هیچ
میدانستید خراب کردن یک زندگی راحتتر از ساختن آن است. برای در امان ماندن از
نابودی زندگی این روشها را که در زیر به آن اشاره میشود اصلا به کار نبرید. به
نظر میرسد بعضی از این موارد بلافاصله
لطمهای به رابطه نمیزنند اما دیر یا زود اوضاع بدتر خواهد شد. اگر فکر میکنید یکی از کارهای زیر را انجام میدهید قبل از اینکه خیلی دیر شود ، سعی کنید این عادت خود را کنار بگذارید.
گفتگو نکردن : این جمله که گفتگوی مناسب و خوب بین زوجین ضروری است ، تقریبا تبدیل به کلیشه شده اما واقعا جمله درستی است. شما باید با یکدیگر در مورد احساسات، نظرات، چیزهایی که دوست دارید یا دوست ندارید ، ترسها و آرزوهایتان صحبت کنید. تا آنجایی که به عنوان یک زوج ، به طور کامل یکدیگر را بشناسید باید روشن و صادقانه با یکدیگر گفتگو کنید.
خودخواه بودن : فقط فکر کردن به خودتان، نیازها و خواستههایتان و کارهایی که باید
انجام دهید ، ممکن است باعث مشکل شود. مادامی که ازدواج میکنید « من » تبدیل به «
ما » میشود. به احساسات، نیازها و خواستههای طرف مقابلتان توجه کنید. هرگاه در
این موارد دچار شک شدید از همسرتان سوال کنید ، هرگز خیال نکنید همه چیز را در مورد
احساسات، نیازها و خواستههای او میدانید.
کینه به دل گرفتن : رنجیدن خیلی زود تبدیل به عصبانیت میشود و عصبانیت به همان سرعت تبدیل به دلخوری خواهد شد. روی دلخوریها و عصبانیتهایتان تمرکز کنید و طرف مقابل را ببخشید. اگر همیشه از طرف مقابل خشمگین باشید در آخر فقط به خودتان صدمه خواهید زد. با شریک زندگی خود صحبت کنید و سعی کنید مشکل را برطرف سازید. بخشیدن طرف مقابل رابطهتان را نزدیکتر و دلپذیرتر میکند.
خیانت کردن : بعد از ازدواج هر دو طرف در قبال هم مسوول هستند ، پس اگر میدانید
رابطه شما با افراد خاصی باعث ناراحتی همسرتان میشود ، هرگز سعی نکنید او را آزرده
کنید.
تمام وقتهای خود را با یکدیگر گذراندن : وقتی ازدواج میکنید به طور قطع بیشتر ساعات شبانهروز را با یکدیگر خواهید بود. وقتی ساعت کار خارج از منزل هر دو شما تمام میشود خیلی خوب است که ساعات مفیدی را با یکدیگر بگذرانید. به هر حال، به هیچ وجه درست نیست همه اوقات فراغتتان را با همسرتان سپری کنید. سرگرمیای برای خود درست کنید که طرف مقابل دوست ندارد یا کمتر به آن علاقه دارد ، با دوستان همجنستان بیرون بروید یا در تنهایی تمدد اعصاب کنید. یک ضربالمثل قدیمی میگوید: دوری اشتیاق را بیشتر میکند. اگر برای مدت کوتاهی در دسترس یکدیگر نباشید، دیدن یکدیگر یک جرقه خوشایند خواهد بود.
هرگز مصالحه نکردن : ازدواج نوعی بده بستان است. توافق در زندگی زناشویی باید به یک امر عادی تبدیل شود. هر کدام از زوجها باید در بیان احساساتشان آزاد باشند و براساس یک توافق دوجانبه هر بار یکی از طرفین کوتاه بیاید. علاوه بر این، در بعضی از تصمیمات، شما میتوانید با توافق یکدیگر از بین نظرات ارائهشده یکی را انتخاب کنید یا طوری برنامهریزی کنید که از نظر هر دو طرف استفاده شود.
هدر دادن بودجه مالی : خرید غیرمسوولانه باعث به وجود آمدن مشکلات اساسی خواهد شد. بهتر است یک حساب مشترک با همسرتان داشته باشید (شما باید به یکدیگر اعتماد کنید) و در مورد نحوه خرج و مخارج خانه به طور متناوب با یکدیگر گفتگو کنید (گفتگو نه دعوا). مصالحه در این موقعیت به شما کمک زیادی میکند. هرگز بدون مشورت با همسرتان، تصمیمات مهم مالی نگیرید ، این یک اشتباه است.
حسودی بیش از اندازه : اگر شما احساس ناامنی میکنید و فکر میکنید همه چشمها به دنبال همسر شماست یا همسر شما به دنبال دیگران است، باید در مورد این رابطه دوباره فکر کنید. به همسرتان اعتماد کنید. اعتماد به نفس شما و اعتماد به طرف مقابل، جذابیت شما در چشم همسرتان را دوچندان میکند. هرگز به همسرتان شک نکنید مگر اینکه دلیل واقعی برای سوءظن داشته باشید. این حقیقت که تصور میکنید شما فرد مناسبی برای همسرتان نیستید دلیل کافی برای شک داشتن به او نیست.
این نکات نابودکنندههای زندگی زناشویی هستند. سعی کنید این کارها را از زندگی خود
خارج کنید ، خواهید دید که چه زندگی خوبی پیدا خواهید کرد.
هیچ
میدانستید خراب کردن یک زندگی راحتتر از ساختن آن است. برای در امان ماندن از
نابودی زندگی این روشها را که در زیر به آن اشاره میشود اصلا به کار نبرید. به
نظر میرسد بعضی از این موارد بلافاصله
لطمهای به رابطه نمیزنند اما دیر یا زود اوضاع بدتر خواهد شد. اگر فکر میکنید یکی از کارهای زیر را انجام میدهید قبل از اینکه خیلی دیر شود ، سعی کنید این عادت خود را کنار بگذارید.
گفتگو نکردن : این جمله که گفتگوی مناسب و خوب بین زوجین ضروری است ، تقریبا تبدیل به کلیشه شده اما واقعا جمله درستی است. شما باید با یکدیگر در مورد احساسات، نظرات، چیزهایی که دوست دارید یا دوست ندارید ، ترسها و آرزوهایتان صحبت کنید. تا آنجایی که به عنوان یک زوج ، به طور کامل یکدیگر را بشناسید باید روشن و صادقانه با یکدیگر گفتگو کنید.
خودخواه بودن : فقط فکر کردن به خودتان، نیازها و خواستههایتان و کارهایی که باید
انجام دهید ، ممکن است باعث مشکل شود. مادامی که ازدواج میکنید « من » تبدیل به «
ما » میشود. به احساسات، نیازها و خواستههای طرف مقابلتان توجه کنید. هرگاه در
این موارد دچار شک شدید از همسرتان سوال کنید ، هرگز خیال نکنید همه چیز را در مورد
احساسات، نیازها و خواستههای او میدانید.
کینه به دل گرفتن : رنجیدن خیلی زود تبدیل به عصبانیت میشود و عصبانیت به همان سرعت تبدیل به دلخوری خواهد شد. روی دلخوریها و عصبانیتهایتان تمرکز کنید و طرف مقابل را ببخشید. اگر همیشه از طرف مقابل خشمگین باشید در آخر فقط به خودتان صدمه خواهید زد. با شریک زندگی خود صحبت کنید و سعی کنید مشکل را برطرف سازید. بخشیدن طرف مقابل رابطهتان را نزدیکتر و دلپذیرتر میکند.
خیانت کردن : بعد از ازدواج هر دو طرف در قبال هم مسوول هستند ، پس اگر میدانید
رابطه شما با افراد خاصی باعث ناراحتی همسرتان میشود ، هرگز سعی نکنید او را آزرده
کنید.
تمام وقتهای خود را با یکدیگر گذراندن : وقتی ازدواج میکنید به طور قطع بیشتر ساعات شبانهروز را با یکدیگر خواهید بود. وقتی ساعت کار خارج از منزل هر دو شما تمام میشود خیلی خوب است که ساعات مفیدی را با یکدیگر بگذرانید. به هر حال، به هیچ وجه درست نیست همه اوقات فراغتتان را با همسرتان سپری کنید. سرگرمیای برای خود درست کنید که طرف مقابل دوست ندارد یا کمتر به آن علاقه دارد ، با دوستان همجنستان بیرون بروید یا در تنهایی تمدد اعصاب کنید. یک ضربالمثل قدیمی میگوید: دوری اشتیاق را بیشتر میکند. اگر برای مدت کوتاهی در دسترس یکدیگر نباشید، دیدن یکدیگر یک جرقه خوشایند خواهد بود.
هرگز مصالحه نکردن : ازدواج نوعی بده بستان است. توافق در زندگی زناشویی باید به یک امر عادی تبدیل شود. هر کدام از زوجها باید در بیان احساساتشان آزاد باشند و براساس یک توافق دوجانبه هر بار یکی از طرفین کوتاه بیاید. علاوه بر این، در بعضی از تصمیمات، شما میتوانید با توافق یکدیگر از بین نظرات ارائهشده یکی را انتخاب کنید یا طوری برنامهریزی کنید که از نظر هر دو طرف استفاده شود.
هدر دادن بودجه مالی : خرید غیرمسوولانه باعث به وجود آمدن مشکلات اساسی خواهد شد. بهتر است یک حساب مشترک با همسرتان داشته باشید (شما باید به یکدیگر اعتماد کنید) و در مورد نحوه خرج و مخارج خانه به طور متناوب با یکدیگر گفتگو کنید (گفتگو نه دعوا). مصالحه در این موقعیت به شما کمک زیادی میکند. هرگز بدون مشورت با همسرتان، تصمیمات مهم مالی نگیرید ، این یک اشتباه است.
حسودی بیش از اندازه : اگر شما احساس ناامنی میکنید و فکر میکنید همه چشمها به دنبال همسر شماست یا همسر شما به دنبال دیگران است، باید در مورد این رابطه دوباره فکر کنید. به همسرتان اعتماد کنید. اعتماد به نفس شما و اعتماد به طرف مقابل، جذابیت شما در چشم همسرتان را دوچندان میکند. هرگز به همسرتان شک نکنید مگر اینکه دلیل واقعی برای سوءظن داشته باشید. این حقیقت که تصور میکنید شما فرد مناسبی برای همسرتان نیستید دلیل کافی برای شک داشتن به او نیست.
این نکات نابودکنندههای زندگی زناشویی هستند. سعی کنید این کارها را از زندگی خود
خارج کنید ، خواهید دید که چه زندگی خوبی پیدا خواهید کرد.

اگر شخصیت افراد را بر اساس مزاجها تنظیم کرده و زندگی با فهم مزاجها همراه باشد، نتایج بسیار خوبی را به همراه خواهد داشت.
دکتر حمیدالله افراسیابیان در چهارمین همایش طب اسلامی و سنتی که در ارومیه برگزار
شد، اظهار
کرد: طب سنتی، طب بسیار عمیق و عظیمی بوده که در آن شناخت انسانها براساس طبیعت یا
مزاج آنان صورت می پذیرد.
وی به عوامل استقبال مردم از طب سنتی اشاره کرد و افزود: داروهای استفاده شده در طب سنتی عوارض بسیار کمتری نسبت به داروهای شیمیایی داشته و دسترسی به آنان بسیار راحتتر است و عامل دیگر استقبال مردم از این طب این است که مردم اعتماد خود را نسبت به تئوری های طب جدید از دست دادهاند.
این مدرس طب سنتی به عناصر تشکیل دهنده بدن انسان اشاره کرد وگفت: در طب نوین بدن انسان از 105 تا 106 عنصر تشکیل شده است اما در طب سنتی بدن انسان و کل کاینات از چهار ماده اصلی آب (سرد و تر)، باد (گرم و تر)، آتش(گرم و خشک) و خاک (سرد و خشک) تشکیل یافته است که اگر رابطه و تنظیم این عناصر به هم بخورد، سبب ایجاد بیماریهای مختلف در افراد خواهد شد.
این دکتری علوم پزشکی، ویژگیهای طبایع چهارگانه بدن را برشمرد و تصریح کرد: برخی افراد دارای طبع بهاری یا دموی (گرم و تر) بوده و حجم خون در آنها بالاست، با اشتها غذا میخورند، چاق و درشت اندامند و چهرهای قرمز رنگ دارند.
وی افزود: دمویها به لحاظ شخصیتی بسیار دوست داشتنی، مهربان، اجتماعی و برون گرا هستند، دارای حرکاتی سریع و بسیار اجتماعیاند؛ این افراد قدرت جنسی بالا و همیشگی داشته و بیشتر از دیگر افراد مستعد ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی و سکتههای مغزی هستند و باید از غذاهایی با طبع لطیف برای کاهش غلظت خون خود استفاده کنند.
وی ادامه داد: دمویها میتوانند در رشتههای هنر و پزشکی بسیار موفق باشند.
این عضو هیات علمی دانشگاه به ویژگی افراد صفراوی مزاج یا تابستانی اشاره کرد و گفت: صفراویها (گرم و خشک) عصبی و کم خواب هستند و دیر چاق میشوند، معده شان هضم بسیار خوبی دارد و دارای استخوان بندی واضح، هوش بالا و سرعت عمل زیادی هستند؛ این افراد برون گرا و اجتماعی بوده و علی رغم رشد سریع موها افراد کم مویی هستند.
وی افزود: تابستانیها چون دارای بدن گرمی هستند از عوارضی چون خشکی دهان رنج می برند.
عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی خصوصیات افراد سوداوی مزاج را نیز برشمرد و گفت: کسانی که دارای طبع پاییزی (سرد و خشک) بوده، لاغر اندام و پرمویند و حرکاتی کند و بافت عضلانی کمی دارند، آنان خوشخواب بوده اما اشتهای چندانی ندارند و زود سیر میشوند. سوداویها شخصیتی بسیار حساس، دقیق، منظم، قضاوتگر و زود رنج دارند.
وی در ادامه به ویژگی بلغمیها اشاره کرد و اظهار داشت: افراد زمستانی یا بلغمی به علت سرد و تر بودن طبع دارای چربی زیادی در بدن بوده و مستعد چاقی هستند، آنان دارای پوستی سفید، حرکاتی کند و از لحاظ روحی و روانی تمایل به تنهایی دارند. بلغمیها در جمع افرادی آرام و ملایم هستند. تمایلات جنسی چندانی ندارند. این افراد در رشته های تاریخ، جامعه شناسی و روانشناسی میتوانند موفق باشند.
افسردگی و بی خوابی نتیجه غلبه بلغم است
وی همچنین افزود: بیماریهای شایعی مانند ام اس، افسردگی و بی خوابی، ضعف اعصاب، آرتروز، درد معده و غیره، نتیجه غلبه بلغم بوده و با استفاده از مواد غذایی با طبع گرم و خارج شدن سردی، به تدریج میتوان بر این بیماریها غلبه کرد.
دکتر افراسیابیان به عوامل شش گانه موثر در بروز بیماریها و سلامتی از دیدگاه طب سنتی و اسلامی اشاره کرد و گفت: به طور کلی در طب سنتی، شش عامل که به سبک زندگی معروف هستند در سلامتی و بیماری افراد موثر است.
وی با بیان اینکه استفاده از غذا و نوشیدنیهای سالم عامل مهمی در سلامتی افراد است، خاطرنشان کرد: اگر افراد سوداوی از غذاهایی با طبع سرد استفاده زیادی کنند، دچار غم و غصه شده و اگر افراد افسردهای باشند، بیماری آنان تشدید خواهد شد.
وی ادامه داد: اگر این افراد از ترکیب سرکه و عسل و نوشیدنیهای سالم استفاده کنند، اثر خوبی بر کبد خود بر جای خواهند گذاشت.
اضطراب و غم و غصه بیماریهای سردی هستند
این دکترای علوم پزشکی به حالات روحی و روانی و تاثیر آن در سلامتی اشاره و اذعان کرد: اضطراب و غم و غصه بیماریهای سردی هستند و اگر به طور مداوم این حالات تکرار شود، نیروی دفاعی بدن تضعیف شده و فرد ممکن است به بیماری سرطان مبتلا شود.
افراسیابیان به اهمیت آب و هوای سالم اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: هوای پاکیزه نقش مهمی در سلامتی افراد بر عهده داشته و اگر هوای تنفسی حاوی سرب باشد روی قند خون تاثیر گذاشته و ضریب هوشی افراد را پائین می آورد.
وی با اشاره به اهمیت تحرک در سلامتی گفت: از نظر طب سنتی زندگی یعنی گرما و رطوبت و اگر در طی روز حداقل بیست دقیقه وقت خود را به ورزش اختصاص دهیم گرما و نشاط ایجاد میشود ولی اگر اکثر اوقات را پشت میز بگذرانیم سردی غلبه میکند و کسل و چاق خواهیم شد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه به اهمیت دفع و احتباس را اشاره کرد و گفت: دفع مواد زائد بدن بسیار مهم بوده و مدت طبیعی آن یک ساعت پس از غذاست و اگر این مواد به موقع از بدن دفع نشود فرد دچار یبوست شده که مادر تمام بیماریهاست.
وی با بیان اینکه میزان خواب و بیداری نیز در سلامتی افراد موثر بوده و در افراد مختلف با توجه به مزاجها متغیر است، افزود: افراد دموی مزاج به علت رطوبت مغز روزانه 7 یا 8 ساعت میخوابند ولی بالعکس سوداویها به جهت خشکی مغز (مانند افراد مسن) کم خواب و دچار اختلالاتی درخواب هستند.

این جمله معمولا در پایان یک بحث می آید وقتی که یک شخص، عصبانی و ناامید از اینکه نتوانسته نظرش را تحمیل کند این جمله را می گوید: موافقی که بحث را تمام کنیم؟
تا به حال چندبار این عبارت را شنیده اید؟ این جمله معمولا در پایان یک بحث می آید وقتی که یک شخص، عصبانی و ناامید از اینکه نتوانسته نظرش را تحمیل کند این جمله را می گوید: موافقی که بحث را تمام کنیم؟
این جمله به این معنی نیست که ما فقط از بحث های مهم دست برداریم و سپس خشم،
ناراحتی، و ناامیدی حاصل از آن را با خود همراه کنیم. همچنین به معنی تسلیم و متاسف
شدن نیست یا حتی به معنی این نیست که ما مرتکب اشتباهی شده ایم.
بلکه به این معنی است که ما به این نتیجه رسیده ایم که نمی توانیم چشم در چشم همدیگر بحث کنیم و بهتر است که در بعضی مسائل کوتاه بیاییم. نکته جالب این است که ما می توانیم این جمله را درمورد دوستان، معلم، غریبه ها و حتی رئیسمان به کار بریم اما به ندرت می شود این جمله را درمورد خانواده و همسرمان به کار بریم. بعضی از ما به دلیل اینکه با هم ازدواج کرده ایم یا فامیل هستیم باید نسبت به همه چیز موافقت کنیم.
به همین شکل، وقتی ما نمی توانیم چشم در چشم کسی نظر مخالفمان را بگوییم، به این معنی نیست که یک نفر درست و نفر دیگر اشتباه می گوید. بحث کردن در چنین مواردی مثل این است که از چندنفر بپرسیم زیباترین رنگ رنگین کمان کدام است؟ مسلم است که بعضی ها آبی را ترجیح می دهند درصورتی که بقیه قرمز را می پسندند. این موضوع بستگی به نوع افراد دارد. همه ما نظرات مختلفی در مورد پیرامون مان داریم.
خاتمه داده به بحث به معنی پایان بخشیدن به یک بحث یا دور شدن از بحث برای متقاعد
کردن طرف مقابل نیست. بلکه با این کار به دیگران می گویید که شما از احترام خاصی
برخوردارید و با احترام به طرف مقابل اجازه ادامه دادن به صحبت هایش را می دهید.
حتی دونفر که همدیگر را دوست دارند نسبت به موارد گوناگون نظرات مختلفی دارند و با
هم اختلاف نظر دارند که حتی بعضی از این موارد را نمی توان تغییر داد. خاتمه دادن
بحث و کوتاه آمدن به این معنی است که طبیعی است که ما با هم اختلاف نظر داشته باشیم
و همیشه این اختلاف نظرهاست که پیشنهادات جدیدی را در زندگی به افراد می دهد.
کوتاه آمدن در بحث همچنین به معنی این است که ناراحت و عصبانی شدن بی فایده است مخصوصا درمورد نظراتی که شما نمی توانید آنها را تغییر دهید. وقتی ما تصمیم می گیریم که کوتاه بیاییم و بحث را رها کنیم، این حقیقت را پذیرفته ایم که نگرش و دیدگاه ما متفاوت از دیگران است و به سمت جلو درحال پیشرفت هستیم. رها کردن بحث نشاندهنده این است که ما برای سلامتی مان ارزش قائل هستیم علاوه بر این اجازه نمی دهیم چیزهای کوچک ذهن ما را درگیر کند و با این کار برای خودمان و طرف مقابل احترام قائل می شویم.
رها کردن بعضی از بحث ها و پافشاری روی بعضی اختلاف نظرها از مهارتهای ارتباطی مهم است. اگر ما بعضی از بحث ها را رها کنیم فقط به خاطر اینکه بهتر به نظر برسیم، آزادی بیان و اعتماد به نفسمان را از بین برده ایم و درمورد رابطه مان با طرف مقابل مردد و خشمگین می شویم. در زندگی مسائلی وجود دارد که باید به خاطرش مبارزه کرد و بعضی مسائل هم ارزش بحث کردن و انرژی گذاشتن ندارد. کشف کردن تفاوت این دو باعث می شود که ما یک شریک زندگی خوبی برای همسرمان و دوست خوبی برای اطرافیانمان باشیم.

بسیاری از افراد بدون هیچ شناختی با یکدیگر پیوند زناشویی می بندند، درحالیکه حتی از شیوه ارتباط با یکدیگر و خصوصیت عمومی مردان و زنان نیز آگاهی ندارند. نکات زیر به ما کمک می کند تا شناخت بهتری از همسرمان داشته باشیم و از تنش های احتمالی در روابط پیچیده امروزی در خانواده پیشگیری کنیم.
آنچه زن ها باید بدانند:
مردان این روزگار از زنان خود چیزی بیش از یک کدبانوی خانه دار و مراقبت فرزندانشان انتظار دارند. مردها از زنان می خواهند تا در زمینه های عاطفی و احساسی از آنها حمایت کنند.
زن عاقل از تلاش های شوهرش برای راضی کردن او قدردانی می کند.
وقتی مرد، خشمگین و ناراحت یا رنجیده است، مجاب کردن او با بحث و گفت وگو، بی مورد است.
وقتی مردی به تکرار از علاقه زنش به خود مطلع شود، سالم و قدرتمند باقی می ماند (مردان در این مورد به اشتباه احساس بی اعتنایی می کنند)
واکنش های صمیمی زن و ابراز تشکر و امتنان چونان آینه ای است که تصویری درخشان را منعکس می سازد.
مردها اغلب به آنچه در وجودشان می گذرد، توجه نمی کنند و آن را بروز نمی دهند.
در چرخه صمیمیت؛ نزدیک شدن، دور شدن، دوباره نزدیک شدن و فاصله دوباره، عشق را محکم تر می کند.
از نشانه های بیرون آمدن از مرحله تنهایی مرد، گرفتن دست همسرش و همچنین صحبت کردن با او است.
مرد زمانی احساس علاقه می کند که زنش از کارهای او تشکر کند.
اگر می خواهید همسرتان اصلا ح شود، او را همان طور که هست بپذیرید.
به اشتباه گمان می کنیم که همسرمان باید مانند ما بیندیشد و احساس کند.
پند و اندرز و راه نشان دادن به مرد تنها در صورتی می تواند مفید باشد که مرد مستقیما این را از همسرش بخواهد.
بزرگترین اشتباه زن در رابطه زناشویی این است که نیازهایش را به همسرش اطلاع ندهد.
زنان اغلب مقاومت همسرشان را در کمک کردن، اشتباه ارزیابی می کنند.
وابستگی بیش از اندازه به همسر هرگز درست نیست.
مردها می خواهند تمجید و تحسین شوند.
اغلب زن ها متوجه نیستند که بی اعتمادی آنها نسبت به همسرشان تا چه اندازه آنها را رنج می دهد.
خواسته هایتان را از رابطه خود با همسر مطرح کنید و این تصور را نداشته باشید که همسرتان از آنچه در ذهن شما می گذرد، آگاه است.
اگر در برابر احساسات همسرتان مقاومت کنید، احتمالا در برابر این احساسات در درون خود مقاومت می کنید.
نگویید من مخالفم، بگویید؛ من فکر می کنم … به نظر من…
زنان با درک نیازهای عاطفی همسرشان، می توانند از منبع نارضایتی او آگاهی بیشتری به دست آورند.
سه نشانه تنش در مردها عبارت است از: پس کشیدن، غر و لند کردن و سکوت نمودن.
مردها همسران خنده رو را دوست دارند.
آنچه مردها باید بدانند:
زنان روزگار ما دیگر نیاز چندانی به این ندارند که همسرشان در زمینه های مالی و فیزیکی از آنها حمایت کنند. به جای آن، یکی از خواسته های مهم آنها این است که در زمینه های احساسی و عاطفی مورد حمایت قرار بگیرند.
شوهر عاقل، پیوسته با کارهایش به زن می گوید که موجودی منحصر به فرد است و به همسرش می گوید که او را دوست دارد و این همان چیزی است که زن به آن احتیاج دارد.
زنان می خواهند شنونده ای داشته باشند که به حرفشان گوش دهد.
هر چه فشار روحی بر زن بیشتر شود، آرام گرفتن و لذت بردن از امور خوشایند زندگی، برایش دشوارتر می گردد.
بیاموزیم که در مواقع دشوار و طوفانی، همسرمان را دوست بداریم.
وقتی زنی احساسات خود را در میان می گذارد، بدون توجه به شدت خشم و اتهاماتی که می بندد، در واقع خواهان همدلی است.
مردها صرفا با گوش کردن به احساسات منفی زن از آنها موجوداتی مقبول تر و مثبت تر می سازند.
علت اصلی کاهش علا قه زنان به همسرشان این است که به قدر کافی درک نمی شوند.
زنان به رفتار محبتآمیز بها می دهند و چنین رفتاری برآنان در هر حالتی تاثیر فراوان دارد.
زنان برای ابراز محبت، به مقدماتی احتیاج دارند و مردها گاه به اشتباه گمان می کنند که همسرانشان آنها را دوست ندارند.
زن به موج شبیه است و با رفتارهای همسرش حرمت نفسش مانند موج بالا و پایین می رود.
مرد نیاز دارد که همسرش از کار مفیدی که انجام داده، تشکر و قدردانی کند.
وقتی مرد، همسرش را تایید می کند، متقابلا مورد تایید او قرار می گیرد.
مرد، روزانه به مدت بیست دقیقه باید به شکلی به همسرش توجه کند که انگار برای رییسش کار می کند یا به مشتری خویش خدمت می کند.
برای زنان ارتباط برقرار کردن صرفا به معنای در میان گذاشتن اطلاعات نیست بلکه به معنای در میان گذاشتن عواطف و احساساتشان است.
زنان در خواندن ذهن، مهارت بیشتری دارند.
احساس امنیت خاطر بهترین و شیرین ترین چیزی است که مرد می تواند به همسرش بدهد.
زن ها در صورتی شاد می شوند و احساس خوشبختی می کنند که احساس کنند، نیازشان برآورده خواهد شد.
زنان دوست دارند که از همسرشان نامه های محبت آمیز دریافت کنند.
زنان، همسران انفعالی و تابع را دوست ندارند.
ارتباط مستقیم چشمی در گفت وگوی دوطرفه برای زنان بسیار مهم است.
زنان به مهر و محبت همسرشان احتیاج دارند.
مردها به هنگام گفتن مشکلات از طرف همسرشان دچار اشتباه می شوند. تصور می کنند که همسرشان از او انتقاد می کند.
به هنگام باز کردن در ماشین مردها باید پیش قدم بشوند. با این کار می توانند مهر و محبت خود را به همسرشان نشان دهند.
تو گوش نمی دهی! گفتن این جمله از سوی زنان، یعنی: تو به من توجه کامل نداری.
وقتی زنان با همسرشان به بیرون از منزل (طبیعت، سینما، پارک و…) می روند احساس خوبی به آنها دست می دهد و می توانند بر مرد تاثیر بگذارند.
نیازهای اصلی زنان عبارتند از: توجه، درک، احترام، محبت، تایید و دریافت اطمینان خاطر.
وقتی به زن، اعتماد و اطمینان خاطر می دهید، به او می گویید که پیوسته مورد مهر و محبت است.
مرگ یک زندگی زناشویی در چهار مرحله اتفاق می افتد: مقاومت، رنجش، بی اعتنایی، سرکوب.