1.خوبی ها را هم ببینید
نسبت به همسر خود دیدگاه مثبت داشته باشید و بکوشید همیشه در مرحله ی اول کارهای
خوب او را ببیند و مورد تحسین قرار دهید، زیرا تشویق و تحسین یک کار خوب، باعث
تثبیت و تکرار آن خواهد شد و خودتان از آن لذت می برید. هرگز چشمان خود را روی نقطه
ضعف همدیگر باز مکنید و دایم به رخ مکشید؛ چون این رفتار، موجب دلسردی در زندگی شده
و کم کم نسبت به همدیگر حس بدبینی پیدا می کنید و یک حالت دلسردی در شما ایجاد می
شود. اگر چنین رفتاری دارید، بکوشید آن را انجام ندهید، زیرا کم کم بین شما دوری
ایجاد شده و به جایی می رسد که خدای ناکرده به فکر جدایی می افتید و هزاران مصیبتی
که به دنبال آن می آید ، پس «چشم ها را باید شُست، جورِ دیگر باید دید.»
2. تحقیر و سرزنش، ممنوع!
خداوند در خلقت انسان به خودش احسنت گفته است، زیرا انسان بهترین خلقت اوست. در این
میان، چگونه می توان همسر را به عنوان یک امانت الهی تحقیر و سرزنش کرد؟ یک دختر و
یا یک پسر که با هزاران امید وارد زندگی می شوند، چرا باید مورد اهانت قرار گیرند؟
پدر و مادری که دخترشان را با صدها رنج و زحمت را بزرگ کرده اند و با حفظ آبرو و
امیدواری او را به خانه ی مردی فرستاده اند تا در محیط امن و سالم و پر محبت زندگی
کند، چه گونه می توانند بعد از مدتی نظاره گر توهین و سرزنش او از طرف همسرش باشند؟
آیا وجدان انسان راضی می شود؟ متقابلاً اگر شما به ازدواج مردی در آمده اید که به
دلایل گوناگون مشکل پیدا کرده است – مثلاً اقتصادی یا شغلی – به هیچ وجه او را
سرزنش نکنید، زیرا به تدریج که سرزنش ها زیاد می شود، حالت تخریبی یی در زندگی شما
به وجود می آید و در مقابل همدیگر کم ارزش می شوید.
همیشه به دنبال این باشید که با لطف و کرامت خود، احترام همدیگر را نگه دارید و در
پی شأن و منزلت همدیگر باشید.
3. رعایت احترام و ادب متقابل
با همسر خود به طور محترمامه و مؤدب صحبت کنید و همدیگر را سبک نکنید. آنچه در این
گیرودار مهم می باشد، این است که وقتی مادری با همسرِ خود مؤدبانه صحبت می کند، یا
مردی با همسرش محترمانه سخن می گوید، فرزند آنها نیز می آموزد که چه طور مؤدبانه
صحبت کند و احترام پدر و مادرش را نگه دارد. این بهترین هدیه یی ست که می توانید
برای فرزند خود به ارث بگذارید. طوری برخورد نکنید که روزی مجبور شوید بگویید: «آتش
در خرمن خویش زده ام که را کنم دشمن خویش!»
شما خانم گرامی، وقتی همسرتان وارد منزل می شود، به استقبال او بروید، بسیار
مؤدّبانه با او رفتار کنید و به فرزندِ خودتان نیز بگویید، چنین کاری انجام دهد.
این رفتارِ شما باعث می شود، خستگیِ کار از تنِ او بیرون رود و احساسِ آرامش کند.
البته او نیز متقابلاً چنین رفتاری انجام خواهد داد و کم کم به صورت یک عادت در می
آید. برخی از همسرانِ بسیار خوب اظهار می دارند که در طول زندگی هرگز حتّا یک بار
هم به یکدیگر بی احترامی نکرده اند. زندگیِ آنها آن قدر لذّتبخش است که دوست دارند
همیشه در کنار هم باشند!
4. حفظ حقوق متقابل
بسیار ارزشمند است قبل از اینکه بخواهید تشکیل زندگی دهید، درس حقوق خانواده را یاد
بگیرید. ببینید وظیفه ی شما چیست؟ شاید برخی از خانواده ها هنوز نمی دانند ازدواج
یعنی چه؟ تصور می کنند زندگی باید بگذرد، حالا هر طور باشد. نه! این گونه نیست. اگر
کسی از زندگی و ازدواج خود لذت نبرد، بازنده ی اصلی میدان است.
مرد بداند که احترام زن بسیار حایز اهمیت است و آن قدر مهم است که پیامبر صلی الله
علیه وآله می فرمایند: «بهترین فرد از میان شما کسی ست که برای خانواده اش بهتر
باشد!»
ایشان همچنین می فرمایند: «جبرئیل آن قدر سفارش زنان را می کرد که گمان کردم یک اُف
هم نمی توان گفت!» واقعاً درست است. چرا باید کسی که می خواهد فردا مادر فرزند شما
باشد و زندگیِ شما را به آرامش برساند، مورد بی احترامی باشد؟ همچنین برای زنان
احترام شوهر و نیکو همسرداری کردن مهم است، آنچنان که می فرمایند: «زنی که خوب
شوهرداری کند، مثل سربازی ست که در جبهه ی جنگ مشغول نبرد می باشد.» یعنی جهاد برای
خدا، با خوب شوهرداری کردن، یک پاداش دارد. در این جمله، معنی و مفهوم گسترده یی
نهفته است، پس به به حقوق همدیگر آگاه باشید و بکوشید به حقوق یکدیگر احترام
بگذارید.
5. به پیکره ی زندگی خود، محبت تزریق کنید
مهر و محبت در منزل، منبع اصلی رضایتمندی ست. همدیگر را مورد مهر قرار دهید، زیرا
باید برای فرزند خود، مانند سرچشمه ی محبت باشید. اگر پدری فرزند خود را در حالی که
به همسرش احترام نمی گذارد در آغوش کشد، مطمئن باشد او فقط به انتقام از پدر می
اندیشد یا اگر مادری فرزندش را علیه پدر تحریک کند، منزلت خانواده اش را شکسته است.
کودک باید از هر دو چشمه ی محبت، یعنی پدر و مادر، سیراب گردد. اگر فرزند از یک
کانال محبت بگیرد و از کانال دیگر بی محبتی ببیند، دچار تعارض می شود، رفتارش
متعادل نیست و به هرج و مرج دچار می شود. هیچ موقع نمی توان محبت را با پول و اسباب
بازی در ذهن بچه ها ریخت. اینها مُسکن است و برای مدت کوتاهی جواب می دهد، ولی برای
دراز مدت هیچ اثری ندارد و حتی ضرر هم دارد. مگر می شود خلأ عاطفی را با پول جبران
نمود؟ مثل اینکه یک ماشین نیاز به بنزین دارد، شما آب داخل باک آن می ریزید. این
کار، نه تنها جواب نمی دهد، بلکه ضرر هم دارد. برخی از والدین با همدیگر بحث می
کنند و یا فرزند خویش را مورد کم محبتی قرار می دهند. وقتی به یکباره بیدار می
شوند، می خواهند با خریدن یک عروسک جبران کنند! چرا باید ابتدا بی مهری کنید تا
بعداً بخواهید جبران نمایید و آن هم ارزش آنچنانی نداشته باشد. پس بدانید، «از
محبت، خارها گُل می شود!»

بیشتر آسیبها متوجه دختران است
موضوع روابط میان دختر و پسر مانند سایر روابط انسانی بر اساس عرف و هنجارهای هر جامعه، تعریفی متفاوت با سایر جوامع دارد که این موضوع در جامعه ما به دلیل ساخت مذهبی و سنتی و آسیب پذیری دختران در این رابطه، در اغلب موارد به ضرر دختران تمام میشود و در این میان این دختر است که ارزشهایی را که عرف جامعه برایش مقرر کرده است، در این رابطه به خطر میاندازد.
رواج شهرنشینی و زوال مفهوم محله
در این میان عوامل بسیاری باعث تغییر روابط میان دختر و پسر و قبح زدایی از این
مسئله می شود که از آن میتوان به رواج شهرنشینی و زوال مفهوم محله اشاره کرد.
عاملی که در ساخت سنتی جوامع باعث کم بودن بروز رفتارهای غیر عرفی و نابهنجار
میشد، ارزشی با عنوان آبروی خانوادگی و محلهای افراد بود. بر این اساس مردم به
دلیل ارتباطاتی که با اطرافیان و محیط پیرامون خود داشتند، نسبت به رفتارهای آنها
حساس بودند و موضوعی با عنوان آبرو در سطح محل و میان همسایگان باعث میشد که
نابهنجاریهای رفتاری با جنبه خود کنترلی شخصیت انسانها روبرو شود و از این طریق
مردم به خاطر حیثیت محلهای خود از انجام بسیاری از رفتارهای ناشایست دوری کنند. پس
از گذار جوامع از سنت به سمت مدرنیسم و افزایش پدیده «شهرنشینی» و پس از آن «کلان
شهرنشینی» دیگر مفهوم محله به معنای سابق آن از بین رفت و جای خود را به جمعهای
انسانی فاقد هویت گروهی داد. در چنین اجتماعهایی دیگر نه اثری از آبروی محلی بود و
نه مفهوم همسایگی و مردم برای انجام رفتارهای خلاف عرف با عکسالعمل همسایگان روبرو
نمیشدند و اصلاً در کلانشهرهای جدید کسی به کسی کاری نداشت و حتی پس از سالها هم
جواری، دو همسایه حتی یکدیگر را نمیشناختند. در همین راستا دختران و پسرانی که پیش
از این به خاطر ترس از آبرو در سطح محل ارتباط خود را نمایان نمیکردند و جنبه خود
کنترلی بر روابط آنها حکم فرما بود، دیگر ابایی از ارتباطات غیر مشروع خود و نمایش
دادن آن، حتی در سطح محله و همسایگان نداشتند و این موضوع باعث شد روابط میان دختر
و پسر قبح خود را از دست بدهد و به تبع آن افزایش چنین ارتباطاتی افزایش یابد.
دختران و پسرانی که پیش از این به خاطر ترس از آبرو در سطح محل ارتباط خود را نمایان نمیکردند و جنبه خود کنترلی بر روابط آنها حکم فرما بود، دیگر ابایی از ارتباطات غیر مشروع خود و نمایش دادن آن، حتی در سطح محله و همسایگان نداشتند و این موضوع باعث شد روابط میان دختر و پسر قبح خود را از دست بدهد
آن که آسیب میبیند دختر است
در رابطه میان دختر و پسر در جامعه ما، این دختر است که چیزی برای از دست دادن
دارد. این ارزش از دست دادنی، هم میتواند آبروی دختر در میان خانواده و جمعهای
آشنایان و در مفهوم کلیتر جامعه باشد و هم مسئله بکارت که حفظ آن مهمترین ارزش
برای هر دختر محسوب میشود. از آنجا که روابط میان دختر و پسر به دلیل جاذبههای
عمیق جنسی که میان آنها وجود دارد در برخی از موارد به رابطه جنسی می انجامد، این
دختر است که ارزشی برای از دست دادن دارد و در این میان هیچ خطری پسران را تهدید
نمیکند. آمارها چندی پیش در خصوص گرایش درصد بالایی از دختران و پسران به روابط
جنسی دو سال پس از آغاز دوستی میان آنها نشان دهنده عمق این خطر در میان جوانان
است. بر این اساس با افزایش دوستیهای دختر و پسر، خواه نا خواه روابط جنسی هم
افزایش مییابد و دخترانی که رابطه جنسی داشته داند در ازدواج دچار مشکل میشوند،
زیرا پذیرش این موضوع برای همسران آنها غیرممکن است.
گسترش فعالیت زیرزمینی عملهای ترمیمی
با افزایش روابط میان دختر و پسر و به تبع آن گسترش روابط جنسی میان آنها و مسئله
ازاله بکارت که در برخی از موارد برای دختران پیش میآید، مدتی است که مراکزی به
صورت غیر مجاز اقدام به ترمیم میکنند. اگرچه فعالیت این مراکز غیر قانونی است، اما
برخی از متخصصان زنان و زایمان در مطبهای خصوصی خود و گاه در کلینیکها و
بیمارستانها اقدام به انجام این عمل ترمیمی میکنند تا دخترانی که در روابط غیر
مشروع پیش از ازدواج با مشکل روبرو شدهاند، شرایط را برای ازدواج مهیا کنند.
راهکار
برای آنکه روابط دختر و پسر کنترل شود و جوانان به خصوص دختران به پیامدهای جبران
ناپذیر این روابط دچار نشوند، نهادهای مسئول باید به فکر باز تعریف این روابط با در
نظر گرفتن اقتضائات زمانی باشند. مسئولان باید در نظر بگیرند که راهکارهای دهها
سال پیش به درد جوانان امروز کشور که در معرض طوفان برنامههای ماهوارهای و
اینترنت هستند نمیخورد، باید روشهای جدیدی اندیشید تا جوانان بدانند که سیل
برنامههای ماهوارهای به چه دلیلی به سمت جوانان ما جهت داده شده است و با دور شدن
جوانان از ارزشهای خانوادگی چه منافعی برای صاحبان سرمایه به ارمغان میآید.
از آنجا که روابط میان دختر و پسر به دلیل جاذبههای عمیق جنسی که میان آنها وجود دارد در برخی از موارد به رابطه جنسی می انجامد، این دختر است که ارزشی برای از دست دادن دارد و در این میان هیچ خطری پسران را تهدید نمیکند
نهادهای دولتی همچنین باید با آموزش روشهای تربیتی صحیح به خانوادهها، راه را بر دوری جوانان از محیط خانواده و گرایش به سمت دوستیهای نامشروع ببندند. علاوه بر این از آنجا که بیکاری مهمترین دلیل گسترش این روابط دوستی و ازدواج نکردن در میان جوانان است، اگر نهادهای مسئول فرصتهای شغلی را افزایش دهند، جوانان به سمت ارضای صحیح نیازهایشان از طریق سنت ازدواج و تشکیل خانواده میشوند و از روابط بی سرانجام و دردسر ساز نیز دوری میکنند.
مرد جوانی که در اقدامی جنونآمیز به دلیل اختلاف خانوادگی با همسرش،منزل مسکونی
مشترکشان را به آتش کشیده بود،با شکایت زوجه از سوی ماموران کلانتری 151یافت آباد
دستگیر شد.
به گزارش مردم سالاری به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پلیس، ساعت 23 و 20 دقیقه ششم
شهریورماه وقوع یک فقره آتش سوزی یک باب منزل مسکونی در آدرس بلوار معلم خیابان
رضایی از طریق تماس تعدادی از شهروندان ساکن در شهرک صاحبالزمان (عج) با مرکز فوریتهای
پلیسی 110فرماندهی انتظامی تهران بزرگ،به کلانتری 151یافت آباد،اعلام و به سرعت در
دستور کار ماموران قرار گرفت.
این گزارش حاکیست،پس از اعلام خبر اکیپی از ماموران فوریتهای پلیسی این یگان به
سرعت به محل اعزام و به منظور اطمینان از صحت و سقم موضوع،تحقیقات خود را آغاز
کردند.
تحقیقات و مشاهدات ماموران حکایت از آن داشت که فردی به نام «داود.ص» که معتاد بوده
و با همسرش نیز اختلاف خانوادگی داشته در اقدامی جنون آمیز با فندک اقدام به آتش
زدن منزل کرده و در این آتش سوزی کلیه اسباب و اثاثیه منزل در اتش سوخته است. این
گزارش می افزاید هرچند دقایقی بعد از سانحه ماموران آتش نشانی ایستگاه 87 شهر تهران
در موقعیت حاضر و آتش را مهار کردند.اما در این آتشسوزی تقریباً کل خانه به همراه
وسایلی در کمتر از حدوداً نیم ساعت به تلی از خاکستر مبدل شده است. از آنجایی که
آتش سوزی عمدی بوده،متهم با شکایت همسرش در محل دستگیر و برای تحقیقات بیشتر به
کلانتری منتقل شد.»
داود در تحقیقات اولیه منکر هرگونه اقدام جهت آتش سوزی منزل مسکونی شد،اما در ادامه در بازجوییهای فنی و پلیسی مستمر بعمل آمده لب به اعتراف گشود و به بزه انتسابی مبنی بر آتشسوزی عمدی واحد مسکونی به انگیزه دشمنی و کدورت با همسرش اعتراف کرد. گفتنی است،در این رابطه پرونده ای در کلانتری تشکیل و متهم به دادسرا ارجاع شد.

سلامت نیوز :افراد جوان، متاهل و بدون فرزند شادترین افراد در جامعه هستند.
در مطالعاتی که توسط شورای تحقیقات اجتماعی و اقتصادی و با حمایت دولت انگلستان
انجام شده است نزدیک به 48.9 میلیون پوند برای بررسی اوضاع جامعه صرف شد. در این
مطالعات مشخص شد زوجهای مسنتر نسبت به جوانترها رضایت کمتری از زندگی دارند و
همچنین سرعت کاهش شادی و رضایت در بین زنان در جامعه سریعتر از مردان است.
محققان کشف کردند زوجهایی که برای مدت کمتر از 5 سال در کنار یکدیگر بودند با
احتمال بیشتری نسبت به زوجهایی که مدت طولانیتری با یکدیگر ارتباط داشتند احساس
شادی در زندگی خود میکردند.
در این تحقیقات قرار است زندگی 40 هزار خانوار در طول 20 سال آینده به دقت تحت نظر
قرار گرفته شود تا میزان دانش محققان از زندگی و تجربیات مردم در زندگیشان افزایش
پیدا کند. تا کنون این تحقیقات نشان داده است که افراد متاهل به طور کلی شادتر از
همتایان خود هستند که ازدواج نکردهاند.
در خانوادههایی که هم زن و شوهر دارای تحصیلات دانشگاهی هستند احساس پیشرفت و شادی
در زندگی بیشتر است. این مطالعات در حالی صورت میگیرد که کشور انگلستان در حال پشت
سر گذاشتن سختترین بحران اقتصادی 60 سال گذشته است.
این در حالی است که داشتن فرزند میتواند تا حد زیادی روی شادی زوجها تاثیر بگذارد.
محققان متوجه شدند زوجهایی که دارای کودکان پیش دبستانی هستند بیشترین نارضایتی
را از زندگی خود دارند، اما پس از مدتی که فرزند آنها بزرگتر و مستقلتر میشود
این حالت روند عکس به خود میگیرد.
بر اساس اطلاعات جمعآوری شده، بیکاری نیز تاثیر منفی قابل توجهی روی میزان رضایت
از زندگی خصوصا روی مردان دارد. البته میزان درآمد تاثیر بیشتری روی زنان دارد و
اهمیت این موضوع برای آنها بسیار بیشتر از مردان است.
از مجموع هزار و 268 زوج جوانی که در این مطالعات شرکت داشتند نزدیک به 60 درصد خود
را کاملا از زندگی مشترک راضی میدانستند.
البته فاکتورهای دیگر هم میتواند روی شادی افراد تاثیر داشته است. برای مثال
کودکانی که در کنار پدر یا مادرشان که طلاق گرفته است زندگی میکنند رضایت کمتری
از زندگی دارند. حتی داشتن خواهر و برادر هم میتواند احساس رضایت را کاهش دهد.
هرچه قدر تعداد بچههایی که در یک خانه زندگی میکنند کمتر باشد و خواهر و برادرها
مجبور شوند فضای کمتری را بایکدیگر به اشتراک بگذارند میزان رضایت از زندگی بیشتر
میشود.
دانشمندان چندی پیش در تحقیقات خود متوجه شدند تکفرزندها شادترند، موفقیتهای
بیشتری کسب میکنند و در زندگی خود کمتر دچار مشکلات روحی و روانی میشوند.
این یافتهها همچنین نشان میدهد هر چه تعداد فرزندان کمتر باشد تعداد زد و
خوردها و درگیریها بین آنها کمتر است. از مجموع کودکانی که در این مطالعات شرکت
داشتند، نزدیک به 31 درصد از کودکان اعلام کردند مرتبا توسط برادر یا خواهر خود
مورد ضرب و شتم واقع شدهاند یا دیگر خشونتها را تجربه کردهاند.
در این مطالعات برای اولین بار، زندگی 100 هزار نفر در 40 هزار خانواده مورد بررسی
قرار گرفت تا محققان به بهترین شکل بتوانند تاثیر تعداد برادران و خواهران را روی
یکدیگر بسنجند.
دانشمندان با بررسی خانوادهها در کشورهایی مانند ایتالیا و آمریکا و انگلستان
متوجه شدند تقریبا 54 درصد از خواهر و برادرهای انگلیسی با یکدیگر درگیر میشوند و
حتی به یکدیگر آزار میرسانند.
تقریبا یک ششم خانوادههای انگلیسی در فقر زندگی میکنند و احتمال بودن خانوادههای
بازنشسته و دارای فرزند برای قرار گرفتن در این دسته بیشتر از دیگران است.

بسیاری از والدین نگران اثرات منفی طلاق بر روی کودکان خود هستند و برخی از آنها به همین خاطر از طلاق صر ف نظر می کنند. اهمیت زیادی دارد که والدین از میزان تأثیرات طلاق بر روی کودکان درک روشنی داشته باشند تا بتوانند از تأثیرات منفی آن بکاهند.
این نکات را از یاد نبرید:
۱) تأثیرات طلاق بر روی کودکان تأثیرات بالقوه ای هستند.
۲) این تأثیرات در گروه های مختلف سنی کودکان متفاوت است.
۳) میزان این تأثیرات به عوامل زیادی بستگی دارد که تقریبا تمام آنها در کنترل شما هستند.
طلاق چه تأثیراتی بر روی کودکان می گذارد؟
▪ احساس ناامنی و هراس از آینده:
طلاق غالبا احساس امنیت کودکان را کاهش داده و آنها را نسبت به آینده نگران می کند. به عنوان مثال: «آیا ما فقیر می شویم؟»، «آیا به حد کافی غذا خواهیم داشت؟» «آیا باید به یک مدرسه جدید برویم؟»، «آیا می توانم دوستانم را ببینم؟»
▪ ترس از ترک شدن:
پس ازطلاق کودک متوجه می شود که یکی از والدین دیگر در خانه نیست واز این می ترسد که دیگری نیز «ناپدید» شود و او را تنها بگذارد.
▪ طردشدگی:
کودکان طلاق ممکن است احساس طرد شدگی کنند. یادمان باشد کودکان خود را در مرکز جهان می دانند و بنابراین هر اتفاقی که روی دهد به نحوی به آنها مربوط می شود.
▪ احساس گناه:
کودکان ممکن است به این نتیجه برسند که در طلاق والدین مقصر هستند و به خاطر حرفی که زده اند یا کاری که انجام داده اند این اتفاق روی داده است و بنابراین احساس گناه و شرمندگی می کنند. حتی نوجوانان پرخاشگر نیز ممکن است به این باور برسند که رفتار آنها در طلاق والدین نقش داشته است.
▪ ناتوانی:
کودکانی که خود را در اختلاف میان والدین مسئول می دانند فکر می کنند می توانند به اوضاع سروسامان بدهند و سعی می کنند «بچه بهتری» باشند. آنها تصور می کنند می توانند کاری انجام دهند که والدین مجدداً در کنار یکدیگر زندگی کنند. وقتی این اتفاق نمی افتد و نقشه های کودکان با شکست مواجه می شود آنها احساس ناتوانی و ناامیدی می کنند.
▪ بلاتکلیفی:
مخرب ترین تأثیر طلاق بر روی کودکان زمانی روی می دهد که والدین در حضور آنها به تحقیر یکدیگر می پردازند. دراین مواقع کودکان احساس می کنند که باید جانب یکی از والدین را بگیرند و این کار برای آنها بسیار دشوار است.
از سوی دیگر کودکان تصور می کنند اگر از هیچکدام از والدین پشتیبانی نکنند ازسوی هردو رانده می شوند. کودکان در واقع در شرایط بغرنجی قرار می گیرند که درآن دوست داشتن پدر و مادر «کار اشتباهی»است!
▪ اندوه:
کودکان طلاق به شدت احساس اندوه و استیصال می کنند و اعتقاد دارند که دیگر عضوی از یک خانواده نیستند. در واقع احساس کودکان طلاق مشابه احساس کودکانی است که والدین خود را بر اثر بیماری یا تصادف از دست داده اند ولی به اندازه آنها مورد حمایت قرار نمی گیرند و ممکن است به شدت دچار افسردگی شوند.
▪ اضطراب:
کودکان طلاق ممکن است احساس اضطراب کنند و خود را تحت فشار ببینند. به عنوان مثال احتمال دارد آنها وظایف بیشتری را در خانه برعهده بگیرند. در ضمن ممکن است یکی از والدین یا هر دو آنها از کودکان به عنوان مشاور استفاده کنند. در این مواقع کودکان که احساس می کنند بزرگ شده اند و دوست دارند کمک کنند اضطراب خود را پنهان می نمایند.
▪ تنهایی:
کودکان طلاق ممکن است احساس تنهایی کنند و دل شان برای والدینی که از آنها جدا شده اند تنگ شود. معمولا والدینی که در کنار کودکان می مانند آنقدر گرفتار مشکلات خود هستند که به فرزندشان نمی رسند.
احتمال دارد طلاق بر روی رابطه کودکان با همسالانشان نیز تأثیر بگذارد و کودکان در جاهای دیگر به دنبال آرامش بگردند و یا طرد شوند.
▪ خشم:
خشم احساسی متداول درمیان کودکان طلاق است که در اثر عدم درک یا پذیرش این مسئله روی می دهد. کودکان گاهی خشم خود را نشان نمی دهند. خشم کودکان زمانی رواج پیدا می کند که دلایل طلاق روشن نباشد. در این مواقع کودکان به خاطر آنچه از نظر آنها «غیرضروری» است از والدین خود می رنجند.
▪ افسردگی:
افسردگی از تأثیرات مستقیم طلاق محسوب می شود و در واقع یک تأثیر ثانوی است که به دنبال اندوه، احساس تنهایی و طردشدگی به وجود می آید. افسردگی نشانه آن است که کودکان حمایت کافی برای رویارویی با مسئله طلاق دریافت نکرده اند.
● چه باید کرد؟
اول از همه توجه داشته باشید که این تأثیرات تا چه حد ناشی از طرز تفکر فرزند شما در مورد خودش، والدین و طلاق می باشد. به همین دلیل شما باید با کودکان در مورد طلاق حرف بزنید و از میزان تأثیرات منفی آن بکاهید.
درضمن شما باید مراقب رفتارتان باشید و احساسات منفی خود را نسبت به همسرتان بروز ندهید.
و سخن آخر اینکه فراموش نکنید برای فرزندتان وقت کافی بگذارید.