سر دانشجویان پزشکی سبزپوش را می بینم. به من خیره شدن. خجالت می کشم.

مقدار اپیدورال را بیشتر کردن اما من هنوز موج درد رو کاملا حس می کنم. جراح مصری دست پاچه شده. لوله اکسیژن رو تو حلقم فرو می کنن. بیهوشی عمومی ...


به خودم دلداری می دم یک بار این کارو کردی این بار هم از پسش برمیای. تازه اینجا ایرانه سزارین براشون آب خوردنه. کاش می ذاشتن شوهر پیش زنش بمونه. احساس می کنم فراموش شدم.

زنی که اومده منو آماده جراحی کنه، غرولند می کنه. بغضم می گیره. نمی دونه با زائو اینطوری حرف نمی زنن. شاید از این که در بیمارستان خصوصی قراره "زایمان بدون درد" داشته باشم لجش گرفته.

آیا دلم می خواست این بار زایمانم طبیعی بود؟ دکتر ایرانی ازم نپرسید. مثل اینکه اولین زایمان که کمی پیچیدگی داشته، دومی را ریسک نمی کنن. نمی دونم ... زایمان طبیعی کنی بعدش راحتی اما زخم عمیق و دردناک سزارین را تا چند مدت باید تحمل کنی. قبل از امروز اگه ازم می پرسیدن می گفتم دلم می خواد بیرون آمدن بچه رو ببینم، بعد از تولد هم بذارنش روی سینه ام؛ اما الان چنان ترس دارم که همه عواطف مادری برام مبهم و ناآشناست.

اتاقهای عمل مثل همند. دکترم لبخند می زنه و شوخی می کنه. چقدر دوستش دارم. "... می خوای لوله های تخمدان را ببندم؟" چه سوالی، من فقط می خوام فارغ بشم. فکر کردم به ترس عادت کردم. اما این سوال گیج ترم کرد. با تردید می گم نه، "نه نمی خوام." من و شوهرم اصلا در این باره حرف نزده بودیم. نمی دونم چرا...

توی آسانسور تقریبا بهوش میام. شبحی از یک صورت غریبه و زمخت را می بینم که داره برانکارد را هل می ده. چهره اش عبوس و خسته اس. صدای خواهر شوهرم را می شناسم. "... بچه پسره." تو ذهنم لبخند رضایت نقش می بنده. رضایت از این که واقعا سزارین تمام شده و من دیگه فارغ شدم. از اینجا به بعد می دونم در انتظار چی باشم.

رزیتا غفاری : محیط کار، سال‌ها بیمارم کرد

رزیتا غفاری : محیط کار، سال‌ها بیمارم کرد
 

رزیتا غفاری، متولد 1351 اولین بار سال 72 با بازی در مجموعه «در پناه تو» به عرصه بازیگری وارد شد و پس از آن با بازی در مجموعه «در قلب من» خاطره‌ای به یاد ماندنی از خود به جا گذاشت.


از دیگر کارهای او می‌توان شوکران، ملاصدرا، آوازخوان، تبریز در مه، سی امین روز و روزهای زیبا را نام برد. در کارنامه کاری این بازیگر ساخت انیمیشن نیز به چشم می‌خورد.

یکی از به یادماندنی‌ترین بازی‌های او در مجموعه «شب آفتابی» در نقش لیلا شکل گرفت. حادثه‌ای که برایمان تعریف می‌کند نیز مربوط به همین مجموعه است:

من در این مجموعه نقش یک دختر زندانی را بازی می‌کردم. محیطی که در آن فیلمبرداری می‌کردیم پر از گرد و خاک و بسیار آلوده بود. به خاطر همین آلودگی و سرمای هوا به نوعی بیماری ریوی مبتلا شدم. آنقدر شدت بیماری زیاد بود که هر شب بعد از فیلمبرداری من را به بیمارستان می‌بردند.

در طول روز هم باید سه نوبت آمپول تزریق می‌کردم. گاهی به خاطر همین تزریق‌ها دستم خونریزی می‌کرد و در ضبط کار مشکل ایجاد می‌شد.

قاسم جعفری، کارگردان آن مجموعه و شهرام عبدلی و سایر همکارانم بشدت نگران وضعیت من بودند، اما چون قرار بود سریال ماه رمضان پخش شود و فرصتی برای متوقف کردن کار نداشتیم باید با همه مشکلات ادامه می‌دادیم.

پس از تمام شدن آن پروژه تا چند سال دوره درمانم ادامه داشت، ولی حالا به لطف خدا مشکل برطرف شده و ریه‌هایم مثل روز اول خوب خوب است.