آیا فکر می کنید اینکه فرزند چندم خانواده باشید، می تواند بر شکل گیری شخصیت شما تاثیر گذار باشد؟
* تک فرزندان
نقاط مثبت: این افراد همان ها هستند که دنیا
را متحول می کنند. افرادی تکلیف-گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه شناس، و بسیار
قابل اطمینان می باشند. آنها عاشق واقعیت، افکار و اندیشه ها، و جزئیات هستند. و از
قبول مسئولیت های مختلف واهمه ای ندارند.
نقاط منفی: یکی از خصیصه های منفی این افراد
سرسختی و خشونت شدید آنهاست. کمی کینه ای و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول
اشتباهاتشان سر باز میزنند. به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. در برابر دیگران افرادی
بسیار حساس و نفوذ پذیرند که احساساتشان خیلی زود جریحه دار می شود.
* فرزندان اول خانواده
نقاط مثبت: آنها ذاتاً فرمانده به دنیا آمده
اند. احتمالاً رئیس جمهورها، فضانوردان و مدیرعاملین همه فرزندان اول خانواده هستند.
فکر می کنند که همیشه حق و اولویت در هر کاری با آنهاست. فرزندان اول به دو دسته
تقسیم می شوند: پرورش دهندگان افراد مطیع یا متحول کنندگانی سلطه جو. هر دو یکسان
هستند فقط از متدهای مختلفی استفاده می کنند. معمولاً فرزندان اول خانواده، افرادی
ایرادگیر، مشکل پسند، و دقیق هستند و عاشق توجه به جزئیات مسائلند. افرادی وقت شناس،
منظم، و با کفایتند که دوست دارند همه چیز به بهترین نحو انجام شود. از مسائل
غافلگیر کننده نیز به هیچ وجه خوششان نمی آید.
نقاط منفی: معمولاً این افراد کمی بداخلاق،
ترشرو بی احساس به نظر می آیند. گه گاه به خاطر زورگویی و فشاری که بر سایرین می
آورند، تهدید کننده و رعب آور هستند. چون فکر می کنند که همیشه حق با آنهاست و فقط
خودشان همه چیز را می دانند، به دیگران اطمینان کمی دارند. ریاست مآب، ایرادگیر و
نسبت به اشتباهات حساس و نکته سنج هستند.

*فرزندان وسط خانواده
نقاط مثبت: فرزندان وسطی، افرادی خانواده دوست هستند که دیگران از بودن با
آنها لذت می برند. مهمترین نیاز آنها، آرام نگاه داشتن اقیانوس پرتلاطم زندگی است و
شعار آنها "آرامش به هر قیمتی" است. اینها افرادی بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین
و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به شمار می روند. مهارت زیادی در حل مشکلات
دارند چون همیشه هر دو جنبه ی یک مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال
کنند. همین مسئله باعث می شود که مشاوران و میانجیگران خوبی باشند.
نقاط منفی: نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گری کمتری دارند، اما
دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند-یا حداقل با آنها احساس شادی و
خوشبختی کنند. از آنجا که سعی در راضی نگاه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادی
وابسته تبدیل شوند. نمی توانند خوب تصمیم بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می
شود. همچنین برای شکست و اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.
span style="color: #ff6600;">*فرزندان آخر خانواده
نقاط مثبت: افرادی شاد و سرزنده اند که این
شادی و سرخوشی را با خود همه جا می برند و دیگران را نیز از آن بهره مند می کنند.
مهارت های مردمی آنها بسیار قوی است و عاشق این هستند که دیگران را با حرف ها و
کارهایشان سرگرم کنند. هیچ کس برای آنها غریبه نیست و به سرعت با همه صمیمی می شوند.
افرادی برونگرا هستند که از وجود دیگران انرژی می گیرند. از ریسک کردن واهمه ای
ندارند.
نقاط منفی: خیلی زود خسته می شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان
کوتاه است. افرادی خود گرا هستند. معمولاً به خاطر توقعات غیر واقعیشان از رابطه،
که تصور می کنند در همه ی رابطه ها باید همیشه خوشی و خنده برقرار باشد، رابطه های
زیادی را به فنا می دهند. اما نمی دانند که عمر چنین رابطه هایی بسیار کوتاه است.
1- یک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنید.
۲- آنرا در عدد ۳ ضرب کنید.
۳- حاصل را بعلاوه ۳ کنید.
۴- دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنید.
۵-یک عدد ۲ یا ۳ رقمی بدست آورده اید.
۶-ارقام عدد خود را با هم جمع کنید (مثلا اگر عددتان ۵۲ است ۵ را با ۲ جمع کنید)
حالا با توجه به عدد بدست آمده و لیست زیر ، ببینید الگوی شما در زندگیتان کیست.
۱- انیشتین
۲- نلسون ماندلا
۳- جاکوب زوما
۴- محمد علی کلی
۵- تام کروز
۷- گاندی
۸- براد پیت
۹- غضنفر
۱۰-باراک اوباما
یه روز هم تو می تونی مثل اون بشی ....
باور کن !
اینقدر عددهای متفاوت رو هی امتحان نکن ....
یک تست کوتاه اما جالب :
ابتدا برای چند لحظه به کف دستتان نگاه کنید.
و پس از آن به ناخنهای همان دستتان نگاه کنید.
(تا وقتی این دو کار رو نکردید آخر صفحه رو نخونید، وگرنه ارزشش رو از دست میده. سر کاری نیست)
اگر برای دیدن ناخنهایتان دستتان را برگرداندید و ناخنها را نگاه کردید؛ گفته میشود که انسانی بیشتر منطقی هستید...
ولی اگر برای دیدن ناخنهایتان در همان حال که کف دستتان مقابل شما است، انگشتانتان
را خم کردید و به ناخن هایتان نگاه کردید، بیشتر بر
احساستان تکیه دارید...
یک ساعت قبل از بازی ورزشگاه پر بود. کسی اصلا به این فکر نکرده بود که پرسپولیس
از آخر جدوم سوم است و استقلال از همان سمت هفتم. آمده بودند دربی ببینند. دربی
کهکشانی های میلیاردر را قبل از بازی اصلا از یاد برده بودند همه باخت ها و مساوی
های این چند هفته تیم های شان را. دوباره همان ها که این روزها در دقایق پایانی ،
بی غیرت می خواندن شان را با تمام وجود فریاد می کردند . جمعیت در این روزهای خاص
تهران به دلیل برگزاری اجلاس سران ، از همه ایست بازرسی ها گذشته بودند تا دربی
ببینند.
شروع بازی به رسم همه روزهای معمول بود. از همان گرم کردن دو تیم کری ها شروع شده
بودند. آبی ها از بنگر گل می خواستند و قلعه نویی شان را به اصرار ویژه لیدرها
تشویق می کردند ، اگرچه لباس های استقلال بر تن شان یا شماره ۷ و اسم فرهاد مجیدی
را داشتند و یا شماره ۸ مجتبی جباری پشت شان نقش بسته بود.
در سوی مقابل اما کریمی پرستاره ترین ستاره بود. ستاره محبوب همه جمعیت. مهدوی کیای
شان را هم با تمام وجود دوستش داشتند و با نقش بستن تصویرش روی اسکوربورد چه ها که
برایش نمی کردند.
قلعه نویی که به سمت نیمکت راه افتاد ، صاف رفت به سمت مانوئل دربی باز ، مانوئل که
یکدست قرمز پوشیده بود هم دقایقی با او خوش بش کرد تا دربی رسما آغاز شود. در وسط
زمین ، پرسپولیسی ها نیمی از تاریخ باشگاه شان را به دست داشتند . از عمو محراب
گرفته تا پرویز دهداری ، حمید شیرزادگان ، مجید سبزی ، فریبرز مرادی ، صفر ایرانپاک
و سلیمانی. آنها که دیگر نام شان تنها برای قرمز ها به یادگار مانده و رفته اند به
دیار باقی.
بعد از مراسم مربوط به عکس یادگاری ، کریمی هم سرخ ها را دور هم جمع کرد. حلقه
اتحادشان شکل گرفت و رفتند که شاید پایانی بدهند بر یک سال ناکامی در بازی های لیگ.
استقلالی ها هم که انگار حسودی شان شده بود ، سریع مهدی رحمتی را صدا کردند تا تیمش
را بردارد و پیش شان ببرد که مهدی هم همین کار را برای شان کرد و بعد سوت ترکی بود
برای شروع بازی.
قبل از بازی شاید همه از برتری مطلق استقلال می گفتند. چند لحظه ای هم شرایط به
همین شکل بود اما ورق برگشت. پرسپولیس نبض بازی را در دست گرفت. شوت کریمی ، موقعیت
قاضی ، فرارهای غلام رضایی، ضربه کاشته مهدوی کیا در برابر شوت جانواریو ، موقعیت
برهانی ، شوت نصف و نیمه زندی …
بازی با این اتفاقات در نیمه اول به پایان رسید تا بعد از سوت داور ، قلعه نویی به
سرعت خودش را برساند به ترکی. فریادهای اعتراضش طوری بود که ترکی عصبانی شود اما
مجید صالح سعی کرد داور را آرام کند.
در نیمه دوم، قلعه نویی ایستاده کنار خط ، دست به کمر و با اعصابی که کاملا پیداست
خرد است. برهانی رفته به خط هافبک ، حنیف از خط دفاع رفته به نوک حمله ، درست مثل
آن سال که پورحیدری هاشمی نسب را گذاشته بود نوک حمله و جالب این است که استقلال
فورواردی چون امین منوچهری را نشانده روی نیمکت. این تغییرات امیرخانی بود برای
جبران نیمه اول. نیمه ای که پس از ۱۰ دقیقه اولش دیگر استقلال تیم برتر زمین نبود.
. تغییرات ابتدایی استقلال در شروع نیمه دوم در دقایق آغازین آنها را برتر از
پرسپولیس کرده بود و این برتری اما هرچه دقایق می گذشت کمتر و کمتر می شد تا جانباز
عشق پرسپولیسی که کنار نیمکت این تیم نشسته بود ، با هیجانی بیشتر ، پرچم سرخ در
دستش را تکان دهد. قلعه نویی اما در دقیقه ۵۸ امین منوچهری را به جای حمودی فرستاد
توی زمین تا دوباره بازی را در دست داشته باشد. این تعویض درست وقتی باید انجام می
شد که علی کریمی رفته بود برای کشیدن ضربه کرنر. جایی که تماشاگران پشت دروازه
استقلال داشتند به سوی او بطری آب می انداختند. بازی دقایقی وقفه داشت. تماشاگران
استقلالی داشتند شعارهای منشوری نی دادند. فحش هایی که از کریمی و پرسپولیس شروع شد
و به بنگر رسید . فحش هایی این قدر غلیظ که امیر قلعه نویی ناچار به دخالت شود. بعد
از این جمعیت طرفدار تیم آبی پوش شروع به تشویق تیم شان کردند.
بازی هیجانی دوباره گرفته بود البته این بار روی سکوها ، آبی ها مدام نام دایی را
فریاد می کردند و پرسپولیسی ها هم مجیدی تا تلافی کرده باشند.
بازی به حاشیه کشیده شده بود. حاشیه ای که با از جریان انداختن چند دقیقه ای بازی
قطع شد. آن هم به خاطر پرتاب سنگ به داخل زمین، توسط هواداران هر دو تیم. چند کرنر
و کمی فشار از استقلال ، در ادامه بازی نشان از این داشت که قلعه نویی نمی خواهد
دربی را ببازد. او ساموئل هم به زمین فرستاد اما تعویض دقیقه ۷۷ پرسپولیس کریم
انصاری فرد. بود که شاید بتواند خاطره ایمون زاید را برای قرمز ها تکرار کند.
مانوئل از بین پرسپولیسی ها فقط محمد نوری را فرستاده بود برای گرم کردن و انگار
برنامه ای نداشت برای استفاده از زاید. شاید مانوئل هم شنیده بود محسن ترکی که داور
دربی می شود همین طور خودجوش مردم یادشان می افتد دربی مساوی شود. برای همین زاید
را که پرسپولیسی ها از او گل می خواستند به زمین نمی خواست بفرستد.
سرانجام در دقیقه ۸۷ محمد نوری به جای علی کریمی به زمین آمد تا شاید گره بازی به
دست او باز شود. استقلال هم چند دقیقه قبل از این تعویض پرسپولیس، یک تعویض انجام
داد که رودریگو توزی را به زمین فرستاد.
در دقیقه نود، داور چهارم ۵ دقیقه وقت اضافه اعلام کرد تا شاید در این ۵ دقیقه گلی
رد و بدل شود. اما باز هم گلی زده نشد تا دربی ۷۵ با تساوی بدون گل به پایان برسد.
بسیاری از افراد بر این باورند که افراد کوتاه قد در مقایسه با بلندقدها درآمد
کمتری دارند و اغلب روسای این گروه از افراد قدبلند هستند.بررسیهای انجام شده حاکی
از آن است که بیش از نیمی از افراد در کشور آمریکا به عنوان سرپرست ادارات و سازمانها
منصوب میشوند و بیش از 183 سانتیمتر قد دارند.

اگر تاکنون از شنیدن این همه نتایج غم انگیز درباره عاقبت زندگی افراد کوتاه قد
نا امید نشدهاید،این را هم بدانید که براساس نتایج به دست آمده از تحقیقات انجام
شده توسط محققان دانشگاه جانهاپکینز،در قدبلندها بویژه زنهای قدبلند در مقایسه
احتمال ابتلا به بیماریهای ناشی از زوال عقل کمتر است.
همان طور که محققان دانشگاه جانهاپکینز اعلام کردهاند، آنچه در ابتدا بیان شد موضوعی است که تحقیقات علمی نیز آن را مورد تایید قرار دادهاند.درصورتیکه تغذیه فرد در دو سال اول تولد مناسب نباشد،توانمندیهای ذهنی و جسمی او در زندگی آینده به شدت تحت تاثیر قرارگرفت.بر این اساس به ازای هر 5/2 سانتیمتر افزایش طول زانو احتمال زوال عقل و ابتلا به بیماریهایی نظیر آلزایمر 16 درصد کاهش خواهد یافت،گر چه در مردان نیز احتمال ابتلا به این گروه از بیماریها با افزایش قد،کاهش خواهد یافت اما با توجه به اینکه مردان و زنان از نظر رژیم غذایی بهینه با هم متفاوت هستند،کاهش میزان ابتلا به بیماریها در میان آنها متفاوت خواهد بود.
جالب است بدانید که افرادی که حتی در سن نوجوانی در مقایسه با دیگر همسالان
خود،کوتاه قدتر بودهاند نیز از این قاعده مستثنی نخواهند بود.بنابراین اگر دو فرد
هم قد را مورد مقایسه قرار دهیم متوجه میشویم که درآمد یکی از آنها که در سن
نوجوانی کوتاهقدتر بوده است 5/1 تا 2 درصد کمتر از دیگری خواهد بود.شاید این طور
به نظر برسد که معمولا افراد کوتاه قد کمتر در فعالیتهای اجتماعی مشارکت داشته و
بنابراین مهارتهای اجتماعی کمتری را کسب خواهند کرد.
اما باید پذیرفت که علیرغم وجود شواهد علمی برای تایید این نـظـریـه، راهـکـارهـای
مـخـتـلـفی نظیر رژیم غذایی مناسب،فعالیتهای فیزیکی و برقراری روابط اجتماعی در
زندگی وجود دارند که میتوان از آنها برای کاهش خطر احتمال ابتلا به بیماریهای
ذهنی و آلزایمر استفاده کرد.این در حالی است که در برخی از افراد کوتاه قد،جهش
ژنتیکی نادری رخ میدهد که منجر به افزایش طول عمر آنها خواهد شد. این ناهنجاری
روشی که سلولهای بدن آن را برای استفاده از عامل رشد هورمون شبیه به انسولین به
کار میبرند تحت تاثیر قرار میدهد.در حالی که این عامل رشد،نقش بسیار مهمی در رشد
فرد در دوران کودکی داشته و از آن به عنوان یک راهکار منحصر به فرد برای افزایش حجم
ماهیچهها و عضلات بدن، جلوگیری از مرگ سلولها و کاهش تجمع چربی در بدن استفاده میکنند.