
یکی از نشانههای پنهانکاری دختر و یا پسر از همدیگر این است زمانیکه دختر و یا
پسر، برخی از مسائل را بازگو نمیکنند و یا از جواب دادن به نامزد خود طفره
میروند، در نتیجه می توان خیلی راحت به این مسئله پی برد.
در دروان نامزدی اگر دختر و پسر بخواهند به شخصیت واقعی یکدیگر پی ببرند، باید با
هم صادق باشند؛ اما متاسفانه برخی افراد در این دوره صداقت نداشته و با اعمال
فریبکارانه فرد مقابل خود را فریب میدهند.
به گزارش برنا، در اینباره «حسن میرزا حسینی» دکترای روانشناسی و استادیار دانشگاه، میگوید: دوران نامزدی، دورهای کاملاً حساس است که در آن دختر و پسر باید به شناخت از همدیگر، بپردازند. در این دوران جوانان با فرصت دادن به همدیگر میتوانند بیشتر طرف مقابل را بشناسند.
بنابراین اگر آنها هر چقدر باهم صادقتر باشند، به نفع همدیگر کار کرده اند. در این برهه از زمان، دختر و پسر باید آنچه که هستند، رفتار کنند.
البته باید بدانید که با یک و یا دو جلسه نمیتوان راهکارهایی را در نظر گرفت که دختر و پسر را همدیگر را بشناسند؛ زیرا آنها روانشناس ماهر و خبرهای نیستند که رفتار فریبکارانه و یا فیلم بازی کردن طرفین را حدس بزنند. اما با بررسی، تحقیق و تفحص میتوان به شخصیت ذاتی فرد تا حدودی پی برد.
هر چقدر دوران نامزدی طولانی باشد و به دختر و پسر فرصت بیشتر داده شود که در موقعیتهای اجتماعی قرارگیرند، به شخصیت اصلی و واقعی همدیگر بیشتر، دست پیدا خواهند کرد و حتی می توان رفتار آنها را متناسب با موقعیت سنجید.
بعضی از رفتارها در زندگی زناشویی ضعف آن زن و شوهر محسوب میشود که در دوران نامزدی میتوان تا حدودی به آن پی برد، مانند:
1.پنهانکاری
یکی از نشانههای پنهانکاری دختر و یا پسر از همدیگر این است زمانیکه دختر و یا پسر، برخی از مسائل را بازگو نمیکنند و یا از جواب دادن به نامزد خود طفره میروند، در نتیجه می توان خیلی راحت به این مسئله پی برد.
2.تناقضگویی
شاید به این مثال توجه کرده اید که «دروغگو، کم حافظه میشود» یکی دیگر از روشهای شناخت افراد این است که وقتی سوالی از او میپرسید، او به دروغ جواب شما را میدهد و اگر در زمان دیگری دوباره همان سوال را پرسید جوابی میدهد که اصلا با قبل مطابقت ندارد.
3.وانمودکردن یا نقش بازیکردن
از طریق تستهای روانشناختی تا حدی میتوان به این خصوصیات پی برد و محک زد که چقدر طرف مقابل میتواند خودش را خوب جلوه دهد و یا نقش بازی کند. البته ناگفته نماند، ممکن است بعضی دختر،پسرها واقعا خودشان را بدتر از آنچه که هستند، نشان دهند.
4.وسواس داشتن
گاهی وقتها فرد از آرایش و لباس پوشیدن طرف مقابل حساسیت نشان میدهد و به طرف مقابل تذکر میدهند، این رفتار نشان میدهد که طرف مقابل بسیار حساس بوده و ریزبین و نکته بین است.
5.پرتوقع بودن
توقع برخی افراد بیش از توان فرد مقابل است و خیلی راحت می توان این رفتار را شناخت.
6.عدم سازگاری
بارها اتفاق میافتد که دختر و پسر به علت عدم سازگاری از هم جدا میشوند و هیچ تفاهمی ندارد و هرکدام ساز مخالف طرف مقابل را میزند که این رفتار در دوران نامزدی قابل تشخیص است.
7.زود رنج بودن
یکی از ضعفهای زن وشوهر در دوران زناشویی زودرنج بودن آنهاست و خیلی راحت این رفتار را میتوان در دوران نامزدی تشخیص داد.
8.بیملاحظه بودن
یک رفتاری که باعث جدایی در بین زن و شوهر است، این است همسر آنها بیملاحظه است. زمانیکه دختر و یا پسر در دوران نامزدی ملاحظه طرف مقابل و یا خانواده و اطرافیان را نکنند؛ قطعاً آنها بیملاحظه بوده و فقط به فکر نیازهای خود هستند.
9.عمل نکردن به وعده و مقررات
زمانیکه در دوران نامزدی، بین دختر و پسر قرار ملاقات گذاشته میشود و فرد مقابل طبق همان وقت به محل قرار نمیرسد، میتوان متوجه شد که در آینده هم، به قول و وعده خود عمل نخواهد کرد.
10.عجول بودن
در بعضی اوقات شخص مقابل با کوچکترین اشتباه از طرف دختر و یا پسر عصبانی شده و عکس العملهای غیر منطقی از خود نشان میدهند.
یکی از بهترین روشهای آشنایی طرفین«مسافرت» است. اگر دختر و پسر در دوران نامزدی به مسافرت بروند، خیلی بهتر میتوانند به روحیات و شخصیت همدیگر آشنا شوند.

دنیای زنان بعضی اوقات تفاوت های بزرگی با دنیای مردان دارد و ممکن است بعضی مردها این موضوع را درک نکنند، در اکثر اوقات زنان در هنگام ازدواج مخصوصا در سنین پایین تر تصور می کنند که ساعات عاشقانه در کنار همسرشان خواهند داشت و این آرزوها را در مرد مورد علاقه خود جستجو می کنند. اما گاهی اوقات شاهزاده سوار بر اسب سفید رویای دختران تبدیل به دیو قصه ها می گردد.
خانم محترم ما می دانیم که همسر شما همان شاهزاده رویاهایتان نیست ولی اطمینان هم داریم که او دیو قصه ها هم نیست .
شما می توانید بجای عیب گرفتن از شوهرتان یک بار هم که شده به بررسی اخلاق و رفتار خود بپردازید . ما اطمینان داریم شما می توانید با اخلاق خوب خود او را به همان شاهزاده مورد نظر تبدیل کنید :
نکات زیر کمک خواهد کرد که به ازدواجتان انرژی دوباره دهید و از نو هر آنچه را که دوست دارید بسازید.
۱) بهترین کارهایی که برای شوهرتان بسیار مفید است، برای شما هم مفید خواهدبود.
غذاهای سالم بخورید، خودتان را زیبا نگه دارید و مرتباً ورزش کنید. این کارها باعث می شود همیشه احساس خوبی داشته باشید و پر طراوت و جذاب باشید و شما در نظر شوهرتان همان زن زیبا و جذابی که همیشه دوست داشته، باقی خواهید ماند، مهم نیست که شما چند سالتان باشد.
۲) از رفتار و اعمال خوب همسر خود قدردانی کنید.
هنگامی که پژوهشگران از مردان پرسیدند که در زندگی زناشویی خود چه می خواهند، قدردانی در لیست همگی آنها وجود داشت. پس به خاطر داشته باشید و توجه داشته باشید به کارهایی که همسرتان برای شما، فرزندان و خانه انجام می دهد و از او تشکر کنید. شما لبخندی بر روی لبانش و لذتی در قلبش ایجاد خواهید کرد.
۳) عشق را در زندگیتان نگه دارید.
آخرین باری که برنامه ریزی کرده اید برای داشتن یک زمان عاشقانه در کنار همسرتان چه وقت بوده است؟ اگر شما نمی توانید به این سؤال پاسخ دهید سریعاً به فکر باشید.
مهربان بودن، یادداشتهای عاشقانه، هدیه ای کوچک برای او، برنامه ریزی برای یک روز عاشقانه و ابتکار در مسائل جنسی همگی باعث می شود که به او یادآوری کنید که هنوز هم او برایتان جذاب است.
۴) اجازه دهید او هم زمانهایی مردانه داشته باشد.
هر کس به زمانهایی برای خودش نیاز دارد که از یک سرگرمی لذت ببرد یا با دوستانش جمع شود. اگر همسر شما فوتبال دوست دارد، در حالیکه شما به آن علاقه ندارید از او اشکال نگیرید.
او را تشویق کنید که رابطه ای دوستانه با مردان دیگر داشته باشد. او از این مصاحبتها لذت خواهد برد. مطالعات نشان می دهد مردانی که در کنار دوستانشان بوده اند، سالم تر بوده اند و زندگی طولانی تری داشته اند.
۵) حق تقدم را تقسیم کنید.
فشارهای روزانه کار، خانه و بچه ها کافی است که او را خسته کند. زمانی را بسازید برای دو نفرتان که استراحت کوتاهی داشته باشید، دور از کارهای کسالت آور روزانه. احساس علاقه نسبت به کارش و سرگرمی هایش نشان دهید، این کار باعث می شود که او بداند که او برایتان چقدر اهمیت دارد.
۶) سعی نکنید او را تغییر دهید.
آیا شما خوش مشرب هستید و شوهرتان کم رو؟ آیا دوست دارید خانه همیشه تمیز باشد و حوله شوهرتان همیشه بر زمین است؟ روانشناسان می گویند شما نمی توانید دیگران را تغییر دهید، یقین داشته باشید شما تحت تأثیر قرار خواهید گرفت. پس دنبال راههایی غیر از غر زدن و نق زدن باشید.
برای مثال توافق در روابط اجتماعیتان با کم کردن تعداد مهمانها و یا رفتن شما به تنهایی در مهمانی و قرار دادن یک سبد در حمام برای قرار دادن رختها و تشویق کردن او وقتی که در مهمانی شرکت کرد و یا حوله های کثیف را سر جایش قرار داد. ایجاد دلگرمی و تشویق همیشه بهتر از عیب جویی و سرزنش است.
۷) به او بگویید که چه می خواهید.
این آسان است که فکر کنید کسی که با او زندگی می کنید کاملاً شما را می شناسد، اما این حقیقت ندارد. بسیاری از ما همه چیز را همان طوری می بینیم که دوست داریم. پس غافلگیر نشوید شوهرتان فکر کند که شما هر آنچه که می خواهید همان است که اومی خواهد. اگر شما در آغوش گرفتن و یا یک مشورت و یا یک ژاکت قرمز برای تولدتان می خواهید به او بگویید.
۸) وقتی را هم با دوستانتان بگذرانید.
وقتی شما شوهر می کنید فکر می کنید که از دوستانتان باید کنار بکشید و در کنار شوهرتان باشید. اما یک نفر نمی تواند تمام احتیاجات شما را رفع کند و این انتظار نا معقولی است که از شوهرتان بخواهید هم شوهرتان باشد، هم رفیق و هم بهترین دوست دخترتان. زمانی را برای دوستانتان اختصاص دهید این کار باعث می شود که شما انرژی یابید.
۹) اجازه دهید بعضی اوقات آزاد باشد.
همان طور که شما نیاز دارید بعضی اوقات ریلکس کنید و تنها باشید شوهرتان هم به این نیاز دارد. ممکن است استراحت شما بعد از یک روز کار، دراز کشیدن روی تخت و یا یک دوش گرم باشد و استراحت او به نحوی دیگر باشد، مثلاً روزنامه بخواند و یا تلویزیون نگاه کند اجازه دهید او همان طور که میخواهد خود را شارژ کند، شاید کارهای خانه و خرید کردن بیشتر او را خسته کند.
۱۰) به او ایمان داشته باشید و بگذارید او این را بداند.
مردان می توانند بسیار به شجاعت و دلیری تظاهر کنند، اما آنها هم مثل ما بعضی اوقات اعتماد به نفس کمی دارند و درمانده می شوند و احساس ضعف می کنند. هنگامی که او به خانه می آید خصوصاً وقتی که او خود را باور ندارد، نیاز دارد که بداند کسی که او را باور دارد در خودش زندگی می کند.

معمولا انسانهای عصبی آن دسته افرادی هستند که در مدیریت عواطف و هیجاناتشان ضعف دارند و نمیتوانند آنها را کنترل کنند.
در تعریف از یک فرد عصبی می توان گفت فردی که نمی تواند عواطف وهیجاناتشان را
مدیریت و کنترل کند. جایی که باید حرفی بزند، نمی زند و جایی که نباید حرف بزند،می
زند. جایی که باید داد بزند نمی زند و جایی که باید سکوت کند، داد می زند. وقتی از
مکانی برمی گردد، مدام خود را سرزنش می کند و می گوید ای کاش در جواب فلانی، سخنی
گفته بودم. بطور کلی اصل مدیریت عواطف در این نوع افراد مخنل است.
5مقوله در رابطه با این افراد وجود دارد که علاوه برکنترل مدیریت هیجانات و عواطف آنها، می توانیم در بهتر رابطه برقرار کردن با آنها موثر باشد.
اول: اولین عاملی که باعث تحریک و پرخاشگری فرد عصبی می شود موقعیت او است، مثلا
نباید بگذاریم این فرد در شرایط و موقعیتی مانند گرسنگی و یا تشنگی ویا حتی کسری
خواب قرار بگیرد. این عوامل در فرد باعث اختلال در هیجانات او می شود.
حتی می توان در این موارد مثالی از کودکان زد که زمانی که گریه می کند و دچار
اختلال می شود؛ اولین عاملی که می توان حدس زد گرسنگی کودک است. محققان می گویند
فردی که از سرکار و یا مدرسه می آید و عصبی است، اگر غذا و یا آب بخورد سرحال می
شود و می تواند روی اعصاب خود مسلط و رفتارش را کنترل کند.
فردی که گرسنه است نمی تواند هیجاناتش و عواطف خودش را مدیریت کند. حتی می توان به کمبود اکسیژن هم اشاره کرد. در یک مکانی اگر اکسیژن کمتری به مغز برسد، فرد سریعتر برانگیخته و موجب عصبانیت او فراهم می شود.
معمولا به چنین افرادی توصیه می شود که هنگامی که روی رفتارشان تسلط ندارد و دچار عوامل و تحریک هیجان و عواطف و اعصاب می شوند، نفس عمیق بکشند و از گرسنگی و تشنگی خودداری کنند.
دوم:نباید فرد عصبی احساس عدم آرامش کند و یا درموقعیت خطر قرار بگیرد زیرا در این شرایط دچار عصبانیت و پرخاشگری می شود و نمی تواند عواطف خود را کنترل کند. می توان عواملی از قبیل کتک زدن کودک توسط پدر و یا مادر و یا دانش آموز توسط معلم را در کاهش امنیت افراد و عصبانی شدن آنها موثر دانست.
در برخورد با این افراد باید شرایط امنی را برقرار کنیم و به هیچ عنوان از واژه
های تهدید آمیز استفاده نکنیم تا احساس آرامش بیشتری داشته باشند.
همچنین فرد عصبانی نباید به هر طریقی احساس حقارت کند و یا مورد تمسخر اطرافیان خود
قرار بگیرد. این حس حقارت و تمسخر ممکن است از طرف فردی دیگری به او منتقل شده باشد
و وقتی به خانه می آید احساسات و عواطف خود را نتواند کنترل کند و در خانه احساس
عصبانیت خود را بروز دهد. در این طور مواقع ما با پاسخگویی منطقی می توانیم عصبانیت
او را کنترل کنیم تا فرد دچار تنش نشود.
سوم:فرد عصبی باید از طرف کسی حمایت و پشتیبانی شود؛ یعنی کسی او را دوست دارد و او کسی را دوست داشته باشد. انسانها نیاز دارند به دوست داشتن فردی که متعلق به آنها باشد. اگر این احساس به خطر بیفتد، عدم کنترل و عصبانیت به وجود می آید. اقدامی که اطرافیان می توانند در این مواقع انجام بدهند، این است که این احساس اینکه ما تو را دوست داریم و به تو اهمیت می دهیم را به فرد عصبی انتقال دهند،یعنی باید بگویند که ما متعلق تو هستیم و تو متعلق به ما و فقط متلق به خودت نیستی.
چهارم:حرمت نگاه داشتن در کاهش عصبانیت فرد عصبی بسیار موثر است، فرد عصبی را نه تنها نباید مسخره کرد، بلکه باید به او احترام بگذاریم. یعنی عواملی که بسیار در مسلط بودن و کنترل اعصاب فرد مورد نظر ما موثر است این است که احساس کند آن حرمتی که باید به او گذاشته شود، گذاشته نمی شود.
مثلا اگر دیر به قرارتان با این فرد برسید او فکر می کند که برای او احترام قائل نبودید و زمان او به هدر رفته است بنابراین ناراحت می شود و می گوید: شما به من بی احترامی کردید و حرمت من را زیر سوال بردید. حرمت گذاری و احترام گذاشتن به فرد عصبی توسط اطرافیان بسیار مهم است.
و اما پنجم:دیدن توانایی ها و استعدادهای طرف مقابلمان است. اگر استعدادها و توانایی های طرف مقابلمان را ببینیم، یعنی اگر کوچکترین نکته ای که دارد را ابراز کنید، برای فرد عصبی خیلی مهم است و او را خوشحال می کنیم، مثلا بگویید این نوع لبخند و یا این لباس چقدر بهتان می آید و با دیدن توانایی های فرد عصبی باعث شور و شوق او شده و او را برای زندگی با شور تشویق کرده اید.

شما چه نوع غذاهایی را بیشتر دوست دارید؟ غذاهای گوشتی، غذاهای نشاسته ای؟ سبزیجات یا میوه ها؟ آیا می دانید دوست داشتن هریک از گروه های غذایی می تواند به نوعی نشان دهنده روحیه و خلق و خوی شما باشد؟ اگر دوست دارید تا بیشتر با روحیه دوستداران محصولات غذایی مختلف آشنا شوید بد نیست نگاهی به این مقاله جالب بیندازید.
دوستداران سبزی ها؛ ماجراجو و ورزشکار
* خلق و خو: کسانی که تمایل زیادی به مصرف سبزیجات دارند یا به طور کلی گیاه خوار هستند، معمولا افراد پرخوری نیستند و خیلی خودشان را در قید و بند تهیه غذا قرار نمی دهند. این افراد بسیار ماجراجو هستند و بیشتر از اینکه در تکاپوی درست کردن غذا باشند، دوست دارند طعم های جدید را تجربه کنند. آنها افرادی ورزشکار و سالم هستند که همیشه در حال پیداکردن گیاهان جدید خوراکی در عطاری ها یا حتی در طبیعت هستند.
* عادت ها: گیاه خواران از خوردن جوشانده های گیاهی بعد از غذا یا چکاندن آبلیمو و آبغوره روی غذایشان لذت می برند که این عادت خوب می تواند در حفظ سلامت و نشاط آنها بسیار موثر باشد.
* پیشنهاد: این افراد می توانند از قارچ، حبوبات، سویا، تخم مرغ و لبنیات برای دریافت پروتئین بیشتر و بهتر در رژیم غذایی شان کمک بگیرند. مصرف هفته ای یک یا دو بار از غذاهای دریایی هم می تواند از کمبود ویتامین B12 در آنها پیشگیری کند. خوردن گردو هم باعث جذب امگا3 خواهد شد.
دوستداران میوه ها؛ تنوع طلب و سالم
* خلق و خو: معمولا کسانی که بیش از هر گروه غذایی به میوه ها علاقه دارند، ذائقه شان شیرین است، مهربان هستند به سلامت خود اهمیت زیادی می دهند و مدام در فکر ایجاد تنوع در برنامه های غذایی و حتی برنامه های کاری روازنه شان هستند.
طرفداران میوه دوست دارند با ایجاد طعم های جدید، متنوع و فوق العاده جذاب، نظر و تحسین اطرافیان را نسبت به خود جلب کنند و البته در این راه، موفق هم هستند.
* عادت ها: این افراد معمولا در خوردن میوه افراط می کنند و به گمان آنها، میوه جزو خوراکی های پرخاصیتی است که هرچه بیشتر بخورند، برای سلامتشان مفیدتر است اما محققان دانشگاه هاروارد در حالی مصرف 5 تا 9 وعده از میوه ها و سبزی ها را در طول روز مجاز دانسته اند که مصرف کنندگان آنها حواسشان به کالری این گروه از مواد غذایی باشد. به هر حال، میوه هم قند و کالری دارد و مصرف زیاد آن می تواند باعث ابتلا به چاقی و اضافه وزن شود. راستی یکی دیگر از عادت های افرادی که عاشق میوه هستند، این است که از میوه ها به عنوان میان وعده یا دسر استفاده می کنند که البته این یک عادت خوب است.
* پیشنهاد: اگر خیلی به خوردن میوه ها علاقه دارید، می توانید آنها را پوست بکنید و در سالاد یا ماستتان، خردشان کنید و ارزش تغذیه ای ماست و سالادی که همراه غذا می خورید را بالا ببرید. خردکردن میوه های فصل و پوشاندن آنها با کمی عسل هم می تواند یک صبحانه فوری و مغذی برای شما و فرزندتان را فراهم کند.
دوستداران گوشت ها؛ جاه طلب و کوشا
* خلق و خو: معمولا بیشتر افرادی که علاقه فراوانی به مصرف انواع گوشت ها دارند، جاه طلب و در پی کسب بهترین ها در زندگی شان هستند. غذاهای گوشتی جزو غذاهای گران قیمت هستند و کسانی که ذائقه خود را با آنها وفق می دهند، دوست دارند که همیشه در حال تلاش برای کسب بالاترین مقام و موقعیت ها در زندگی شان باشند. طرفداران گوشت، انسان های کوشایی هستند که تن به خوردن هر غذایی نمی دهند و معمولا طعم سبزی ها به خصوص سبزی های آبپز یا بخارپز را دوست ندارند.
* عادت ها: دوستداران غذاهای گوشتی به انواع خوراکی های سرخ شده و فرآورده های گوشتی مانند سوسیس، کالباس یا همبرگر هم علاقه دارند. آنها ترجیح می دهند که غذای خود را همراه با سس یا چاشنی های چرب بخورند. این افراد علاقه چندانی به خوردن نان یا برنج زیاد با غذاهایشان از خود نشان نمی دهند، چون دوست دارند که طعم گوشت را بیشتر از مواد نشاسته ای حس کنند. معمولا کسانی که خوردن گوشت را به سایر خوراکی ها ترجیح می دهند، کمتر به مصرف گوشت هایی که بیش از اندازه طعم دار شده اند، تمایل دارند.
* پیشنهاد: خیلی از افرادی که بیش از اندازه گوشت (به خصوص گوشت قرمز) می خورند به بیماری هایی مانند نقرس به دلیل بالارفتن اسید اوریک خونشان مبتلا می شوند. بنابرانی بهتر است این افراد، مصرف گوشت ها را به 4بار در هفته محدود کنند. بهتر است آنها، گوشت های سفید و خوراک های دریایی را بیشتر از گوشت های قرمز در برنامه غذایی شان بگنجانند. مصرف سبزی خوردن و سالاد سبیزیجاتی که با آبلیمو، آبغوره و آب نارنج، طعم دار شده اند هم به طرفداران غذاهای گوشتی توصیه می شودو. بد نیست دوستداران گوشت قرمز برای پیشگیری از بالارفتن اسید اوریک خونشان از پودر سماق تازه برای طعم دار کردن غذایشان کمک بگیرند. مخلوط کردن سویا با گوشت قرمز چرخ کرده هم می تواند کمی پروتئین گیاهی به رژیم روزانه تان اضافه کند و ارزش تغذیه ای آن را بالاتر ببرد.
طرفداران غذاهای نشاسته ای؛ تنبل و پرخور
* خلق و خو: افرادی که به غذاهای نشاسته ای مانند نان، سیب زمینی، برنج و ماکارونی علاقه زیادی دارند، معمولا افرادی خوش خوراک، تنبل، پرخور و خوش اخلاق هستند. آنها هرچقدر هم که سیر باشند، دست رد به سینه بشقاب پر از پلو و خورش شما یا ظرف سیب زمینی سرخ کرده تان نمی زنند. آنها همیشه دقیقه نودی کار می کنند و مصداق بارز ضرب المثل «تنبل نرو به سایه» هستند! بیشتر طرفداران غذاهای نشاسته ای، اضافه وزن و چاقی شکمی دارند و همیشه هم اضافه وزن و چاقی خود را انکار می کنند.
* عادت ها: دوستداران غذاهای نشاسته ای، خوردن یک بشقاب سالاد ماکارونی یا سالاد اولیه را به عنوان پیش غذا و یک ظرف سیب زمینی سرخ کرده را به عنوان دسر به جای سوپ یا میوه ترجیح می دهند. آنها برنج و ماکارونی را با نان می خورند و به مصرف غذا و ته دیگ های چرب هم علاقه زیادی دارند. سیب زمینی سرخ شده با سس فراوان جزو محبوب ترین میان وعده های آنهاست. تمایل این افراد به مصرف پنیز پیتزا هم زیاد است.
* پیشنهاد: متاسفانه کسانی که خوراکی های نشاسته ای را به خوراکی های دیگر ترجیح می دهند، توجه چندانی به سلامتشان ندارند و ابتلا به چاقی، ناراحتی های قلبی، دیابت و بالارفتن چربی خون در آنها دور از انتظار نخواهد بود. بنابراین به این افراد توصیه می شود که مصرف غذاهای نشاسته ای را به یک یا دو بار در طول روز و آن هم به میزان مشخص، کاهش دهند. از چرب کردن برنج شان خودداری کنند. برنج و ماکارونی را همراه نان نخورند. دور ته دیگ های چرب را خطر بکشند. سالاد، سبزی ها، میوه ها و آب میوه را به رژیم روزانه شان بیفزایند. در حد امکان، شیر و لبنیات را جایگزین سیب زمینی سرخ شده در میان وعده هایشان بکنند و در نهایت هم از دوغ یا آب به جای نوشیدنی های شیرین و گازدار به عنوان نوشیدنی همراه غذای شان کمک بگیرند.

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که به خاطر ترس از ناکامی در امتحان حتی از فکر کردن به آن نیز وحشت داشته باشید، و هرچه به روز امتحان نزدیک تر شده اید حالت عصبی و استرس شما بیشتر و بیشتر شده باشد؟ و یا از داشتن برخورد ضعیف در مقابل شخصی به دلیل ترس از درگیری احساس گناه کنید و این احساس با گذشت زمان کمرنگ نشود؟ یا اینکه خشمگین و عصبانی باشید و در افکار کینه توزانه خود در مورد کسی گیر کرده باشید و نتوانید آن را فراموش کنید؟
احساسات دردناک همانند خشم، اضطراب، سرخوردگی و یا احساس گناه اغلب در ارتباط با حس نگرانی در مورد عواقب منفی اعمالمان، اهداف ما را با شکست مواجه کرده، به انتقاد گرفته و خودخواهانه به جلو می رود. شدت احساسات و نگرانی می تواند ما را در یک چرخه افکار منفی قرار داده و رشد فزاینده ترس به یکباره بنائی از خشم را برای ما فراهم آورد.
البته احساسات حتی از نوع درناکش نیز خدمات بزرگی به ما در زندگی خواهند کرد. ترس همانند یک زنگ خطر است. به عنوان مثال ترس ایجاد شده از یک تصادف به دلیل قرار گرفتن در ماشینی که راننده آن از لحاظ روانی حالت طبیعی نداشته باعث می شود که از بودن در موقعیت مشابه اجتناب کنیم.
شرم و گناه می تواند رفتارهای ما را با توجه به معیارهای اخلاقی جامعه تنظیم کند؛ بدین ترتیب که ما برای جلوگیری از احساس شرم و گناه سعی می کنیم به هنجارها و قوانین جامعه پایبند بمانیم. خشم نیز می تواند حس مبارزه طلبی ما را در رابطه با موضوعات مهم، برانگیخته و در غلبه بر موانع ایجاد انگیزه کند.
اما گاهی نیز این احساسات جنبه مثبت ندارند و ما را درگیر می کنند. ترس و نگرانی های ما ممکن است به موقعیت هایی سوق داده شوند که حافظ جان ما نباشند و یا احساس گناه آنقدر توسعه یابد که ما افکار و اعمالمان را به صورت پنهانی انجام دهیم. این احساسات می تواند ما را احاطه کند، به روابطمان صدمه بزند و از تجربه یک زندگی مثبت دور نگه دارد.
گاهی اوقات تنها راه تغییر چنین احساسات دردناکی، تغییر نوع برخورد ماست. توجه کنید که در این جمله از عبارت «گاهی اوقات» استفاده شده است. برای مثال قرار گرفتن مجدد در ماشینی که راننده آن حالت روانی مناسبی ندارد نه تنها ترس ما را کاهش نمی دهد بلکه ممکن است زندگیمان را نیز در معرض خطر قرار دهد. تغییر چگونگی برخورد با موضوع می تواند سطح ترس و اضطراب ما از این ماجرا را تغییر دهد.
مثالی دیگر اضطراب صحبت کردن در جمع است. این مورد می تواند با تکرار عمل کاهش یابد. معمولاً ترس ما از انتقاد، بسیار مبالغه آمیز تر از هرگونه بی احترامی است که ممکن است واقعاً با آن مواجه شویم.
و اما در مورد خشم اندکی متفاوت است. مهم نیست که شما دلیل موجهی برای خشم خود دارید یا خیر. خشم اغلب توجیه شده است اما سودمند نیست و کمکی به ما نمی کند. هنگامی که خشمگین هستید از خود این سوال را بپرسید: «آیا این احساس خشم برای من مفید است؟». اگر خشم به شما قدرت ایستادگی دهد و باعث شود که اشتباهی را اصلاح کنید مسلماً مفید خواهد بود و خشمتان نیز فروکش خواهد کرد. اما اگر خشم به روابط شما صدمه می زند یا مشکلات را بدتر می کند، تغییر برخوردتان می تواند بر احساس شما تاثیرگذار باشد.
تغییر واکنش تنها عاملی است که می تواند بر احساستان تاثیر داشته باشد به شرطی که همزمان هم عکس العمل و هم افکارتان را تغییر دهید. صحبت کردن در جمع در حالی که همزمان با خود فکر می کنید: «این افتضاح است»، «من از پس آن بر نمی آیم» یا «وای فاجعه است» قطعاً چیزی از اضطراب شما کم نخواهد کرد. عکس العمل مهربانانه نیز با شخصی که شما را عصبانی کرده تا زمانی که شما در حین برخورد اینگونه فکر کنید که «چه آدم دورویی» یا «من نمی توانم این شخص را تحمل کنم» هم نمی تواند خشم شما را کاهش دهد. شما باید طرز تفکر خود را نیز همانند رفتارتان تغییر دهید تا به نتیجه برسید. به عنوان مثال اینگونه فکر کنید: «من عصبی هستم ولی از پس این کار بر می آیم» یا «با اینکه با این شخص موافق نیستم ولی می توانم بفهمم که چرا چنین کاری را انجام می دهد».
راههای تغییر احساسات ناخوشایند
۱- احساسات خود را بشناسید
احساسات می توانند بسیار پیچیده و گیج کننده باشند. فهمیدن اینکه چه احساسی دارید (خشم،
ترس، سرخوردگی یا احساس گناه) به تعیین چگونگی اثرگذاری و تغییر آن بسیار کمک خواهد
کرد.
۲- از خود بپرسید چه واکنشی با این احساس همراه است
به عنوان مثال، طفره رفتن و کناره گیری غالباً با ترس، پرخاشگری با عصبانیت، گریه
کردن و غلت زدن و در رختخواب ماندن با غمگین بودن و در نهایت پنهان شدن معمولاً با
احساس شرم همراه است.
۳- از خود بپرسید: «آیا من می توانم این حس را کاهش دهم؟»
این بدان معنی است که سعی کنید آن احساساتی را تغییر دهید که واقعاً می خواهید
تغییر کنند.
۴- عکس العمل مخالف را کشف کنید
متضاد اجتناب و کناره گیری نزدیک شدن است. نقطه مقابل کم لطفی و بدجنسی، مهربانی و
نجابت است. مخالف غلت زدن، بلند شدن و فعالیت و متضاد پنهان شدن نیز آشکار ساختن
آسیب پذیریهایمان است. به یاد داشته باشید که در مورد ترس و اضطراب، اگر ترس شما
توجیه پذیر نیست راه حل تاثیر گذار، تغییر برخورد شماست. در مورد گناه و شرم نیز
اگر شما اصول اخلاقی را زیر پاگذاشته اید، اقدام مخالف شما پرداخت غرامت و عذرخواهی
خواهد بود.
۵- متفاوت عمل کنید خودتان را برای انجام برخوردی متفاوت در اعمال و افکارتان
آزاد بگذارید
رفتار متفاوت بدون داشتن افکاری متفاوت عملی نخواهد بود. باید هردو را یکجا داشته
باشید. توانایی حل مشکلات زندگی و اینکه بتوانیم به آن سبک که می خواهیم زندگی کنیم
گاهی نیاز به مقابله با احساساتمان دارد. شاید گاهی لازم باشد که یک تجربه ترسناک
داشته باشیم و یا موقعیتی که ما را عصبانی می کند ترک کنیم، در افکارمان نسبت به
کسی که به ما صدمه زده منصف باشیم، به خاطر کار غلطمان عذرخواهی کنیم و تاوان آن را
بپردازیم و یا با قاطعیت از نظراتمان دفاع کنیم. با انجام این کارها می توانیم خود
را از احساسات دردناک و طولانی مدت رهایی بخشیم.