چطور برای همسرتان فضایی رمانتیک ایجاد کنید

چطور برای همسرتان فضایی رمانتیک ایجاد کنید
 

"عشق افسونی است که می‌تواند گرد و غبار زندگی هر روز را به ابری طلایی تبدیل کند." این عبارت دقیقاً به درستی قدرت عشق را تعریف می‌کند. چه روز سختی پشت رو داشته‌اید، با رئیستان دعوا کرده باشید یا حتی کیف پولتان را گم کرده باشید، وقتی به خانه برمی‌گردید و می‌بینید که همسرتان با لبخندی بر لب و عشقی در چشمانش منتظر شما بوده است، همه آن استرس و اضطراب‌ها ذوب شده و همه سختی‌های زندگی را از یادتان می‌برد. برای بیشتر ما عشق واقعاً سوخت زندگی است. قدرت و توانایی لازم برای جنگیدن با مشکلات روزمره را به ما می‌دهد و کمکمان می‌کند از آنها سربلند بیرون آییم. واقعاً خوش به حال آنهایی که عشق زندگیشان را یافته‌اند. اگر با کسی ازدواج کرده اید و احساس می‌کنید او همانی است که همیشه می‌خواستید، می‌توانید با ایجاد یک فضای رمانتیک او را هم عاشق خودتان کنید. این برای آنهایی که مدت زمان طولانی است عاشق کسی بوده‌اند و می‌خواهند جادوی عشق را دوباره زنده کنند. ایجاد فضای عاشقانه و رمانتیک برای آنها که می‌خواهند یکنواختی زندگی روزمره‌شان را هم از بین ببرند خوب است. برای ایجاد یک فضای رمانتیک نکات زیر را امتحان کنید.

* یکی از مهمترین ابزارهای لازم برای ایجاد یک محیط رمانتیک موسیقی است. درنتیجه وقتی تصمیم دارید چنین فضایی ایجاد کنید یک موسیقی آرام و دلنشین بگذارید.
* وقتی می‌خواهید یک فضای رمانتیک خلق کنید، باید مراقب همه حس‌ها باشید و چه چیز بهتر از سرمست کردن فردمقابل با یک عطر دلپذیر است؟ شمع‌های معطر روشن کنید و حتماً از گل استفاده کنید. این کارها نه تنها حس بویایی او را تحریک می‌کند بلکه برای حس بینایی او نیز خوشایند خواهد بود.
* نوری که برای محیط استفاده می‌کنید نباید خیلی روشن باشد. یک نور کم با شمع‌های معطر عالی خواهد بود. اتاق باید تمیز و مرتب باشد. اگر توانستید کمی هم در دکوراسیون اتاق تغییر ایجاد کنید.
* غذاهایی که استفاده می‌کنید هم باید رمانتیک باشند. یک غذای سبک خوشمزه درست کنید و آن را روی میز گذاشته و میز را به دقت تزئین کنید. رومیزی باید تمیز و زیبا باشد. برای شمع‌ها هم از شمعدان‌های زیبا استفاده کنید.
* همه جا گل بگذارید و تا جایی که می‌توانید اتاق را تزئین کنید. دقت کنید که همه چیز با محیط رمانتیکی که ایجاد کرده‌اید جور و هماهنگ باشد. هر چیزی که حواس بیننده را پرت کند را از آنجا بردارید.
* نوشیدنی بخرید. هیچ چیز نمی‌تواند بیشتر از باز کردن یک شیشه آبمیوه و پر کردن دو گیلاس از آن رمانتیک باشد.
* اگر آشپز خوبی هستید، می‌توانید غذاهایی خوشمزه درست کنید. دسر توت‌فرنگی، توت‌فرنگی با شکلات، و هر غذای خوشمزه دیگر با ظاهر زیبا و جذاب می‌تواند نه‌تنها اشتهای او را تحریک کند، بلکه تحریک‌کننده جنسی هم به شما می‌رود.
* بعد از اینکه همه چیز را آماده کردید، نوبت خودتان است که لباسی جذاب و چشمگیر بپوشید که به رمانتیک بودن محیط جذابیت خاص بدهد.
* در روابط بین زن و شوهر، ماساژ دادن، خوابیدن در وان حمام، پراکنده کردن گل‌های رز روی تختخواب و از این قبیل چیزهایی است که می‌توانید به محیط رمانتیکتان اضافه کنید. با صدایی نرم و جذاب صحبت کنید و نوازش کردن همسرتان را برای افزایش رمانتیک بودن فضا فراموش نکنید.

راهکارهای جلب توجّه همسر در منزل

راهکارهای جلب توجّه همسر در منزل
 

وقتی به خانه برمی گردید، قبل از هر کار نزد او بروید. از او درباره کارهایی که در طی روز انجام داده است؛ سؤال هایی مشخص بکنید، مثلاً بپرسید


آیا امروز به پزشکی که قرار بود مراجعه کنی مراجعه کردی ؟ به منظور بها دادن به خانم ها تقسیم وظایف کرده و مسئولیت انجام کار ها را به او واگذار کنید و پس از انجام دادن آنها از وی تشکّر کنید.


ـ مدت ۲۰ دقیقه با او وقت صرف کنید؛ در این زمان از خواندن روزنامه و یا انجام کارهایی که حواس شما را به آن جلب کرده؛


خودداری کنید، به مناسبت های ویژه و گاهی بدون دلیل مشخص به او شاخه گلی هدیه کنید و یا به مناسبت سال روز ازدواج و یا تولد هدیه ای برای همسرتان بخرید.


ـ از حالت چهره و طرز لباس پوشیدنش تعریف کنید، اگر ناراحت است به احساس او توجه کنید.


ـ وقتی خسته است، به او کمک کنید، اگر دیر به منزل می رسید به او تلفن کنید و دیر آمدن تان را به او اطّلاع دهید.


اگر احساساتش جریحه دار شده با او همدردی کنید. به او بگویید متأسفم که ناراحت هستی بعد سکوت کنید، بگذارید بداند که حال او را درک می کنید.

ـ برای این که ثابت کنید ناراحتی او تقصیر شما نیست، توضیح و راه حل ارائه ندهید.

ـ وقتی از خانه بیرون می روید از او بپرسید؛ آیا لازم است چیزی بخرم ؟ اگر پاسخ مثبت داد، حتماً کالای موردنظرش را خریداری کنید.

روزی چندبار به او بگویید تو را دوست دارم . وقتی از کسی ناراحت است، جانب او را بگیرید.

ـ به همسرخود محبّت کرده و در حضور دیگران به او احترام کنید.

زن و شوهر سنتی یا مدرن

زن و شوهر سنتی یا مدرن
 

منظور از یک زن سنتی ،زنی نیست که بافتنی می بافد ،بلکه زنی است که بافتنی بافتن را یکی از کارهای لازم زنانه می داند که چنانچه زنی آن را بلد نباشد در خور سرزنش است.اما زن مدرن بافتنی می بافد تا یک کار هنری کرده باشد.

زن و شوهر سنتی یا مدرن

زن و شوهر مدرن

بین دو روش سنتی و مدرن ،هیچ کدام نه تایید شده اند و نه قابل رد و تکذیب .بلکه هر دو معایب و محاسنی دارند که اگر از هر کدام خوبهایش را اتخاذ کنیم بهتر است .

سنتی و مدرن بودن ربطی به گذشته و حال ندارد .لزوما کسانی که در قدیم زندگی می کردند، همه سنتی نبودند و کسانی که امروزه مثلا در یک برج بلند در تهران زندگی می کنند ،مدرن نیستند.ضمن آنکه نه سنتی بودن ارزشمند است نه مدرن بودن .بلکه خوشبخت بودن و درست زیستن ارزش است.

هدف از این مقاله نیز طرح دو نوع طرز فکر در زندگی است تا با قیاس آن بتوانیم بهترین راههای زیستن را انتخاب کنیم.

 

سنتی ها بیشتر اسیر غالبها و رسم و رسوماتند. انعطاف پذیری کمتر ولی جدیت و مقاومت بیشتری دارند .در بین سنتی ها کمتر کسی پیدا می شود که جرات غالب شکنی و ابداع طرحی نو برای زندگی داشته باشد .اما مدرنها جسورتر و خلاق ترند .همین جسارت، اگر چه توانسته خیلی از قید و بندهای غیر ضروری را از دست و پای زندگیشان باز کند تا راحتتر به فعالیتهای مفید بپردازند ،از میزان خویشتنداری و مدارای آنها با دیگران نیز کاسته است .لذا قطع روابط فامیلی و عدم رسیدگی به اقوام را در بین مدرنها بیشتر شاهدیم.

مدرنها باید ضرورت با هم زیستن و مدارا را درک کنند تا از پیوندهای فامیلی بهتری برخوردار باشند.می توانند به جهت حفظ احترام دیگران و پرهیز از اختلافات تفرقه افکن ،در رسیدن به خواسته های غالب شکن خود با احتیاط و آهستگی حرکت کنند تا دیگرانی که هنوز به درک و رشد کافی در آن زمینه نرسیده اند به جای آنکه مقابلشان بایستند ،همراهشان شوند.

سنتی ها به تفکیک کارهای زنانه و مردانه اهمیت زیادی می دهند.نمی گوییم مرد سنتی در خانه به همسرش کمک نمی کند .می کند اما آن را لطفی به همسر می داند .در حالیکه در خانواده مدرن معمولا کارها ،جنبه ی زنانگی و مردانگی ندارند ، هر کدام به اندازه ی همت و حوصله خود در انجام کارهای خانه دخالت می کنند. لذا اگر در یک خانواده سنتی ،مرد منتظر است همسرش برای او چای بیاورد، در یک خانواده به روز، چای آوردن نوبتی یا امتیازی است؛ یعنی روزی که کار مرد زیاد بوده، زن خود را موظف به آوردن چای می داند.

لذا اگر چه در این زمینه مدرنها بهتر از سنتی ها رفتار می کنند،اما همین عدم تفکیک و تشخیص وظایف باب جدیدی برای اختلاف و بحث و جدل در زندگی مدرنها باز کرده است .

از مقایسه ی این دو مدل می توان نتیجه گرفت سنتی ها در تفکیک نقشها بهتر عمل کرده اند و مدرنها در داشتن ارتباطهای عاطفی تر.
از زن و شوهر های مدرن هم باید یاد بگیریم چگونه از نیروی کلمات در جهت داشتن گفتگوهای موثر استفاده کنیم.و یاد بگیریم با رعایت برخی مراسم عاطفی مثل تولد ها و روزهای خجسته زندگی لحظاتی را برای ابراز محبت در زندگی به وجود بیاوریم و زندگی را با همین عشق ورزیهای کوچک ،زیبا و دلنشین کنیم

تفکیک نقشها در بین سنتی ها در جهت تقویت ویژگیهای زنانگی و مردانگی پیش رفته است. با رعایت فاصله های زنانگی و مردانگی می توان از فاصله های عاطفی کم کرد و یکدیگر را در جهت بازسازی نقش مخصوص خود در زندگی یاری کرد.هر اندازه که زن به داشتن نقشهای زنانه و مادرانه خود بیشتر اهمیت بدهد ،مرد هم نقشهای مردانه اش را جدی تر می گیرد و به وظایفش مقید تر می شود. زنی که مثل یک مرد به انجام فعالیتهای شغلی می پردازد و به خانه داری توجهی با ظرافتهای فکری زنانه ندارد ،خانه اش جز یک ساختمان نیست.

مرد با کلاس امروزی ،اگر چه از ادبیات کلامی موثرتری برای برقراری ارتباط با زنها برخوردار شده است اما آن هیبت و اقتدار
زن و شوهر سنتی

مرد سنتی را از دست داده است مرد امروزی انعطاف پذیری بیشتری نسبت به همسر خود نشان می دهد اما مانند مرد سنتی خود را مسئول حمایت و تامین نیازهای زن نمی داند و بعضا از زنش انتظار کار کردن و پول درآوردن دارد.

بهتر این است که اولویت در انجام کارهای خانه با زنان باشد و اولویت در تامین خرجی خانواده با مردان باشد .اما مرد هر وقت فرصت دارد به زن کمک کند و زن هم به تناسب توان مالی اش برای خانواده اش فداکاری کند.

از زن و شوهر های مدرن هم باید یاد بگیریم چگونه از نیروی کلمات در جهت داشتن گفتگوهای موثر استفاده کنیم.و یاد بگیریم با رعایت برخی مراسم عاطفی مثل تولد ها و روزهای خجسته زندگی لحظاتی را برای ابراز محبت در زندگی به وجود بیاوریم و زندگی را با همین عشق ورزیهای کوچک ،زیبا و دلنشین کنیم.


بدیها و ظلمهای خانوادگی سنتی ها و مدرنها هم با هم تفاوتهای آشکاری دارد.در خانواده های مد روز ،خیانت به همسر و فرار از زیر بار مسئولیت خانواده بیشتر دیده می شود در عوض خرده جنایت های خانواده های سنتی بیشتر در محدوده خشونت نسبت به همسر و فرزندان و کم کردن آزادی آنهاست ..... .

اگر می‌خواهید درگیر دعواهای اول ازدواج نشوید...بخوانید

قول و قرار های قبل از ازدواج
فراز و فرودهای دوران عقد

جلسات خواستگاری زمان خوبی است برای آنکه بتوانید خواسته ها ، نیاز ها و اهداف خود را با همسر احتمالی آینده بیان کنید و در میان بگذارید . متاسفانه برخی از دختران و پسران موضوع های صحبت خود را در این جلسات به رنگ مورد علاقه و غذای مورد پسند محدود می کنند، در حالی که بهتر است این جلسات را فرصتی مناسب برای در میان گذاردن موضوع هایی مهم تر از این بدانیم .

1. مسائل اعتقادی:

از دیدگاه‌های مذهبی و اعتقادی یکدیگر مطلع شوید و میزان تأثیر آنها را در زندگی مشترک و تربیت فرزندانتان بررسی کنید. به عنوان مثال نظر یکدیگر را در مورد نحوه پوشش، نحوه ارتباط با محارم و نا محرم ها ، میزان تقید به مسایل شرعی ، و ... جویا شوید .

2. مسایل اخلاقی و شخصیتی:

در میان صحبت هایی که جهت آشنایی طرفین برای ازدواج صورت می گیرد باید مجموعه باورها و عادات و اخلاقیات دخترو پسر نیز مورد بحث قرار گیرد . طرفیتن باید بدانند که شخص مقابل آنها از چه چیز هایی شاد می شود و چه عواملی او را غمگین می کند . انتظارات و توقعات او از آینده و همسرش چیست و چه اهدافی را برای زندگی دنبال می کند . رویه زندگی او تعقل مدار است یا احساس مدار . در تصمیم گیری ها مستقل عمل می کند و یا وابسته به نظرات دیگران است . از زمان گذشته خود استفاده بهینه را داشته و یا فرصت ها را بی هدف و به بطالت گذرانده است و ....

3. خانواده:

در مورد نحوه‌ معاشرت با خانواده یکدیگر تصمیم بگیرید. در مورد رفت و آمد با آنها به توافق برسید. میزان وابستگی خود را به خانواده بیان نموده و از میزان آن در طرف مقابل نیز مطلع شوید . نظر او را در مورد زندگی بدور از خانواده جویا شوید . و از میزان احترامی که برای خانواده قایل است و نحوه روابط عاطفی آنها آگاه شوید .

 

چند قانون ساده و اصلی برای رفع اختلاف‌های خود وضع کنید. برای مثال، «هرگز عصبانی وارد خانه نمی‌شویم»

4. مسائل مالی:

علاوه بر مواردی چون باز کردن حساب بانکی مشترک، مخارج خانه، و پس‌انداز برای اهداف مشترک (مثل خرید خانه)، زوج‌های جوان لازم است در مورد هزینه‌ای که برای تفریح و یا سایر امور متفرقه صرف می‌کنند نیز به توافق برسند و از قرض‌ها و مشکلات مالی یکدیگر آگاه شوند. در مورد مسائل بلند‌مدتی مانند سرمایه‌گذاری و بیمه نیز با هم مشورت کنید.

5. کارهای خانه:

کارهای خانه از قبیل آشپزی، نظافت و گردگیری را عادلانه میان خود تقسیم کنید. از نظر او درموردشراکت در کارهای روزانه منزل اطلاعات بگیرید. و با دیدگاه هایش آشنا شوید. همچنین می توانید از مهارت یابی او در این امور نیز سئوالاتی داشته بباشید .

دلواپسی های دوران نامزدی ( قسمت اول)

6. رابطه زناشویی:

اکنون بهترین زمان برای این است که انتظارات خود را از یک رابطه زناشویی بیان کنید. خوب است که طرف مقابل را در مورد میزان گرایش به این موضوع و توقعات خود مطلع نمایید .

7. بچه: در مورد تعداد آنها، زمان بچه‌دار شدن، روش تربیت و مسائل مرتبط با این موضوع صحبت کنید. اگر اهدافی مدنظر دارید که مایلید قبل از تولد فرزندان به آنها دست یابید (برای مثال ادامه تحصیل و یا خرید خانه)، همسر خود را از آن آگاه کنید.

8. قوانین ساده:

چند قانون ساده و اصلی برای رفع اختلاف‌های خود وضع کنید. برای مثال، «هرگز عصبانی وارد خانه نمی‌شویم» و یا «هر روز صبح با روی گشاده از خواب بیدار می‌شویم». «در هنگام ناراحتی به جای درون ریزی احساسم را بیان می کنم ».

حضور همسر در هنگام زایمان خوب یا بد

حضور همسر در زمان زایمان موجب کاهش افزایش اعتماد به نفس میشود
حضور شوهر ترس از درد زایمان را کمتر می کند
اخیرا بیمارستانی در ایران به یک شوهر اجازه داد در اتاق زایمان همسرش حضور داشتته باشد.

انگیزه مسئولان بیمارستان صارم تهران، کمک به کاهش آمار رو به افزایش زایمان های سزارین در شهرهای بزرگ ایران بوده است.

ابوطالب صارم، رییس این بیمارستان، معتقد است دلهره و ترس از درد زایمان علت این افزایش بوده و بیمارستان صارم برای مقابله با این روند با استفتا از مراجع دینی طرح حضور شوهر در زمان زایمان را راه اندازی کرده است.

دکتر صارم به روزنامه گاردین، چاپ لندن، گفت زمانی که در بیمارستان های آلمان و اتریش کار می کرده، متوجه شده است که زنانی که همسر آنها در زمان زایمان حضور داشتند، درد را فراموش می کردند و حال وهوای آرامی بر اتاق زایمان حکمفرما بوده است.

انگیزه و استدلال مقامات بهداشتی ایران و یا هر کشور دیگر برای ترویج زایمان طبیعی و کاهش سزارین هر چه هست، حضور شوهر در اتاق زایمان برای زن فقط می تواند یک دلیل موجه داشته باشد: این که "تنها" نباشد و شوهرش در زمان زایمان در کنار او باشد.

مادری معتقد است اگر ماوقع دو زایمانش را تعریف کند اهمیت حضور شوهر و "تنها" نبودن زن در حین زایمان بهتر درک می شود:

رویایی از یک خاطره

شهریور 73 بیمارستان دی تهران ساعت هفت صبح.

با نگرانی منتظرم برم زیر چاقو. مشکلات سزارین قبلی یادم می افته و رنگ به رو ندارم.

دفعه پیش سلاخی شدم. چهل روز از جای جراحی 5487خون می آمد. اصلا آمادگی یک تجربه مشابه رو ندارم. دکتر تو بیمارستان لندن فکر کرده بود داره شکم گوسفند را می دوزه. دکترهای ایران بهترن، خیلی بهترن. لااقل این بار می دونم چه کسی قراره منو جراحی کنه...

در اتاقی تنها دراز کشیدم. به پشت مجبورم بخوام؛ بغل تختم میله داره و نمی تونم بچرخم. سنگینی شکمم کلافه ام کرده.

بسه دیگه چرا نمیان منو ببرن. کابوس زایمان قبلی جلوی چشممه. دکتر تو لندن چند بار سعی کرد بچه رو سر و ته کنه. پای بچه قلقلک می شد و لگد می زد. پرستاری که بالای سرم بود اینو بهم گفت. شاید هم الکی گفته بود.

خیلی ها میان و میرن، فکر کنم ساعت از نیمه شب گذشته. نگاه شوهرم وحشت زدس. چشماش رو به دستگاه مونیتور دوخته. اوج گرفتن هر درد را تو صورتش می بینم. اپیدورال به نخاعم وصله اما من شتاب گرفتن دردها را حس می کنم. بهم گفتن اگه بی حست نکنیم از شدت درد دیوار صاف رو می گیری می ری بالا.

اصلا نمی دونم قراره چه اتفاقی بیافته. تنها دفعه ای که زایمان را با تمام جزئیاتش دیدم توی تلویزیون لندن بود. چقدر از ترس گریه کردم. تنهایی گریه کردم تا خوابم برد ... می ترسم. از زایمان می ترسم ...

هر کدام از پرستارها یک دستی به شکم بی حسم می زنن. مثل گوشت قربونی شدم. چرا تموم نمی شه. داره هوا روشن می شه. خسته ام. هیچ اطمینانی توی صورت اطرافیانم نمی بینم. انگار زایمان ساده ای نیست. ته دلم آرزو می کنم دکتر به سزارین راضی بشه.

کدام جوک بود که می گفت دفعه بعد که زایمان داشته باشم شوهرم باید روی تخت بغلی بخوابه و همزمان تمام تنش اپیلاسیون بشه. خندم نمیاد.

شیفت ماماها عوض شده. درد شدت گرفته. به شوهرم می گن بچه تحت استرس هست باید به طور اورژانسی سزارین کنند. هورا ...

دارم از روی تخت جراحی می افتم چرا انقدر باریکه. چادری سبز رنگ جلوم درست کردن. از پشتش سر دانشجویان پزشکی سبزپوش را می بینم. به من خیره شدن. خجالت می کشم.

مقدار اپیدورال را بیشتر کردن اما من هنوز موج درد رو کاملا حس می کنم. جراح مصری دست پاچه شده. لوله اکسیژن رو تو حلقم فرو می کنن. بیهوشی عمومی ...


به خودم دلداری می دم یک بار این کارو کردی این بار هم از پسش برمیای. تازه اینجا ایرانه سزارین براشون آب خوردنه. کاش می ذاشتن شوهر پیش زنش بمونه. احساس می کنم فراموش شدم.

زنی که اومده منو آماده جراحی کنه، غرولند می کنه. بغضم می گیره. نمی دونه با زائو اینطوری حرف نمی زنن. شاید از این که در بیمارستان خصوصی قراره "زایمان بدون درد" داشته باشم لجش گرفته.

آیا دلم می خواست این بار زایمانم طبیعی بود؟ دکتر ایرانی ازم نپرسید. مثل اینکه اولین زایمان که کمی پیچیدگی داشته، دومی را ریسک نمی کنن. نمی دونم ... زایمان طبیعی کنی بعدش راحتی اما زخم عمیق و دردناک سزارین را تا چند مدت باید تحمل کنی. قبل از امروز اگه ازم می پرسیدن می گفتم دلم می خواد بیرون آمدن بچه رو ببینم، بعد از تولد هم بذارنش روی سینه ام؛ اما الان چنان ترس دارم که همه عواطف مادری برام مبهم و ناآشناست.

اتاقهای عمل مثل همند. دکترم لبخند می زنه و شوخی می کنه. چقدر دوستش دارم. "... می خوای لوله های تخمدان را ببندم؟" چه سوالی، من فقط می خوام فارغ بشم. فکر کردم به ترس عادت کردم. اما این سوال گیج ترم کرد. با تردید می گم نه، "نه نمی خوام." من و شوهرم اصلا در این باره حرف نزده بودیم. نمی دونم چرا...

توی آسانسور تقریبا بهوش میام. شبحی از یک صورت غریبه و زمخت را می بینم که داره برانکارد را هل می ده. چهره اش عبوس و خسته اس. صدای خواهر شوهرم را می شناسم. "... بچه پسره." تو ذهنم لبخند رضایت نقش می بنده. رضایت از این که واقعا سزارین تمام شده و من دیگه فارغ شدم. از اینجا به بعد می دونم در انتظار چی باشم.