پا به خودی خود، خیلی خوب و بدون دردسر رشد میکند و مشکلی برایش پیش نمیآید و
بیشتر مشکلات مربوط به پا در به دلیل نوع کفش آنهاست.
۱- چرم بهترین جنس است؟
بهترین جنس برای کفش، چرم است. در کفشهای چرمی، پا کمتر عرق میکند. کفشهایی با
جنس پلاستیکی یا حتی پارچهای، اگر از مارکهای معروف هم باشند، مناسب نیستند. چون
هم تمیزکردنشان سخت است و هم پا در آنها احساس راحتی نمیکند.
۲- پاشنه بلند کمردرد می آورد؟
بهتر است کفش ۲-۱ سانتیمتر پاشته داشته باشد ولی پوشیدن این نوع کفشها باعث پادرد
میشود و احتمال پیچخوردگی را بالا میبرد. احتمال بدشکل شدن پا هم وجود دارد. یکی
از علل انحراف شست پا ، بیرونزدگی استخوان کنار پا ، سوار شدن انگشتان روی هم و…
میتواند پوشیدن کفش نامناسب و پاشنهدار باشد.مهمتر آنکه پوشیدن کفشهای پاشنهدار
احتمال بروز آرتروز در مفصل زانو را بیشتر میکند.
۳- بهتر است بچه ها کفش ساقدار بپوشند یا بدون ساق؟
وقتی بچه کفش ساقدار نپوشد، خودش سعی میکند بیشتر تعادلش را حفظ کند و به این
ترتیب، عضلاتش قویتر میشود و امکان بر هم خوردن تعادل او هنگام راهرفتن و پیچخوردن
پایش هم کمتر میشود. اگر همیشه کفش ساقدار پای بچه باشد، تعادل موقع راهرفتن را
یاد نمیگیرد.شاید بتوان گفت همانطور که بچه تا زمین نخورد، راهرفتن یاد نمیگیرد،
تا کفش ساده هم نپوشد، برقرارکردن تعادل هنگام راهرفتن را نخواهد آموخت! از طرف
دیگر، وقتی پای بچه پیچ میخورد که یک نیروی اضافه به آن وارد شود و نتواند تعادلش
را حفظ کند.
حالا اگر کفش ساقدار برای فرزندمان تهیه کنیم، این نیروی اضافی به زانوی او وارد
میشود و ممکن است در درازمدت مشکلات بسیار بزرگتری برای زانوهای او پیش بیاید.
اگر کفش ساده پای بچه باشد، شاید بتواند به هر ترتیب تعادلش را حفظ کند و آسیبی به
مچ یا زانویش هم نرسد.
۴- کفش جا باز نمیکند؟
حتما برایتان پیش آمده که هنگام خرید کفش، به فروشنده بگویید کفش برایتان کمی تنگ
است و فروشنده ادعا کند این کفش بعد از مدتی جا باز میکند. فراموش نکنید توجیهی
برای باز شدن کفش وجود ندارد و کفش باید از همان روز اول در پای شما راحت باشد. چون
بعد از مدتی پا و کفش شما به تعادل میرسند، پا هم میتواند تغییر شکل دهد و فرم
کفش را به خود بگیرد. کفش مناسب کفشی است که دقیقا اندازه پا باشد و بعد از مدتی
تغییر نکند.
۵- پابرهنه ها زودتر راه می افتند؟
تحقیقات نشان دادهاند که هرچه بچهها بیشتر پابرهنه بمانند، زودتر راه میافتند!
حتی خیلی از متخصصان میگویند بچههایی هم که راه میروند، باید فقط بیرون از منزل
و آن هم برای محافظت از پایشان کفش بپوشند. شاید برایتان جالب باشد بدانید
پژوهشگران به تازگی قبیلهای را در هند مورد بررسی قرار دادهاند که در آن افراد تا
سن ۱۷ یا حتی ۲۰ سالگی هم کفش نمیپوشند و ثابت شده است مشکلات مربوط به پا مانند
صافی کف پا یا انحراف انگشت شست پا در آنها بسیار کمتر از آمریکایی یا اروپاییهاست
که از سنین خیلی کم کفش به پا میکنند. بنا بر نتایج این تحقیق، متخصصان اعلام
کردند پا به خودی خود، خیلی خوب و بدون دردسر رشد میکند و مشکلی برایش پیش نمیآید
و بیشتر مشکلات مربوط به پا در کودکان به دلیل نوع کفش آنهاست.
۶ آیا پوشیدن صندل توصیه میشود؟
بهنظر نمیرسد که پوشیدن چنین کفشهایی ضرر داشته باشد، اما توجه به ۲ نکته مهم
است؛ اول اینکه گاهی کفش صندل بدون جوراب باعث ایجاد خراشیدگی پا در اثر برخورد با
زمین و سنگریزهها میشود و دوم اینکه امکان لیزخوردن پا در صورت پوشیدن صندل با
جوراب، بیشتر از وقتی است که کفشهای پوشیده را با جوراب به پا کنید.

این که شما نسبت به همسر خود احساس مالکیت داشته باشید تا حدودی طبیعی است. به خصوص در ابتدای آشنایی و ازدواج که تب تان تندتر است و حس می کنید همسرتان دربست باید خودش را وقف شما کند. اما واقعیت این است که ادامه این وضعیت یا شدت گرفتن آن می تواند خطرناک باشد و رابطه شما را با تهدید جدی مواجه کند. چیزی که به آن حسادت عاشقانه گفته می شود.
طرف مقابل شما خیلی زود احساس می کند دست و پایش را بسته اید و برای فرار از این بند حاضر است هر کاری بکند. هیچ کس دوست ندارد یک نفر به او مدام بگوید چه کاری را انجام دهد، با چه کسانی گفتگو کند، حریم شخصی اش را کوچکتر کند و مدام مجبور باشد دلخوری های بی اساس حسدورزانه را رفع و رجوع کند.
خود شما هم اگر دچار حسادت باشید، بدون شک احساس خواهید کرد که آب خوش از گلویتان پایین نمی رود و مدام در حال بی توجهی دیدن هستید؛ بدون آن که سزاوار آن باشید. در واقع به اشتباه حس می کنید عشق فراوانتان بی پاسخ گذاشته شده و همسر شما حاضر نیست بفهمد که شما او را تمام و کمال می خواهید!بنابراین می بینید که در این کشاکش که دو طرف از همدیگر دلخور هستند، آتش یک حسادت عاشقانه رابطه را از بیخ و بن می سوزاند.
روان شناسان خانواده، در سراسر جهان برای مقابله با این حسادت ها استفاده از راهکارهای زیر را توصیه می کنند.
1) حسادت تان را انکار نکنید و سعی به مبارزه با آن کنید. فرض کنید به این نتیجه برسید فرد بددل و حسودی هستید. هر چند قبول این امر آسان نخواهد بود، اما شما فقط وقتی می توانید مشکل را حل کنید که این حس را در درون تان بپذیرید. یکی از بزرگ ترین اشتباهات، مخفی کردن بددلی و حسادت هنگامی است که آن را شدیدا احساس می کنید.
2) یکی از راه های کاهش حسادت کاهش ناامنی و عدم اطمینان است. اگر شما در ارتباط با همسرتان احساس ناامنی می کنید، به احتمال بسیار به همسرتان شک می کنید. سعی کنید هر کاری که لازم است انجام دهید تا این احساس را نداشته باشید. هنگامی که هدف شما اجتناب از ناامنی باشد، قادر خواهید بود با اشتباهات و استنباط نادرست برخوردی مناسب کنید. مهم است مشخص کنید مشتاق به انجام چه کاری هستید و چه کاری را نمی خواهید انجام دهید.
3) از خودتان بپرسید در مورد چه چیز احساس ناامنی می کنید. آیا احساس می کنید زیبا یا جذاب نیستید و ممکن است همسرتان از شما خسته شود؟ آیا به عشق و علاقه ی همسر خود شک دارید؟ وقتی دریافتید چه مسئله ای شما را ناراحت می کند، بهتر می توانید با ترس های خود مقابله و این سوال را مطرح کنید که آیا ترس های شما واقعی هستند یا نه. خیلی عادی است در رابطه ای که علاقه ی ما بیشتر از طرف مقابل است و طرف مقابل در گذشته روابط زیادی را تجربه کرده است احساس ناامنی کنیم. اگر مراوده نیز ایده آل نباشد یا طرف مقابل قادر به بیان علاقه نباشد، به راحتی احساس ناامنی ایجاد می شود.
نگاهی به همه ی چیزهایی که موجب حسادت و بددلی شما می شود بیندازید و از خود بپرسید خطر تا چه حد واقعی است؟ چه مدرکی دارید که رابطه ی شما در خطر است؟ آیا رفتار شما موقعیت را بدتر نمی کند؟
4) اعتماد به نفس تان را بالا ببرید. بیشتر بددلی ها از عدم اعتماد به نفس ایجاد می
شود. بهترین راه جلوگیری از این احساس مخرب بالا بردن اعتماد به نفس است. افرادی که
حسادت بیمارگونه دارند غالبا بسیار در روابط سرمایه گذاری کرده اند و هویت خود را
در محبت همسر می بینند.
شما باید همسر خود را فرد جدایی ببینید که نمی توان مجبورش کرد شما را دوست داشته باشد و اگر او شما را دوست دارد، به خاطر این است که او این چنین می خواهد. اعتماد به نفس باید قبل از جدایی ساخته شود، نه بعد از آن.
5) نگاهی به همه ی چیزهایی که موجب حسادت و بددلی شما می شود بیندازید و از خود بپرسید خطر تا چه حد واقعی است؟ چه مدرکی دارید که رابطه ی شما در خطر است؟ آیا رفتار شما موقعیت را بدتر نمی کند؟ آیا دیگران هم فکر می کنند این رابطه واقعا متزلزل است و ترس شما از ویران شدن رابطه تان طبیعی است؟
6) از یک روان شناس کمک بگیرید. اگر نسبت به همسرتان بددل هستید و به او حسادت می کنید، به یک روان شناس مراجعه کنید تا با کمک او موفق به برطرف کردن مشکل تان شوید. اگر هم خودتان هم دچار این مشکل نیستید و همسرتان نسبت به شما شک و بددلی دارد با ملاطفت از او بخواهید همراه شما نزد یک روان شناس بیاید و اگر قبول نکرد از واسطه ای که مورد اعتماد همسرتان است بخواهید او را راضی به انجام این کار کند.
تربیت است و هزار تکنیک و هزار تدبیر. اما به نظر شما تدبیرهای صحیح و پرکاربرد کدامند. با کدامین روش می توانیم رفتارهای مثبت را ایجاد کنیم، آنها را تقویت کنیم تا افزایش یابد و با کدامین روش ها می توانیم رفتارهای منفی را به حداقل و سطح مطلوب برسانیم. بسیاری از والدین فکر می کنند که برای حذف و کاهش هر نوع رفتار غیرمطلوب که مورد دلخواه آنان نیست و یا به مصلحت تربیت کودک نمی دانند باید از طریق روش هایی اقدام کنند که با ایجاد خاطره ای منفی یا مقدار کمی از آسیب روحی او را مجبور به ترک عمل ناشایست کنند. اما روانشناسان روش هایی را پیشنهاد می کنند که می توان آنها را روش مثبت برای کاهش رفتار دانست. روش هایی که ما به تشویق می پردازیم اما تشویق رفتارهایی خاص . در این مبحث سعی داریم چهار روش را به شما معرفی کنیم که در ظاهر تشویق کننده است اما می تواند رفتارهایی را به اتمام برسانند. این تکنیک ها عبارتند از: 1- تقویت تفکیکی نرخ های کم رفتار 2- تقویت تفکیکی رفتارهای دیگر 3- تقویت تفکیکی رفتار ناهمساز 4- اشباع
لازم به تذکر است که هرگونه تشویق کردن و استراتژی که رفتاری را در فرد افزایش
دهد در روانشناسی به تقویت مشهور است.
کودک
1- تقویت
تفکیکی نرخ های کم رفتار: در این روش ابتدا سعی کنید رفتاری را که تمایل دارید در
کودک خود کاهش دهید به طور مشخص برای خود تعریف نمایید. به علاوه میزان حضور مطلوب
این رفتار نیز از نظر والدین باید مشخص شود و سپس به کودک توصیه شود که رفتار خود
را تا میزان مطلوب آن کاهش دهد تا جایزه بگیرد یا به اصطلاح تقویت شود. همچنین می
توانید به جای تعداد دفعات تکرار رفتار به فواصل رفتاری تکیه کنید و او را تشویق
کنید تا حداقل رفتار خود را در فاصله زمانی معین بروز دهد. فرض کنید کودک شما عادت
دارد تا در حین مطالعه دروس به بازی، سرگرمی یا صحبت کردن بپردازد. این رفتار در
صورتی که به اندازه باشد نامطلوب نیست لذا به فرزندتان توصیه می کنید در صورتی که
پس از هر 45 دقیقه مشق نوشتن به فعالیت های غیردرسی بپردازد مورد تشویق قرار می
گیرد. در این صورت شما به این نوع تقویت تفکیکی با شرط زمان پرداخته اید. در نوع
تقویت پاسخدهی با نرخ کم شما می توانید به فرزند خود در صورتی تقویت ارائه دهید که
به عنوان مثال در کل زمان مطالعه خود در یک روز چهار بار به فعالیت غیردرسی بپردازد.
تاثیر کلی این نوع روش به آرامی ظاهر می شود و تا کاهش رفتار باید بردبار بود.
2- تقویت تفکیکی رفتارهای دیگر: در این روش برای حذف رفتار نامطلوب به فرزندتان می آموزید که در صورت انجام دادن رفتارهای دیگر به جز رفتار نامطلوب مورد نظر مورد تشویق قرار گیرد. فرض کنید کودکی که در کلاس درس زیاد صحبت می کند زیاد از سر جایش بلند می شود و ... به او می گویید در صورتی که در طول یک ساعت درسی رفتار خاصی را انجام ندهد مورد تشویق شما قرار می گیرد. به این صورت او برای دریافت جایزه رفتار نامطلوب را حذف می کند. تفاوت این روش با روش قبل این است که در مورد اخیر به حذف رفتار می پردازید و در روش قبل رفتار نامطلوب را تنها کاهش می دهید.
نکته خواندنی این است که لازم است زمان حذف رفتار را به تدریج افزایش دهید تا فرزندتان توان عمل کردن به آن را داشته باشد. مثلاً اگر می خواهید بدخطی را در کودک خود حذف کنید ابتدا با نوشتن یک صفحه دیکته خوش خط او را تشویق کنید و سپس به تدریج خوش خطی را در صورت فراگیر شدن در کل تکالیف تقویت کنید. البته عیب این روش این است که:
اول اینکه به او نمی گوییم چه کاری بکن تنها او را از کاری ناپسند دور می کنیم و
دوم اینکه هر رفتار دیگر را بغیر از رفتار مورد پسند تشویق می کنیم و این در حالی
است که ممکن است او به رفتارهای منفی دیگری روی آورد. مثلا در مورد صحبت کردن در سر
کلاس ممکن است او برای دریافت تشویق این رفتار را حذف کند اما به رفتار های منفی
دیگری روی آورد.
در روش اشباع ما اجازه می دهیم تا کودک آنقدر به رفتار خود ادامه دهد که دیگر
انگیزه ای برای ادامه نداشته باشد در این صورت به سیری خواهد رسید.
2- تقویت تفکیکی رفتار ناهمساز: در این روش ما تنها با تشویق کردن رفتاری که با رفتار مشخص مغایرت دارد می خواهیم تا فرزندمان از انجام رفتار خاص نامطلوب برحذر باشد. اگر کودک شما در هنگام بازگشت از مدرسه تاخیر دارد می توانید هر روزی را که بازگشت او به موقع صورت گرفت مورد تشویق قرار دهید. در این روش به دلیل دریافت جایزه و انجام رفتار مطلوب فرزندتان ناچار است تا رفتار نامطلوب را ترک کند.
3- سیری یا اشباع: هر شخصی به این دلیل رفتار خاصی را ادامه می دهد که به نوعی برای او پیامد مثبتی را به دنبال دارد. در روش اشباع ما اجازه می دهیم تا کودک آنقدر به رفتار خود ادامه دهد که دیگر انگیزه ای برای ادامه نداشته باشد در این صورت به سیری خواهد رسید. فرض کنید شخصی که برای انجام عملی خاص سعی دارد با سر و صدا کردن و جیغ و گریه اجازه مادر را کسب کند. در این صورت اگر فرصت دهید تا او به جیغ و گریه ادامه دهد و در قبالش پیامد مثبتی را دریافت نکند و ادامه رفتار برایش جذابیت نداشته باشد به اشباع خواهد رسید. در روش اشباع کودک از خستگی مفرط که ناشی از تکرار زیاد یک عمل است به بی انگیزگی می رسد. البته این روش در مورد رفتارهایی به کار می رود که انجام مکرر آن خود و دیگران را متضرر نسازد و همراه با روش های دیگر می تواند کارساز باشد.