رابطه هوش فرزندان و ثروت خانواده‌ها

رابطه هوش فرزندان و ثروت خانواده‌ها

نتایج یک تحقیق علمی نشان می‌دهد، اختلاف در میزان هوش، فرزندان خانواده‏های فقیر را از فرزندان خانواده‌های مرفه متمایز می‌سازد. این کشف می‌تواند منجر به شناسائی شیوه‌هائی برای بهبود فرآیند یادگیری در کودکانی باشد که در خانواده‌های محروم بسر می‌برند و از دایره فعالیت کمتری برخوردارند.

نتیجه حاصل از انجام تست‌های هوش و همینطور امتحانات برگزارشده در مدارس نشان می‌دهد که کودکانی که خانواده‌های آنها درآمد بیشتری داشته و از تحصیلات بالاتری نیز برخوردار هستند، درمقایسه با کودکان هم سن و سال خود که از مزایای کمتری برخوردارند، عملکرد بهتری داشته‌اند. شاید دلیل چنین اختلافی دسترسی آسانتر و بهتر کودکان دسته اول به کتاب و اسباب بازی‌های آموزشی و همینطور دور بودن نسبی محیط زندگی آنها از تنش‌ها و فشارهای عصبی باشد.

مارک کیشیاما در دانشگاه کالیفرنیا برکلی و همکارانش بمنظور کشف پایه و اساس عصبی برای اختلاف موجود، دست به ردیابی فعالیت‌های مغزی در گروهی از کودکان بین 7 تا 13 سال زدند. در این آزمایش از کودکان خواسته شده بود اشکال بعضی از اشیاء که استفاده زیادی ندارند را شناسائی کنند. تقریبا عملکرد همه کودکان خوب بود، اما کودکانی که به خانواده‌هائی با موقعیت اجتماعی و اقتصادی پائین تعلق داشتند فعالیت کمتری را در قسمت کورتکس پیش مغزی نشان دادند. این قسمت از مغز میزان توجه و تمرکز شخص را کنترل می کند و به منابع اطلاعاتی مغز اختصاص دارد.

کیشیاما اظهار می‌دارد که کاهش موجود در فعالیت میتواند پایه و اساس عملکرد ضعیف کودکان بهنگام انجام کارهای مشکلتری که نیاز به فهم و ادراک بیشتری دارند را تشکیل دهد. او توصیه می کند برای تقویت و فعال شدن این بخش از مغز در کودکان باید انجام بعضی از کارها را به آنها واگذار کرد. بررسی‌های انجام شده در قالب ام.آر.آی هیچگونه تفاوت ساختاری را مابین این دو گروه نشان نمی‌دهد و گویای این واقعیت است که چنین تفاوتی نمیتواند دائمی و پایدار باشد. مقاله تفصیلی مربوط به تحقیق مذکور در نشریه کگنیتیو نوروساینس بچاپ خواهد رسید.

بچه ها حرف بزرگترها را چگونه تفسیر می کنند؟

بچه ها حرف بزرگترها را چگونه تفسیر می کنند؟

پدر و مادر، معلم، پرستار کودک یا هر فرد دیگری که با کودکان در تماس است، خوب می داند که ارتباط برقرار کردن با کودکان کار دشواری است...

دنیای کودکان و برداشت هایی که از صحبت های ما بزرگ تر ها دارند، بسیار متفاوت با آن چیزی است که ما در ذهن داریم. کودکان نمی توانند مفهوم جملات ما بزرگ ترها را خوب درک کنند و به خاطر همین گاهی از ما فاصله می گیرند. اگر شما از آن پدرومادرهایی هستید که می خواهند کودک شان به بهترین شکل رشد پیدا کند و تربیت شود، بهتر است از به کار بردن عبارات دوپهلو و نامفهوم در برخورد با کودک تان اجتناب کنید. برای مکالمه با او کلمات آسانی را انتخاب کنید و با کلمات سخت، باعث سردرگمی او نشوید. اگر نمی دانید چگونه می توانید این کار را انجام بدهید، با ما همراه شوید. این مطلب نگاهی می اندازد به ۷ عبارت رایجی که والدین در ارتباط با کودکان خود از آنها استفاده می کنند و تعبیری که کودکان از این ۷ عبارت دارند و البته طرز درست تر بیان کردن هر کدام از این عبارات را نیز ذکر می کند.

۱) وقتی به کودک می گویید: «تو بهترینی»؛ او این طور می شنود: «همیشه همین طور باش تا من از تو راضی باشم!»

پس بهتر است به او این را بگویید که: «تو باید به خودت افتخار کنی که این قدر سخت برای رسیدن به هدفت تلاش می کنی.» سال هاست که اعتقاد بیشتر ما بر این پایه استوار است که افزایش حس اعتماد به نفس در کودک نقش مهمی در پیشرفت و موفقیت او دارد. اما امروزه نظر بیشتر متخصصان و روان پزشکان کودک این است که تعریف و تمجید بیش اندازه نتیجه عکس دارد و اگر شما بیش از اندازه از استعدادها و کارهای خوب فرزندتان تعریف کنید، او به مرور زمان تبدیل به فردی بی عرضه و خودخواه می گردد و اعتبار خود را در بین گروه هم سالانش از دست می دهد. اگر شما به دخترتان بگویید: «تو زیباترین دختر کلاس تان هستی» از او فردی خودپسند و مغرور ساخته اید ولی در صورت گفتن این جمله که: «تلاش های فراوان تو برای رسیدن به هدف ها و قله های موفقیت از تو الگویی مناسب برای دیگر دانش آموزان ساخته و من برای کوشش تو در زندگی ارزش قایل هستم.»، شما می توانید حس اعتماد به نفس مثبت و پویا را در فرزندتان تقویت کنید.

۲) وقتی به کودک می گویید: «این چه طرز از حرف زدن است؟»؛ او این طور می شنود: «اصلا نمی خواهم حرف های تو را بشنوم!»

پس بهتر است بگویید: «من خوشحال می شوم وقتی تو برای حرف زدن پیش من می آیی اما این کلماتی که تو برای صحبت کردن از آنها استفاده می کنی نامناسب و اهانت آمیز هستند؛ لطفا دیگر از آنها استفاده نکن.» لازمه اینکه فرزندان از کلمات معقول و مناسب در خانه یا محیط های دیگر استفاده کنند، این است که والدین شان از به کار بردن جملات و کلمات رکیک نسبت به آنها یا دیگران خودداری کنند. شما نمی توانید توقع داشته باشید در حالی که خودتان به زمین و زمان بد و بیراه می گویید فرزندتان کاملا مؤدب و متین باشد. بنابراین اولین قدم در راستای اصلاح گفتاری فرزندان، والدین هستند.

۳) وقتی به کودک می گویید: «من نمی توانم این را برای تو بخرم»؛ او این طور می شنود: «پول چاره همه مشکلات است!»

بهتر است بگویید: «فروشگاه ها پر از اسباب بازی های مختلف و بزرگ و کوچک هستند که ما خیلی از آنها را در خانه مان داریم و دیگر جایی برای نگهداری چیزهای جدید برای مان باقی نمانده. اینکه ما تصمیم بگیریم هر چیز قشنگی که دیدیم بخریم و با خودمان به خانه ببریم درست نیست. آن وقت دیگر جایی برای خودمان در خانه باقی نمی ماند.» آیا فرزند شما واقعا به یک بازی کامپیوتری یا عروسک بیشتر نیاز دارد؟ البته که نه. اما با تکرار اینکه پول کافی برای خرید کالای مورد علاقه فرزندتان را ندارید، کم کم به او القا می کنید که پول منبع رسیدن به تمام چیزهای خوب و دوست داشتنی در زندگی است. حتی اگر شما شرایط مالی مناسب برای برآورده کردن تمام نیازهای مادی کودک تان را هم داشته باشید، نباید این کار را بکنید زیرا با این کار افراط و زیاده روی را به فرزندتان آموخته و داشتن حس سپاس گزاری و تشکر را از او سلب نموده اید. هیچ گاه هم این نکته مهم را فراموش نکنید که مسایل مادی نباید تنها پل ارتباطی بین فرزندان با شما باشد.

۴) وقتی به کودک می گویید: «نگران نباش، درست می شه»؛ او این طور می شنود: «قیافه ات داد می زند که نگرانی!»

بهتر است بگویید: «من که بالاخره می فهمم چه اتفاقی افتاده است. پس بهتر است بیایی تا در موردش با هم حرف بزنیم، شاید بتوانیم به نتیجه ای برسیم که تو را آرام کند.» وقتی که کودکی ناراحت و غمگین از شکست در یک مسابقه محلی یا درگیر شدن با یکی از دوستانش به خانه برمی گردد، وظیفه والدین اش دلداری دادن و ابراز هم دردی با اوست. هر چند که شما بدانید مشکلی که برای فرزندتان به وجود آمده بی اهمیت و کوچک است و او خیلی آن را مهم شمرده، باز هم نباید مشکل اش را بی ارزش به حساب آورید و با گفتن جملاتی مانند: «بی خیال بابا، حالا مگه چی شده؟!»، ناراحتی او را به تمسخر بگیرید؛ بلکه باید شرایطی را فراهم آورید تا فرزندتان بتواند احساسات خودش را برای شما شرح دهد و بتواند از طریق صحبت کردن و درد دل با شما کمی بار غم و غصه را از روی دوش خودش بردارد. به عبارتی دیگر، والدین هرگز نباید بگذارند فرزندشان در غم و افسردگی غوطه ور شود. سوالاتی مانند: «فکر می کنی چرا این اتفاق افتاد؟» یا «نظری در مورد اینکه دفعه بعد بتوانی بهترین کار را انجام بدهی، نداری؟»، می تواند به کودک شما یادآوری کند که او به صحبت کردن در مورد وضعیتی که به وجود آمده نیاز دارد.

۵) وقتی به کودک می گویید: «با غریبه ها حرف نزن»؛ او این طور می شنود: «همه غریبه ها قصدشان صدمه زدن به توست!»

بهتر است بگویید: «با کسانی که احساس راحتی با آنها نمی کنی و ضرورتی برای هم کلام شدن با آنها وجود ندارد، حرف نزن.» امروزه کودکان برای پیشبرد امور خود نیاز دارند که با افراد غریبه زیادی مانند مغازه دار، صندوق دار فروشگاه، راننده اتوبوس یا تاکسی یا حتی دکتر یا دندانپزشک شان صحبت کنند. بنابراین گفتن این جمله که با غریبه ها حرف نزن، کاملا بیهوده و غیرعملی است چون شما نمی توانید لیست خاصی از افراد تهیه کنید و به فرزندتان بگویید که مثلا با این گروه از افراد می توانی صحبت کنی و با این گروه نه. پس چاره چیست؟ اول اینکه، یک نگاه واقع بینانه و آماری نشان می دهد تعداد کودکانی که در خیابان توسط به اصطلاح بچه دزدها ربوده شده اند، یک درصد و حتی کمتر از آن است. مطالعات نشان داده اند که اذیت و آزاری که برخی کودکان می بینند بیشتر از جانب آشنایان به خصوص والدین یا خواهر و برادرهای بزرگ تر شان است (نه غریبه ها)، بنابراین به جای منع کردن فرزندتان از حرف زدن با افراد ناآشنا بهتر است به او آموزش دهید که با افرادی که احساس راحتی با آنها نمی کند و ضرورتی برای هم کلامی با آنها ندارد، صحبت نکند. دومین و مهم ترین نکته هم این است که والدینی که فرزندشان زیاد با اینترنت کار می کند و وارد چت روم ها شده و با دوستان جدیدی آشنا می شود باید هشدارهای لازم را به کودک شان بدهند که اطلاعات ضروری مانند نام خانوادگی، آدرس منزل یا مدرسه یا شماره تلفن خود را در اختیار دیگران قرار ندهند تا از آنها سوءاستفاده نشود.

۶) وقتی به کودک می گویید: «اسباب بازی های ات را با پسرعموی ات تقسیم کن»؛ او این طور می شنود: «تو باید حق خودت را به دیگران ببخشی!»

بهتر است بگویید: «پسر عموی تو دوست دارد چند دقیقه با ماشین مسابقه ای تو بازی کند اما چون متعلق به توست و تو صاحب اش هستی، حتما آن را به تو پس خواهد داد.» اگر کمی واقع بین باشید می بینید که شما به هیچ عنوان سوییچ ماشین خود را به بیرون پرتاب نمی کنید یا روی آن جا نمی گذارید تا هر کسی که دوست داشت بتواند از آن استفاده کند. پس چه طور توقع دارید که فرزندتان به راحتی از کنار قطار، هواپیما، خرس یا عروسک مورد علاقه اش بگذرد و آن را به دیگران ببخشد؟ اگر تقاضای مکرر شما برای تقسیم کردن وسایل کودک تان با دیگران زیاد باشد، فرزندتان به نوعی دچار حس گریز از جمع می شود و از بچه ها و افراد دیگر متنفر می گردد. او خود را با بچه های دیگر وفق نمی دهد تا مجبور نباشد وسایل اش را با آنها تقسیم کند و این یک امر طبیعی برای بچه های تا سن ۸ سال و حتی بیشتر است. با تمام این حرف ها، شما دو راه پیش رو دارید: اول اینکه فرزندتان را مطمئن کنید که دوستش بعد از کمی بازی وسیله اش را به او بازخواهد گرداند و دوم اینکه روی اسباب بازی های فرزندتان اسم بگذارید. با این حساب شما به جای اینکه مثلا بگویید: «آرش، خرس ات را بده.»، می گویید: «آرش، تدی را چند لحظه به نیما قرض می دهی؟» در این صورت فرزندتان دیگر احساس نمی کند که حق و حقوق و مالکیت اش نسبت به اموالش پایمال شده.

۷) وقتی به کودک می گویید: «این چه کارهایی است که می کنی؟»؛ او این طور می شنود: «باز هم اشتباه کردی!»

بهتر است بگویید: «من فکر می کنم دیر آمدن تو به خانه به خاطر این باشد که به تو خیلی در مهمانی خوش گذشته و بنابراین زمان را فراموش کرده ای اما عزیزم، این کار درستی نیست. ما خیلی نگران شدیم.» برخی از والدین با سوالات زیاد و گوناگون فرزندان خود را در مقابل اشتباه شان به طور مستقیم مورد سرزنش قرار می دهند: «فکر نمی کنی وقتی به خانه می آیی باید لباس هایت را روی جالباسی قرار دهی؟... ببین با خواهرت چه کرده ای؟» می تواند از شما پدر یا مادری دیکتاتور در ذهن کودک بسازد. بهتر است اشتباه فرزندتان را با آرامش به او گوشزد کنید تا او نسبت به انجام آن کار پشیمان و شرمنده باشد، نه گستاخ. مثلا بگویید: «درست است که خواهرش بدون اجازه اسباب بازی او را برداشت ولی نمی دانم کتک زدن یک دختربچه آن هم توسط برادر بزرگ ترش که باید حامی اش باشد، کار درستی بوده یا نه؟» مطمئن باشید که با این جملات فرزند عصبانی شما شرمگین شده و برای عذرخواهی اقدام خواهد کرد اما همیشه هم فرزندتان را در همه امور مقصر ندانید تا از کینه ای یا سرخورده شدن او جلوگیری به عمل آورید.

چند سالگی،سن اجتماعی شدن کودک است؟

چند سالگی،سن اجتماعی شدن کودک است؟

آیا میدانید از چه سنی،کودک تمایل به فعالیت های اجتماعی دارد؟

اجتماعی شدن بچه ها از 3سالگی به بعد اتفاق می افتد. با توجه به اینکه انسان موجودی اجتماعی است همه انسان ها از جمله کودکان ما نیازمند جامعه و تعامل با هم سالان خود هستند....

حضور بچه ها در مهدکودک این فرصت را برای اجتماعی شدن و برقراری ارتباطات سالم با هم سالان آنها فراهم می کند. قبل از 3سالگی اجتماعی بودن و دوست شدن برای بچه ها مفهومی ندارد اما از 3سالگی به بعد کم کم کودکان با هم تعامل برقرار می کنند.
همه تعاملات نام دوستی ندارند اما مواردی هم داریم که بین بچه ها پیوندهای عاطفی برقرار می کند. مهدکودک این فرصت را برای تجربه ارتباطات و تعاملات اجتماعی در اختیار آنها می گذارد. الگوی معاملات در دوران کودکی می تواند نشان دهنده تعاملات آنها در بزرگسالی باشد.
حضور بچه ها در گروه های کوچک و انجام بازی های گروهی و فعالیت های آموزشی گروهی به بچه ها برای برقراری این ارتباط کمک می کند و مربیان مهدها نقش مهمی در برقراری این روابط دارند، حتی نقش آنها بسیار بیشتر از والدین است.
کودکانی که در مهد حضور ندارند، وظیفه والدین آنهاست که امکان برقراری این روابط را برای بچه ها فراهم کنند. در پارک ها، تعامل با همسایه ها انجام می پذیرد. اگر در همسایگی ما کودکی هم سن فرزند ما حضور دارد، خیلی خوب است که ما به عنوان والدین امکان آشنایی و بازی آنها را با هم فراهم کنیم. افرادی که پیوند عمیق دوستی در بزرگسالی دارند و قادر به برقراری روابط عمیق هستند، این تجربیات را از دوران کودکی کسب کرده اند. طبیعی است عمق روابط دوستی در کودکان زیاد نیست و آنها ممکن است هر روز با کسی دوست شوند اما هر چه سن بالاتر می رود و سازگاری کودکان تقویت می شود، آنها می توانند دوستی عمیق تر، باثبات تر و موفق تری داشته باشند.

چند توصیه جالب غذایی برای کودکان بد غذا

چند توصیه جالب غذایی برای کودکان بد غذا

بسیاری از والدین از بی‌میلی به غذا و کم اشتهایی کودکان خود رنج می‌برند.

به گزارش ایسنا، بی‌اشتهایی یا بد غذایی کودک یکی از مشکلات جدی تغذیه‌ای است چرا که ممکن است منجر به سوء تغذیه جدی شود. بنابراین باید دانست تنها گرسنگی نیست که کودک را به سوی غذا می‌کشاند و یا فقط سیر بودن موجب دوری از غذا نمی‌شود بلکه عوامل گوناگونی مانند عادت‌های خانواده و آموزش‌هایی که کودک در خانواده فرا گرفته است بر اشتهای کودک تاثیر می‌گذارند.

استقلال طلبی و رشد ذهنی یکی از شاخص‌های اصلی دوران کودکی است که با ایجاد تغییرات شخصیتی در این دوران نسبت به سنین پایین‌تر همراه است. این مسئله می‌تواند با ایجاد روحیه استقلال طلبی در کودکان موجب بی‌نظمی در عادات غذایی آنها شود.

امروزه تغذیه کودک خیلی آسان نیست ممکن است کودکان نوپا یا پیش دبستانی یک غذا را سه روز پیاپی بخورند و روز چهارم از خوردن آن خودداری کنند و حتی حاضر به چشیدن آن هم نشوند. این مسئله نشان دهنده نداشتن یک الگوی غذایی مشخص در این کودکان است و ناشی از حس استقلال طلبی و میل به انتخاب غذا توسط خود آنهاست.

با توجه به نقش رفتار مادر در شکل‌گیری عادات غذایی کودک به منظور کاهش مشکل بدغذایی کوکان، توجه به برخی نکات تغذیه‌ای ضروری است.

نکاتی که والدین در غذا دادن به کودکان بد غذا و کم اشتها باید رعایت کنند:

- کودک برای خوردن باید احساس گرسنگی کند. فعالیت پیش از غذا، مصرف نکردن شیرینی، شربت و مایعات شیرین در بین وعده‌های غذایی و خواب آلوده نبودن به این امر کمک می‌کند.

- از غذاهای مورد علاقه آنها استفاده شود.

- در دادن غذا به کودک باید صبور بود.

- باید هنگام غذا دادن به کودک با او صحبت کرد و او را به خوردن غذا تشویق کرد.

- زمان خوردن غذا را می‌توان با ابراز محبت برای کودک لذت بخش کرد.

- در زمانی که کودک با علاقه غذا می‌خورد می‌توان از او تعریف و تمجید کرد.

- غذای کودک را باید به روش‌های مختلف همچون دادن غذای جدید، تغییر در ترکیب غذاها، مزه، بافت، نحوه طبخ، تزئین غذاها به شکل حیوانات، گل و عروسک و استفاده از بشقاب‌های رنگین متنوع کرد.

- در صورت امتناع از غذا، می‌توان آن را با غذای مورد علاقه‌اش مخلوط کرد یا آن را در فرصتی دیگر امتحان کرد.

- سفره غذای کودک در محیطی تمیز، آرام، دوستانه، راحت، مطمئن و همراه با دیگران باشد.

- ساعات برنامه غذایی کودک متغیر نباشد، باید فاصله زمانی بین مصرف میان وعده را با وعده اصلی رعایت کرد.

- در زمان غذاخوردن، کودک نباید خیلی گرسنه یا خیلی خسته باشد.

- باید اجازه داد کودک خود در مورد سیرشدنش تصمیم بگیرد. اگر در یک وعده مقدار کمتری غذا بخورد مسلما در وعده دیگر جبران خواهد کرد.

- غذاها را نباید خیلی زود و براساس تمایل کودک عوض کرد.

- برای خوردن غذا جایزه در نظرگرفته نشود.

- نباید انتظار داشت کودک خیلی تمیز و مرتب مطابق با خواسته شما غذا بخورد. ریخت و پاش غذا را می‌توان با ملایمت و به تدریج محدود کرد.

پیشنهاد غذاهای جدید

بهترین راه پیشنهاد دادن غذای جدید این است که مادر غذا را درست کرده و مقدار کمی در کنار بشقاب کودک بگذارد و اجازه دهد کودک غذا را بچشد و اگر دوست نداشت آن را از دهانش درآورده و در کنار بشقابش بگذارد. اگر کودک دوست داشت به عنوان جایزه، یک نوع غذای مورد علاقه او را درست کنید. مدت زیادی طول می‌کشد که کودک غذای جدید را دوست داشت باشد. اگر کودک غذایی را دوست نداشت غذا را چند روز بعد دوباره به او بدهید.

‌ استفاده از غذاهای متنوع

غذاهایی که مادر برای کودک تهیه می‌کند باید شامل هر چهار گروه غذایی باشد. اجازه دهید کودک انواع مختلف غذا را امتحان کند حتی اگر مادر آن غذا را دوست ندارد. کودک احتیاج به تصمیم‌گیری در مورد انتخاب غذای مورد علاقه خود دارد. همچنین مادر نباید انتظار داشته باشد کودک غذاهای متنوع را دوست داشته باشد.

زمان مناسب برای غذا دادن به کودک

وقتی به کودکان نوپا و پیش‌دبستانی، وعده اصلی و میان وعده غذایی در زمان منظم داده شود، بهتر می‌پذیرند؛ پس اجازه بدهید کودک در زمان‌های معین غذا بخورد. لازم است وعده‌های اصلی با میان وعده حدود دو تا سه ساعت فاصله داشته باشند. برنامه غذایی کودک را طوری تنظیم کنید که با برنامه غذایی خانواده یکسان باشد.

برای خوردن غذا هیچ اصراری نکنید. غذا را روی میز یا سر سفره در یک جای مناسب گذاشته و پیشنهاد کنید غذا را بخورد. در موقع غذا خوردن تلویزیون را خاموش و وسایل بازی او را جمع کنید. اجازه بدهید کودک از راهی که دوست دارد غذا را بخورد. در هنگام غذا خوردن در کنار کودک نشسته و در مورد غذا و اینکه چه غذایی را برای ناهار یا شام روز بعد دوست دارد صحبت کنید.

‌ اگر کودکتان شیر نمی‌خورد؛‌ ماست را جانشین شیر کنید و دوغ و ماست را در وعده‌های غذایی او بگنجانید.

- در بعضی از غذاها از شیر استفاده کنید. مثلا آرد و کره و شیر را به سوپ اضافه کنید یا به او شیربرنج یا فرنی بدهید.

- شیرخوردن به مقدار کم را تدریجا با او امتحان کنید.

اگر کودکتان سبزی یا میوه نمی‌خورد؛ ممکن است در این سن یک نوع میوه یا سبزی را نخورند. هرکدام را که بهتر می‌خورند بیشتر بدهید اما گه گاه آنهایی را که نمی‌خورند دوباره امتحان و پیشنهاد کنید.

- سبزی‌هایی مانند کرفس و هویج را بپزید (له نشود بلکه کمی ترد باشد) و بگذارید کودک آن را با دست بردارد و بخورد.

- کمی ماست چکیده بر روی سبزی‌های پخته بریزید یا سبزی را با نان و پنیر به او بدهید.

- اگر میوه نمی‌خورد آن را رنده یا به تکه‌های کوچک تقسیم کنید و با کمی خامه به او بدهید.

اگر کودکتان شیرینی زیاد می‌خورد؛ خرید شیرینی و درست کردن غذاهای شیرین را کاهش دهید.

- در تهیه غذاهای شیرین، شکر کمتری استفاده کنید.

- موادی مانند بستنی و شکلات را به عنوان جایزه یا هدیه به کودک ندهید.

- مراقب دندان‌های کودک باشید و پس از مصرف مواد شیرین دندان‌های او را مسواک کنید.

اگر کودکتان گوشت تکه‌ای نمی‌خورد؛ گوشت را به قطعات بسیار کوچک و ریز تقسیم کنید که به خوبی پخته و به راحتی خورده شود (مانند حلیم گندم).

- قطعات بسیار ریز گوشت مخلوط با حبوبات را کاملا بپزید و نرم کنید و همراه با یک قاشق غذاخوری روغن‌زیتون و یک قاشق مرباخوری آب لیموترش یا آب نارنج تازه به کودک بدهید.

- گوشت چرخ کرده را به صورت کوفته قلقلی درآورید یا به صورت مخلوط با گوجه‌فرنگی به جای سس روی ماکارونی بریزید.

- کتلت (گوشت، سیب‌زمینی و تخم مرغ) را به اندازه‌های کوچک و زیبا تهیه کنید یا به صورت مخلوط با آب گوجه‌فرنگی و لوبیا و برنج (لوبیا پلو) بپزید.

- از گوشت مرغ یا ماهی استفاده کنید.

- اگر کودک هیچ یک از انواع گوشت را نمی‌خورد از جانشین‌های آن مانند تخم مرغ، عدس، پنیر با بادام یا گردو، لوبیا چیتی پخته، شیر و ماست استفاده کنید.

- برنج را با آب گوشت یا مرغی که می‌پزید به صورت کته نرم با انواع سبزی‌ها یا عدس سرو کنید.

اگر کودک‌تان تخم مرغ سفت شده نمی‌خورد؛‌ تخم مرغ سفت شده را با کمی کره یا شیر نرم کنید.

- زرده و سفیده تخم مرغ را بزنید و داخل سوپ بریزید و بگذارید چند جوش بزند.

- سیب‌زمینی پخته شده و تخم مرغ سفت شده را رنده کنید و به آن کمی کره یا روغن زیتون بزنید، یا به آن ماست و روغن زیتون بزنید یا کمی شیر اضافه کنید.

- تخم مرغ را بزنید و با نصف استکان ماست در ته قابلمه‌ای که برای او کته درست می‌کنید، بریزید.

چگونه فرزندمان را روی صندلی آرایشگاه میخکوب کنیم؟

چگونه فرزندمان را روی صندلی آرایشگاه میخکوب کنیم؟

اگر به کودک تان بگویید که می خواهید او را به آرایشگاه ببرید تا موهایش را کوتاه کند، ممکن است با واکنش غیرمنتظره ای روبه رو شوید...

گاهی هم کودک کنجکاو می شود که بداند آرایشگاه کجاست و با شوق و ذوق تا سالن آرایشگاه همراه تان می آید. اما معمولا به محض دیدن آن محیط شلوغ و پر از آدم غریبه و قرچ قرچ قیچی، واکنش های غیرمنتظره ای از خودش نشان می دهد. شاید هم اجازه بدهد که آرایشگر بدون هیچ دردسری موهایش را کوتاه کند. فکر می کنید در ذهن فرزندتان چه می گذرد که در برخورد با آرایشگر، این رفتار ها را از خود نشان می دهد؟

کودک روی صندلی می نشیند و آرایشگر پیش بند را برایش می بندد. همین موقع است که فرزندتان در ذهن کودکانه اش می اندیشد: «نکند موهایم دیگر درنیاید؟ اصلا این آدم غریبه کیست که نمی گذارد مامان و بابا کنارم باشند؟ چرا موهایم را می کشد؟ نکند گوشم را ببرد و...» پس بهتر است قبل از اینکه کوچولوی تان با این افکار گمراه شود، شرایط لازم برای رفتن به آرایشگاه را برایش فراهم کنید. چگونه؟ با عمل به ۱۰ توصیه زیر:

۱) ابزار آرایشگری برایش بخرید: قبل از بردن فرزندتان به آرایشگاه، همه وسایل مورد استفاده در کوتاه کردن مو را به او معرفی کنید و مراحل کار را برایش توضیح دهید. می توانید با هم به فروشگاه بروید و برای او شانه، قیچی و پیش بندی خوش آب ورنگ و مورد علاقه خودش تهیه کنید.

۲) زمان مناسبی را انتخاب کنید: چه خودتان بخواهید موهای فرزندتان را کوتاه کنید، چه آرایشگر؛ بالاخره باید کودک را به تدریج در جریان قرار دهید تا آمادگی لازم را کسب کند. به هیچ وجه زمان هایی که می دانید فرزندتان خسته و بی حوصله است (مثلا بعدازظهر ها) برایش وقت آرایشگاه نگیرید. ببینید کوچولوی تان کی سرحال تر است. بعد از خوردن یک صبحانه خوشمزه، شاید زمان مناسبی برای آرایشگاه رفتن باشد.

۳) اولین وقت آرایشگاه را بگیرید: اگر اولین بار است که فرزندتان را به آرایشگاه می برید یا او از آرایشگاه و کوتاه شدن موهایش می ترسد، از قبل ذهن او را آماده و به آرایشگاه و زیبا شدن علاقه مندش کنید. به عنوان نمونه، در اینترنت یا مجلات، عکس هایی را از بچه هایی که موهای شان را کوتاه کرده اند، پیدا کنید و به فرزندتان نشان دهید و در مورد هر مدل مو برایش توضیح دهید. می توانید یک داستان زیبا هم درباره کودکی که به آرایشگاه رفته، برایش بسازید یا به او قول بدهید که بعد از کوتاه کردن موهایش با جایزه ای غافلگیرش خواهید کرد.

۴) دختر بچه ها بیشتر دردشان می آید: معمولا موهای دختربچه ها بلندتر از پسربچه هاست. قبل از رفتن به آرایشگاه، فرزندتان را به حمام ببرید و به موهایش نرم کننده بزنید و در آرایشگاه، خودتان موهایش را شانه کنید تا در اثر بی حوصلگی آرایشگر، موهایش کشیده نشود و گریه و بدقلقی و لج بازی های کودکانه آغاز نشود.

۵) مدل مویی مناسب انتخاب کنید: مدل مویی را که در ذهن دارید، به روشنی برای آرایشگر توضیح دهید و اگر مدل مورد نظرتان خیلی عجیب غریب است، حتما تصویری از آن را پیدا کنید یا خودتان برای آرایشگر بکشید. به علاوه، اگر آرایشگر می گوید مدل خاصی که شما می گویید به صورت فرزندتان نمی آید، پافشاری را کنار بگذارید و با مشورت با آرایشگر، مدلی مناسب انتخاب کنید.

۶) وقتی کوچولو می ترسد: حتما آرایشگر با حوصله ای را انتخاب کنید تا اگر فرزندتان از نشستن بر صندلی آرایشگاه ترسید با او کنار بیاید و اجازه دهد کمی در آرایشگاه بماند تا به محیط عادت کند. اگر کودک را به زور بر صندلی بنشانید و موهایش را کوتاه کنید خاطره ای بسیار بد را در ذهنش ثبت خواهید کرد.

۷) دیگران را برایش مثال بزنید: هنگامی که در آرایشگاه هستید، مشتریان را به او نشان دهید و از زیباتر شدن آنها بعد از کوتاهی مو ها تعریف کنید و به او اطمینان بدهید که کوتاه کردن مو خطری برایش ندارد.

۸) اگر راضی نمی شود: اگر فرزندتان تحت هیچ عنوانی اجازه نمی دهد موهایش را کوتاه کنید و با گریه هایش آسایش دیگران را سلب کرده، با او لجبازی نکنید. یادتان باشد فلز تیزی مانند تیغ و قیچی قرار است نزدیک پوستش بیاید. از آرایشگر معذرت خواهی کنید و او را به خانه ببرید و این بار از او بپرسید از چه می ترسد و سعی کنید دلیل ترس هایش را برایش روشن کنید و ترسش را بریزید.

۹) از تجارب دفعه قبل درس بگیرید: قبل از گرفتن وقت مجدد از آرایشگاه، فرزندتان را آماده کنید. بپرسید که دوست دارد شرایط چگونه باشد و تا حد امکان خواسته هایش را برآورده کنید. اگر لازم است می توانید خودتان هم با او موهای تان را کوتاه کنید.

۱۰) نوزادان و نوپایان را چگونه به آرایشگاه ببریم: موهای بلند الکتریسته ساکن دارند و می توانند وز شوند و فرزندتان را ناراحت کنند. پس موهای نوپایتان را زیاد بلند نکنید. موهای نوزاد آنقدر بلند نمی شود که به آرایشگاه احتیاج داشته باشید. می توانید خودتان در خانه جلوی موهای او را کوتاه کنید. از قیچی های خیلی تیز استفاده نکنید. موی نوزاد نرم است و قیچی های کاغذبری برای کوتاه کردن آنها مناسب اند. به علاوه برای اینکه فرزندتان نترسد می توانید وقتی خواب است این کار را انجام دهید.