
آن روزها که تازه با او آشنا شده بودید، همیشه صورتتان را خوب اصلاح می کردید، لبخندهای زیبا می زدید، و در حضورش همیشه ادب را حفظ می کردید. اما حالا که دیگر آن روزهای اول به پایان رسیده است، دیگر هیچکدام از این مسائل را رعایت نمی کنید.
معمولاً وقتی یک رابطه طولانی می شود، مردها تنبل می شوند و دیگر آن کارهای کوچکی
که به خاطر طرفشان انجام می دادند را کنار می گذارند. به جای آن شروع به انجام
کارهایی می کنند که وقتی برای اولین بار طرفشان را ملاقات کردند، جرات انجام آن را
نداشتند. بعضی از این تغییرات تا حدودی طبیعی هستند، ما بعضی دیگر واقعاً باعث
عصبانیت و ناراحتی خانم ها می شود.
در اینجا به شش نمونه از این تغییرات که خانم ها دوست ندارند در رابطه شان با مردی ایجاد شود اشاره می*کنیم. این تغییرات برای آنها تاحدی ناراحت کننده هستند که حتی ممکن است باعث برهم خوردن رابطه از جانب آنها شود. درست است که با گذشت زمان و صمیمی شدن بیبشتر با او می*توانید احساس راحتی بیشتری در رفتارتان داشته باشید، اما حواستان باشد که این شش اشتباه را مرتکب نشوید
1. به وضعیت ظاهریتان رسیدگی نمی کنید
حال که مدتی طولانی از رابطه تان گذشته است، تصور می*کنید که اگر در بعضی کارهای
مربوط به نظافت خود سهل انگاری کنید موردی نداشته باشد. البته درست است که اکنون که
آشنایی کامل با یکدیگر دارید می*توانید راحت تر نزد او لباس بپوشید، اما خاطرتان
باشد که مرتب و پاکیزه بودن باعث می شود که جذابیت خود را برای همیشه پیش او حفظ
کنید. اگر به ظاهرتان اهمیت ندهید، او تصور خواهد کرد که برایتان مهم نیست او در
رابطه با شما چه فکری می*کند. و باعث می شود که خیال کند دیگر به او اهمیت نمی*دهید.
2. واکنشهای بدی که از مردان سر می زند
اکثر مردها وقت به حدی از صمیمیت با زنی می رسند، به خود اجازه می دهند که واکنش
های فیزیکی خود را بدون رودربایستی نزد او انجام دهند. البته ممکن است اگر این کار
گهگاه انجام شود، او ناراحت نشود، اما اگر این کارتان شکل عادت بگیرد مطمئناً
ناراحت خواهد شد و تصور خواهد کرد که برای شما مثل یکی از دوستان پسرتان است، نه
فردی خاص.
3. تاریخ های مهمی مثل روز تولد و سالگردها را فراموش می کنید
اوایل برای روز تولدش بهترین سورپریزها و هدایا را تدارک می دیدید، اما حالا حتی یک
زنگ هم به او نمی زنید. این کار شما برای او به این معناست که دیگر اهمیت برایتان
ندارد و نادیده اش می گیرید. خاطرتان باشد که اگر باز هم مثل سابق تولدش را جشن
بگیرید، باعث پایداری عشقتان خواهید شد.
4. دیگر تحسینش نمی کنید
آیا هنوز هم وقتی مدل موهایش را تغییر می دهد یا لباسی جدید می خرد متوجه می شوید؟
اگر متوجه می شوید پس به او بگویید. اگر دیگر تحسینش نکنید، تصور خواهد کرد که به
کلی فراموشش کرده اید. زن ها نیاز دارند که از جانب مردشان مورد تمجید و تحسین قرار
گیرند و اگر این کار صورت نگیرد، او جای دیگری به دنبال این تمجید و توجه خواهد
گشت.
5. دمدمی مزاج می شوید
اگر سابقاً عادت داشتید که پیش او عصبانیتتان را کنترل کنید و حالا این کار را نمی
کنید، پس حق دارد که ناراحت و رنجیده خاطر شود. او چون شما را فردی با ثبات شخصیت و
اخلاق خوب دیده است، با شما آشنا شده، اما حال که به فردی عصبانی و بداخلاق تبدیل
شده اید، حق ندارد که بهانه جویی کند؟
6. سازش ندارید
سابقاً از اینکه وقتتان را با خانواده ی او بگذرانید خوشحال بودید، اما حالا دیگر
تمایلی به این کار ندارید. اگر قبلاً فردی سازش پذیر بودید و حالا دیگر قابلیت
انعطاف ندارید، باید درمورد این تغییر رویه ی خود بیشتر فکر کنید. این از همه ی
تغییراتی که گفته شد برای خانم ها آزار دهنده تر است چون زنها ذاتاً افرادی قابل
انعطاف هستند.
بی احساسی را کنار بگذارید
یکی از مزایای رابطه های طولانی مدت این است که دیگر ناچار نیستید تلاش کنید تا
بتوانید او را تحت تاثیر خود قرار دهید. اما زیاده روی نکنید. اگر بتوانید
اشتباهاتی که در بالا ذکر شد را مرتکب نشوید، می توانید مطمئن باشید که از چنگتان
نخواهد رفت و همیشه پیشتان خواهد ماند .

خانمها بعدازاینکه دارای فرزند می شوند تغییراتی در آنها انجام می شود. گاهی اوقات، خانمها درمقایسه با قبل از بچه دار شدنشان قابل تشخیص نیستند. اما تعجب آور است که مردان هم بعد از بچه دار شدن دارای تغییراتی می شوند.
نکته جالب این است که خانمها بعدازاینکه دارای فرزند می شوند تغییراتی در آنها انجام می شود. گاهی اوقات، خانمها درمقایسه با قبل از بچه دار شدنشان قابل تشخیص نیستند. اما تعجب آور است که مردان هم بعد از بچه دار شدن دارای تغییراتی می شوند.
به نظر می رسد که اکثر مردها نیازمند این هستند که همیشه در زندگی زناشویی اولین و بهترین باشند. برای آنها مهم نیست اگر پوشک بچه خیس شده باشد، یا اگر بچه گرسنه باشد. اغلب آقایان قادر نیستند 9 ماه تحمل مادر برای بارداری و به دنیا آمدن بچه را درک کنند و اغلب با این مسائل بیگانه هستند. از نظر آنها وقتی همسرشان بچه دار می شود باید 24 ساعت روز و 7 روز هفته را بی وقفه برای فرزندشان وقت بگذرانند. مطمئنا داشتن بچه یک نعمت شگفت انگیزی است که خداوند عطا فرموده است اما اگر خانمها نتوانند تغییراتی درخودشان اعمال کنند و برای کارهایشان برنامه ریزی کنند نمی توانند از لذتهای زندگی برخوردار شوند.
برای اکثر آقایان، تغییر موقعیت زیاد جدی نیست. شاید علت این قضیه آن باشد که آنها مدت طولانی برای والدین شدن انتظار نکشیده اند. شاید هم به علت گذشت زمان و بالا رفتن سن شان باشد. شاید هم به این دلیل باشد که آنها نمی دانند نقششان به عنوان یک پدر چیست؟ درهرصورت، یک هفته بعد از اینکه فرزند خانواده به دنیا آمد، مردها هنوز انتظار دارند که زندگی جنسی شان به روال گذشته برگردد، و یا با دوستانشان به پیک نیک بروند.
چگونگی تغییرات مردها بعد از به دنیا آمدن فرزندشان نیازمند کارهای زیادی است که همسرانشان باید انجام دهند. بسیاری از خانم ها بعد از بچه دار شدن از همسرشان برای مراقبت از فرزند کمک نمی گیرند. خانم های دیگری هم هستند که از اینکه خودشان فرزندشان را نگه می دارند و مراقبش هستند راضی اند و دوست دارند فقط و فقط خودشان از بچه مراقبت کنند اما بعد از گذشت چند سال دیگر همسرشان هم مانند یک بچه می شود، لباسش را بعد از درآوردن روی زمین می اندازد، و بعد از اینکه غذا می خورد بشقاب غذایش را روی میز رها می کند که این موضوع خشم همسرشان را برمی انگیزد و یکی از دلایلی است که همسرشان در موقع مراقبت از فرزندشان او را به حال خودش رها کرده بوده. مشکل این است که هر دوی طرفین(خانم و آقا) از نقش خودشان آگاهی ندارند و به اشتباه کار دیگری انجام می دهند.
البته مردهای متفاوتی هم وجود دارند. تغییر رفتار مردان بعد از به دنیا آمدن فرزندشان تغییری است که بیشتر خانم ها با آن درگیر هستند. این مردها زمانی که متوجه می شوند همسرشان باردار است خوشحالی می کنند. با افتخار و با غرور اتاق بچه شان را می چینند. وقتی از سرکار به خانه برمی گردند، با دادن خوراکی های مغذی همسرشان را تقویت می کنند. هدیه ای باورنکردنی به عنوان قدردانی از همسرشان به او می دهند. حتی ممکن است نیمه شب از خواب بیدار شوند و خوراکی های مقوی به همسرشان بدهند. همچنین زمانی که دارای چند فرزند می شوند در کنترل و اداره کردن آنها به همسرشان کمک می کنند. اما همسران این مردها از اینکه آنها دارای توانایی های مادرانه هستند نگرانند اما نمی دانند که چه نعمت نصیبشان شده است.
درواقع، بین خانم ها و آقایان یک تفاوت بزرگی وجود دارد. اغلب مردها از وضعیت موجودشان راضی هستند و از اینکه شرایط بدون تغییر باشد خوشحال شده و احساس راحتی می کنند. مردها با نوسانات و تغییرات زندگی تحت تاثیر قرار نمی گیرند و ترجیح می دهند بدون کوچکترین تغییری زندگی شان را ادامه دهند. مردها از استانداردها غفلت می کنند و کمتر احساسات دیگران را درک می کنند. اما زنها در مقایسه با مردها دائما سعی می کنند کاری که از آنها انتظار می رود را انجام دهند، درحالی که مردها، همسران، و پدران فقط قادرند که زندگی کنند. اینکه بعد از تولد فرزندان مردها چه تغییری می کنند یا چه تغییری نمی کنند یکی از دلایل آن است که پدران در زندگی فرزندانشان از اهمیت ویژه ای برخوردارند. همسران و پدران به فرزندانشان قدرت اعتماد به نفس می دهند اما مادرها و همسران یک عمر زندگی را برای رساندن فرزندان به آن تلاش می کنند.

مردها علیرغم سرو صداهای مردسالارانه خود که به صورت ژنتیک و بد آموزی به جنس خشن معروف شده اند وجودهای شکننده و رو به انقراضی هستند که اگر چنین شود باید بیشتر مراقب آنان بود.
دلایل چندی بر این ادعا مطرح می شود که بعضی از آنهابه شرح زیر است :
1. تعداد مردها در کل همیشه کمتراز زنان بوده و هست.
2. نوزاد مذکر آسیب پذیرتر از نوزاد مونث است.
3. جنس نر دیرتر از جنس ماده بالغ می شود و زودتر از بلوغ خارج می شود.
4. نطفه اگر مذکر باشد به هنگام لقاح شکنندگی بیشتری نسبت به نطفه مونث دارد.
5. مرگ و میرمردان در اثر بیماریهای استرس زا (مانند سکته های قلبی و مغزی) بیشتر
از زنان است.
6. پاره ای از متخصصین علم ژنتیک بر این باورند که در ترکیب کروموزوم های جنسی غلبه
ایکس ها بر ایگرگ ها به نسبت دو به یک است. ( یک ایکس اززن و یک ایکس یا ایگرگ از
مرد)
7. اصطکاک مردها با مشاغل زمخت موجب استهلاک بالاتر آنها نسبت به زنان می شود.
براین اساس شاید بتوان چنین نتیجه گیری کرد که اولا کمیت مردها کمتر از زنان است، ثانیا کیفیت مردان رو به ضعف ژنتیک دارد (یعنی مردها در حال ملوس شدن هستند) و لذا ملاحظه می شود که نه تنها تعداد دختران مجرد بیشتر از پسران مجرد است بلکه ازدواج ها با درصد طلاق رو به تزایدی رو به رشد است .
زن باید ناز داشته باشد اگر قبول کنیم که هرساختاری را رفتاری است متناسب با آن ساختار واگر بپذیریم که ساختار زن متفاوت با ساختار مرد است بدون آن که در مقام مقایسه بر آییم که کدام فراتر و کدام فروتر است باید به این نتیجه برسیم که زن باید زن باشد و مرد باید مرد. یعنی زن باید زنانگی کند و مرد هم مردانگی.
زنانگی یعنی صفات زنانه ، خصایل زنانه ، حالات و رفتار زنانه . و همین گونه است مردانگی، که عبارت است از صفات ،خصایل ، حالات و رفتار مردانه . و اما رفتار زنانه یعنی آنچه که معشوقیت ، معبودیت ، مقبولیت و نهایتا مطلوبیت را ایجاد می کند مانند: حال خوب، آرامش ، عفت ، شگفتی، غمزه حرکات موزون، صدای نرم و آغوش گرم که همه اینها مجموعه ناز را تشکیل می دهد.
در نقطه مقابل مرد باید مکمل ایزومر ، تکیه گاه ، با غیرت ، طالب ، آسایش آفرین ، خواهنده و در یک کلمه مجموعه نیاز را در قیاس با ناز تشکیل دهد.وجود این دوطرف عرضه و تقاضا ، کشش و کوششی را به ترتیب از طرف های زن و مرد به وجود می آورد که به آن عشق می گویند .
بدیهی است ازدواج به هر شکلی که صورت گیرد مطلوب نیست زیرا دوام و بقایی اگر در کار نباشد همان بهتر که آغازی نداشته نباشد ازدواج نکردن یک نقص و ازدواج بد کردن یک عیب است امید است موقعیت موجود یعنی باسوادتر شدن دختران از طرفی و بیکاری پسران از طرف دیگر به نوعی ساماندهی شود که به جای همتنی های رقابتی ، همسری های رفاقتی الگو شود.

با وجود اینکه یک هدیه بی نقص که بتواند هر مردی را خوشحال کند، وجود ندارد اما فوت
و فنهای روانشناسانه ای که برای انتخاب هدیه برای آقایان وجود دارند به شما در
رسیدن به هدف کمک خواهند کرد.
این مرد چه شوهرتان باشد که غیر از یک خودرو یکصد میلیون تومانی همه چیز دارد، چه
برادرتان که هر روز به یک چیز تازه علاقمند میشود و چه پدرتان که میگوید برایش هدیه
نخرید، به هر حال مرد زندگی شماست و میدانید که تهیه هدیه مناسب برای او چقدر مشکل
و در عین حال ضروری است.
با وجود اینکه یک هدیه بی نقص که بتواند هر مردی را خوشحال کند، وجود ندارد اما فوت و فنهای روانشناسانه ای که برای انتخاب هدیه برای آقایان وجود دارند به شما در رسیدن به هدف کمک خواهند کرد.
1. به کاربرد هدیه فکر کنید نه جنبه احساسی آن
به گفته پروفسور مارگرت روکر (Margaret Rucker) دارای دکترای تخصصی روانشناسی مصرف
کننده : "مردان در مقایسه با زنان، هدیه دادن را بیشتر نوعی تبادل مقتصدانه کالا
میدانند.
به این ترتیب در حالی که زنان با اتاقی پر از گل به شدت تحت تاثیر قرار میگیرند، مردان به احتمال زیاد ترجیح میدهند که هدیه شان چیزی باشد که بتوانند نگه داشته و از آن استفاده کنند. لوازم مربوط به ورزش مورد علاقه اش - مثلا یک راکت خوب تنیس - یا یک جفت دمپایی راحت، او را بسیار بیشتر از یک مجسمه یا هر نوع خرت و پرت تزئینی دیگر خوشحال خواهد کرد.
2. به آنچه میخواهد توجه کنید
زنان معمولا ترجیح میدهند برای اینکه هدیه مورد علاقه خود را مشخص کنند، از اشاره و
کنایه استفاده کنند. مردان کمتر به این روش علاقه دارند و اگر از آنها بپرسید چه
میخواهند، به سادگی پاسخی مستقیم و واضح خواهید شنید. به جای غافلگیر کردنشان، همان
چیزی را تهیه کنید که خواسته اند.
کلید موفقیت توجه به آنچه او میخواهد است نه آنچه شمامیخواهید یا تصور میکنید انتخاب بهتری است.
3. بر علایق او متمرکز شوید
هنگامی که به دنبال هدیه ای کاربردی برای او هستید، توجه کنید که این هدیه به علایق
او مربوط باشد. اگر قصد خرید کتاب دارید، کتاب را در زمینه مورد علاقه او انتخاب
کنید حتی اگر درباره تاریخ جنگ جهانی اول باشد. مردانی که به باغبانی علاقه دارند
از دریافت یک گیاه زیبا یا ابزار باغبانی نو خوشحال خواهند شد. بیشتر آقایان به
تماشای فیلم هم بسیار علاقه دارند، بسته به بودجه خود میتوانید از یک دستگاه پخش
DVD گرفته تا مجموعه نفیس فیلمهای مورد علاقه اش یا حتی یکی دو DVD از فیلمهای روز
برایش تهیه کنید.
4. از هدایای عمومی و وابسته به جنسیت بپرهیزید
این قانون در مورد خانمها هم صدق میکند، بیشتر افراد به خصوص مردان، برای چنین
هدایایی چندان ارزش قائل نمیشوند.
این هدایا مانند جوراب و لباس زیر، که خودش بهتر میتواند انتخاب کند و معمولا شما هرسال برایش میخرید، به نظر ارزان و فکر نشده هستند، حتی اگر از بهترین نوع و با صرف بیشترین زمان تهیه شده باشند. هدایای عمومی که میتواند برای همه مناسب باشد و معمولا هر کسی یکی دو تا از آنها در کمدش دارد - مانند تی شرت، قاب عکس و شال گردن - هم به هیچ وجه برای مرد زندگیتان مناسب نیست و خوشحالش نخواهد کرد.
5. به جنبه مفرح هدیه هم توجه داشته باشید
با وجود اینکه بسیاری از آقایان از دریافت هدیه ای عملی و مفید - مانند یک لباس کار
نو، لوازم باغبانی و.. - بسیار خوشحال خواهند شد، اما در کل دوست دارند هدیه شان
سرگرم کننده و جالب هم باشد.
برای این منظور به دنبال چیزی باشید که قابل استفاده باشد، اما استفاده از آن با تفریح همراه بوده و در ارتباط مستقیم با کارش نباشد. برای مثال خریدن یک جعبه ابزار برای مرد مانند این است که برای زنی جارو برقی هدیه بگیریم. مگر اینکه مردی واقعا عاشق کارهای فنی بوده و این کار سرگرمی او محسوب شود.
6. هدیه ای که میخرید فکر شده باشد
مردان هم، دوست دارند احساس کنند خاص هستند. یک هدیه فکر شده آنها را سرشار از حس
دوست داشته شدن خواهد کرد. تهیه چنین هدیه ای بسیار ساده است، مافی است چیزی که او
میخواهد و برایش جالب است را برایش پیدا کنید.
فروشگاههای اینترنتی جای خوبی برای یافتن هدیه است، شاید علاقه یا امکان خرید اینترنتی نداشته باشید، اما با توجه به شلوغی خیابانها و تعدد فروشگاهها، بد نیست همینطور که روی صندلی نشسته اید، کمی ایده بگیرید و بعد عازم خرید شوید.
در نهایت، اگر از دسته افراد هنرمندی هستید که میدانید مرد زندگیتان عاشق نوع خاصی شیرینی دست پخت شما است، از پلوورهای بافتنی شما بسیار استقبال کرده یا سالهاست منتظر مانده تا تصویر چهره اش را طراحی کنید، دست به کار شده و هدیه ای واقعا استثنایی برایش آماده کنید.

کیفیت رابطهی زناشویی هر کسی، نتیجهی باورها، اندیشهها، رفتار و کردار خویش
بوده و به تصمیمات و عملکرد گذشتهاش مربوط میشود. به عبارت دیگر، رابطهی زناشویی
مطلوب یا نامطلوب هر کسی، چه از زندگی مشترک راضی باشد و چه ناراضی، بازتاب باورها،
اندیشهها و کنش و واکنش رفتار از بدو ازدواج خویش است و همان چیزی است که یا
خواستار آن بوده یا زیر بار آن رفته است.
برای ایجاد رابطه بهتر و موثر با همسر و تقویت آن، چه باید کرد؟
مهارتهای ضروری برای داشتن زندگی زناشویی موفق، یاد گرفتنی است؛ بهطوری که زوجها با کسب آگاهی و مهارتهای لازم میتوانند زندگی مشترک مثبت و دلنشینی به وجود آورند.
برای داشتن زندگی مشترک خوب، متفاوت و متعهدانه لازم است از خود بپرسیم:
«چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم؟»
باید بدانیم در زندگی مشترک چه نقشی داریم؛ هر کس باید خود را موظف کند که: «من
متعهد هستم یک زندگی مشترک خوب و رضایتبخش بسازم.»
با دانایی و عمل است که بر ذهن خود مدیریت کرده و احساس خود گردانی را تقویت
میکنیم.
همه میدانیم که ایجاد هر گونه تغییر، دشوار و زمانبر است. هر فرد باید خود را برای داشتن زندگی زناشویی خوب، متعهد کند و بداند که هر گونه تغییر، از خود او شروع میشود. میدانیم که تغییرهای بزرگ، از تغییرهای کوچک شروع میشوند.
زوجهای موفق، دست از خود محوری و بیتفاوتی برمیدارند، تغییرات را پیشبینی
کرده و بر آنها مسلط میشوند و به منظور همراه شدن با رابطههای در حال تغییر،
خودشان نیز تغییر میکنند.
رز بنفش
وقتی زن و شوهر، فاقد اطلاعات و مهارت کافی برای زندگی مشترک باشند، در ایجاد هیجان، صمیمیت و روابط گرم بین خود، کم آورده، دچار مشکل میشوند، در طولانی مدت احساسهای مثبتشان نسبت به هم، کاهش یافته و منفیاندیشی جای مثبتاندیشی را گرفته و متقاعد میشوند که به آخر خط رسیدهاند. در این شرایط، چگونه میتوان بر افکار منفی غلبه کرد و احساسهای خوب، مثبت، صمیمیت و مهر و محبت خود را نسبت به همسر ارائه داد؟
زوجهای موفق، احساس مهر و محبت و حتی توقعات و انتظارات و نارضایتی خود را به طور صریح بیان میکنند و بهطور مداوم با هم به گفت و شنود میپردازند تا به توافق و درک متقابل برسند، در حالی که زوجهای ناموفق، شفاف عمل نمیکنند و با پنهانکاری و نادیده گرفتن احساسات خود و همسرشان، از بیان نیازهای واقعیشان، طفره میروند.
باید توجه داشت کسب مهارتهای لازم و ایجاد عادتهای مثبت جدید برای ساخت زندگی مشترک، بسیار مفیدند اما مواقعی پیش میآید که با وجودی که تلاش شما و همسرتان در جهت تغییر است، ولی ذهن ناخودآگاهتان طبق عادتهای گذشته عمل می کند و ممکن است باز هم رفتار ناخوشایند گذشته را برخلاف میلتان تکرار نماید!
وقتی مصمم به انجام کاری باشید، اگر با شجاعت به دنبال اهداف مشخص و روشن خود بروید حتماً موفق میشوید، بنابراین به اعمال ناخوشایند اهمیت ندهید، برای ایجاد عادتهای جدید و رابطهی مطلوب، به تلاش خود ادامه دهید و بدانید که با پیگیری برای تغییر عادتهای منفی به مثبت، موقعیتتان در ساخت زندگی مشترک، بهتر خواهد شد.
وقتی زن و شوهر، فاقد اطلاعات و مهارت کافی برای زندگی مشترک باشند، در ایجاد هیجان، صمیمیت و روابط گرم بین خود، دچار مشکل شده و در طولانی مدت احساسهای مثبتشان نسبت به هم، کاهش یافته و متقاعد میشوند که به آخر خط رسیدهاند.
با کسب مهارت و بالا بردن آگاهیهاست که متوجه میشویم در زندگی مشترک، بعضی از اختلافها، قابل حل هستند و برخی غیرقابل حل، تشخیص این دو از هم، به آگاهی و تجربه نیاز دارد. تفاوتهای غیرقابل تغییر را بپذیرید نه اینکه آنها را تحمل کنید! زوجهای موفق به جای توجه و تمرکز بر موارد غیر قابل تغییر، به نقاط مثبت همسرشان توجه میکنند به ویژه حرفها و کردار همسر را بدون پیشداوری، سرزنش و انتقاد و به قصد فهمیدن مورد توجه قرار میدهند و در مورد اختلافشان، با یکدیگر گفت و گو میکنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به یکدیگر داشته باشند نیز ارتباط بین خود را حفظ میکنند تا با مذاکره و تبادل افکار، به تفاهم برسند.
زوجها باید بدانند که زندگی زناشویی خوب یا بد را خودشان میسازند و در ساخت آن، هر یک نقش ویژهای دارند. زن و شوهر، هر یک به تنهایی بر حسب اینکه آگاه و مسوولیتپذیر باشند یا نه؛در ایجاد هیجان و حاکم ساختن مهر و محبت و یا در تداوم اختلافها و مشکلات زندگی مشترک، نقش مهمی بر عهده دارند.
به عبارت دیگر، هر یک از زوجها بر حسب اینکه برای افزایش آگاهیهای خود و انجام
وظایف خویش، به صورت مسئوولانه تلاش کنند یا نه، میتوانند نقشی سازنده یا مخرب بر
عهده داشته باشند چرا که وقتی یکی از دو طرف، آگاهانه و مسوولانه کنش یا واکنش
احساسی و رفتاری اثربخش و مثبت را بارها از خود بروز دهد، پاسخهای دیگری را هم
تغییر داده و رابطهی بین خود و همسرش را در مسیر رضایت بخش و مطلوبی قرار میدهد.
در واقع هر یک از زوجین آگاه در ساختن زندگی مشترک، حق انتخاب دارند و حتی
میتوانند به تنهایی، رابطهی بین خود و همسر را در جهت مثبت و سازنده سوق دهند.
رز قرمز
زنان و مردان با مدیریت بر ذهن خود میتوانند بر باورها، اندیشهها و نگرش خود، نظارت کرده و آنها را کنترل کنند. در نتیجه، در بروز احساسها و رفتارهایشان، حق انتخاب پیدا میکنند. به عبارت دیگر، با دانایی و عمل است که توانا میشویم. وقتی این مفهوم را بپذیریم که هر یک از زنان و مردان به تنهایی حق انتخاب دارند ومیتوانند زندگی مشترکشان را کنترل کنند و به زندگی شان، معنی و مفهوم مثبت و سازندهای ببخشند، در این شرایط است که احساس خود گردانی در زوجها تقویت میشود و این تصور و باور به وجود میآید که زندگی مشترک مطلوب میتواند حتی با هر یک از دو طرف شروع شود و ادامه یابد.
تأکید می شود، یک زن و یک مرد زمانی میتوانند به خود، همسر و فرزندان کمک کنند که مهارت و آگاهیهای خود را در زمینهی همسرداری به درستی بالا ببرند تا بتوانند با برقراری ارتباط موثر، وظایف و مسوولیت خود را به خوبی و به بهترین نحو انجام دهند. اگر همسران از فقر یا کمبود دانش همسرداری و فرزندپروری، در رنج باشند و به جای رفع علتها، دچار بازی با معلولها شوند، دیر یا زود در انجام وظایف مربوطه، با مشکلات حادی رو به رو خواهند شد و دچار انواع بیماریها، افسردگی، اضطراب، خستگی، ناتوانی و بیتفاوتی شده و هیجان و صمیمیت زندگی مشترکشان، به آرامی از دست خواهد رفت.
اما بسیاری از زنان و مردان به علت ناآگاهی و باورهای غلط، تصور میکنند در زندگی مشترک، حق و قدرت انتخاب ندارند و نمیتوانند بر اندیشه و نگرش خویش مدیریت کنند و بهطور معمول میگویند: «من نمیتوانم... من اراده ندارم... میخواهم ولی قدرت اجرا ندارم... من در رضایتمندی زندگی مشترک، نقشی ندارم... اگر همسرم یا دیگران تغییر کنند، زندگیام بهتر میشود و...»
اگر موفقیتهای به دست آمده را تجزیه و تحلیل کنیم، متوجه خواهیم شد که در میان انبوه آرمانها و آرزوهای خود، فقط به آنچه که واقعاً و عمیقاً و با انگیزهی قوی میخواستیم، رسیدهایم
در نتیجه خود را در مدیریت ذهن و کنترل احساس و رفتارشان ناتوان و درمانده میبیند و در نهایت، اسیر اندیشههای منفی شده و در ساختن زندگی مشترک، نقشی غیرمسئوولانه، منفعلانه و منفی بر عهده می گیرند و مدام با برچسب زدن، به سرزنش و انتقاد آشکار یا پنهان از خود، همسر و دیگران میپردازند، کارهای اشتباه خود را توجیه میکنند و در هر زمینهای به داوری و پیشداوری میپردازند، انرژی خود را بیشتر در مسیر منفی و تخریب به کار میگیرند و بیشتر روی کمبودها و نقاط منفی خود، همسر و فرزندان تمرکز میکنند. در نتیجه خود و زندگی مشترک را در مسیر تلخی و بدبختی بیشتر قرار میدهند.
اگر هر زن و مردی عمیقاً بخواهد زندگی مشترک خود را در جهت مثبت تغییر دهد، آنوقت مسالهی توافق پیش میآید و در واقع زوج با خواستن و انگیزهی قوی، در مسیر توانستن قرار میگیرد.
اگر به گذشتهی خود توجه کنیم، همهی ما در طول زندگی، موفقیتهایی داشتهایم. اگر موفقیتهای به دست آمده را تجزیه و تحلیل کنیم، متوجه خواهیم شد که در میان انبوه آرمانها و آرزوهای خود، فقط به آنچه که واقعاً و عمیقاً و با انگیزهی قوی میخواستیم، رسیدهایم، بنابراین با انگیزهی قوی و کافی، باید دست به کار شد و پذیرفت که زندگی مشترک مطلوب، با خود من شروع میشود و میبایست از هر فرصتی، برای رشد در جهت مثبت و سازنده استفاده کرد.