پزشکان پس از تولد دیلا آنارجیا تشخیص دادند که به یک بیماری به نام هیدروسفالی
مبتلاست و موجب می شود جریان مایع مغزی- نخاعی مسدود شود. انباشت بیش از حد این
مایع در جمجمه دیلا موجب شد سرش بیش از حد معمول رشد کند.
دیلا هنگامی که متولد شد سایز سرش تنها مقدار کمی از میزان متوسط آن بزرگتر بود اما
اکنون دور سرش به ۱۰۰ سانتیمتر میرسد. همچنین این شرایط نادر «دیلا» سه ساله را
از راه رفتن و صحبتکردن محروم ساخته و دید او تا حدودی از بین رفته است. این
احتمال وجود دارد عفونت دوران بارداری مادر دیلا علت ابتلا او به این بیماری باشد.



پزشکان اندونزی قرار است بدلیل وخامت اوضاع جسمانی «دیلا» او را تحت عمل جراحی قرار
دهند و والدینش معتقدند تنها معجزه میتواند او را نجات دهد.
لادن طباطبایی بازیگر سینما و
تلوزیون وقتی از چاپ مطلبی با عنوان آشپزی، بهانهای برای نمایش ثروت و تجمل به
نقل از سایت شبکه ایران در روزنامه بانی فیلم مطلع شد به سردبیر این روزنامه نامه
نوشت. در بخشی از این نامه آمده است :
مجله مهر :دفاع و یا توضیح در باب ساختار برنامه، وظیفه من نیست. کارگردان و تهیهکننده
باید پاسخگو باشند. ولی چیزی که میدانم این است که اگر این شخص منتقد فقط کمی
تحقیق میکرد، متوجه میشد که این برنامه در انحصار هیچ شخص و شبکه و گروهی نیست و
اولین بار در دهه 1970 در اروپا تولید و پخش آن شروع شد و پس از آن تا به امروز
اکثر کشورها به سبک و سیاق خود آن را ساختهاند و در اغلب آنها هم یک نفر روی تصویر
حرف میزند. اسم این برنامه هم معمولاً ترجمه همین جمله استCome and dine with me و
در آخر این جمله اسم کشور میآید. این است که حرص و جوش و جوسازی در مورد تقلید از
چه و چه، به نظر بیمورد میرسد.
در عین حال عاملی که باعث شد من در منزلم را برای اولین بار روی دیگران باز کنم،
همین بود. این فکر را که ما هم «بفرمایید شام» خودمان را داشته باشیم پسندیدم. سالهای
دراز فکر جدا کردن زندگی خصوصیام از حرفه را کنار گذاشتم و دل به دریا زدم. فکر
کردم چه اشکالی دارد؟ بهتر است که بینندگان ببینند که ما هم زندگی عادی خودمان را
داریم. خانواده، بچه، دغدغه والدین و.... ببینند که ما هم با هم شوخی میکنیم و
برخلاف توقع منتقد سختگیر کذایی (که انتظار بحثهای وزین و سنگین را داشت) نه فیلسوف
هستیم و نه ادیب و نه سخنران.... میخواستم جوابی باشد برای خیلی از عزیزان که در
صف نانوایی میپرسند: ا، شما هم تو صف نونوایی وامیستین؟
و با لبخند جواب میدهی: بله، آخه بچهها سنگک دوست دارن!!
بله، ما هم گاهی خالهزنک میشویم... بله، غمگین میشویم، شاد میشویم، گریه میکنیم،
زار میزنیم، قهقهه میزنیم. بله ما هم برای همسران و فرزندانمان آشپزی میکنیم،
لباس میشوریم، مریض میشویم، بیمارستان میرویم و... یادم هست یکبار زمانی که
دخترم را باردار بودم، خانمی باتعجب از من پرسید: ا... شما باردارید؟ حمید فرخنژاد
وقتی شنید با طنز خاص خودش گفت: آخه بعضیها فکر میکنن بازیگرها مثل آمیب از وسط
نصف میشن!!!!
یک چیز دیگر که همه این سالها برای من آزاردهنده بود، این است که: حتی اطرافیان ما
اغلب بروز احساساتمان را نوعی نقش بازی کردن میدانند!! با دیالوگ: بازیگره دیگه،
داره بازی میکنه... و این جمله بشدت گروتسک است، متناقض است، ایهام دارد، طنزیست
تلخ، من را یاد کافکا میاندازد. هیچوقت نفهمیدم تعریف است یا توهین (البته فقط
همین یک مورد را. درمورد حرفهای منتقد کذایی مطمئنم توهین است!)... بله، خلاصه، ما
4 زن بازیگر، با جسارت تمام پیشقدم شدیم. هر چهار نفر فکر کردیم که چیزی برای پنهان
کردن نداریم... صاف و صادق و شاد جلوی دوربین رفتیم. چه میدانستیم صداقتمان دروغ،
صافیمان، ادا و شادیمان، کودکانه تعبیر میشود!!
بسیار جالب بود که این شخص، منزل مرا مجلل و مرا ثروتمند معرفی کرده است. دوستانی
که مرا میشناسند، میدانند که من بعد از سالها دوندگی آپارتمانی 80 متری را با
مصالح پیش ساخته، بر بام منزل پدریام ساختهام و تراسی که آنقدر چشم ایشان را
گرفته است، در واقع پشت بام منزل پدرم است!!
این که پشت بام تبدیل به تراس شده است، فکر اینجانب بود، چرا که میخواستم دخترم بهراحتی
در آن بازی کند. گلدانهای بزرگ پلاستیکی را لب دیوار چیدم که بچه از لبه آن پایین
نیفتد. شمشادها را با عرض معذرت خریدم، باقی گلها را یا از حیاط دوستان قلمه زدم
یا کادو گرفتم و بعد از یکسال حاصل آن شد چیزی که این دوست محترم ما را عصبی کرده
است!! تازه، یکی از گلدانها را هم سبزی خوردن میکارم. ندیدند که حرص بخورند!
کلیه اثاثی که در منزل دیده میشود، همگی دست دوم هستند و تنها بازسازی و مرمت شدهاند،
باعث افتخار است که هنر و سلیقه اینجانب و توناییام در استفاده مناسب از وسایلی که
با صرف ساعتها وقت از سمساریهای مناطق جنوب تهران خریدهام و بازسازی کردهام و
کنار هم قرار دادهام به نظر ایشان نشانه ثروت و تجمل میآید. یک باربیکیو ساده به
چشمشان آمده و آنقدر بیادب هستند که به خانم همراه من توهین میکنند و او را کلفت
خطاب میکنند. خانمی که زمانهایی که من سر کار هستم، برای خانوادهام غذا میپزند.
منتقد کذایی نگران نباشند، چون بندرت سر کار میروم، شاید در سال جمعاً ایشان 60
روز برایمان غذا بپزند!! باقی وقتها خودم غذا میپزم و آشپز خوبی هم هستم.
به گزارش قدس آنلاین، این پسر در سن ۱۳ سالگی عاشق معلم ۴۳ساله اش شد و سپس توانست معلم خود را نیز راضی کند که با او ازدواج کند!پس از مشخص شدن این موضوع مقامات قضایی ابتدا خانم معلم را دستگیر کردند چرا که با پسری که کوچکتر از سن قانونی بوده رابطه برقرار کرده است اما در دادگاه پس از صحبت های معلم، پسر در جایگاه قرار گرفت و اعلام کرد تمام این ماجرا بخاطر درخواست او بوده و معلمش هیچ نقشی نداشته و آنها عاشق یکدیگر شده بودند.سرانجام دادگاه از زندانی کردن معلم منصرف شد اما او را از شغلش برکنار کرد و پس از ۴ ماه آنها با یکدیگر ازدواج کردند هم اکنون منتظر به دنیا آمدن فرزندشان هستند.
به تازگی طرحی ارائه شده است که با کمک آن می توانید برای همیشه غذاهایی مانند مادرتان درست کنید و همیشه از آن استفاده کنید.
مادرها همیشه رازهایی در آشپزی خودشان دارند و کمتر کسی از آن ها خبر دارد ولی این قاشق می تواند تمامی آن رازها را بدست آورد و شما به کمک آن غذاهای مادرتان را در خانه خودتان درست کنید.

این قاشق دارای یک مکانیزم بسیار ساده است و کافی است تا یک بار آن را به مادرتان بدهید تا غذای مورد علاقتان را درست کند. سپس این قاشق با کمک سنسورهایی که دارد طرز تهیه غذا را بدست می آورد.
بعد از اینکه قاشق را در جای مخصوص خودش قرار دهید دستور غذایی در آن ذخیره می شود و میزان تمام ادویه ها و مواد را در خودش نگه داری می کند.

p>
این قاشق از آهن درست شده است و همچنین در بالای آن
صفحه نمایشی تعبیه شده است که می توانید فیلم و یا عکس هایی که از اشپزی مادرتان
گرفته شده است را مشاهده کنید.
با کمک این قاشق می توانید برای همیشه به یاد غذاهای
مادرتان باشید و حتی آن را در اختیار دیگران هم قرار دهید.

وقتهایی بود، در همین گذشتههای نهچندان دور که عزاداران با یک خرما و مقداری حلوای تهیه شده در خانه از مهمانان پذیرایی میکردند، اما حالا چه؟ آیا واقعا افرادی که ساعتها جلوی آینه ایستادهاند و با کفشهای پاشنه بلند و لباسهای شیک به سالنهای مجلل عزاداری میروند، برای همدردی آمدهاند؟
گاهی چنان در ظواهر مراسم سوگواری غرق میشویم که همه فراموش میکنند کجا آمدهاند. از همه اینها هم که بگذریم، جمله آشنای «خب حرف مردم را چه میشود کرد» این روزها دمار از روزگار همه درآورده است.
گاهی فرهنگهای وارونه شده و ارزشهای تغییر کرده همگی حال و هوای همدردی را از بین برده است. کم هزینهای نیست دور شدن مردم از هم و دورتر شدن قلبهاشان.
به هر روی اما سانتیمالیزه کردن مراسم سوگواری اهمیت فراوانی پیدا کرده و برای این کار پول زیادی نیاز است. همه آنها که گاهی به مرگ عزیزانشان فکر میکنند، برخلاف گذشتهها که فقط به فقدان متوفی و شرایط عاطفی سخت آن فکر میکردند، به هزینههای مراسم هم فکر میکنند، مراسمی که میتواند به ساده و بیتکلفترین شکل هم برگزار شود. در ادامه به برخی هزینههای مرسوم مراسم ختم مروری میکنیم، شاید خالی از لطف نباشد.
هزینههای سر مزار
هزینههای سر مزار مواردی چون اکو، مداح، صندلی، سایهبان و گل را شامل میشود.
اکو: شما میتوانید اکو را با قیمتی حدود 40 هزار تومان اجاره کنید. این اجاره از نیم ساعت تا یک ساعت است. قیمت اجاره این وسیله تغییر نمیکند، چه بخواهید نیم ساعت آن را داشته باشید چه یک ساعت.
مداح: در مورد این یک مورد که شایعات زیادی وجود دارد همه چیز به شما بستگی دارد. هزینه خطابه خوانهای بهشت زهرا از 25 هزار تومان شروع میشود اما اگر بخواهید خودتان از بیرون مداح بیاورید، برایتان 40 هزار تومان آب میخورد. حالا اگر این مداح از سرشناسهای این کار باشد و برای سالن ختم دعوتش کنید، باید روی 200 تا 500 هزار تومان حساب باز کنید. این قیمت به شهرت فرد بستگی دارد.
سایهبان: در تابستان به دلیل آفتاب شدید حتما نیاز دارید از سایهبان استفاده کنید. برای هر 25 صندلی یک سایهبان نیاز است که اجاره هر سایهبان حداکثر 25 هزار تومان است.
گل:
معمولا گلهای استفاده شده در تاج گلها گلایل است و میخک سفید، قیمتش به
ارتفاع تاج گل بستگی دارد. اگر تاج گل یک طبقه بخواهید که ارتفاع یک متر و 80
سانتیمتری دارد، حداقل 80ـ70 هزار تومان باید بپردازید و حداکثر یکصد هزار
تومان. اما اگر گل دو طبقه بخواهید که دو متر و 20 سانتیمتر ارتفاع دارد و نوع
گلهایتان هم گران شود، ممکن است کار به 600ـ500 هزار تومان هم برسد.
هزینههای پذیرایی
بستههای پذیرایی: هزینه بستههای پذیرایی که در مسجد یا سر مزار داده میشود کاملا به محتویات داخل آن بستگی دارد. بعضیها برای حفظ کلاس کار معمولا از میوههای درجهیک و فصل استفاده میکنند و آن را در بستهبندیهای شیک که با روبان مشکلی تزئین شده، توزیع میکنند.
در کنار این میوهها نمک بستهبندی شده، کارد پلاستیکی و دستمال کاغذی وجود دارد. برای بینقص شدن این بسته یک نوشیدنی سرد یا گرم ـ بسته به فصل فوت متوفی ـ هم به آن اضافه میشود. اگر برگزاری مراسم خود را به یکی از شرکتهای خدماتی برگزاری مراسم سوگواری سپرده باشید، ممکن است برای هر یک از این بستههای خوشرنگ و لعاب، تا30 هزار تومان هم پیاده شوید. اما اگر خودتان سرمایهگذار، کارگردان و مجری مراسم باشید، احتمالا با 3000 تا 4000 تومان هم میتوانید این بستهها را جمع و جور کنید.
خرما و حلوا: میتوان خرما را کیلویی خریداری کرد که در حال حاضر هر کیلویش قیمتی در حد 15 هزار تومان دارد. گردوی بین خرما هم میتواند یک آیتم اختیاری باشد، گردویی که هر کیلویش این روزها چیزی حدود20هزار تومان هزینه بر میدارد. در خصوص حلوا هم، درحال حاضر در قنادیها انواع حلوا با طراحیهای جالب پیدا میشود که باید برای هر 20 نفر یک سینی خریداری کنید، این سینیها 10 تا 15 هزار تومان قیمت دارد.
شرکتهای ارائه خدمات ترحیم، گزینههای دیگری نیز برای موضوع حلوا دارند، آنها انواع دیگر حلوا از جمله حلوای زنجبیلی، حلوای پسته، حلوای هویج، حلوای رولتی و ... را با قیمت حدود کیلویی 15 هزار تومان به شما میدهند. گاهی اوقات شیرینیهای ساقهعروس و لوز هم هست که برای این مجالس گزینه خوبی است و میتوان ارزانتر تهیه کرد.
ناهار: بستگی دارد چه غذایی را در کدام رستوران بخواهید سرو کنید. اگر در خانه بخواهید از مهمانهاتان پذیرایی کنید، میتوانید از مراکز تهیه غذا که با قیمتهای نسبتا ارزان غذا میدهند، کمک گرفت. اما اگر بخواهید غذاهای شما روی میز سلف سرویس با ظروف شیک و آنچنانی سرو شود، باید چشمتان را روی هزینهها ببندید.
برای سفارش غذا از این مراکز باید مبلغی بین 3000 تا 8000 تومان بپردازید، اما اگر بخواهید از شرکتهای خدماتی مراسم ختم کمک بگیرید، میتوانید از منوی پایه مرصع پلو، باقالی پلو با گوشت، ته چین، زرشکپلو، جوجه کباب و دسرهای آنچنانی شروع کنید که احتمالا نیازی به مرور قیمتهای آن نیست.
وسیله ایاب و ذهاب
اتوبوس: دو نوع اتوبوس در این شرایط میتوان کرایه کرد: یک نوع اتوبوسهای معمولی و البته کولردار که 120 هزار تومانی برای سه ساعت استفاده از آن دریافت میشود. به اضافه هر یک ساعت استفاده بیشتر از این اتوبوسها مبلغ 30 تا 35 هزار تومان به مبلغ قبلی اضافه میشود. نوع دوم اتوبوسها، تشریفاتی است که ما با عنوان اتوبوسهای بین شهری میشناسیم. این اتوبوسها تا پنج ساعت در اختیار است و هزینهاش بین 250 تا 400 هزار تومان است.
مسجد
مسجدها با توجه به امکاناتی از جمله سالنها و ویدئو پروژکشن و تعداد صندلیها قیمتهای متفاوتی دارد. این بار قیمت را سر و ته میگوییم. حداکثر قیمتی که بابت رزرو مسجد میتوان پرداخت 500 هزار تومان است. برای مساجد معمولی بدون امکانات مدرن هم میتوانید روی مبالغی چون 150 و 200 هزار تومان حساب کنید. البته مساجدی در قسمتهایی از تهران (بیشتر جنوب) وجود دارد که از خانوادههایی که شرایط مالی خوبی ندارند، هزینهای دریافت نمیکنند.
خدمات عکس و تصویربرداری
این خدمات بیشتر مخصوص مراسمی است که توسط شرکتهای خدماتی اجرا میشود. خدماتی که در نظر عامه مردم کار جالبی نیست، اما این روزها کمطرفدار ندارد.
این خدمات از ساختن کلیپهای آنچنانی از زندگینامه متوفی شروع میشود تا چاپ عکس متوفی روی گلدان و شاسی و مناجاتنامه.
اگر عکسها روی بوم و شاسی به ابعاد 30×20 چاپ شود، قیمتش حدودا 20 هزار تومان میشود، البته قیمتهای شاسی متغیر است و این به ابعاد آن بستگی دارد و ممکن است تا یکصد هزار تومان هم برسد.
چاپ مناجاتنامههای اختصاصی که عکس متوفی را در صفحه اولشان دارد، از مبلغ 1500 تومان شروع میشود تا به بالا. فیلمبرداری از مراسم ختم از جمله کارهایی است که همراه با عکاسی انجام میشود، فیلمبرداری به همراه تدوین به طور متوسط 400 هزار تومان آب میخورد.